راهنمائی و مشاوره
پنجره ای رو به فردا
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
برخی از مواد غذایی باعث سوزاندن چربی‌های بدن می‌شوند که بهتر است در وعده‌های غذایی مصرف شوند.
 
کلم
کلم تصفیه کننده خون است و اکسیری است که دوای همه دردهاست؛ در واقع دردی نیست که در مقابل کلم دوام آورد.
 
برگ کلم دارای مقدار زیادی کلسیم و گوگرد است و به علت داشتن آهک زیاد، ارسنیک و ید یکی از غذاهای بسیار عالی و مفید است که برای درمان سستی استخوان، سل و کم خونی نظیر ندارد.
 
در کلم، املاح سولفات، نیترات دوپتاس و اکسیدهای آهن وجود دارد و به دلیل گلوکوزینولات برای پیشگیری از سرطان روده بهترین است و اثبات شده که کلم یک چربی سوز واقعی است.
 
بادمجان
بادمجان غنی از فیبر و پکتین است که چربی را جذب می‌کند و در از بین رفتن آن کمک می‌کند؛ در صورت سرخ نشدن برای هضم غذا مفید است.
 
بادمجان دارای خواص زیادی است و غنی از ویتامین‌های B، A، C و مواد معدنی مختلف از جمله کلسیم، فسفر، مس، گوگرد، منیزیم، پتاسیم و آهن است و دارای فیتونوترینت‌هایی است که خاصیت آنتی اکسیدانی فوق‌العاده‌ای دارند.
 
بادمجان دارای خاصیت ضد سرطانی، ضد کلسترول بد خون و ضد ویروسی است؛ این سبزی را می‌توان به عنوان پادزهر برای مسمومیت های قارچ سمی استفاده کرد؛ ضمن اینکه رگ‌ها را باز می‌کند، از خطر سکته قلبی جلوگیری می‌کند و چربی سوز خوبی است.
 
آناناس
آناناس باعث سوختن چربی‌ها می‌شود و کالری این میوه به اندازه کالری سیب است.
 
به گفته دانشمندان این میوه ضد سرطان است و دارای کربوهیدرات، پروتئین، چربی و آب است؛ مواد معدنی آناناس شامل کلسیم، فسفر، آهن، سدیم، منگنز، منیزیم و پتاسیم است.
 
این میوه یک منبع غنی از ویتامین C است و حاوی ویتامین های A، B1 و B2 است.
 
جو دوسر
جودوسر دارای فیبر محلول و نامحلول است و چربی غذاهای دیگر را جذب می‌کند و می‌سوزاند؛ جودوسر معتدل است یعنی نه سرد است و نه گرم؛ به صورت معجزه آسایی کلسترول را کاهش می‌دهد.
 
این گیاه اثر ضد سرطان دارد و استفاده مداوم این گیاه از سرطان جلوگیری می‌کند؛ برای لاغر شدن هر روز جو دوسر بخورید زیر برای لاغری واقعاً فوق‌العاده است.
 
جو دوسر قند خون را متعادل می‌کند و بهترین دارو برای تقویت قلب است مخصوصاً برای اشخاصی که در معرض حمله قلبی هستند البته روده را هم تمیز می‌کند.
 
دارچین
یک جایگزین خوب برای قند است و همچنین تنظیم کننده سطح قند خون (گلوکز) در بدن است و به سوخت چربی کمک می‌کند؛ دارچین اثرات منفی خوراکی‌های پرچرب را کاهش می‌دهد.
 
چای سبز
چای سبز به سوزاندن چربی کمک می‌کند و باعث هضم آن می‌شود؛ دارای آنتی اکسیدان است و غنی از فلاونوئیدهاست که ضد التهاب هستند و باعث جلوگیری از خطر ابتلا به سرطان می‌شود. چای سبز جذب چربی را کم می‌کند.
 
توصیه‌ها:
غذاهای غنی از فیبر مانند میوه‌ها، غلات کامل، عدس و .. را بیشتر مصرف کنید؛ سعی کنید در روز  45 دقیقه ورزش کنید زیرا از ذخیره شدن چربی‌ها جلوگیری می‌کند.

فارس
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳

دیوید برلو" نگاه جالبی به موضوع دارد. از دیدگاه او کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. مانند این که زن خوشبختی را چیزی می داند و شوهرش معنای دیگری از آن دارد. عصرایران ؛ محمدسعید روزبه - در کتاب ارتباط شناسی دکتر محسنیان راد داستان جالبی نوشته شده است. حتماً به خواندنش می ارزد:

« فرض کنید پسری در خانواده ای مسلمان با اعتقادات مذهبی بسیار استوار متولد شود. آنها در نقطه ای در یک شهر پرجمعیت زندگی می کنند و ساکن آپارتمانی کوچک هستند.

هزاران رویداد کوچک و بزرگ، زندگی پسرک را تشکیل می دهد. مثلا وقتی خیلی کوچک بود، یک روز بارانی با مادرش از خیابان عبور می کردند. پسرک در یک لحظه که مادرش مشغول صحبت خودش را به سگ کوچکی رساند. سگ به او نزدیک شد و بدنش کمی به لباس پسرک مالیده شد.

آن روز تمام لباس های او شسته و تطهیر شد. به او توضیح داده شد که سگ حیوان کثیف و نجس است. بعدها پسرک شاهد لولیدن سگ های ولگرد توی کوچه ها و آشغال های شهر بود.

وقتی حدودا دوازده ساله بود، یک روز سگی برادر کوچکش را گاز گرفت. او به شدت گریه می کرد و گفته شد که باید به او آمپول هاری تزریق کنند.

بعدها که بزرگ تر شد، رابطه بین چند بیماری و بزاق سگ را در چند جا مطالعه کرد؛ ضمن آنکه رساله های مذهبی نیز اطلاعاتی در این مورد به او می داد.

اجازه بدهید او را بگذاریم و به سراغ فرد دیگری برویم.

دخترک در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد. شغل اصلی پدرش گله داری بود. همیشه حداقل دو سگ، نگهبان گله آنها بودند. وظایف افراد خانواده مراقبت از شرایط مساعد برای زیست گله و ضمنا سگ های نگهبان گله بود.

 برخی روزها که پدرش با اسب از خانه بیرون می رفت اگر دیر می کرد سگ وفادار خانواده، پشت در انتظار مرد خانه را می کشید و وقتی صدای آشنای اسب او را می شنید با هیاهو دیگران را مطلع می کرد و پدر وقتی وارد می شد دستی به سر و روی سگ می کشید.

یادش می آید که یک روز برادر کوچکش توی باطلاقی افتاد و در حالی که او از ترس جیغ می کشید، سگ خانواده خودش را داخل آب انداخت و کودک را نجات داد.

 این دو کودک را که خاطره هایی از دوران کودکی آنها خواندید برای چند سال رها می کنیم. کاری نداریم که چگونه با یکدیگر آشنا شدند و ازدواج کردند. حالا از آن ازدواج چند سال گذشته است. به مکالمه آن دو توجه کنید. (به عمد سخنان هر یک را با شماره ردیف مشخص کرده ایم.)

1- زن: به نظر من باید فکر کرد. اگر این بار هم دزد بیاید معلوم نیست چکار می خواهیم بکنیم.

2- مرد: اون یک دفعه هم، دزد اشتباهی خونه ما را انتخاب کرده بود. ما که چیز پر ارزشی نداریم.

3- زن: به هر حال همین که داریم نتیجه سالها زحمت ماست. اگر نباشد، اگر یک تکه اش کم شود، هزار مشکل به وجود می آید.

4- مرد: میدم چفت و بست بیشتری برای در درست کنند.

5- زن: اگر از روی دیوار آمد چی؟

6- مرد: می توانم روی دیوار هم بدهم نرده بکشند.

7- زن: چطوره یک سگ بیاریم.

8- مرد: سگ بیاوریم! کجا نگهش داریم؟

9- زن: خوب معلومه توی خونه؟

10- مرد: سگ کثیفه

11- زن: خوب می شوییمش

12- مرد: احمق، مگر سگ را می شویند؟

13- زن: خوب بله می شویند. چرا فحش می دی؟

14- مرد: ...

15- زن: ... »

همه ما کما بیش با چنین مشکل مواجه بوده ایم ؛ البته نه درباره خرید یا عدم خرید سگ بلکه با مشکلی به نام "تبدیل یک مسأله مشترک به یک اختلاف" یا "سوء تفاهم" .

فرمول ساده جلوگیری از سوء تفاهم در ارتباطات خانوادگی و اجتماعی

بار دیگر به قصه فوق برمی گردیم. ظاهر قضیه این است که هم زن و هم مرد، درباره یک موضوع واحد صحبت می کنند، هر دو می دانند که سگ چیست و اگر نفر سومی هم به حرف هایشان گوش کند، سگ را با حیوان دیگری اشتباه نخواهد کرد.

این اما تمام قصه نیست ؛ واقعیت این است که هر کدام از آن دو، درباره دو حیوان کاملاً متفاوت صحبت می کنند: مرد درباره یک "موجود نجس خطرناک" حرف می زند و زن درباره یک "موجود وفادار مهربان" ؛ فقط اسم و شکل این دو موجود شبیه هم است.

بخش عمده ای از اختلافات ما در زندگی خانوادگی و اجتماعی ناشی از تفاوت معناهایی است که در کلمات دچار آن هستیم و این ، البته امری طبیعی است.
واژه "مادر" برای کسی که از مهر مادری به تمام معنا برخوردار بوده ، با کسی که مادری معتاد و بی مسؤولیت داشته که فرزندش را به کار اجباری یا فحشا وا می داشته است تا خرج اعتیادش را در آورد، یکسان نیست.
واژه شراکت، برای کسی که بهترین تجربیات کاری و تجاری را با شریکش داشته ، با کسی که شریکش به او خیانت کرده و اموالش را برده است، یک واژه واحد قلمداد نمی شود.
 کسی که فکر می کند برای بهبود رفتار فرزند، باید او را "تنبیه" کرد با کسی که مکانیزم "انتخاب" را در تعامل با فرزندش انتخاب می کند، در تعبیر کلمه "تربیت" با هم متفاوت اند و ... .

"دیوید برلو" -که از نامداران علم ارتباطات انسانی است- نگاه جالبی به موضوع دارد. از دیدگاه او کلمات به تنهایی معنایی ندارند، معنا در درون انسان هاست. انسان ها معنای خود را بر کلمات بار می کنند و سپس کلمات را به سمت یکدیگر روانه می سازند.

