راهنمائی و مشاوره
پنجره ای رو به فردا
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳

 

10 سوال اساسی که هر نفر قبل از ازدواج باید از خودش بپرسد:

 

مشاوره تلفنی ازدواج


 مشاوره ازدواج اول: چرا می خواهی ازدواج کنی؟
(چه انگیزه ای باعث می شود شما بخواهید ازدواج کنید، آیا صرفا نیاز مالی یا جنسی است یا واقعا از عمق وجود نسبت به زندگی زناشویی و مشترک احساس رغبت می کنید، چقدر ملاک ها و معیار های شما درست و همیشگی است، کمی بیشتر فکر کنید!)


مشاوره ازدواج


 مشاوره ازدواج دوم: چه کسانی مشوق شما برای ازدواج هستند؟
(چقدر از صمیم قلب و بدون در نظر گرفتن خانواده و یا اجتماع مایل به ازدواج هستید و تا چه اندازه محیط زندگی شما سبب این اتفاق شده است، مشوقان شما چه کسانی هستند و تا چه اندازه محیط، نیازها و یا دیگران سبب گرمی رابطه شما شده اند)

مرکز مشاوره ازدواج


 مشاوره ازدواج سوم: بعد از ازدواج چه چیزهایی بدست می آورید که هم اکنون ندارید؟
(دقیقا باید بدانید که بعد از ازدواج چه چیزهایی عایدتان می شود، هرگز فراموش نکنید که چیزهای باارزشی را هم از دست خواهید داد!)

مرکز مشاوره ازدواج


مرکز مشاوره ازدواج چهارم: چقدر بعد از ازدواج ممکن است شخصیت شما تغییر کند؟
(همسر و شریک شما شخصیت فعلی شما را ملاک یک عمر زندگی خویش قرار داده است، اگر فکر می کنید که ممکن است در آینده شخصیت شما تغییر کند وهنوز ثبات شخصیتی ندارید پس باید بیشتر به این موضوع بپردازید!)

مرکز مشاوره ازدواج


 مشاوره ازدواج پنجم: چقدر احتمال می دهید شخصیت همسر شما بعد از ازدواج تغییر کند؟
(شناخت درست شما سبب بروز اتفاقات خوب می شود و شناخت ناقص یا بعضا اشتباه سبب بروز پشیمانی خصوصا در مقوله ازدواج! پس به این مساله بخوبی دقت کنید و در این موارد مشاوره ازدواج الزامی می باشد!)

بهترین مشاوره ازدواج


 مشاور ازدواج ششم: آیا دوست دارید مادر یا پدر باشید؟
(چقدر آمادگی ازدواج را دارید، آیا می دانید تعهد یک مادر و یا یک پدر چیست؟ آیا با نحوه ایجاد کانون خانواده آشنایی دارید و راه های ساخت کانون خانواده خویش را می شناسید و در مسیر درست گام برمی دارید؟!)

مرکز مشاوره ازدواج


مشاور ازدواج هفتم: چقدر به همسر خود بعنوان یک تکیه گاه نگاه می کنید؟
(وابستگی شما به همسرتان از یک نظر خوب و نظر دیگر بد است، بسته به شخصیت شما در خانواده این مساله تعیین کننده است!)

مشاور ازدواج


مرکز مشاوره ازدواج هشتم: پدر و مادر شما چقدر در شکل گیری این رابطه موثر بوده اند؟
(حتما توجه داشته باشید که ازدواج اتصال دو خانواده به یکدیگر است و نه اتصال دو فرد پس الزاما باید میزان سازگاری دو خانواده، سطح فرهنگی و مذهبی دو خانواده نیز توسط مشاور سنجیده شود، از سوی دیگر پدر و مادر بعنوان نزدیک ترین افراد خانواده فعلی به شما نقش مهمی در تصمیمگیری شما دارند، پس اینکه پدر و مادر شما چقدر در شکل گیری این رابطه دخیل بوده اند هم می تواند خوب باشد و سبب اطمینان از تصمیم شما باشد و هم می تواند مساله غیرعقلانی باشد که صرفا با یک خواستگاری سنتی و حمایت والدین شماانجام گرفته است، که چنین ازدواجی می تواند خطرناک باشد و نیاز به انجام تست های مرتبط بهمراه مشاوره ازدواج دارد، از سوی دیگر تا چه اندازه قومیت ها مذهب ها و سنت های مشترک بین خانواده شما و همسرتان وجود دارد، عدم وجود این پیوندها در آینده سبب تشدید اختلاف شما خواهد شد.)

مرکز مشاوره ازدواج


مشاوره آنلاین ازدواج نهم: آیا فکر می کنید بقدر کافی همسرتان را می شناسید؟
( آیا در لحظات شادی، خشم ، ناراحتی و .... بقدر کافی در کنار همسر آینده تان بوده اید! و آیا بدرستی او را می شناسید!)

 مشاوره ازدواج


مرکز مشاوره ازدواج دهم: چقدر همسرتان را دوست دارید؟
(افرادی هستند که میزان دوست داشتن همسرشان در قبل و بعد از ازدواج تغییر می کند، اگر چشم هایتان را ببندید و به قلبتان مراجعه کنید متوجه می شوید که این کلمات را تنها از روی عادت و یا بدلیل قرار گرفتن در این شرایط خاص بیان می کنید و آیا ممکن است زمانی که شرایط بعد از ازدواج تغییر می کند دیگر میلی به دوست داشتن همسر خود نداشته باشید و لذا با ازدواج در واقع دارید مشکلات جدیدی را در زندگیتان شروع می شود، پس قبل از اتخاذ هر تصیمیم مهمی با مراکز معتبر مشاوره مورد تایید کانون مشاوران ایران مراجع کنید، ) برای اولین بار انجام تست های مشاوره ازدواج در مراکز کانون انجام می گیرد و شما بطور دقیق با میزان تطابق معیارهایتان با همسرتان آشنا می شوید!

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩٢
هوس از خطرناک‌ترین پایه‌های ازدواج است. «هوس» را نباید با لذت‌های مشروع جنسى که انگیزه فطرى ازدواج است اشتباه گرفت.«هوس» یک سلسله خیالات خام و محاسبات غلط و غیر عاقلانه است که با نوسانات بى رویه و کامجویى هاى شیطنت آمیز و حیوانى آمیخته است.

خیلی از جوانان مجرد در آستانه ازدواج در تعریف صفت خوب برای همسر آینده‌شانمی‌مانند و وقتی در این مورد از آن‌ها سۆال شود، می‌گویند یک همسر خوب می‌خواهم. حتی پدر و مادرها هم می‌گویند دنبال یک مورد خوب می‌گردیم. همسر خوب واقعاً دارای چه ویژگی‌هایی است؟

از آنجا که معیارهای خوب از دیدگاه افراد مختلف متفاوت است، ما نمی‌توانیم مصداق خوب بودن شخص مورد نظر آنان را شناسایی کنیم. در مرحله تحقیق برای ازدواج نیز از این سۆال که آیا فلان شخص جوان خوبی هست یا نه، نمی‌توان به پاسخی در خور تصمیم گیری رسید. پس از این واژه در مباحث ازدواج استفاده نکنید و اگر کسی از این واژه استفاده کرد، بهتر است از او معنی خوب بودن را بپرسیم.

تفاوت معیارها

نکته دیگر در این خصوص تفاوت معیارهاست. آیا می‌توان برای همه دردها یک نسخه تجویز کرد؟ آیا باید معیارهای یک همسر شایسته در همه یکسان باشد؟اگر معتقد به این نکته هستیم که هر پسری به درد هر دختری و هر دختری به درد هر پسری نمی‌خورد، چطور می‌شود با وجود سلیقه‌ها، ملاک‌ها و معیارهای ثابت و قطعی ارائه داد. نمی‌توان برای ازدواج فرمولی تعیین کرد که حاصل آن همسر شایسته برای افراد مختلف باشد و به طور یقین نمی‌توان معیارهایی را در نظر گرفت و بعد به طور کلی نتیجه گرفت فلان شخص خوب یا بد است.

برای آنکه بتوانیم با این بحث اصولی و منطقی برخورد کنیم، باید به این سۆال اساسی پاسخ دهیم که هدف ما از ازدواج چیست و اگر جوانی ده ملاک و معیار برای خود دارد، کدامیک اصلی و کدامیک فرعی است؟ اولویت این ملاک‌ها چگونه تعیین می‌شود؟ از کدام ملاک‌هامی‌توانصرف‌نظر کرد و کدام ملاک را باید شرط لازم تداوم زندگی شمرد؟

هدف از ازدواج

اگر فلسفه ازدواج برای ما مشخص شود، معیارهای ما برای انتخاب همسر همان معیاری می‌شود که ما را به آن مقصود نزدیک می‌کند و معیارهایی معرف کسی است که دختر یا پسر را می‌شناسد که با مقصود اصلی ما از ازدواج ارتباط ندارد، از فهرست ملاک و معیارها حذف می‌شود اما هر چند آن معیارها از نظر ارزش و محتوا نکات خوب و ارزشمندی باشد، باید آن‌ها را از فهرست خود خارج سازیم تا زودتر به نتیجه برسیم.

پیشوایان بزرگ ما بیش از هر چیز روى مزایاى روحى،فکرى

پیشوایان بزرگ ما بیش از هر چیز روى مزایاى روحى،فکرى و اخلاقى همسران تکیه کرده‌اند، به همین دلیل توجه به تربیت خانوادگى، اصالت، روح فداکارى، محبّت و صمیمیت پاکدامنى و نجابت، ایمان و تقوا بسیار ضروری است و اخلاقى همسران تکیه کرده‌اند، به همین دلیل توجه به تربیت خانوادگى، اصالت، روح فداکارى، محبّت و صمیمیت پاکدامنى و نجابت، ایمان و تقوا بسیار ضروری است

قرآن ما را از سردرگمی در این خصوص رهایی می‌بخشد و آن فلسفه یک جمله بیش‌تر نیست«لِتَسکُنوا إلَیها». ازدواج فقط یک هدف را دنبال می‌کند و آن آرامش و تسکین آدمی است. هر معیاری که آرامش بیشتر شما را تضمین کند، باید بیش‌تر مورد توجه شما قرار گیرد و باید اولویت را به آن معیار بدهید. پس هر معیاری که با آرامش شما در تناقض بود، باید حذف شود.

یک اصل اساسی در ازدواج مسأله «کفویت» یا همان «همتایی» و برابری با یکدیگر است. چون اصلی‌ترین مسأله که در ازدواج موجب آرامش آدمی می‌شود، اصل همتایی است و مهم‌ترین و اصلی‌ترین مسأله در کفویت، ایمان است چون مۆمن کفو مۆمن است. به عبارت دیگر، کفویت همسنگی در ویژگی‌های فرهنگی اجتماعی و اقتصادی است و رعایت اعتدال، رشد و تکامل معنوی و اخلاقی را در پی دارد.

اما چنانچه در زندگی روزمره شما مسائل مادی مۆثر است باید حتماً به کفویت اقتصادی دو خانواده توجه کنید.گاه خانواده‌های مۆمنی را می‌بینیم که در حد معمولی ایمان دارند و به معنای متعارف مۆمنند و پس از ازدواج با مشکلاتی مواجه می‌شوند. تنها علت این عدم موفقیت، اختلاف طبقاتی یا اختلاف اقتصادی یا اختلاف فرهنگی است.

ازدواج از روی هوس؛ خانه‌ای روی آب

هوس از خطرناک‌ترین پایه‌های ازدواج است. «هوس» را نباید با لذت‌های مشروع جنسى که انگیزه فطرى ازدواج است اشتباه گرفت.«هوس» یک سلسله خیالات خام و محاسبات غلط و غیر عاقلانه است که با نوسانات بى رویه و کامجویى هاى شیطنت آمیز و حیوانى آمیخته است. تکیه گاه هوس ارزش‌های زودگذر و ناپایدار و احیاناً کودکانه یا احمقانه است. ضمانت بقای ازدواج‌هایی که بر اساس هوس شکل چیزهایی هستند به ناپایداری حباب روى آب.

الگوى این ازدواج‌ها گاهى فیلم‌های سینما، و گاهى ازدواج‌ها و طلاق‌هایخواننده‌ها و هنرپیشه هاست.غافل از اینکه برخی از افراد مشهور برای اینکه اسمشان سر زبان‌ها بماند، مجبورند یک روز ازدواج و روز دیگر طلاق بگیرند تا عکس و تفصیلات این جدایى یا آن ازدواج،صفحات جراید بازارى را پر کند. نمونه دیگر ازدواج‌های هوسى به دلیل فلان ژست و ادا در کنار دریا یا مثلاً ابراز احساسات موقع مشاهده فلان مسابقه ورزشى و مانند آن صورت می‌گیرد. یعنی 2 نفر وقت تماشای فوتبال احساسات مشابه بروز می‌دهند یا ژست‌های مشابه می‌گیرند، توجهشان به یکدیگر جلب می‌شود و این جلب توجه می‌شودپایه‌ای سست برای زیر یک سقف رفتن.

برای دوری از ازدواج‌های هوسی چه باید کرد؟

پیشوایان بزرگ ما بیش از هر چیز روى مزایاى روحى،فکرى و اخلاقى همسران تکیه کرده‌اند، به همین دلیل توجه به تربیت خانوادگى، اصالت، روح فداکارى، محبّت و صمیمیت پاکدامنى و نجابت، ایمان و تقوا بسیار ضروری است. پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: از گیاهان خوش آب و رنگى که در نقاط متعفن و آلوده می‌رویند، بپرهیزید. منظور، زنان خوش آب و رنگى هستند که در محیط‌های ناپاک و خانواده‌های آلوده پرورش یافته‌اند.

منبع: فارس

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٤ دی ۱۳٩٢
شما یک زندگی مستقل را آغاز کرده اید پس قرار نیست مثل گذشته و زمانی که در منزل والدین خود بودید رفتار کنید . با مشارکت و همکاری همسرتان به سوی زندگی مستقل قدم برداشته و برای تصمیم گیری درباره رنگ موهای خود یا انتخاب مقصد تعطیلات عید با والدین خود تماس نگیرید ! استفاده از تجربه والدین ، کاری پسندیده و ضروری است ولی فقط به عنوان یک تجربه !
شاید اگر آن روز ، روزی که آنقدر منتظرش بود ، روزی که به تمام دخترهای مجرد فامیل فخر می فروخت و آینده ای پر از عشق و سعادت را پیش رو می دید ، کسی در گوشش زمزمه میکرد که این زندگی مشترک دوام چندانی نخواهد داشت و به زودی منجر به جدایی خواهد شد حتی به خود زحمت نمی داد که به این شوخی بی مزه بخندد ولی امروز همین شوخی خیالی تبدیل به کابوس بزرگ زندگیش شده است. کابوسی واقعی که شاید هیچ گاه به آخر نرسد !

طبق گزارش سازمان ثبت احوال کشور در سال 1391 ، نسبت ثبت ازدواج به طلاق در ایران 5/5 می باشد. این رقم اشاره به آن دارد که در مقابل هر 5/5 ازدواج در کشور ، یک مورد طلاق به ثبت رسیده و نکته قابل توجه آن است که بیشترین میزان طلاق ثبت شده در این سال مربوط به ازدواج هایی بوده است که کمتر از یک سال از زمان ثبت آن در دفاتر رسمی ثبت ازدواج گذشته است.

این زنگ هشداری است که از سالها پیش در جامعه ما به صدا درآمده و علیرغم هشدارهای مکرر از سوی روان شناسان و جامعه شناسان ، به نظر نمی رسد اقدامات صورت گرفته تاثیر چندانی بر کاهش روند رو به رشد وقوع طلاق در کشور داشته باشد.

پدیده ای که جامعه جوان ایران در دوران پرتنش گذر از سنت به مدرنیته ، آسیب پذیری بسیاری را در مقابل آن نشان داده است. پدیده ای که در تعاملی پیچیده با بحران های اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی دوران فعلی ، نتیجه ای جز تضعیف هرچه بیش تر بهداشت روان در کشور و بروز آسیب های اجتماعی وسیع تر به دنبال نخواهد داشت.

پس اگر به تازگی ازدواج کرده اید و هنوز در حال مرور کردن خاطرات سفر ماه عسل خود هستید تصور نکنید که طلاق برای شما واژه ای بی مفهوم و دور از انتظار است. این خطر از آن چه که تصور می کنید به شما نزدیک تر است.

برای محافظت از زندگیتان در برابر طلاق مطالعه نکات ذیل می تواند پرفایده باشد :

1- اتفاقات ناخوشایند شب عروسی را فراموش کنید !
قرار بوده این شب ، زیباترین شب زندگی شما باشد پس سعی کنید وقایعی را که در این روز برخلاف میل شما رخ داده فراموش کنید. این مطلب که مهمانان چه کادوهایی به شما داده اند و یا چه جملاتی به شما گفته اند چندان اهمیتی ندارد. مهم خود شما و همسرتان هستید پس سعی نکنید با یادآوری جملاتی که برایتان خوشایند نبوده و یا کاستی هایی که در مهمانی رخ داده ، خاطره آغاز زندگی مشترکتان را خدشه دار سازید. باور کنید یا نه ، پایه و اساس بسیاری از اختلافات زندگی مشترک در همان شب عروسی ایجاد می شود.