اشتباه بزرگ ما می تواند این باشد که کلمات را بدون توجه به گوینده کلمات دریافت و معنی کنیم. در چنان صورتی خطر سوء تفاهم همیشه وجود دارد. این خطر به ویژه در کلماتی که معنای انتزاعی دارند بیشتر است. مانند این که زن خوشبختی را چیزی می داند و شوهرش معنای دیگری از آن دارد. بنابراین ، هر کدام از آنها، بر اساس معنای خود از خوشبختی می کوشد دیگری را خوشبخت کند ولی نتیجه ، هرگز مطلوب نیست. 
در چنین وضعی زن با خود می گوید: "من که تمام تلاش خودم را برای خوشبخت کردن همسرم انجام می دهم ولی انگار او اصلاً نمی بینید." مرد هم دقیقاً همین ها را با خود می گوید و شکاف میان آن دو ، روز به روز بیشتر می شود

حال از این بحث چه نتیجه عملی برای زندگی می توان گرفت؟
در پاسخ، این سه نکته را می توان به طور خلاصه مطرح و بحث را جمع بندی کرد:

1 -همیشه یادتان باشد که کلمات، به خودی خود الزاماً معنا ندارند. کلمات (به خصوص انتزاعی ها) همراه با گوینده شان معنی دار می شوند.

2 - قبل از این که درباره حرف های طرف مقابل تان قضاوت کنید، سعی کنید به درک مشترکی از کلمه برسید. برای رسیدن به این درک مشترک، از کلمه عبور کنید و بکوشید نگاهی که طرف مقابل تان به آن کلمه و موضوع دارد را کشف کنید. در این صورت، به جای بحث بر سر کلمه، خواهید کوشید درباره مفهوم آن به نتیجه مشترک برسید.

مثلاً اگر در قصه اول این نوشته، سگ در نظر مرد یک "موجود وفادار مهربان" بود، آن دو هیچ اختلافی با هم نداشتند. متقابلاً اگر زن هم سگ را "موجود نجس خطرناک" می دانست هم اختلافی در بین نبود.
اگر این دو، می دانستند که در پس کلمات، می تواند مفاهیم متعدد و متفاوتی وجود داشته باشد، می توانستند به جای بحث بر سر "سگ" درباره پاکی یا نجسی و خطر سگ و درباره مهربانی و وفاداری اش با یکدیگر حرف بزنند.
مثلاً اگر زن می دانست که در نظر همسرش، سگ یک موجود نجس و خطرناک است، می توانست راهی برای نجس نشدن خانه و زندگی شان از دست سگ ارائه دهد و درباره خطر سگ هم به او یاد بدهد که چگونه می توان از خطر او در امان ماند. در این صورت شاید مرد می پذیرفت که برای حفاظت از خانه شان یک سگ بخرند.

3 - همیشه به یاد داشته باشید که ممکن است آنچه شما می گویید یک چیز باشد و آنچه طرف مقابل دریافت می کند، چیز دیگر.
فراموش نکنید که پیام ارسالی الزاماً مساوی پیام دریافتی نیست و این ، منشأ بسیاری از اختلافات است.
 بنابراین باید تلاش کنید مفهوم آن کلمه را به همان شکلی که در ذهن تان هست بیان کنید. مثلاً در قصه اول، در کنار این جمله که "من با خریدن سگ مخالفم" باید توضیح داده می شد که از نظر من، سگ حیوان نجس و خطرناکی است که نباید وارد خانه شود.

در مثالی دیگر، زن و شوهر به جای این که همدیگر را متهم کنند که "تو بلد نیستی فرزندمان را خوب تربیت کنی"، باید ابتدا معنایی که از تربیت در ذهن خود دارند را بیان کنند. مثلاً یکی از والدین می تواند بگوید: "به نظر من ، برای این که فرزندمان فلان کار را انجام ندهد، بهتر است با با نقل قصه ای عواقبش را به او گوشزد کنیم. این به نظر من ، می تواند یک گام برای تربت اصولی فرزندمان باشد."

از اینجای بحث به بعد، دو طرف یکدیگر را متهم نمی کنند که اصلاً تربیت کردن بلد نیستی بلکه درباره روش های تربیت با یکدیگر صحبت خواهند کرد و این ، یعنی یک گام به جلو و یک گام از اختلاف فاصله گرفتن.
البته شاید درباره روش ها هم با یکدیگر اختلاف داشته باشند ولی حالا که از پوسته کلمات (در اینجا ، تربیت) گذر کرده اند، می توانند منطقی تر و به شکل غیر اتهامی با یکدیگر صحبت و مسأله را حل کنند (در حالی که قبلاً درباره اصل مسأله با هم درگیر بودند.)

با دانستن این مطلب ساده، بسیاری از مشکلات ارتباطی ما اساساً به وجود نمی آیند و یا راحت تر و با هزینه کمتر حل می شوند.

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
آنچه در پاراگراف های مختلف این نوشتار آمده، خلاصه ای از چندین تحقیق علمی در دنیاست؛ به عنوان مثال بند مربوط به تشویق دانش اموزان بر اساس هوش و تلاش ، مربوط به دانشگاه استنفورد است.
توجه: آنچه در پاراگراف های مختلف این نوشتار آمده، خلاصه ای از چندین تحقیق علمی در دنیاست.
به عنوان مثال بند مربوط به تشویق دانش اموزان بر اساس هوش و تلاش ، مربوط به دانشگاه استنفورد است که تصویر صفحات منتشر شده، در این لینک قابل رؤیت است.


عصرایران ؛ محمدرضا شعبانعلی -
نخستین روز سال تحصیلی، خاطره‌ مشترک همه ماست. این روزها، با شادی و لبخند، خاطرات نخستین روزهای مدرسه‌ خودمان را مرور می‌کنیم. اما، اگر کمی فکر کنیم به خاطر می آوریم که آخرین روزهای تابستان، برای بسیاری از ما، آرام و غم‌انگیز بود. چیزی شبیه غروب جمعه‌ها.

احساسی که نسبت به روزهای شروع سال تحصیلی داشتیم و داریم، می‌گذرد. تلخ یا شیرین، در طول زندگی آنقدر شروعها و پایان‌های مهم را تجربه می‌کنیم، که کمتر فرصتی برای به یاد آوردن آن روزها، باقی می‌ماند. اما، آنچه در طول سال تحصیلی روی داده است، برخوردهایی که پدر و مادر و معلم، با ما داشته‌اند، فراموش نمی‌شوند. حتی اگر در ذهن هوشیار ما، باقی نمانند، در ناخودآگاه ما، می‌مانند.
 
رفتارهای خوب، همچون دانه‌ای، جوانه‌ می‌زنند و در سالهای بعد رشد می‌کنند و رفتارهای نادرست،‌ زخم‌هایی به جان ما می‌زنند که اگر در ظاهر، التیام هم بیابد، جای آن را گاه تا پایان زندگی، می‌توان در رفتارها و تصمیم‌هایمان مشاهده کرد.
 
آنچه در اینجا می‌آید، حرف‌های جدیدی نیست. بیشتر از جنس «ذکر» است. بعضی‌ حرف‌ها را باید بارها و بارها گفت و یادآوری کرد. آنقدر زیاد که جدی گرفته شود و اجرا شود. حتی وقتی هم اجرا شد، باید گفت و تکرار کرد، تا اهمیت آنها هرگز به فراموشی سپرده نشود.
 
کاش به فرزندانمان بیاموزیم که شاگرد دوم بودن، چقدر می‌تواند از شاگرد اول بودن، ارزان‌تر باشد. به آنها بگوییم که شاگرد اول بودن از شاگرد دوم بودن بهتر است، اما در تصمیم‌گیری و انتخاب و برنامه‌ریزی برای زندگی، فقط «بهتر» بودن مهم نیست. هزینه‌ی مناسب کردن هم مهم‌ است. اگر پنج ساعت درس خواندن در هفته به نمره‌ی ۱۵ و ده ساعت درس خواندن به نمره‌ی ۱۸ منتهی شود. شاید برای ۱۹ گرفتن بیست ساعت وقت لازم باشد و برای ۲۰ گرفتن چهل ساعت. وقتی که فرزند خود را وادار می‌کنیم که برای ۲۰ تلاش کند و توضیح می‌دهیم که ۱۹ برای تو خوب نیست، به او می‌آموزیم که نصف عمر مفید خود را «صرف بازی رقابت» کند.
 
او بزرگ می‌شود و به خاطر می‌سپارد که دوم بودن خوب نیست. «معاون شرکت» بودن خوب نیست و او باید «مدیر شرکت» باشد. از موقعیت خوب خود، ناراضی می‌شود. او خوب به خاطر دارد که شما تایید کرده‌اید که بیشتر وقت گذاشتن و اول شدن،‌ به همه‌ی سختی‌ها و محرومیتها می‌ارزد و او این بار،‌ همسر و فرزندانش را از حضور خودش در خانه محروم می‌کند. زود می‌رود و دیر بازمی‌گردد.
 
در بین دوستانش، او بهترین خانه یا بهترین ماشین را ندارد و باز یاد شما می‌افتد که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد. پس به سراغ رشوه و فساد می‌رود. چون در کارنامه‌ شغلی‌اش هم، رتبه‌ی نخست و نمره‌ی بیست را می‌خواهد.
 
نگویید که ما گفتیم بیست اما نه به هر قیمتی. گرفتن فرصت بازی و شادی و استراحت و رشد و یادگیری و محدود کردن افق دید فرزندان به صفحه‌ی کتاب، بالاترین قیمتی است که در آن سن، می‌توانستند پرداخت کنند و خوب به خاطر می‌سپارند که اول بودن، به هر قیمتی می‌ارزد.
 
کاش وقتی فرزندمان نمره‌ی هفده را به خانه آورد، به جای اینکه بگوییم بقیه چند شدند و معدل کلاس چند بود، بپرسیم در آزمون قبلی، نمره‌ات چند شده بود؟ وقتی که یاد گرفت، معدل پایین کلاس می‌تواند توجیهی برای نمره‌ی پایین او باشد، در بزرگسالی نیز، رفتارهای نادرست بزرگ دیگران را بهانه‌ای برای رفتارهای نادرست کوچک خود خواهد کرد. او یاد می‌گیرد که وقتی دروغ گفت، در توجیهش بگوید: دیگران هم دروغ می‌گویند. بیشتر از من. او این نحوه استدلال را از ما آموخته است. اما وقتی می‌پرسیم،‌ نمره‌ی قبلی‌ات چند بود، می‌آموزد که هر کس با گذشته‌ی خودش مقایسه می شود. او مسیر رشد و پیشرفت را طی خواهد کرد،‌ بی آنکه جلوتر بودن دیگران، بی‌انگیزه‌اش کند و عقب ماندن اطرافیان،‌ در دلش شادی نهانی ایجاد کند.
 