2- تفریح کنید !
بهتر است چندماه اول زندگی مشترک را به تفریح ، ملاقات با اقوام یکدیگر و تکمیل لوازم خانه بپردازید. قرار نیست از همان فردای عروسی ، برنامه های 10 سال آینده خود را مرور کنید اگرچه لازم است پیش از ازدواج برنامه های زندگی آتی خود را با یکدیگر مرور کرده و به تصمیم های مشترک رسیده باشید ولی طبیعی است که با آغاز زندگی مشترک ، بار دیگر موج جدیدی از تصمیم گیری ها را تجربه خواهید کرد. از آغاز زندگی مشترکتان لذت ببرید این کار به شما فرصت خواهد داد تا با خاطری آسوده ، آشنایی بیشتری با خانواده همسر خود پیدا کرده و برای آغاز زندگی مشترک آماده شوید . ولی یک شرط را فراموش نکنید : قرار نیست تمام پس اندازتان را در این مدت خرج کنید !

3- برنامه های خود را با هم مرور کنید !
پس از گذر از دوران اولیه ، لازم است تا یک بار دیگر برنامه های خود را در آینده نزدیک با یکدیگر مرور کنید. به سراغ 10 سال آینده نروید ! زندگی بارها مسیر تصمیم گیری های شما را تغییر خواهد داد پس جلوی پای خود را نگاه کنید ! نیم نگاهی به آینده دور کافی است !

4- مستقل باشید !
شما یک زندگی مستقل را آغاز کرده اید پس قرار نیست مثل گذشته و زمانی که در منزل والدین خود بودید رفتار کنید . با مشارکت و همکاری همسرتان به سوی زندگی مستقل قدم برداشته و برای تصمیم گیری درباره رنگ موهای خود یا انتخاب مقصد تعطیلات عید با والدین خود تماس نگیرید ! استفاده از تجربه والدین ، کاری پسندیده و ضروری است ولی فقط به عنوان یک تجربه !

5- کنکاش بی مورد نکنید !
جستجو در گذشته همسرتان را باید قبل از بله گفتن در روز عقد انجام می دادید. پس حالا که با یکدیگر ازدواج کرده اید قرار نیست به کنکاش بی مورد در گذشته یکدیگر بپردازید. مسلما منظور از کنکاش، مواردی است که از آن با اصطلاح مچ گیری نام برده می شود. بازگویی گذشته ها شما را باهم آشناتر خواهد کرد ولی به شرطی که بهانه ای برای مواخذه یکدیگر نباشد. شما آینده را پیش رو دارید !

6- منتظر اتفاقات تازه باشید !
شما یک زندگی جدید را آغاز کرده اید پس طبیعی است که باید منتظر اتفاقات جدید و گاهی غیر قابل انتظار باشید. این اتفاقات می تواند در مورد همسر شما ، خانواده اش ، شرایط زندگی مشترک و حتی تغییرات اخلاقی یا رفتاری خود شما باشد ! پذیرش تغییر گاهی سخت است و اگر از قبل خود را آماده کرده باشید می توانید آسیب پذیری خود را در مقابل این تغییرات کاهش داده و از ویژگی های مثبت آن لذت ببرید.

7- شکاک نباشید !
طبیعی است که شما و همسرتان در حال کشف ابعاد تازه ای از صفات و ویژگیهای شخصیتی فردی و اجتماعی یکدیگر هستید. به این آشنایی ،میگنا دات آی آر،مثبت نگاه کنید و سعی نکنید تا هر کشف جدیدی را به داستان های عشقی یا جنایی که در مجلات خانواده چاپ می شوند مرتبط کنید ! به یکدیگر فرصت دهید تا شناخت مناسبی از یکدیگر پیدا کنید و هرگز زود قضاوت نکنید !

8- ارتباط با دوستان خود را مدیریت کنید !
شاید پیش از ازدواج ، هرزمانی که می خواستید با دوستان خود به گردش و تفریح می رفتید اما اکنون اولویت اول شما همسرتان است پس چگونگی ارتباط با دوستان دوران مجردی خود را مدیریت کنید . این به معنای قطع ارتباط با دوستان نیست بلکه شما باید بپذیرید که اکنون نزدیک ترین دوست شما ، همسرتان است !
در عین حال قطع ارتباط کامل با دوستانتان نه تنها منطقی نیست بلکه به زودی می تواند زندگی مشترک شما را با چالش های جدی مواجه کند پس با همفکری و همکاری همسرتان ، چگونگی ارتباط با دوستان خود را سازمان دهی کنید.

9- فامیل من ، فامیل تو نداریم !
پیوند زناشویی یعنی برقراری پیوند میان دو خانواده بزرگ! پس سعی نکنید از ابتدای زندگی مشترک با جبهه بندی و تقسیم خانواده ها به دو خانواده خود و همسرتان ، زمینه ساز مشکلات آینده شوید .
به خانواده یکدیگر احترام گذاشته و تفاوت های فرهنگی و رفتاری خانواده یکدیگر را بپذیرید. شما قرار است باقی عمر را با هم زندگی کنید پس انتظار نداشته باشید که همسرتان فقط با خانواده شما مراوده کند. این یک ارتباط دو طرفه است پس با کمک یکدیگر ، تفاوت های دو خانواده را درک و هضم کرده و خود را متعلق به هردو خانواده بدانید.

10- به یکدیگر احترام بگذارید !
شما به زودی متوجه خواهید شد که برخلاف تصوراتی که پیش از ازدواج داشتید ، با یکدیگر بسیار متفاوت هستید. این تفاوت ، در موقعیت های مختلف از خرید یک مسواک گرفته تا تصمیم گیری برای بچه دار شدن ، خود را نشان خواهد داد پس با آگاهی از وجود این تفاوت های طبیعی ، به تفاوت های فکری و شخصیتی یکدیگر احترام گذاشته و برای رسیدن به تصمیم های مشترک با یکدیگر، دوستانه و بی طرف صحبت کنید.هرگز سعی نکنید تا همسرتان را مانند خودتان کنید !

نه تنها موفق نخواهید شد بلکه ممکن است آینده زندگی مشترکتان را با این کار غیر منطقی نابود کنید پس بالغ باشید و مذاکره منطقی و توافق با یکدیگر در تصمیم گیری ها را فراموش نکنید.

و کلام آخر : اگر احساس می کنید زندگی مشترکتان دچار بحران شده و یا به هر طریقی احساس خطر می کنید پیش از فاش کردن مشکلات خود برای کلیه اقوام و آشنایان و همسایگان،با یک متخصص مشورت کنید !

منبع: سایت رسمی سازمان ثبت احوال کشور
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢

 طبنا:بنویس همسر، بخوان والد! از جمله افرادی که ازدواج با آن ها صحیح نیست، افرادی هستند که هنوز کودک مانده و از لحاظ رفتاری بالغ نشده اند.

چه کسانی برای ازدواج مناسب نیستند؟

 

 

 

به گزارش سرویس سلامت خبرگزاری طبنا ؛ این افراد از رفتار مسئولانه و سنجیده طفره می روند و شرایطی را فراهم می آورند که همسر آن ها برایشان نقش «والد» را ایفا کند.

چطور بشناسیم؟

چند صفت ویژه برای شناسایی این افراد در ادامه ذکر می شود:
الف- توانایی نداشتن در پذیرش مسئولیت های مالی و حل مشکلات اقتصادی
ب- غیر قابل اعتماد بودن
ج- بی هدفی و بی انگیزگی

این افراد نسبت به بخش اقتصادی زندگی خود بی توجه هستند و درباره آن کوتاهی می کنند به این دلیل که نمی خواهند بزرگ شوند و مسئولیت زندگی را به دست بگیرند. همچنین از فردی که هنوز کودک مانده است انتظار نمی رود که به حرف هایش عمل کند و از رسم و رسومات اجتماعی به طور کامل باخبر باشد. وقتی یک فرد می خواهد ازدواج کند از او انتظار می رود که مسئولیت پذیر و وظیفه شناس باشد تا بتوان به او اعتماد کرد. فردی که هنوز از لحاظ فکری و اخلاقی بالغ نشده است برای زندگی نه هدف خاصی دارد و نه انگیزه ویژه ای. او باری به هر جهت زندگی را خواهد گذراند و بار زندگی را بر دوش همسرش خواهد گذاشت.

«نه» به آن هایی که می خواهند پادشاهی کنند!
«افرادی که دیگران را کنترل می کنند»؛ این افراد نیز چندان گزینه مناسبی برای ازدواج نیستند، آن ها درست مقابل افرادی هستند که مسئولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند. افرادی که دیگران را کنترل می کنند می خواهند همه تصمیم ها را خودشان بگیرند، هرگز درخواست کمک نمی کنند و به دیگران امر و نهی می کنند که چه کار بکنند و چه کار نکنند، آن ها برای دیگران تعیین تکلیف می کنند چرا که می خواهند کنترل همه چیز در دست خودشان باشد و هر کاری خواهند کرد تا مبادا احساس کنند که چیزی تحت تسلط و کنترل آن ها نیست.

این افراد از لحاظ عاطفی محدود و بسته هستند آن ها به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند، حسودند، به راحتی وقتی چیزی مطابق میل آن ها نیست عصبانی می شوند، معمولا دارای عادت های وسواسی هستند و اصلا خوش ندارند که کسی برای آن ها تعیین تکلیف کند.

افراد کنترل کننده معمولا کمتر برای درمان اقدام می کنند چرا که در طی درمان احساس غلط تسلط مشاور آن ها را رنج می دهد و نمی توانند کنترل درمانگر را بر زندگی خود بپذیرند، چنین افرادی مطمئنا تسلط و کنترل همسر را در زندگی نمی پذیرند. لازم است که همه چیز در کنترل آن ها باشد. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می کنند. ازدواج با چنین افرادی به معنای پذیرش سلطه و کنترل آن ها بر زندگی است.البته این افراد معمولا والدینی سلطه جو و انتقادگر نیز می شوند.

زندگی زیر سقف بی احساس ها
دسته دیگر از افرادی که ازدواج با آن ها توصیه نمی شود، افرادی هستند که نمی توانند احساسات خود را بروز دهند. این افراد هرگونه عاطفه و احساسی را مسخره می کنند و بیان احساسات را کاری عبث و بیهوده می دانند. این افراد به راحتی می توانند زندگی مشترک را با مشکل مواجه کنند. همانطور که می دانید بخش عمده ازدواج ارتباط عاطفی است و افرادی که نمی توانند عواطف خود را بروز دهند زندگی مشترک شان دچار اختلال می شود.

این افراد نمی توانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند و نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت کنند.

چنانچه فردی نتواند احساسات خود را با شما در میان گذارد رابطه با او سطحی و در نهایت مایوس کننده خواهد شد. این حق مسلم ماست که از همسر خود انتظار داشته باشیم که احساسات و عواطف اصلی و بنیادین نظیر شادی، غم، یأس و عشق خود را بروز دهد. چنانچه او این توانمندی را نداشته باشد زندگی را به مسیر دشواری هدایت خواهد کرد. وقتی همسر ما از احساسات خود حرف نمی زند به این معنی است که رابطه ای وجود ندارد. تنها چیزی که در زندگی با این افراد وجود دارد یک قرار داد زندگی مشترک است نه یک ارتباط.

ازدواج با یک شکست خورده!
ازدواج با فردی که شکست عشقی را تجربه کرده است و هنوز نتوانسته روح و روان خود را التیام دهد نیز از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان و مشاوران توصیه نمی شود؛ چرا که چنین ازدواجی یأس آور است و موجب دلشکستگی خواهد بود.

این افراد ممکن است هنوز علاقه و یا خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود در دل داشته باشند، ممکن است هنوز به خاطر ارتباط پیشین خود احساس گناه کنند و خود را مسئول بدانند و یا هنوز رنجش خاطر و آزار و اذیتی را که از رابطه قبلی دیده اند فراموش نکرده باشند و در شوک روحی به سر ببرند.

هر قدر خشم و عصبانیت بیشتری از گذشته در دل مانده باشد به همان میزان توانایی فرد برای عشق ورزیدن در روابط فعلی کاهش پیدا می کند.

البته برخی وسوسه می شوند که با این افراد ازدواج کنند تا آن ها را نجات دهند، غافل از این که التیام این افراد به زمان و کمک تخصصی نیاز دارد. اگر کسی تا به این حد آسیب دیده است باید به او وقت داد تا خود را به کمک مشاور متخصص التیام دهد.

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢

شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پرخوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم،خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.

استاد گفت : عشق یعنی همین!

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟

استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور. اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!

شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

استاد باز گفت: ازدواج یعنی همین!!

نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٢
در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.
میگنا - آیا راز بزرگی را در زندگی‌ مشترک تان مخفی کرده‌اید؟ رازی که نمی‌دانید به زبان بیاورید یا آن را فراموش کنید؟ درگیری سخت و سهمگین هر روزه‌ای با خودتان دارید درباره به زبان آوردن یک راز بزرگ؟ به راهکارهای ما توجه کنید و زندگی آرام‌تری در پیش بگیرید.در یک رابطه تمام و کمال، شما مجبور نیستید رازی را از محبوب‌تان دور نگه دارید و نباید بترسید که او نیز رازی را از شما مخفی نگاه دارد

در زندگی هر دختر و پسری مسائلی وجود دارد که ممکن است گفتنش هنگام ازدواج مشکل‌ساز باشد. گاهی افراد به علت ترس از دست دادن طرف مقابل برخی مسائل را بیان نمی‌کنند و بدون اینکه به عاقبت نگفتن این حقایق فکر کنند، تصمیم به ازدواج می‌گیرند.

همان‌طور که زندگی شما، مثل یک کتاب باز در مقابل چشم‌های اوست، زندگی او نیز چنین وضعیتی دارد اما ما در یک دنیای واقعی‌واقعی‌واقعی زندگی می‌کنیم. جایی که حتی خوشبخت‌ترین زوج‌های جهان نیز رازهای بزرگ‌شان را از یکدیگر مخفی نگاه می‌دارند. برای بیشتر ما، بزرگ‌ترین راز در زندگی زناشویی، خیانت است، اما واقعیت اینجاست که حتی کوچک‌ترین رازهای جهان می‌تواند رابطه شما را با بحران مواجه کند و خب، چه مرزی میان رازهای خطرناک با رازهای ویژه وجود دارد؟ نباید فراموش کنیم که این رازهای ویژه، همان‌هایی هستند که شما را به یکدیگر نزدیک می‌کنند. صبر کنید ببینیم کارشناسان این حوزه، چه نظری دارند.

آنچه جوانان را در مساله ازدواج و تشکیل زندگی مشترک نگران می‌کند، ناگفته‌هایی است که افراد را در دو راهی گفتن یا نگفتن قرار می‌دهد که این موضوع نیز راه‌حل‌هایی دارد.

دختر و پسر در دوران نامزدی برای کسب شناخت از هم باید ویژگی‌های شخصی خود را بیان کنند و از علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنند. به طور مثال این‌که "من بافتنی کردن را دوست دارم" یا "دوست دارم هر چند وقت یک‌بار مهمانی بگیرم"، با بیان این مسایل طرف مقابل می‌تواند خود را به خوبی سازگار کند. همچنین شما باید انتظار خود را از همدیگر نیز بیان کنید.

این موارد جزو گفتنی های ضروری قبل از ازدواج هستند. اما به جز اینها، همه ما رازهایی داریم که مربوط به گذشته ما هستند. آن‌چه که در دوران پیش از ازدواج برای خیلی ها نگرانی ایجاد می‌کند، برخی ناگفته‌ها در زندگی است که گفتن شان می تواند دردسرساز باشد و نگفتن شان هم دردسرهای خودش را دارد. بنابراین سوالی که مطرح می شود این است: چه چیزهایی را باید بگوییم و چه چیزهایی جزو رازهای شخصی ما محسوب می شوند؟

رازهای ویژه؛ رازهایی که باید بگوییم

اگر دنبال رابطه‌ای سالم می‌‌گردید باید کمترین میزان پنهان‌کاری در رفتارتان وجود داشته باشد. اگر راز بزرگی که مخفی کرده‌اید روی زندگی شریک زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد، او حق دارد تا بداند. از آنجایی که بیشتر زوج‌ها دیرتر به رازها پی می‌برند، نگهداری آنها باعث می‌شود آینده‌ ازدواج‌تان با خطر دو‌جانبه‌ای تهدید شود. زمانی که ابرها کنار روند و حقیقت برملا شود، زمانی که شوک اولیه گذشت و حتی بحران اولیه برطرف شد ناگهان بحث عدم اطمینان و خیانت به میان می‌آید.

بیشتر مردها رازهایی را درباره مشکلات مالی و مسائل شخصی شان حفظ می‌کنند تا وجهه خودشان را حفظ کنند. آنها ترجیح می‌دهند تا ظاهر قوی خودشان را حفظ کنند و نشان دهند که همه‌چیز تحت کنترل شان است و فکر می‌کنند با به زبان آوردن مشکلات شان در محل کار یا در پول درآوردن، شما دست از دوست‌داشتن شان برمی‌دارید و با دیده تحقیر و ناتوانی به آنها نگاه می‌کنید. آنها از آشفتگی پس از رو شدن رازهایشان می‌ترسند و بیشترشان تصور می‌کنند اگر در مقابل رازهایشان سکوت کنند، از جنگ احتمالی جان سالم به‌در می‌برند.