کاش هرگز از هوش خوب او نگوییم. از تلاش زیادش بگوییم. اگر از هوشش گفتیم،‌ دیر یا زود، با هر شکست یا اشتباه، باور خود را به هوش بالایش و به حرف‌های ما از دست خواهد داد. زندگی جایی نیست که شکست یا اشتباه، اجتناب پذیر باشد. اما وقتی از تلاش زیادش گفتیم، اگر هم شکست یا اشتباه کرد، باورش را به خودش از دست نمی‌دهد. بلکه تصمیم می‌گیرد که بهتر و بیشتر تلاش کند. هر شکستی او را محکم‌تر و پرتلاش‌تر خواهد کرد. ضمن اینکه به تدریج خواهد آموخت، که چیزی باعث افتخار است که برای تلاشش،‌ زحمت کشیده باشد. نه چیزی که با آن، به دنیا آمده باشد.
 
کاش وقتی او به خانه آمد و گفت بالاترین نمره را به دست آورده و خیلی‌ها،‌ در امتحان حتی نمره‌ی قبولی نگرفتند، به جای لبخند و تشویق، بپرسیم: چه شد که قبول نشدند؟ تو هیچ کاری نمی‌توانستی بکنی که نمره‌ی بهتری بگیرند؟ تا او بیاموزد که لذت و افتخار، زمانی معنا دارد که دیگرانی هم باشند که کمابیش در آن شریک شوند. او باید یاد بگیرد که در آینده هم، زمانی از خودرو گرانقیمت خود لذت ببرد، که دیگران، یک خودرو متوسط در اختیار داشته باشند. او باید یاد بگیرد که هیچ کس از متوسط اطرافیانش چندان فراتر نمی‌رود و دانش‌آموزی که معدلش با میانگین کلاس، فاصله‌ی بسیار دارد، یا طرد خواهد شد، یا تنبل.
 
کاش به خاطر داشته باشیم، که مدرسه، در اولویت نخست، تمرین حضور در جامعه است و نه فرصتی برای کسب نمره و مدرک. مهم نیست که معلم به او نمره‌ی درستی داده یا نه. حتی مهم نیست که حقش بیشتر بوده یا کمتر. مهم آموختن این است که چگونه برای گرفتن چیزی که باور دارد حق اوست صحبت می‌کند. مهم این است که یاد بگیرد بین سلطه‌جویی و سلطه‌پذیری، مرز باریکی وجود دارد که انسان بودن از همان نقطه، آغاز می‌شود...

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
از آنجایی که در دوره نوجوانی معیارهای بالای تحصیلی از باارزش‌ترین معیارها به شمار می‌آید (پاچارز و شانک، ۲۰۰۱؛ بندورا و همکاران، ۱۹۹۶؛ ریچارد سون، ۱۹۹۹) بنابراین خودکارآمدی تحصیلی می‌تواند یکی از مهمترین حیطه‌های خودکارآمدی در این سنین به شمار آید.

در جوامع امروز، همه ملت‌ها با هر نظام سیاسی و اجتماعی پیشرفته و در حال پیشرفت، به مسأله آموزش و پرورش توجه دارند و نسبت به دیگر فعالیت‌های اجتماعی بر آن اهمیت بیشتری قائل هستند (خیّر، ۱۳۸۵). زیرا امروز، تربیت فرزندان را از مهمترین نیازهای زندگی اجتماعی می‌شناسند.

یکی از عوامل شخصیت که در کنترل و سازماندهی رفتار فرد مؤثر است خودکارآمدی است. خودکارآمدی «به باورهای افراد درباره توانایی کنترل زندگی به دست خودشان گفته می‌شود» (فتسکو و مککور) خودکارآمدی نقش مهمی در رویارویی فرد با مسائل زندگی دارد. چنانچه براون و انیوی کشف کردند کسانی که میزان خودکارآمدی آنان بالاتر است، هنگامی که با مسائل حل نشده‌ای روبرو می‌‌شوند پایداری بیشتری از خود نشان می‌دهند.

خودکارآمدی اطمینان به توانایی‌های خود در کنترل افکار، احساسات و فعالیت‌هاست و بنابراین بر عملکرد واقعی افراد، هیجانات و انتخاب افراد و سرانجام میزان تلاشی که شخص صرف یک فعالیت می‌کند، مؤثر است (میلیتادو سیونی).

خودکارآمدی بر رفتار فرد بسیار تأثیرگذار است. به عنوان مثال، دانش‌آموز دارای خودکارآمدی سطح پایین ممکن است حتی برای یک امتحان خودش را آماده نکند، زیرا فکر می‌کند که هر اندازه زحمت بکشد فایده‌ای نخواهد داشت. در مقابل، شخص برخوردار از خودکارآمدی سطح بالا در انجام کارها امیدوارتر و موفق‌تر است (سیف، ۱۳۸۶).

قضاوت‌های مربوط به خودکارآمدی به دلیل نقش مهمی که در رشد انگیزش درونی دارد، از اهمیت خاصی برخوردار است. به دلیل این که خودکارآمدی نشان داده است که بر فائق آمدن و استقامت در برابر موانع اثر می‌گذارد (بندورا)

می‌تواند علت مهمی برای عملکرد نسبت به وظایف بین فردی پیچیده باشد (گیست و همکاران). خودکارآمدی ادراک شده به تعداد مهارت‌های شخص مربوط نمی‌شود بلکه به آنچه شخص باور دارد که تحت شرایط خاص می‌تواند انجام دهد مربوط می‌شود (بندورا).

از سوی دیگر، انگیزش پیشرفت از موضوعات روانشناختی است که توجه بسیاری از روانشناسان و متخصصان تعلیم و تربیت را به خود معطوف داشته است. انگیزش پیشرفت عبارت است از نیروی انجام دادن کارها نسبت به استانداردهای عالی.

مک کللند و اتکسنیون نیاز پیشرفت را این‌گونه تعریف می‌کنند: جستجو کردن موفقیت در رقابت با استانداردهای عالی. شخص دارای انگیزش پیشرفت نیرومند می‌خواهد تا در برخی از تکالیف چالش‌انگیز موفق شود (سیف، ۱۳۸۴) شناسایی عوامل مهم و موثر در انگیزش پیشرفت تحصیلی در ارتباط با ویژگیهای آموزشگاهی و اجتماعی افراد کمک شایان توجهی به بهبود وضعیت تحصیلی دانش‌آموزان خواهد کرد.
انگیزش در واقع محرک اصلی و انرژی ایجادکننده رفتار است (گیچ و برلاینر) و اگر عوامل موثر در ایجاد انگیزش پیشرفت تحصیلی شناخته و از آن‌ها به نحو مطلوب استفاده شود، موفقیت‌های شایان توجهی در فرایند آموزش و پرورش و یادگیری و مهمتر از همه استمرار یادگیری ایجاد خواهد شد.

در پژوهشی که نمونه آن از جامعه‌ آماری شامل تمامی دانش‌آموزان پسر مدارس راهنمایی منطقه ۱۶ آموزش و پرورش شهر تهران در سال تحصیلی ۹۰ـ۸۹ بوده، پژوهشگر به این نتیجه دست یافته است که بین خودکارآمدی و مؤلفه‌های آن شامل استعداد، پشتکار، عدم وابستگی اجتماعی، و تفاوت بین فردی با انگیزش پیشرفت دانش‌آموزان پسر دوره راهنمایی همبستگی مثبت وجود دارد.
به بیان دیگر، باورهای خودکارآمدی، که باورها و یا برداشت‌های فرد از توانایی خوش در انجام یک تکلیف است، سبب می‌شود تکلیف مورد نظر بصورت مفید و موثر انجام شود. افراد خودکارآمد به فرایند تفکر و تنظیم افراد خود نظارت دارند، تعهدات و مشکلات را کنترل می‌کنند و با موقعیت‌های تهدیدآمیز و چالش‌برانگیز بیشتر درگیر می‌شوند. آنها مشکلات را چالش می‌بینند نه تهدید، و فعالانه موقعیت جدید را جستجو می‌کنند.

یکی از موقعیت‌های چالش‌برانگیز برای نوجوانان، حوزه تحصیل است. افراد با خودکارآمدی بالا می‌توانند با موقعیت‌های چالش‌برانگیز بیشتر درگیر شوند. آنها با کنجکاوی می‌توانند از راه‌حل‌های مناسب برای حل مشکلات خویش‌ بهره ببرند و از خود استقامت بیشتری برای حل مسائل تحصیلی نشان دهند (بندورا).

از آنجایی که در دوره نوجوانی معیارهای بالای تحصیلی از باارزش‌ترین معیارها به شمار می‌آید (پاچارز و شانک، ۲۰۰۱؛ بندورا و همکاران، ۱۹۹۶؛ ریچارد سون، ۱۹۹۹) بنابراین خودکارآمدی تحصیلی می‌تواند یکی از مهمترین حیطه‌های خودکارآمدی در این سنین به شمار آید.

اگر دانش‌آموزان و دانشجویان باور داشته باشند که با تلاش قابل قبول می‌توانند یاد بگیرند، این دسته از دانش‌آموزان تلاش بیشتر کرده و در مواجهه با مشکلات پافشاری می‌کنند، توجه خود را بر مشکل متمرکز کرده و احساس آرامش و خوش‌بینی بیشتری می‌کنند و از راهبردهای مؤثرتری بهره می‌گیرند. به عبارت دیگر خودکارآمدی، ابزارهای شناختی و انگیزشی را بسیج می‌کند که این نکته نقش مهمی در به کارگیری شیوه‌های مقابله با فشار روانی در افراد خواهد داشت (وول فولک).

به طور کلی، این مهم نیست که یک نفر چقدر توانایی دارد، بلکه این مهم است که یک نفر تا چه حد توانایی «باور کردن خود» را دارد (پاجارز).