رازهایتان را بگویید

 اما گاهی برعکس این اتفاق می افتد. نامزد شما فکر می کند شما دارید چیزی را از او پنهان می کنید و مدام پاپیچ می شود تا بیشتر بداند. در چنین مواقعی خونسردی‌تان را حفظ کنید، بنشینید و از او بپرسید: ماجرایی هست که بخواهی بیشتر درباره‌اش بدانی و فکر می‌کنی به تو نگفته‌ام؟ بعد، با صداقت تمام درباره موضوعات صحبت کنید.

یادتان باشد هر چقدر رازهای زندگی عاطفی‌تان دیرتر رو شوند، تاثیری ماندگارتر و عمیق‌تر برجا می‌گذارند و بیشتر رابطه تان را متزلزل می کنند. نه‌تنها طرف مقابل شما نیاز به تمام اطلاعات زندگی‌تان دارد تا تصمیم هوشمندانه‌ای درباره ادامه ارتباط بگیرد،میگنا دات آی آر.بلکه او از میزان اعتمادی که به او دارید خوشحال خواهد شد. چرا که با به زبان نیاوردن چنین رازهایی، درواقع به او پیغام می‌دهید که به اندازه کافی باهوش نیست، بخشنده نیست و به اندازه کافی شما را دوست ندارد که با چنین ماجرایی کنار بیاید. اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید

ناگفتنی های قبل از ازدواج

یک قاعده کلی را باید به خاطر بسپارید. به طور کلی حفظ رازها در صورتی که آسیبی به زندگی مشترک شما وارد نکند، ایرادی ندارد. مثلا این که شما در گذشته یک رابطه عاطفی یک طرفه را تجربه کرده اید، نباید با همسرتان در میان گذاشته شود اما این که یک نامزدی بهم خورده داشته اید، موضوعی است که او باید بداند. حالا تصور کنید که شما با نامزد سابقتان رو در رو شده اید و احساس می کنید که از طرف او زندگی تان تهدید می شود. در این شرایط، باید موضوع را با همسرتان در میان بگذارید و از او کمک بگیرید. اینجاست که حد و مرز رازداری تعیین می شود.

رازهای گذشته شما متعلق به خود شما هستند اما تا وقتی که آسیبی به زندگی مشترک امروزتان نرسانند. این موضوع مصداق این حدیث است: "النجاه فی صدق". اگر این موضوع از زبان خود فرد توسط طرف مقابل شنیده شود، پذیرش این موضوع به مراتب بهتر است تا این‌که از طریق دیگری و توسط نفر سومی، موضوع مطرح شود.

رازهای خطرناک قبل از ازدواج
بیماری‌های پنهان شده


مسئله‌ی مهم دیگری که ممکن است افراد از گفتنش هراس داشته باشند، بیماری است. افرادی که با صداقت تمام مسائل را در مورد سلامتی و یا عدم‌سلامتی خود بیان می‌کنند، می‌توانند اعتماد طرف مقابل را نسبت به خود جلب کرده و حتی به او فرصت دهند او نیز اگر دچار مشکل و یا بیماری خاصی است بتواند به راحتی آن را بیان کند. درست است این احتمال وجود دارد طرف مقابل پا پس بکشد اما ازدواجی که با پنهان کردن چنین مسئله‌ی مهمی شکل بگیرد دوام چندانی نخواهد داشت.

خلق‌وخوی ناگفته

شخصیت و رفتار دختر و پسر نیز مورد دیگری است که احتمال دارد از دید طرف مقابل پنهان بماند. بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد. چرا که حتی یک بازیگر ماهر هم روزی از نقش بازی کردن خسته خواهد شد.

جیب‌های خالی

گاهی افراد به خصوص پسرها مشکلات مالی خود را از خانواده‌ی همسر آینده‌شان پنهان می‌کنند. این مسئله به خصوص برای افرادی اتفاق می‌افتد که از شرایط مالی همسانی برخوردار نیستند. آنها از ترس اینکه طرف مقابل را از دست بدهند وضع مالی خود را بهتر از آنچه که هست نشان می دهند و تا زمانی که زندگی مشترک خود را آغاز نکرده‌اند، سعی می‌کنند هر ترفندی را در پیش گیرند تا رازشان فاش نشود. شاید چنین افرادی بتوانند به کسی که برای رسیدن به او تلاش می‌کنند، برسند اما مطمئنا پس از ازدواج که شرایط واقعی برای طرف مقابل آشکار ‌شود، زندگی‌دچار مشکل خواهد شد.

ناگفته های خطرناک

مواردی که نام بردیم گاهی جزو ناگفته های رابطه و ازدواج هستند و به خودی خود می توانند باعث آشفتگی در روابط، از بین رفتن اعتماد و بهم خوردن ازدواج شوند. اما موارد دیگری هم هستند که به شکل خطرناکی، فاش شدن آنها می تواند جدایی را به همراه داشته باشد. مواردی که اصطلاح فقهی اش می شود تدلیس و در بیان خودمان، گنجشک را رنگ کردن و جای قناری جا زدن است.

ازدواج قبلی، بیماری های مهم و معلولیت های پنهان، اعتیاد، اختلالات روانی و... از جمله‌ مسائلی هستند که ممکن است هر ازدواجی را بهم بزنند. خانه‌ای که بر پایه‌های دروغ و نقش و نقاب ساخته شود، لرزان است و احتمال فروریختن آن بسیار است. صداقت مهمترین مسئله‌ای‌ست که هر فرد برای آغاز زندگی مشترک باید به آن توجه داشته باشد. آدم‌های صادق، اعتقادات قلبی عمیقی دارند که در گفتار و رفتارشان پیداست و البته تحقیق نیز مسئله‌ی مهمی است که باید آن را در حین انتخاب مدنظر داشت.

بسیاری افراد در جلسه خواستگاری واقعا آن کسی نیستند که نشان می‌دهند. این افراد برای جلب رضایت، همچون بازیگری توانا طوری رفتار می‌کنند که کاملا خود را فرد ایده‌آل طرف مقابل نشان دهند. اما پس از گذشت زمان رفتارها و شخصیت واقعی آنها رو خواهد شد

مواردی که می توان نگفت

در کنار همه این موارد، مسائلی هم هستند که می توانید درباره آنها سکوت کنید و با همسر آینده تان مطرح نسازید. این موارد عبارتند از: اشتباهاتی که در گذشته انجام داده اید و آنها را جبران کرده اید و دیگر تاثیری در زندگی تان ندارند و مطمئنید دیگر فاش نخواهند شد. گناهانی که مرتکب شده اید و توبه کرده اید و بین شما و خدایتان بوده است. اختلافات و مشکلاتی که در خانواده شما وجود دارد و تاثیری در زندگی مشترک تان نخواهد داشت.

رازهایی برای نگفتن

لازم نیست تعداد دقیق خواستگاران یا کیس های ازدواج تان را برای نامزدتان بگویید اما اگر رابطه‌ای جدی را تجربه کرده‌اید، به زبان‌آوردنش واجب و ضروری است. دوستانی هستند که عادت دارند تا درباره تمام داستان‌های زندگی خودشان با شما صحبت کنند، ممکن است نامزد قبلی‌تان ناگهان سروکله‌اش پیدا شود، ممکن است شریک زندگی‌تان به صورت اتفاقی در جریان وجه دیگری از زندگی شما قرار گیرد و طبیعی است که بهتر این است خودتان اول چنین ماجراهایی را برایش تعریف کرده باشید.

سیاست درست، صداقت است. جمله‌ای که از تمام بزرگ‌ترها شنیده‌ایم و همچنان نیز صحت دارد. اما افرادی که در رابطه‌های بلندمدت زناشویی بوده‌اند به‌خوبی می‌دانند که بد نیست ماجراهایی را برای خودمان نگه داریم؛ گاهی اوقات رازهای کوچکی هستند که احساس استقلال به ما می‌دهند و نشان می‌دهند که رابطه ما در وضعیتی سالم به سر می‌برد. مثلا این که در جمع دوستان قدیمی تان چه حرف هایی رد و بدل شده به خودتان مربوط است.

این که بعد از مدت ها تصمیم گرفته اید برای خود یک هدیه گران قیمت بخرید، چیزی است که می تواند در دل خودتان بماند. به زبان آوردن تمام جزییات زندگی روزمره، ممکن است این احساس استقلال را از طرفین بگیرد اما در چنین شرایطی نیز مهم است که هر دو طرف زاویه نگاه مشابهی نسبت به یک ماجرا داشته باشند. واقعیت اینجاست؛ اگر به طرف مقابل‌تان اعتماد داشته باشید، با به زبان آوردن هیچ‌کدام از رازها، رابطه‌تان از هم نمی‌پاشد اما این اعتماد تنها در صورتی به دست می‌آید که با رازهای خطرناک محیط را آلوده نکنید.