منبع: میگنا

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
به نظر می‌رسد مشکلات وسواسی بتدریج کنترل قابل ملاحظه‌ای در زندگی همه افراد خانواده ایجاد می‌کند. روش غذا خوردن، طریقه لباس پوشیدن، روش نظافت و... باید براساس تمایلات فرد وسواسی انجام شود و همسر، فرزندان و پدر و مادر بناچار باید تحمل کنند و غالبا هم هیچ‌کس جرات مخالفت با او را ندارد.
اما این شک‌ها و عادت‌ها بهنجار و دردسرساز نیست و مانعی برای زندگی روزمره به‌وجود نمی‌آورد. فقط زمانی اختلال وسواس تشخیص داده می‌شود که این مشکلات آنقدر شدت یابد که موجب ناراحتی شدید شود و زندگی فرد را با مشکل روبه‌رو کند.

وسواس‌ها نگرانی‌های نسبتا پایداری هستند، افکار یکسان، تخیلات یا تکانه‌های برگشت‌پذیر و لجوج که ناخواسته تکرار و موجب تشویش، ترس و غالبا بروز خجالت در فرد می‌شوند که تلاش‌های او برای فرار از دست آنها در بیشتر موارد با شکست همراه است. اکثر افراد مبتلا به وسواس در رفتارهایشان کند هستند. این افراد برای کارهای ساده وقت زیادی را صرف می‌کنند و تمایل دارند کارها را بدرستی و دقیق انجام دهند و روش انجام کارها نگرانشان می‌کند. آنها به جزئیات اهمیت می‌دهند و درباره آنچه می‌گویند شک و تردید دارند. به طور مکرر پاسخ‌های قبلی خود را با طرف گفت‌وگوی خود مرور می‌کنند تا مطمئن شوند در جزئیات دچار اشتباه نشده‌اند.

معمولا وسواسی‌ها بدخلقی و بدقلقی‌های خاص خود را دارند که برای اطرافیانشان گاهی کسل‌کننده بوده و افرادی نچسب به نظر می‌آیند
. کار و ازدواج فرد وسواسی نیز ممکن است به دلیل تعلل و ناتوانی او در تصمیم‌گیری به خطر بیفتد. چنین فردی ممکن است به دلیل اصرار در این که همه واژه‌ها و محاسبات را به کامل‌ترین شکل انجام دهد و بنویسد، فرصت زیادی را از دست بدهد و نتواند در زمان مقرر گزارش‌ها یا صورتحساب‌ها را تهیه کند و به همین دلیل در محل کار خود دچار دردسر شود. 


به نظر می‌رسد مشکلات وسواسی بتدریج کنترل قابل ملاحظه‌ای در زندگی همه افراد خانواده ایجاد می‌کند. روش غذا خوردن، طریقه لباس پوشیدن، روش نظافت و... باید براساس تمایلات فرد وسواسی انجام شود و همسر، فرزندان و پدر و مادر بناچار باید تحمل کنند و غالبا هم هیچ‌کس جرات مخالفت با او را ندارد.

در نیمی از این افراد شروع نشانه‌های وسواس در پی یک اتفاق تنش‌زا مانند حاملگی، طلاق، مشکلات شغلی، مرگ یکی از نزدیکان یا حتی ازدواج روی دهد. طبیعی است به دلیل ماهیت مشکل‌ساز و سواس اغلب ما در جستجوی راهی هستیم که بتوانیم نگرانی و وسواس را از خود دور کنیم. محققان در پی مطالعات کنترل‌شده به این نتیجه رسیده‌اند که درمان دارویی و رفتاردرمانی و یاری کردن اطرافیان شخص وسواسی تاثیر قابل ملاحظه‌ای در کاهش و رفع علائم وسواس و درمان وی دارد.

گرفتار کدامیک از علائم وسواس هستید

ـ شویندگان و تمیزکنندگان: این دسته افراد به وسواسی از نوع آلوده شدن به وسیله اشیاء گرفتارند و برای پرهیز از هر نوع آلودگی یک یا چند عمل تشریفاتی برای خود قائل می‌شوند مانند شست​وشوی بیش از حد دست‌ها، دوش گرفتن‌های طولانی یا تمیز کردن منزل در ساعات متوالی. هدف اصلی فرد مبتلا، فقط بازگرداندن احساس آرامشی است که از وی سلب شده است.

ـ وارسی‌کنندگان: کسانی هستند که به منظور پیشگیری از بروز حادثه یا فاجعه‌ای به طور افراطی همه چیز را وارسی و بازبینی می‌‌کنند. اگر شما به وسواس وارسی کردن دچار باشید ممکن است دوازده مرتبه اجاق گاز و قفل درها را وارسی کنید، اما هنگامی که باز به در قفل شده نگاه می‌کنید باز هم از قفل شدن آن مطمئن نیستید و اگر شما دچار آداب وارسی کردن باشید ممکن است در حین صحبت به طور مکرر از دیگران بپرسید که به آنها توهین کرده‌اید یا نه. حتی ممکن است به‌خاطر اطمینان از سلامتشان هر هفته چندبار تلفنی با پزشکان تماس بگیرند یا آن‌که با آنان ملاقات کنند.

ـ تکرارکنندگان: اگر شما به وسواس تکرار مبتلا هستید، احساس می‌کنید ناچارید حرکات ساده‌ای را چند بار انجام دهید، شستن بخشی از بدن خود​ یا شانه کردن موهای سر به دفعات زیاد. ممکن است تا زمانی که این حرکات را به همان تعداد انجام ندهید احساس راحتی نکنید. ممکن است احساس کنید دستخط خوبی ندارید و به همین دلیل نوشته‌هایتان را پاره کنید و دوباره بنویسید و در نتیجه در انجام کارهای ساده‌ای مانند ارسال نامه یا نوشتن تشکر نیز مشکل داشته باشید. فردی با وسواس تکرار گرفتار احساس اجبار در شمارش کاشی‌های زمین، کتاب‌های روی قفسه یا میخ‌های روی دیوار می‌شود.

ـ نظم‌دهندگان: کسانی هستند که علاقه دارند آنچه در اطراف‌شان است به شیوه‌ای مطمئن نظم و ترتیبی استوار و محکم به شکلی قرینه داشته باشد. برای مثال نیاز دارند رختخوابشان بی‌نقص و حتی بدون یک چروک باشد یا مثلا قرص‌های مورد مصرف روزانه‌شان را با طرح و نظمی خاص در قفسه قرار دهند و هر بار که دانه‌ای از آن را برمی‌دارند این نظم و ترتیب را به حالت اولیه بازگردانند. معمولا نظم‌دهندگان هنگام مواجهه با بی‌نظمی با یک احساس ناآرامی همه‌جانبه که به صورت غلیان در وجودشان شعله‌ور می‌شود، خود را ناچار به درگیر شدن به یک عمل وسواسی می‌بینند.

ـ انبارکنندگان: این افراد اشیای بی‌ارزش را جمع‌آوری می‌کنند و ناتوان از دور ریختن اشیای به‌دردنخور هستند. اگر شما دچار وسواس اندوختن هستید، بر اثر ترس و وسواس ممکن است چند اتاق پر از روزنامه‌های قدیمی، یادداشت، انواع قوطی، دستمال، لباس و شیشه‌ای خالی داشته باشید. شما این وسایل به‌دردنخور را دور نمی‌ریزید، زیرا می‌ترسید چیزی را دور بریزید که روزی به کارتان می‌آید. یک انبارکننده ممکن است هنگام قدم زدن در خیابان تکه‌های کوچک کاغذ را به امید این‌که شاید روزی به کار آید، جمع‌آوری و در منزل خود انبار کند. در حالی که دیگران متوجه بی‌ارزش بودن این جمع‌آوری هستند، شخص احتکارکننده آنها را بسیار ارزشمند می‌پندارد. بعضی افراد با وسواس احتکار برای سال‌های متمادی به جمع‌آوری روزنامه می‌پردازند که شاید زمانی به مقاله خاصی نیاز پیدا کنند. در موارد شدید خانه این فرد دیگر جای خالی نخواهد داشت.

ـ وسواس بدون اجبار: شما ممکن است به افکار پرخاشگرایانه‌ای دچار باشید که به نظر می‌رسد به زور به ذهنتان راه می‌یابند. گر چه ممکن است آدابی عملی نداشته باشید، اما این افکار وسواسی می‌توانند آن قدر شدت یابند که فعالیت‌های اجتماعی و کار را برای شما غیرممکن کنند. آنها ممکن است دائم نگران این باشند که مبادا کار غیراخلاقی یا نادرستی از آنان سر زده باشد یا این وسواس را دارند که آیا به دیگران دروغ گفته‌اند یا دیگران را گول زده‌اند.

نه تمسخر نه سرزنش

اطرافیان افراد وسواسی معمولا در برخورد با این افراد دچار مشکل می‌شوند. نزدیکان باید این آگاهی را داشته باشند که تا جای ممکن سر به سر فرد وسواسی نگذارند و سعی کنند ذهن بیمار را به مساله یا فعالیت مورد علاقه‌اش مشغول کنند تا از تکرار رفتار او جلوگیری کنند. به طور مثال اگر فرد وسواسی عادت به رفتار تکراری و حاشیه‌پردازی و جزئی‌نگری و تشریفات وسواسی دارد، ذهنش را معطوف ​چیزی کنند تا تمرکز او ​نسبت به رفتار تکراری از بین برود. باید مانع ورود استرس به این شخص شوند و بسیار با احتیاط با او ارتباط برقرار کنند مثلا خبرها و گزارش‌های ناراحت‌کننده ​به او ندهند، مسخره نکنند و حوصله او را داشته باشند. یکی از اشتباهاتی که اطرافیان وسواسی‌ها مرتکب می‌شوند این است که افراد وسواسی را با شماتت و سرزنش می‌کوبند و از این رهگذر می‌کوشند آنها را از رفتار وسواسی بازدارند. 


در نارسایی این روش همین بس که افراد وسواسی علاوه بر این‌که رفتارشان را تغییر نمی‌دهند، حالت دفاعی به خود گرفته و بر عمل خود صحه می‌گذارند.از همه مهم‌تر از افراد دیگر فاصله می‌گیرند و این جدایی و فاصله زیاد زمینه وسواس در آنها را بیشتر می‌کند چه در پنهان و به طور آزادانه تسلیم افکار وسواسی خواهند شد و از این گذشته عمل خود را صحیح و اصولی قلمداد خواهند کرد. بهتر است به جای شماتت و سرزنش این‌گونه بیماران به آنها کمک کنیم تا هر چه زودتر به پزشک معالج مراجعه کنند، زیرا هر چه طول مدت وسواسی بودن آنها زیادتر شود، امکان معالجه‌شان کمتر می‌شود.

شیوه‌های خود ـ یاری رهایی از وسواس فکری در تصمیم‌گیری

1ـ هنگام تصمیم‌گیری به خود تردید راه ندهید. اجازه ندهید افکار منفی بر شما مسلط شود وگرنه نمی‌توانید هیچ کاری انجام بدهید. باید همیشه دیدی مثبت نسبت به توانایی‌های خود داشته باشید.

2ـ ا گر از عواقب احتمالی تصمیم خود هراس داشته باشید، قادر به تصمیم‌گیری نخواهید بود، فکر شکست را از خود دور کنید تا بتوانید بر وسواس خویش غلبه کنید.

3ـ تا زمانی که کاملا به اشتباه بودن تصمیمتان پی​نبرده‌اید، آن را تغییر ندهید، تا رسیدن به نتیجه نهایی حوصله به خرج دهید و هیچ​کاری را نیمه‌کاره رها نکنید. از این شاخه به آن شاخه پریدن هیچ حاصلی دربر ندارد.

4ـ اجازه ندهید دیگران در تصمیم‌گیری شما دخالت کنند، مگر این‌که قصد مشورت داشته باشید. در هر حال بکوشید تصمیم نهایی ـ البته در صورت صحیح بودن آن ـ را خود بگیرید.

5ـ هیچ‌گاه عجولانه تصمیم نگیرید، ممکن است شکست بخورید و شکست زمینه وسواس‌تان را بیشتر می‌کند، به طوری که دیگر قادر به تصمیم‌گیری نخواهید بود.

منبع: میگنا
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
محققان پس از آزمایش بر روی تعدادی از کودکان 7 تا 9 سال گفتند، روزانه یک ساعت ورزش، توانایی و توجه فکری کودکان را افزایش می‌دهد و کمتر حواس آنها پرت می‌شود.

به گزارش فارس، مطالعاتی که اخیراً انجام شده، نشان داده است که یک ساعت ورزش در روز برای سلامت جسمی کودکان و عملکرد ادراکی آنان مفید است.

  محققان یک تیم از دانشگاه ایلینوی، مطالعات خود در مورد فعالیت بدنی کودکان بعد از مدرسه و اثر آن در عملکرد ادراکی دانش‌آموزان را در مجله علمی اطفال منتشر کردند.

این مطالعه توسط استاد «هیلمن» نشان داد عملکرد ادراکی کودکانی که هر روز پس از مدرسه یک ساعت ورزش می‌کنند، افزایش پیدا می‌کند.

محققان در یک دوره 9 ماهه بر روی 221 کودک 7 تا 9 سال آزمایش‌هایی انجام دادند؛ نیمی از آنها در یک برنامه ورزشی به نام «فیت کایدز» شرکت کردند در حالی که نیم دیگر، گروه شاهد بودند و ورزشی انجام ندادند؛ برنامه فیت کایدز حداقل 60 دقیقه فعالیت‌بدنی متوسط و سخت روزانه بعد از مدرسه است.

پروفسور هیلمن، سرپرست این تحقیق گفت: دانش‌آموزان گروه فیت کایدز در یک عملکرد سازمان یافته که کودکان دوست دارند، شرکت کردند و بین ورزش، استراحت کوتاهی داشتند؛ ما در شروع مطالعه برای ارزیابی توانایی‌های شناختی کودکان از آنها آزمایشاتی گرفتیم و از مغز آنها تصویربرداری و تمام آزمایشات را تجزیه و تحلیل کردیم.

بهبود در توجه و انعطاف پذیری ادراکی

وی افزود: نتایج این مطالعه نشان داد کودکان روزانه پس از یک ساعت ورزش، توانایی بیشتری برای انطباق با تغییرات در وظایف فکری نسبت به کودکان گروه شاهد و بی‌تحرک داشتند و کمتر حواس آنها پرت می‌شد؛ تیم کودکان با فعالیت بدنی، در درک مطالب ذهنی توجه و توانایی بیشتری داشتند.

سرپرست تیم تحقیقاتی گفت: همچنین ما مشاهده کردیم در مقایسه با گروه شاهد، کودکانی که فعالیت بدنی داشتند تغییراتی در سرعت پردازش شناختی داشتند.

نتیجه‌گیری تیم تحقیقاتی:

ورزش بعد از مدرسه باعث عملکرد شناختی خوبی در دانش‌آموزان می‌شود و در مغز کودکان تأثیر زیادی می‌گذارد.

منبع: مجله علمی اطفال La revue scientifique Pediatrics

 

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
یک زن تا وقتی در مورد آینده خود نگران است که ازدواج نکرده و یک مرد هرگز در مورد آینده خود نگران نیست مگر وقتی که ازدواج می کند. زنان می گویند خواهان مردانی پرشور و پر احساس اند اما به هیچ وجه دوست ندارند که آنها بیش از اندازه حساس باشند . مردان در مورد تمایزات بین زنها نظر خاصی ندارند .
زنان از همان ابتدا به عنوان حمل کننده و مادر بچه و مدافع خانواده بوده اند و در نهایت مغزشان جهت پرورش دادن ، صحبت و مراقبت از اطرافیان در زندگی اشان برنامه ریزی شده است . مردان دارای خصوصیاتی کاملا متفاوتند . آنها شکارچی ، تعقیب کننده ، محافظ ، نان آور و حلال مشکلات بوده اند . این معنایش آن است که مغز زنان و مردان برای عملکردها و اولویت های متفاوتی طراحی شده است و تفاوت های زیادی با یکدیگر دارند .

اختلاف میان جنس ها و جنسیت ها ، نفهمیدن و درک نکردن یکدیگر و درگیریشان با هم حتی در قرن بیست و یکم نیز در زندگی همه ما وجود دارد .در حال حاضر علم توضیحات کاملی دارد در مورد اینکه چرا زنان خیلی زیاد حرف می زنند و یا اغلب بدون اینکه به نکته اصلی بپردازند به حاشیه می روند و یا تمایل دارند همه چیز را در مورد کسانی که اطرافشان هستند بدانند و به ندرت وظایف زناشویی خود را انجام می دهند.در حال حاضر ما می دانیم که مردان به جهت یک سری دلایل تکاملی و زیستی فقط می توانند در یک زمان معین یک کار انجام دهند ، از خرید متنفرند ، آدرس نمی پرسند و تقریبا خیلی کم در مورد زندگی خصوصی دوستانشان می دانند .

طبق تحقیقات انجام شده این یک واقعیت است که زنان به روابط بیشتر از مردان اهمیت می دهند .معنای تمرکز روی یک رابطه بخش طبیعی از طبیعت مرد ، نوع فکر کردن مرد با اولویت های یک مرد نیست . به همین دلیل است که مردان برای ارتباط برقرار کردن هیچگونه تلاشی نمی کنند .

در کتاب «چرا مردان دروغ می گویند و زنان گریه می کنند؟ »شناخت بیشتر و کاملتری نسبت به همسر خود و پاسخ سوالات بزرگ و سختی که زنان و مردان نیاز به دانستن آن دارند و هر روز از خود می پرسند را می یابید . سوالاتی نظیر چرا همیشه مردان به ما می گویند چه کاری انجام دهیم و یا چطور بیاندیشیم ؟ چرا زنان گریه می کنند؟چرا مردان غیر قابل پیش بینی هستند؟

تسلیم می شوند زیرا می فهمند شیوه ای که زنان به آن عمل و فکر می کنند بسیار سخت و پیچیده است . در واقع مردان نیز مانند زنان خواهان روابطی خوب ، سالم ، مفید و پرثمرند . آنها ساده لوحانه تصور می کنند که عاقبت روزی زندگی خوب و عالی از زاه خواهد رسید حتی بدون اینکه آمادگی قبلی داشته و یا نیازی به مطالعه باشد . یک زن دائما و به غلط تصور می کنند که صرفا به جهت آنکه مردی مرا دوست دارد ، پس باید حتما مرا درک نیز بکند . اما مرد اغلب قادر به انجام چنین کاری نیست . ما به یکدیگر جنس مخالف می گوییم آن هم به یک دلیل خوب برای اینکه ما مخالف هم هستیم.

یک زن تا وقتی در مورد آینده خود نگران است که ازدواج نکرده و یک مرد هرگز در مورد آینده خود نگران نیست مگر وقتی که ازدواج می کند. زنان می گویند خواهان مردانی پرشور و پر احساس اند اما به هیچ وجه دوست ندارند که آنها بیش از اندازه حساس باشند . مردان در مورد تمایزات بین زنها نظر خاصی ندارند . مردان نمی توانند درک کنند که باید نسبت به احساسات یک زن حساس باشند ولی در سایر موارد می بایست محکم و مردانه باشند ، پیدا کردن یک راه درست از این مارپیچ یکی از فنون قبل یادگیری است که نویسنده کتاب ادعا می کند به وسیله این کتاب می توان به آن رسید . فهمیدن آنچه که مردان می خواهند و اینکه چگونه باید آن را ارائه داد یکی از مهارت هایی است که زنان آن را خواهند آموخت.وقتی یک زن درک می کند که نحوه تکامل مردان چگونه است . بسیار آسان تر می تواند به شیوه های متفاوت رفتار آنان پی ببرد و یا افکار آنان را بپذیرد . وقتی یک مرد درک می کند که زنی از جهت متفاوتی می آید ، بنابراین او نیز می تواد از تجربیات و نگرش او در مورد زندگی نفع ببرد.