رازهای بعد از ازدواج

 اما درباره رازهای امروز چطور؟ یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند. اما در عین حال، بعد از ازدواج مواردی هست که به زندگی مشترک شما ارتباطی ندارد و می توانید آنها را با همسرتان در میان نگذارید. اختلافاتی که در خانواده پدری شما بروز کرده، چیزی نیست که مستقیما به همسر شما مربوط شود. حرف و حدیث هایی که پشت سر شما گفته می شود، نباید به خانه تان راه پیدا کند و اگر کسی از همسر شما بدگویی کرده، باید رازداری کنید و نگذارید او متوجه شود.

یک واقعیت مهم درباره ازدواج وجود دارد و آن این که هیچ چیزی نباید باعث از بین رفتن صداقت و راستگویی بین شما شود. دروغ های کوچک، پنهان کاری های به ظاهر بی اهمیت اگر فاش شوند می توانند بنیان اعتماد را بین شما از بین ببرند

چشم ها را باز کنید در زمان نامزدی ممکن است دختر و پسر به دلیل ایجاد وابستگی میان آن‌ها، چشم خود را بر برخی حقایق ببندند. مهم‌ترین راه برای مقابله با وابستگی کوتاه کردن مدت زمان نامزدی و توجه به کیفیت این دوران است تا شناخت واقعی حاصل شود. به طور نمونه می‌توان به جای این که در مدت 6 ماه هفته‌ای یک ساعت به این موضوع اختصاص دهند، زمان به 3 ماه و هفته‌ای دو ساعت یا 45 روز و هفته‌ای 4 ساعت تغییر کند. به صورت فشرده اما به صورت عمیق مطالعات انجام می‌شود و از ایجاد وابستگی نیز جلوگیری می‌شود.
 
روش‌های رازگشایی

اول؛ قرار ملاقات بگذارید: سر صحبت را ناگهانی باز نکنید. از ابتدا به او بگویید که می‌خواهید درباره ماجرای مهمی با او صحبت کنید. مثلا به او بگویید: «می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم. امروز یک ساعتی برای من وقت بگذار لطفا.»

دوم؛ مدعی نباشید: بزرگ‌ترین مشکل زمانی پیش می‌آید که با لحن مدعی صحبت کنید و جوری برخورد کنید که انگار اتفاق مهمی نیفتاده است. به همین خاطر بهتر است آمادگی عذرخواهی را نیز داشته باشید. بد نیست اینطور شروع کنید: «چند وقتی است .می‌خواهم درباره ماجرایی با تو صحبت کنم اما از گفتنش خجالت می‌کشیدم. امیدوارم به خاطر این تاخیر مرا ببخشی.»

سوم؛ نفر سوم خوب است: زمانی که پای اعتراف‌های بزرگ به میان می‌آید، از شناختی که از طرف مقابل دارید استفاده کنید. مثلا ممکن است نامزد شما برای حریم خصوصی‌تان احترام ویژه‌ای قائل باشد و نخواهد دوستان‌تان در جریان یکی از جنبه‌های خصوصی زندگی شما قرار بگیرند. اما در برخی موارد بهتر است یکی از بزرگ‌ترها یا دوستان مشترک‌تان، حضور داشته باشند.
چهارم؛ جای مناسب را انتخاب کنید: بهتر است از قرار گذاشتن در مکان‌های شلوغ یا مکان‌های خیلی خلوت خودداری کنید. پیشنهاد اصلی، محلی امن است؛ جایی شبیه به پارک یا محل همیشگی قرارهایتان.
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

خانم های مجرد در سنین مختلف شروط متفاوتی برای ازدواج دارند. این شروط عبارتند از:

۱۸ الی ۲۰ سالگی: حداقل لیسانس داشته باشد،قدبلند،خوش بر و رو،خوش تیپ، خوشمزه!، پولدار،دارای ماشین (حداقل 206)،ترجیحا خارج رفته.

۲۱ الی ۲۴ سالگی: حداقل فوق دیپلم داشته باشد،قد متوسط هم اشکال ندارد، قیافه چندان مهم نیست، تیپ معقولانه، بداخلاق نباشد،دارای ماشین (حداقل پراید)، خارج رفته نرفته فرقی ندارد.

۲۵ الی ۲۹ سالگی: مدرک تحصیلی چندان مهم نیست،کار داشته باشد کافیست، قدش خیلی کوتاه نباشد ترجیحا، مهم سیرت است نه صورت!، آدم نباید ظاهربین باشد، دست بزن نداشته باشد همین، ماشین نداشت اشکال ندارد ولی قول بدهد بعدا بخرد.

۳۰ الی ۳۵ سالگی: مدرک اصلا مهم نیست فقط سواد خواندن و نوشتن داشته باشد کفایت میکند، کار داشته باشد، قدش اصلا اهمیت ندارد، مهم فهم و شعور است.

۳۶ الی ۴۰ سالگی: کار داشته باشد کافیست،فهم و شعور هم ترجیحا داشته باشد.

۴۱ الی ۵۰ سالگی: مذکر باشد کفایت میکند!۵۰ الی آخر: در حال حاضر مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد/ نو ریسپانس تو پیجینگ!
 

ازدواج-به-سبک-ایرانی 2012+-عکس!!!

توصیه ای برای پسران مجرد:
با توجه به بالا رفتن سن ازدواج دختران که میانگین آن نزدیک به سی سال است ، زیاد خودشان را برای ادامه ی تحصیل، مشکل سربازی،خرید منزل، ماشین،موبایل و غیره اذیت نکنند؛ چرا که هم عجله کار شیطان است و هم طبق آمار فوق، طرف همینجوری از شما راضی است و نیازی به زحمت اضافه نمی باشد!

منبع : pat-o-mat.com
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٢٠ اردیبهشت ۱۳٩٢

به گزارش بویر نیوز به نقل از مجله ایده آل ، با انجام این تست می‌توانید به برونگرا یا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پی ببرید. شما خودتان جزو کدام گروه هستید؟

با انجام این تست می‌توانید به برونگرا یا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پی ببرید. شما خودتان جزو کدام گروه هستید؟ از آن برونگراهای دوآتیشه که اصلا و ابدا با تنهایی کنار نمی‌آیند یا از آن درونگراهایی که فقط در گوشه عزلت خودشان خوش هستند؟ یا شاید هم میانه‌رو باشید. اما به‌طور معمول اکثر انسان‌ها به سمت یکی از این ۲ قطب تمایل بیشتری دارند.

با انجام این تست می‌توانید به برونگرا یا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پی ببرید. شما خودتان جزو کدام گروه هستید؟

فرق آدم‌های اهل درونگرایی و برونگرایی

تا به‌حال فکر کرده‌اید که ابعاد شخصیت تاثیر مستقیمی روی انتخاب رشته تحصیلی، شغل، محل زندگی و کلا سبک زندگی شما می‌گذارد؟ اگر دقت نکرده‌اید با دقت خط‌های بعد را بخوانید. درونگراها از احساسات و هیجان‌هایشان فقط برای دوست‌های معدود خیلی صمیمی حرف‌ می‌زنند ولی برونگراها کاملا در دنیای بیرون سیر می‌کنند؛ آنها دوست دارند که سرخوش، اجتماعی،‌ رقابت‌جو، سریع و واقع‌گرا باشند. افراد درونگرا بیشتر اوقات خود را به مطالعه و تنهایی سپری کرده و کمتر مایل به معاشرت با دیگران هستند و در مقابل، افراد برونگرا بیشتر دارای دیدگاه عینی و خارجی هستند و فعالیت عملی بیشتری دارند ولی میزان تسلط آنها بر نفس خودشان نسبت به افراد درونگرا کمتر است. این افراد مایلند که بر محیط اطراف خود تاثیر و به رقابت با دیگران بپردازند و در مجامع عمومی بیشتر ظاهر می‌شوند.

اگر درونگرایی و برونگرایی در حد افراط در افراد ظاهر شود، ما را در برابر ۲ شخصیت نابهنجار قرار می‌‌دهد البته تعداد این افراد بسیار کم است و اکثریت مردم میان این دو قطب جای دارند. برونگرایان به سوی جهان عینی متمایل بوده و درونگرایان به سوی جهان ذهنی و غیرعینی. شما با آگاهی یافتن از خصوصیات شخصی هر دو گروه می‌توانید رابطه بهتری با آنها برقرار کنید.

××××××××××××××××××××××××××

درونگراها

جمع گریزهای احساساتی

۱٫ علاقه‌مند به احساسات و افکار خودشان هستند و نیاز به داشتن قلمرو شخصی دارند. کم‌حرف، ساکت و متفکرند.

۲٫ دوستان زیادی ندارند و در ارتباط برقرار کردن با افراد جدید مشکل دارند. علاقه‌مند به سکوت و تمرکز بوده و از دید و بازدیدهای غیرمنتظره و ناگهانی بیزار هستند.