در کتاب «چرا مردان دروغ می گویند و زنان گریه می کنند؟ »شناخت بیشتر و کاملتری نسبت به همسر خود و شاید بهتر است بگوییم جنس مخالفتان پیدا می کنید و پاسخ سوالات بزرگ و سختی که زنان و مردان نیاز به دانستن آن دارند و هر روز از خود می پرسند را می یابید . سوالاتی نظیر چرا همیشه مردان به ما می گویند چه کاری انجام دهیم و یا چطور بیاندیشیم ؟ چرا زنان گریه می کنند؟چرا مردها با دستگاه کنترل از راه دور ، دائما کانالها را مرور می‌کنند ؟ چرا مردان غیر قابل پیش بینی هستند که وقتی صبح یک روز تعطیل ساعت 10 از خواب بر می خیزند با اعضای خانواده خود کشمکش و درگیری ایجاد می کنند و اصلا نمی شود و نباید با آنها حرف زد. ----- کتاب حاضر توسط انتشارات سلسله مهر در 245 صفحه و 9 فصل منتشر شده است . غر زدن ،وقتی کسی هرگز خسته نمی شود ،شش کاری که مردان انجام می دهند و زنان را دیوانه و عصبی می کنند،چرا زنان گریه می کنند، سیستم امتیازبندی کاملا سری و محرمانه زنان،حل کردن هفت راز بزرگ مردان ،‌ زن دیگر - مادر شوهر ،روش های رمزی زنان با استفاده از لغات ،چرا مردان دروغ می گویند،وقتی یک شکارچی تیر و کمان بازنشستگی را آویزان می کند ، عناوین فصول ذکر شده در این کتاب می باشد.

منبع: میگنا
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
آنچه بیشتر کودکان و نوجوانان را شیفته خود می کند، بازی های رایانه ای است. پیشرفت کیفیتی این بازی ها به فاصله ی کوتاهی در ایران رواج یافته و بازار اسباب بازی و لوازم سمعی و بصری را به تسخیر خود در آورده است.
اثر بازی های رایانه ای بر کودکان و نوجوانان
پدیده ی جدید دانش بشری که تقریباً در همه ی شئون زندگی اسنان راه یافته است. همچون دیگر ساخته های دست بشر دو رو دارد که یک روی آن استفاده صحیح در کارها و کمک به رشد و سعادت بشر است و روی دیگر آن استفاده غلط است که معمولاً جز در موارد علمی و شغلی از آن استفاده می شود.
آنچه بیشتر کودکان و نوجوانان را شیفته خود می کند، بازی های رایانه ای است. پیشرفت کیفیتی این بازی ها به فاصله ی کوتاهی در ایران رواج یافته و بازار اسباب بازی و لوازم سمعی و بصری را به تسخیر خود در آورده است.
این بازی ها که دارای تصاویر دو بعدی است تا 50 درصد با تصاویر واقعی انطباق دارد و همچنین دارای موسیقی متن هستند. چیزی که اخیراً بر تعداد طرفداران این بازی ها افزوده. قیمت مناسب آنها برای مصرف کننده است. علاوه بر این چون کودک و نوجوان خود اجرا کننده و در بطن بازی است و همراه با سایر شخصیّت های بازی درگیر ماجراهایی می شود که طراح بازی برای او تدارک دیده است. برای او بسیار جذاب است.
این بازی ها با استفاده از تصاویر پر تحرک و صداهای مهیج، دنیایی از هیجان را به این انسانها تشنه جنب و جوش ارزانی می کند و همین جذبه، روح و جسم آنان را مطیع خود می سازد و به عالمی از تخیلات می برد که خود را محور و قهرمان اصلی ماجرا می پندارند.

محاسن بازی های رایانه ای

- یادگیری را آسان و توجه بچه ها را جلب می کند.
- با رایانه هر چند بار که بخواهند، می توانند موضوعی را ببینند و مرور کنند.
- برنامه های بسیار متنوعی هستند که به کودکان امکان می دهد تا نقاشی ها یا داستان هایی را خلق کنند و یا بازی هایی هستند که کودکان را به تاریخ یا جغرافیا علاقه مند می کند.
- برنامه آموزشی به کودکان کمک می کند تا مهارت هایی را تمرین کنند.
- کودک بدون کثیف کردن لباس ها و اطراف می تواند به راحتی نقاشی بکشد و رنگ ها را عوض کند. مثلاً اگر از رنگ سبز لباس نقاشی اش خوشش نیامد آن را قرمز می کند، رنگ قرمز رضایت او را فراهم نکرد رنگ آبی و ...
- مفاهیم و مبانی ریاضیات را با کمک شکل های کودکانه به کودک آموزش می دهد.
- به عقیده ی بعضی از پزشکان، بازی های رایانه ای به کودکان کمک می کند که به داروهای مسکن کمتر احتیاج پیدا کنند.
- بازی های رایانه ای بچه ها را وارد دنیایی می کند که کنترلش در دست آنهاست و به همین دلیل آنها از این بازی لذت می برند.
- باعث هماهنگی چشم و دست و پرورش عضلات ظریف کودک می شود.
- وسیله ی کمک آموزشی برای معلولین و پرکردن اوقات فراغت آنان است.

معایب بازی های رایانه

الف) آسیب های جسمانی

چشمان فرد به دلیل خیره شدن مداوم به صفحه ی نمایش رایانه، به شدت تحت فشار نور قرار می گیرد و دچار عوارض می گردد. مشاهدات نشان داده است که نوجوانان چنان غرق بازی می شوند که توجه نمی کنند تا چه حد از لحاظ بینایی و ذهنی بر خود فشار می آورند.
به دلیل این که کودک در یک وضعیت ثابت تا ساعت ها می نشیند، ستون فقرات و استخوان بندی او دچار مشکل می شود. همچنین احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست از دیگر عوارض کار نسبتاً ثابت و طولانی مدت با رایانه است.
پوست فرد در معرض مداوم اشعه هایی قرار می گیرد که از صفحه رایانه پخش می شود.
ایجاد تهوع و سرگیجه خصوصاً در کودکان و نوجوانانی که زمینه صرع دارند، از دیگر عوارض بازی های رایانه ای است .

ب) آسیب های روانی - تربیتی

1- تقویت حس پرخاشگری

مهمترین مشخصه بازی های رایانه ای حالت جنگی اکثر آنهاست و این که فرد باید برای رسیدن به مرحله ی بعدی بازی با نیروهای به اصطلاح دشمن بجنگد، استمرار چنین بازی هایی کودک را پرخاشگر و ستیزه جو بار می آورد.
«خشونت» مهمترین محرکه ای است که در طراحی جدیدترین و جذابترین بازی های کامپیوتری به حد افراط از آن استفاده می شود، چهره های معروف هالیوود که در فرهنگ ما انسان های ضد ارزش و غیر اخلاقی هستند، در این بازی ها به صورت قهرمان های شکست ناپذیر جلوه نمایی می کنند.

2- انزواطلبی

کودکانی که به طور مداوم با این بازی ها در گیرند، درونگرا می شوند، در جامعه منزوی و در برقراری ارتباط اجتماعی با دیگران ناتوان می گردند. روحیه ی انزوا طلبی باعث می شود که کودک از گروه همسالان جدا شود که این خود سرآغازی برای بروز ناهنجاری های دیگراست.
مادری می گوید: فرزندم به بازی های رایانه ای معتاد شده است. او هر روز خود را به صفحه ی تلویزیون می رساند و از دنیای بیرون به کلی بی خبر است. حتی متوجه رفت و آمد میهمانان نمی شود و همیشه بعد از دست کشیدن از این برنامه با سردرد و کسالت مواجه می شود.

ج) تنبل شدن ذهن:

در این بازی ها به دلیل این که کودک و نوجوان با ساختنی ها و برنامه های دیگران به بازی می پردازد و کمتر قدرت دخل و تصرف در آنها پیدا می کند. اعتماد به نفس او در برابر ساختنی ها و پیشرفت دیگران متزلزل می شود.

د) تأثیر منفی در روابط خانوادگی:

با توجه به این که زندگی در کشور ما نیز به طرف ماشینی شدن پیش می رود و در بعضی خانواده ها زن و مرد شاغل هستند و یا بعضی از مردان بیش از یک شغل دارند، خود به خود روابط عاطفی و در کنار هم بودن خانواده کمتر شده، و عده زیادی از این وضع و وجود تلویزیون به عنوان جعبه ی جادویی که باعث سرد شدن روابط خانوادگی شده ناراضی هستند و حالا نیز جعبه ی جادویی دیگری یا جاذبه ی سحرآمیزتری به نام رایانه اضافه بر این وضعیت شده و مشکلات را دو چندان کرده است.

و) افت تحصیلی

به دلیل جاذبه ی مسحور کننده ای که این بازی ها دارد، بچه ها وقت و انرژی زیادی را صرف بازی با آن می کنند، حتی بعضی از کودکان صبح، زودتر از وقت معمول بیدار می شوند تا قبل از مدرسه کمی بازی کنند و وقت های تلف شده را هم بدین صورت جبران می کنند یکی از والدین اظهار می دارد که در سال گذشته پسرم بهترین نمرات را داشت امّا از وقتی که رایانه برایش خریده ایم روزی 2 الی 3 ساعت وقت خود را صرف بازی می کند و از لحاظ تحصیلی افت پیدا کرده است.

راهکارها

- اگر چنانچه قرار است از بازی های کامپیوتری استفاده کنید. بهتر است بازی های تصویری خلاق که کودکان باید به وسیله ی آنها، معماهایی را حل کنند، بیش از بازی های دیگر مورد توجه قرار دهید.
- بازی دسته جمعی کودکان، با ابزارهای تصویری کمتر مسئله ساز است. این اسباب بازی ها، زمانی مخرب خواهد بود که کودک به تنهایی برای ساعات طولانی، غرق بازی شود.
- والدین وقت بیشتری را به کودک و نوجوان خویش اختصاص بدهند. هر قدر وقت گذاری و ارتباط صحیح بین والدین و فرزندان بیشتر باشد. زمینه چنین بازی هایی کمتر فراهم می شود.
- بهتر است که والدین همراه فرزندان خود به کوهستان، باشگاه ها و میادین ورزشی بروند و به کارهای مورد علاقه آنها بپردازند تا انرژی عصبی و روانی آنان تخلیه شده و توجهشان از بازی های رایانه ای منحرف شود.
- به فرزندتان اجازه ندهید در فاصله ی نزدیکی از صفحه رایانه بنشیند.
- از رایانه های با صفحه کوچک استفاده کنید.
- نور صفحه تلویزیون را کم کنید.
- ضروری است بچه ها به طور مرتب بین دو نوبت بازی استراحت کنند.
- چشم ها باید مسلط به صفحه رایانه باشد.
- روشنایی اتاق به نحوی تنظیم شود که زنندگی نور به حداقل برسد.
- بهتر است والدین با کودکان صحبت کنند که فقط روزهای تعطیلی مجاز به استفاده از این بازی ها هستند.
- با استدلال و منطق آسیب هایی را که کامپیوتر به کودکان وارد می آورد، متذکر شوید.
مخرب ترین بازی های تصویری بازی هایی هستند که تصاویر آنها به طور مکرر بر صفحه ظاهر می شوند و کودک باید به تمام تصاویری که از برابر چشم وی می گذرند شلیک کند. لذا توصیه می شود از این گونه بازی ها کمتر در دسترس کودک قرار گیرد.