۳٫ کارایی این افراد در تنهایی بیشتر است. بزرگ‌ترین وحشت آنها این است که در یک جمع شلوغ قرار گیرند. ترس از آنکه فردیت خود را از دست بدهند، دارند و از فعالیت‌های انفرادی انرژی می‌گیرند.

۴٫ در بین انبوه مردم بودن آنها را خسته می‌کند. بیشتر از دست خودشان عصبانی می‌شوند تا دیگران. معمولا کمرو هستند و درک کردن آنها ممکن است. اهل ایده و عقاید نو هستند.

۵٫ شخصیت‌شان در خلوت و در جمع متفاوت است. مشتاق و احساساتی هستند اما معمولا احساسات‌شان را بیان نمی‌کنند. در جمع ناآشنا ساکت اما در جمع دوستان خود راحتند.

۶٫ تمرکزشان قوی است. برای تصمیم‌گیری به زمان نیاز دارند و قبل از حرف زدن فکر می‌کنند.

۷٫ از در میان گذاشتن اطلاعات شخصی خود با دیگران طفره می‌روند.

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××××

برونگراها

پیشاهنگ‌های روشن‌پوش

ویــژگی‌های شخصیت برونگرا:

۱- علاقه‌مند به وقایع پیرامون خود هستند.

۲- عقیده خود را با عقاید دیگران مقایسه می‌کنند.

۳- روراست و معمولا پرحرف هستند.

۴- اهل عمل و پیشقدمی در کارها هستند و خیلی اوقات نفر پیشاهنگ انجام یک کار می‌شوند.

۵- به‌سهولت دوستان جدیدی یافته یا با یک گروه خود را وفق می‌دهند.

۶- افکار خود را بیان می‌کنند.

۷- علاقه‌مند به افراد جدید و برقراری ارتباط با آنها هستند.

۸- تنهایی برای آنها بسیار آزاردهنده است.

۹- از تعامل و ارتباط برقرار کردن با دیگران انرژی می‌گیرند.

۱۰- خوش‌مشرب بوده اما زیاد احساساتی نیستند.

۱۱- ریسک‌پذیرند و سریع تصمیم می‌گیرند، اجتماعی هستند، درک آنها آسان  است و معاشرتی هستند.

۱۲- پس از آنکه حرف خود را می‌زنند به گفته خود می‌اندیشند، علاقه‌مند به کار گروهی، موسیقی با صدای بلند بوده و فعالیت‌های هیجان‌انگیز را بیشتر دوست دارند.

۱۳- رنگ‌های روشن را بیشتر می‌پسندند، بیشتر از اعمال دیگران خشمگین می‌شوند تا خودشان، اطلاعات شخصی خود را به سادگی با دیگران قسمت می‌کنند و معمولا فقط از روی تجارب زندگی خود درس می‌گیرند و نه عبرت گرفتن از دیگران.

البته خصوصیات فوق هیچ ارتباطی با اعتمادبه‌نفس داشتن فرد برونگرا ندارد، یک برونگرا ممکن است اعتماد به نفس پایینی داشته باشد.

۱۲ سؤالی که شخصیت شما را مشخص می‌کند

با انجام این تست و نمره‌گذاری آن به‌راحتی متوجه می‌شوید که خودتان و همسرتان به کدام گروه تعلق دارید

۱- دوست دارم همیشه آدم‌های زیادی دوروبرم باشند.
۲- لبخند زدن به دیگران و بیرون رفتن با آنها و تفریح کردن با جمع را کار آسانی می‌دانم.
۳- خودم را لزوما آدم امیدواری نمی‌دانم.
۴- واقعا از صحبت کردن با دیگران لذت می‌برم.
۵- ترجیح می‌دهم در جایی باشم که فعالیت و شلوغی وجود داشته باشد.
۶- معمولا ترجیح می‌دهم کارها را به تنهایی انجام دهم.
۷- اغلب احساس می‌کنم که پر از نیرو و انرژی هستم.
۸-  آدم بشاش و دارای روحیه بالایی هستم.
۹- آدم خوش‌بینی نیستم.
۱۰-  زندگی من با سرعت طی می‌شود.
۱۱- شخص بسیار فعالی هستم.
۱۲-  ترجیح می‌دهم راه خودم را بروم تا اینکه رهبر دیگران باشم.

هرکدام از عبارت‌های زیر را با دقت بخوانید و به هر سؤال باتوجه به گزینه‌های کاملا موافق/ موافق/ بی‌تفاوت/ مخالف/ کاملا مخالف پاسخ دهید.

پاسخنامه: باتوجه به گزینه‌ای که انتخاب کرده‌اید، نمره مربوط به گزینه خود را جلوی آن بنویسید.

با این تست همسر بهتری انتخاب می کنید

نمره درونی و بیرونی بودن شما اینجاست

نمره از ۱۲ تا ۲۴: شما آدم درونگرایی هستید،‌ تنهایی را بیشتر دوست دارید و دوست دارید کارهایتان را بدون حضور دیگران انجام دهید.

نمره از ۲۴ تا ۴۸: شما نه کاملا درونگرا هستید و نه کاملا برونگرا. بعضی وقت‌ها با جمع بودن را ترجیح می‌دهید و گاهی تنهایی، هرچه نمره‌تان بالاتر باشد برونگراتر هستید.

نمره از ۴۸ تا ۶۰: شما آدم برونگرایی هستید. با جمع بودن را دوست دارید و لذت می‌برید حتی کارهایی را که می‌شود تنهایی انجام داد با جمع انجام دهید.

با انجام این تست می‌توانید به برونگرا یا درونگرا بودن خود و خواستگارتان پی ببرید. شما خودتان جزو کدام گروه هستید؟

اما اینها چه فرقی دارد؟

خب حالا که متوجه شدید دارای کدام‌یک از ابعاد شخصیتی درونگرایی یا برونگرایی هستید، بدانید که برونگرایی و درونگرایی در چند زمینه خیلی مهم زندگی کاربرد دارد:


۱- انتخاب رشته تحصیلی: اگر از حالا شروع کرده‌اید به خواندن کنکور سال بعد، خوب است یکی از عوامل انتخاب‌تان را بگذارید همین نوع شخصیت. آدم‌های درونگرا به رشته‌هایی مثل ادبیات، بعضی از رشته‌های هنر و بعضی از رشته‌های آزمایشگاهی گرایش دارند. برعکس، آدم‌های برونگرا به رشته‌هایی مثل مهندسی‌های پردردسر، روانشناسی، علوم اجتماعی، انواع رشته‌های پزشکی، روزنامه‌نگاری و… ارتباط برقرار می‌کنند.

۲- انتخاب شغل: جور بودن شغل با تیپ شخصیت‌تان یکی از معیارهای موفقیت در شغل‌تان است. آدم‌های برونگرا به شغل‌هایی که بیشتر با مردم سروکار دارند، گرایش دارند؛ مثل فروشندگی، کار در بازار، کارهای درمانی و… برعکس درونگراها حتی اگر در رشته‌ای برونگرایانه هم تحصیل کرده باشند سراغ شغل‌های درونگرایانه می‌روند؛ مثلا فردی که معماری خوانده بیشتر دوست دارد کشیدن نقشه در خلوت را تجربه کند.

۳- ازدواج: در ازدواج شناخت ابعاد شخصیتی طرف مقابل بسیار معیار مهمی است. برونگراها با درونگراها خیلی نمی‌سازند و برعکس. این دیدگاه که همسر آینده من باید مکمل من باشد را کنار بگذارید و دنبال مشابه خودتان بگردید زیرا با یک فرد مشابه صحبت‌ها و فعالیت‌های بیشتری را می‌توانید انجام دهید و لذت بیشتری در اوقات فراغت خود با هم می‌برید.

نویسنده: امراله قاضی - یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱
اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" دعوا را می خواباند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. اینطور در عمل حرف های زیادی به نامزدتان خواهید زد و او از شما بیشتر قدردانی می کند.

همه ما می خواهیم ازدواج و زندگی خوشبخت و سعادتمندانه ای داشته باشیم. درست است؟ ساری هارر و ریتا دماریا دو نفر از روانشناسان معروف مدعی اند که خوشبختی نتیجه از بین بردن این 8 عادت است که یک ازدواج خوب را زیر و رو می کند. اگر حتی یکی از این عادتها را دارید مقاله زیر را بخوانید.

1. دلیل و برهان را کنار بگذارید

زندگی، میدان جنگ نیست. نه تنها این کار باعث از بین بردن احساساتتان می شود بلکه حتی همسرتان به طرز زیرکانه ای می فهمد که احساساتش برایتان مهم نیست.

2. رابطه را آرام نگه داشتن همیشه اثر نمی کند

اگرچه جمله "هرچه تو بگویی عزیزم" دعوا را می خواباند اما شما را در نقش یک همسر فداکار نشان می دهد. شما بایستی گاهی اوقات عصبانی، گاهی اوقات حالت تدافعی و گاهی اوقات هم فداکارانه رفتار کنید. اینطور در عمل حرف های زیادی به نامزدتان خواهید زد و او از شما بیشتر قدردانی می کند.