منبع مقاله :
حبیب الهی، محمد، صادقیان، مهناز، چراغچی، افتخار السادات، (1392)، کودک و بازی، اسباب بازی، قم: ابتکار دانش، چاپ اول

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳
از مشاوره چه انتظاری دارید؟ به احتمال فراوان پاسخ ها متنوع است. برخی برای درددل کردن، برخی برای پیدا کردن راه حل مشکلشان، بعضی برای تجربه کردن آن چه فقط از آن شنیده اند و بعضی هم برای این که تمام راه های موجود را رفته باشند به سراغ مشاوره می روند.
والدین مسئولیت خودرا به گردن مشاوران نیندازند
میگنا: با این که مشاوره تحصیلی سال هاست، در میان مردم رواج دارد اما مشاوره ازدواج، خانواده، شغلی و تربیتی هنوز به عقیده برخی افراد یک راهکار جانبی است که در نبود آن هم مسائل حل می شود. در واقع اشکال اساسی به طرز تفکر بسیاری از ما برمی گردد که یاد نگرفته ایم برای حل مشکلات خود از دیگران کمک بگیریم و تا زمانی که چالش ها و مسائل زندگی بغرنج نشده و یا به بحران تبدیل نشده است، در برابر مراجعه به افراد متخصص مقاومت می کنیم.

تصور کنید والدینی که متوجه تغییرات جدی در شخصیت پسر نوجوان خود شده اند می دانند که در این سن، نوجوان به دنبال کسب هویت است اما مولفه های این دوران و دلیل گوشه گیری، انزوا، ساعت ها پای رایانه نشستن و حبس شدن وی در اتاق را نمی دانند. اگر فکر رفتن به مشاوره به ذهن آن ها برسد، باید صفت پیشرو و آگاه به آن ها داد؛ زیرا بیشتر والدین در مواجهه با ناکامی خود در برقراری ارتباط با فرزند نوجوانشان، رفع آن را مشمول زمان می دانند و می گویند «خودش خوب می شود».

در صورتی که به گفته کارشناسان تربیتی والدین باید از مراحل رشد فرزندان، ویژگی ها و خصوصیات هر مرحله اطلاعات کافی داشته باشند و راه های برقراری ارتباط با فرزند خود را در مراحل رشد و تکامل تغییر دهند و بدانند که ارتباط با فرزندان یک مسیر دوطرفه است و تنها با تلاش دوطرف امکان برقراری گفت وگوی سالم و سازنده امکان پذیر است.


هزینه و فایده
خوب است بدانید یکی از قوانین نانوشته جهان این است که برای به دست آوردن هر چیز، باید هزینه کرد و مقدار این هزینه متناسب با ارزش آن چیزی است که می خواهیم به دست آوریم.

دکتر علی پژوهنده روان شناس و مشاور با بیان این مطلب به خراسان می گوید: به قول حکیم فردوسی: هزینه چنان کن که بایدت کرد/ نشاید گشاد و نشاید فشرد. رعایت تناسب در همه امور زندگی امری ضروری است. هر آن چه داریم مانند زمان، پول و انرژی ارزش هزینه کردن دارد زیرا برای رسیدن به آرامش یعنی زمانی که نیازهای اساسی ما در بهترین شرایط تامین شود، باید از آن عناصر هزینه کرد. این امر در مورد فرزندان هم صادق است و هر قدر بتوانیم زمان و انرژی بیشتری صرف فرزندانمان کنیم، در آینده شاهد نتیجه بهتری خواهیم بود.

وی درباره آن چه می توانیم تحت عنوان مشاوره برای نوجوان انجام دهیم، توضیح می دهد: ابتدا بهتر است والدین را با ویژگی های روانی دوره نوجوانی آشنا کنیم. بسیاری از والدین درباره تغییرات نوجوان در دوره بلوغ و ویژگی های روانی آن از قبیل لجبازی، پرخاشگری، هیجان خواهی، آشفتگی و... اطلاع دارند اما از شاخص اصلی دوران نوجوانی که بنا به گفته برخی نظریه پردازان «هویت یابی» است، غفلت کرده اند.
تلاش نوجوان برای هویت یابی معمولا با رفتارهایی بروز پیدا می کند که مخالفت یا اعتراض والدین را به دنبال دارد. والدین نمی دانند که اگر وی به بهانه های مختلف با والدین وارد بحث می شود، در عقیده نادرستش پافشاری می کند، به تازگی به اخبار تلویزیون علاقه مند شده، به ورزش های رزمی رو آورده است، بیشتر وقتش را با همسالانش سپری می کند، همزمان در یک یا چند رشته ورزشی یا هنری کار می کند و یا گاهی گوشه گیر، غمگین و انزواطلب می شود، در واقع تلاش می کند جنبه های مبهم ذهن خود را کشف کند.والدین با آگاهی نسبت به حساسیت این دوران می توانند در کسب هویت نوجوان به وی کمک کنند و مانع از بروز بحران هویت یا آشفتگی نقش در وی شوند.


تغییر دوطرفه است
وی مراجعه به مشاور را یکی از راهکارهای حل مشکل برقراری ارتباط با نوجوان می داند و می گوید: بسیاری از اوقات والدین که از دست نوجوانشان به تنگ آمده اند، نزد مشاور می آیند تا مشکلشان حل شود. درخواست واقعی آن ها از مشاور این است که فرزندشان را تغییر دهد بدون این که لازم باشد در رفتار خود تغییری بدهند. پدری را تصور کنید که نزد مشاور می رود تا مشکل تمایل افراطی فرزند نوجوانش را به انجام بازی های رایانه ای حل کند.

وی می خواهد ببیند آیا مشاور می تواند کاری کند که رفتار پسرش تغییر کند یا خیر و در واقع خود را بخشی از مشکل یا راه حل نمی شمارد. طرز برخورد وی با مشکل پسرش مانند واکنش نسبت به وسیله ای است که خراب شده است و باید آن را به تعمیرکار مربوطه سپرد تا درست شود. بیشتر والدین در مقابل این پرسش که آیا حاضرید برای فرزندتان هزینه کنید پاسخ مثبت می دهند اما اگر از والدی بخواهیم به جای صرف هزینه مالی، چند ساعت از کار روزانه خود را کم کند یا تغییری در برنامه های روزانه خود بدهد تا ساعات بیشتری در کنار خانواده خود باشد، با اما و اگر پاسخ می دهد و یا آن را ناممکن می داند. به علاوه نمی تواند دریابد که چرا مشاور نمی تواند به تنهایی این مشکل را حل کند. والدین تنها زمانی حاضر می شوند نزد مشاور بیایند که احساس کنند می توانند با انداختن مسئولیت به گردن مشاور خود را از پرداخت هزینه های بیشتر که همانا زمان، پول و انرژی است، معاف کنند!

دکتر پژوهنده با طرح این پرسش که به راستی چرا پرداخت هزینه این قدر برای عده ای از مردم دشوار است، تصریح می کند: واقعیت این است که این افراد تعریف درستی از اقتصاد ندارند. آن ها نمی دانند که مال و دارایی به معنای واقعی کلمه چیزی است که سبب آرامش انسان می شود. افرادی که بیشتر کارکردن و بیرون از خانه ماندن را برای کسب درآمد اقتصاد می دانند و وقت گذراندن با خانواده به ویژه فرزندان را اتلاف وقت تلقی می کنند، تعریف درستی از اقتصاد ندارند؛ حتی اگر از منظر آن ها بنگریم، در آینده چندین برابر درآمد مازاد خود را صرف جبران آسیب های وارده به خانواده خواهند کرد.
متاسفانه والدین امروزی حاضرند هزینه مالی زیادی برای فرزند خود بکنند اما حاضر نیستند کمی از خواسته های خود کوتاه بیایند تا به وی نزدیک تر شوند. پدری که همه گونه وسایل رفاهی برای پسرش فراهم آورده است اما از همبازی شدن با وی با تصور این که حریم بین شان شکسته می شود، اجتناب می کند، در واقع خودش برقراری ارتباط با وی را غیرممکن کرده است و از نزدیک شدن به دنیای پسرش پرهیز می کند!

مادری که یک رفتار نادرست دخترش را مایه سرزنش و تحقیر او به شیوه های گوناگون قرار می دهد و تمام رفتارهای مثبت وی را نادیده می گیرد، نمی داند که چگونه با ضربه زدن به عزت نفس وی، او را آماده انجام اشتباه های بزرگ تر می کند.
بنابراین توصیه ما به والدین این است که به تغییر رفتارهای خود بیندیشند و به انجام کارهایی که پل ارتباطی بین آن ها و فرزند نوجوان است، مبادرت ورزند. والدین باید به یاد داشته باشند که گاهی بچه ها معلم ما می شوند و ما را به شیوه جدیدی تربیت می کنند.
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٩ آبان ۱۳٩۳


اما باید بدانید که برخورد غلط شما می‌تواند او را ناامید و یا از آن طرف، آن‌قدر مغرور کند که در هر دو صورت، شما را به دردسر بیندازد. پس چه باید کرد؟ ...
دریافت کارنامه تحصیلی معمولا برای دانش‌آموزان و والدین آن‌ها با اضطراب و دلهره همراه است و این استرس در میان دانش‌آموزانی که به هردلیل امتحان خود را باموفقیت برگزار نکردند، بیشتر دیده می‌شود.
 
در مرحله اول دانش‌آموزان را به دو دسته تقسیم می‌کنیم:
گروه دانش‌آموزان موفق و گروهی که در امتحانات موفق نبوده‌اند. با شما رفتاری که باید پیش بگیریم را دوره می‌کنیم:

برخورد با دانش‌آموز موفق

در برخورد با دانش‌آموز موفق باید این نکته‌ها را حتما به خاطر بسپاریم:
نتایج امتحانات را در درجه اول ناشی از تلاش و کوشش خودشان بدانیم و اگر در رسیدن به موفقیت با او همکاری و کمک کرده‌ایم به آ‌ن اعتنایی نکنیم و صراحتا گوشزد کنیم که فعالیت، توکل و تلاش او به نتیجه خوب امتحان منجر شده است.
▪ در پیروزی‌ها باید سعی کنیم که علل موفقیت او را مشخص کنیم تا بداند اسباب‌ و علل پیروزی او چه چیزهایی بوده و سپس با تاکید بر آنها زمینه رشد شخصیتی وی را در تمام ابعاد فراهم کنیم.
والدین باید طوری عمل کنند تا دانش‌آموزان بدانند که با گرفتن نمرات درخشان و کارنامه قبولی کار تمام نشده بلکه باید خود را برای مراحل بعدی آماده کنند بنابراین بعد از دریافت کارنامه قبولی و استراحت و تفریح مختصر، باید به آنان کمک کنیم تا برنامه‌ای برای خود تنظیم کنند و به فعالیت‌های خود در زمینه دانش‌افزایی ادامه دهند.
▪ اگر فرزندان متعددی دارید و یکی از آنان با نمرات بالایی درخشیده است نباید آنان را با یکدیگر مقایسه کنیم و از همه مهم‌تر نباید طوری رفتار کنیم که فرزند موفق احساس خودبزرگ بینی و غرور کند و فرزندان دیگر احساس حقارت کنند بلکه رفتار ما باید به نحوی باشد که سایر فرزندان تشویق شوند که در حد توان‌شان تلاش و کوشش کنند.

برخورد با دانش‌آموزان ناموفق

قبول داریم هنگامی‌که کودک با گلوی پر از بغض و چشمان پر از اشک و شاید هم بی‌قرار و عصبی پا به خانه می‌گذارد مشکل‌ترین لحظه‌های پدر و مادر آغاز می‌شود. والدین احساس می‌کنند که کودکشان یک سال عمر خود را همراه با مخارج سنگینی که پدر و مادر برای او صرف کرده‌اند از دست داده اما باید بپذیرند که این لحظات از مهم‌ترین و حساس‌ترین زمان زندگی آنان است و رفتار و عکس‌العمل شما به عنوان پدر و مادر می‌تواند مساله‌آفرین و سرنوشت‌ساز باشد.
بعضی از والدین ممکن است در این موقعیت فرزندانشان را با نیشخند، تمسخر، خشونت، آبروریزی، سرکوفت زدن، قهر و طرد کردن و اعطای القابی مثل بی‌عرضه، تنبل و ... تنبیه کنند اما این تنبیه‌ها هر چند که موجب تخلیه غیراصولی بعضی از والدین است ولی تجربه نشان داده که برای کودکان و نوجوانان خونسردی به جای تلاش بیشتر، عقب‌افتادگی تحصیلی، فرار از مدرسه، ترک‌تحصیل، ایجاد یأس و ناامیدی، عصیان و نافرمانی را به بار می‌آورد. پس قبل از هر چیز خود را از این گونه رفتار پاک کنید البته اگر به آینده فرزند خود واقعا امیدوارید.
 

  ●راهکارهای دیگر
بدون شک همه دانش‌آموزان در امتحانات نتایج دلخواه و مناسب را بدست نمی- آورند و علت این مساله نیز به عوامل مختلفی بستگی دارد. ویژگی‌های فردی دانش‌آموز، عوامل آموزشگاهی، خانوادگی و اجتماعی می‌تواند در نحوه نتیجه‌گیری دانش‌آموز موثر باشد اما برخی از والدین بدون توجه به این مسایل، نتایج ضعیف درسی فرزندان خود را بر نمی‌تابند و پس از اطلاع از نمرات ضعیف فرزند خود، به آن‌ها برچسب‌های ناروایی می‌زنند. زدن برچسب نه تنها هیچ کمکی برای پیشرفت تحصیلی دانش‌آموز نمی‌کند بلکه در اغلب موارد دانش‌آموز را از اشتیاق ادامه تحصیل و کسب موفقیت درسی هم باز می‌دارد.
کم کم صدور کارنامه‌های دانش‌آموزان آغاز می‌شود و باتوجه به سنین دانش‌آموزان ، نحوه برخورد با نتایج تحصیلی این گونه دانش‌آموزان ضروری به نظر می‌رسد. یک برخورد نامناسب می‌تواند همه تلاش‌های والدین، معلمان و مسوولان مدرسه را باناکامی روبه‌رو کند و به یقین این نتیجه مورد نظر هیچ یک از عوامل یاد شده نیست. کارشناسان تربیتی به خانواده‌ها توصیه می‌کنند که هنگام دریافت کارنامه دانش‌آموزان و اطلاع از نمرات ضعیف فرزندان خود، مواظب روح و روان آن‌ها باشند و از سخت‌گیری و بی‌احترامی نسبت به آن‌ها پرهیز کنند.

* مواظب شخصیت فرزند خود باشید. به او برچسب‌هایی نظیر تنبل، کودن، بی عرضه و غیره نزنید بلکه با تاکید بر نقاط مثبتش در وی انگیزه فعالیت ایجاد کنید.

* در هنگام دریافت کارنامه، بهتر است او را در موقعیت‌هایی قرار دهیم که فعالیت‌هایش توام با موفقیت و تجربه‌های شیرین باشد.

* همواره سعی کنید توانمندی‌های او را مد نظر قراردهید نه ضعف‌های او را.

* به تفاوت‌های فردی فرزندتان توجه کنید، مبادا او را با دیگران مقایسه کنید بلکه تنها می‌توانید نمرات او را با یکدیگر مقایسه کنید.

* توقع و انتظار از فرزندتان در حد توانایی‌هایی او باشد.

* وقتی نمرات فرزندتان ضعیف است تنها او را مقصر ندانید و این پرسش‌ها را از خود بپرسید که آیا الگوی تلاش و جدیت برای او بوده‌اید؟ آیا جریان تحصیل او را پیگیری کرده‌اید؟ آیا محیط خانه برای درس خواندن آماده بود؟ آیا دوستان او را می‌شناسید؟ و آیا ضعف جسمانی و بیماری نداشت؟

* چنانچه نمره خوب یا نسبتا خوب در کارنامه وجود دارد به آن اشاره کنید. اگر همه نمرات درسطح پایین است باز می‌توانید از نمرات دیگر بالاتر اشاره کنید و سپس علت ضعیف بودن نمرات را از فرزند خود جویا شوید و به به فرزندتان بگویید چه کمکی از دست ما بر می‌آید.

* با یکدیگر همه راه‌های ممکن را بررسی کنید و به او اطمینان دهید که شما حامی او هستید، او را دوست دارید. * اگر بعداز بررسی علل، درصدد رفع ضعف خود است، تا آن‌جا که امکان دارد شرایط فعالیت را برای او آماده کنید و به فرزند خود قوت قلب دهید و متذکر شوید که هنوز دیر نشده‌است.

* با نگاه دقیق به کارنامه نمرات درس‌های مختلف را با میانگین درس‌های کلاس مقایسه کنید و نمرات خوب و خوب‌تر را مورد توجه قرار دهید و برای تلاشی که در کسب آن‌ها صورت گرفته وی را تحسین کنید.

* با کمک و تمایل فرزند خود،برنامه‌ای برای آمادگی و مرور درس‌های تجدیدی برای او تنظیم‌کنید تا دانش‌آموز از هم‌اکنون به فکر امتحانات مجدد (شهریور ماه) باشد.

* عدم موفقیت دانش‌آموز در درس‌ها نباید سبب محرومیت اواز تفریح، مسافرت، گردش با دوستان و استراحت شود بلکه باید برای همه کارهای او برنامه‌ریزی کرد زیرا فرزند شما به همه آن‌ها نیاز دارد.

* فراموش نکنیم که دانش‌آموز ناموفق نیز مانند سایر دانش‌آموزان حدود ‪۹ ماه تلاش کرد و برای موفقیت در امتحانات و ورود به سال تحصیلی آینده، نیاز به گردش و تفریح و استراحت کافی دارد.

* بامشاورمدرسه نیز مشورت کنید تا شمارا در پیداکردن بهترین راه‌حل و علت مشکل یاری کند.

● رفتار درست چیست؟
دسته دیگری از والدین هنگام روبه‌رو شدن با نتایج بد امتحانات فرزندانشان با خویشتن‌داری و حوصله و متانت رفتار می‌کنند. آنان به جای پرخاشگری و تنبیه، با فرزندانشان به تجزیه و تحلیل نتایج امتحانات می‌پردازند و به عبارت دیگر به علل شکست فکر می‌کنند و نسبت به رفع عوامل شکست اقدام می‌کنند. اگر هم که شما همه راهای درست را رفته‌اید و به نتیجه نرسیده‌اید بهتر است حتما با یک مشاور تحصیلی مشورت کنید.این راه هم از نگرانی‌های شما کم می‌کند و هم می‌تواند عملکردی پیشگیرانه از رفتار نادرست شما و فرزندتان در آینده باشد.
گذشته از تمام مواردی که گفته شد زمانی که کارنامه فرزندتان به دست شما می‌رسد حتما این موارد را مرور کنید:
▪ آیا فرزند شما در مقایسه با دیگران ضعیف است و یا اینکه در خواندن درس تنبلی می‌کند؟
آیا او بیماری جسمی مثل ضعف بینایی و شنوایی‌ ندارد؟ علل روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی، ترس و نداشتن اعتماد به نفس در او وجود ندارد؟
▪ محیط خانه برای درس خواندن ویژگی‌های لازم را دارد یا پر از آشوب، اختلاف خانوادگی و مسافرت‌ و مهمانی است؟
آیا نظارت شما بر کار او در طول سال تحصیلی به علت پرمشغله بودن به فراموشی سپرده نشده است؟
▪ درخصوص علت ضعیف بودن نتیجه امتحان حتما با خود دانش‌آموز صحبت کنید و نظر او را بخواهید و او را وادار به چاره‌اندیشی و تصمیم‌گیری کنید تا حاضر شود فعالانه برای رفع نواقص خود بکوشد.
▪ پس از مشخص شدن علت یا علل باید برای جبران عقب‌افتادگی تحصیلی او برنامه‌ریزی کرده و سپس بر اجرای برنامه‌‌های تعیین شده دقیقا نظارت کنید.

میگنا/فاطمه کمساری / روزنامه سلامت

مطالب قدیمی تر »
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


نیت کنید و اشاره فرمایید


Online User