3. حواس پرتی و گیج بودن را دور بریزید

بیش از اندازه فعال بودن و تمرکز نداشتن، در مکالمه بینتان یا در زندگی، صمیمیت و علاقه بینتان را از بین می برد.

4.  دست از سرزنش بردارید

می دانیم که خانمها جیغ جیغو هستند. اما با صدای بلند گله و شکایت کردن فقط برای مدت کوتاهی مفید است و باعث نارضایتی و عصبانیت همسرتان می شود.

5. از عیب جویی، انتقاد و مسخره کردن دوری کنید

این تکنیک ها، فردی که به او عشق ورزیدید را تحقیرمی کند. به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید.

6. قلدری نکنید

این کار زشت به همسر شما می فهماند که او در نظر شما هیچ ارزشی ندارد.

به جای آن، با او محترمانه برخورد کنید، و اجازه دهید با شما مثل یک فرشته برخورد کند، و مسئولیتهایی که هر دو شما موظف به انجام آن هستید را برای داشتن زندگی شاد با هم تقسیم کنید

7. تدافعی برخورد نکنید

تدافعی برخورد کردن، صحبتها و بحثهای سازنده تان را سرد می کند. اگر اینگونه رفتار کنید، همسرتان دیگر حق صحبت کردن در مورد موضوع مورد بحث را ندارد.

8. یک جانبه تصمیم گیری نکنید

گاهی اوقات، شما می خواهید رنگ حمامتان را به سلیقه خودتان انتخاب کنید. این مانعی ندارد اما اگر بخواهید درمورد پول، زمان، بچه ها و زندگی تان به تنهایی تصمیم گیری کنید، به این معنی است که همسرتان را نادیده گرفته اید و یک طرفه و از جانب او تصمیم گیری کرده اید.

منبع: سلامت نیوز

نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱

عوامل ازدواج موفق

 

ازدواج موفق فاکتورهایی دارد که برای دستیابی به آن ها لازم است آنها را بشناسید. ما در این مطلب برخی از مهم ترین فاکتورهای یک ازدواج موفق را به شما معرفی می کنیم:

سلامت جسمی و روانی

انسان سالم، خانواده سالم ایجاد می کند. برخی از بیماری ها ممکن است تهدیدی جدی برای سلامت انسان و همسر آینده او باشد. در این زمینه مراجعه به مراکز درمانی برای تشخیص و درمان زودرس و مشاوره قبل از ازدواج در مراکز مشاوره وزارت بهداشت توصیه می گردد.

منبع درآمد و شغل مناسب

برای یک ازدواج موفق و زندگی سعادتمند، مسأله شغل می بایستی جدی گرفته شود. با داشتن کار و شغل، عشق و محبت زوجین در منزل رونق و تداوم می یابد. با وجودی که داشتن شغل و درآمد لازمه خوشبختی خانواده است، باید توجه داشت که امکانات مالی به تنهایی نمی تواند حل کننده همه مشکلات یک خانواده و متضمن خوشبختی باشد و اهمیت آن تنها بایستی در کنار سایر عوامل ارزیابی شود. با تمام این ها به یاد داشته باشید شغل داشتن برای یک مرد به معنی داشتن هویت اجتماعی، استقلال، مردانگی، غیرت و توانایی اداره زندگی است. بنابراین به هیچ وجه بدون آن که شغلی داشته باشید و دستتان در جیب خودتان باشد، ازدواج نکنید.

نیت و اراده برای تشکیل خانواده

هر یک از زوجین باید با دید باز و با رضایت خود اقدام به تشکیل خانواده نمایند. ازدواج نباید به عنوان راه حلی برای دوری از مشکلات خانوادگی جوان در خانواده در نظر گرفته شود، بلکه ازدواج زمانی موفق خواهد بود که با هدف تشکیل خانواده و تعالی روحی زوجین درنظر گرفته شود. با وجودیکه والدین در راهنمایی جوانان در انتخاب همسر نقش تعیین کننده ای دارند، این نقش باید به صورت مشاوره ای باشد و نباید بصورت تحمیلی و سلب اختیار جوان در تعیین شریک زندگی آینده اش باشد.
زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

سن مناسب

برای موفقیت در ازدواج، رعایت سن مناسب ازدواج بسیار مهم است. متخصصان سن مناسب ازدواج را برای دختران 18 تا 24 سال و برای پسران 24 تا 28 سال توصیه می کنند. معمولا اختلاف سن 2 تا 6 سال بین دختر و پسر برای ازدواج توصیه می شود.

مسئولیت پذیری


یادتان باشد با تشکیل خانواده، نقش های جدیدی برای شما بوجود می آید که باید در مقابل آن مسئولیت پذیر باشید. زن و مرد متأهل نسبت به یکدیگر متعهد هستند و می بایستی با تمام وجود سعی در ایفای وظایف نمایند. یکی از اساسی ترین پایه های موفقیت یک زندگی زناشویی، شناخت دقیق نیازهای جسمی، روحی و عاطفی همسر و تلاش مستمر و دائم در پاسخ به این نیازهاست.

زوجین می بایستی در این جهت به یکدیگر کمک رسانند و مشوق و همکار یکدیگر باشند. همچنین لازم است تا از توقعات خارج از توانایی همسر اجتناب گردد. به عبارت دیگر زوجین باید تلاش کنند تا در کنار یکدیگر باشند و نه در مقابل هم.علاوه بر این، هر یک از زوجین می بایستی مسئولیت تنظیم خانواده را بپذیرند و تعداد فرزندان و فاصله مناسب تولد آنان را رعایت نمایند.

رشد مستمر در زندگی

یکی از قوانین طلایی زندگی مشترک، با هم رشد کردن است‌. هر کس در طول زندگی تغییر می‌کند درگیر فعالیت‌های مختلف می‌شود. همیشه مشوق همسر خود باشید و همانطور که خود در تلاشید که مسائل مختلف و مورد علاقه خود را بیاموزید به همسرتان نیز کمک کنید تا این فرایند را طی کند. بسیار دیده شده که یکی از طرفین مدارج ترقی را طی می‌کند و همسر در طول این سال‌ها کمک حال و مشوق او بوده و در پایان فاصله زیادی بین دو طرف به‌وجود آمده که گاهی ادامه زندگی مشترک را سخت و گاهی ناممکن کرده است. بهتر این است که در کنار رشد فردی رشد مشترک هم داشته باشید تا بهتر و بیشتر یکدیگر را درک کنید و مشاور و همراه خوبی برای یکدیگر باشید.

 پزشکان بدون مرز، همشهری

نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱
خیلی از خانواده ها مرزهای شان نه کاملا در هم تنیده است و نه کاملا خشک است. خانواده هایی که مرزهای منعطف دارند در درجه اول مرزهای شان را مشخص کرده اند. یعنی خیلی واضح و روشن، هرکس وظیفه خودش را می داند، کسی ابهام ندارد که چه کاره است.

میگنا - چطور همسر آینده ام را بشناسم؟ این سوالی است که خیلی از کسانی که در آستانه ازدواج قرار دارند از روان شناس یا مشاور پیش از ازدواج خود می پرسند. این که همسر شما چه شخصیتی دارد یکی از مهم ترین سوال هایی است که باید به آن جواب دهید.

سپیده دانایی در گزارشی نوشت: این که طرف مقابل ما درچه خانواده ای تربیت شده است ازجمله مواردی است که حتماً باید قبل از ازدواج معلوم شود. توجه به نوع برخورد پدر و مادر همسرتان با یکدیگر، همچنین برخورد آنان با فرزندان شان (به خصوص همسر آینده تان) اطلاعات زیادی به شما می دهد.البته معمولاً خانواده ها از خودشان ویترین ارائه می دهند، اما به تدریج و با زیرکی می توانید شیوه های ارتباطی خانواده همسرتان را کشف کنید.معمولاً از دو طریق می توان این کار را انجام داد. یا با توجه به مرزهای خانوادگی یا با توجه به سبک فرزندپروری. که در این شماره شناخت انواع مرز های خانوادگی را مورد بررسی قرار می دهیم. توجه داشته باشید که اگر نوع مرز بندی خانواده ای که شما در آن بزرگ شده اید با مرز بندی خانواده همسر آینده تان متفاوت باشد احتمالا در زندگی مشترک دچار مشکل خواهید شد.

۱ - مرزهای درون خانواده

هر خانواده ای برای خودش مرز بندی مخصوصی دارد. هر خانواده ای از دو زیرمجموعه والدین و بچه ها هم تشکیل شده است.این خانواده در یک قرارداد نانوشته توافق کرده اند هر کسی چه وظیفه ای در قبال خودش و خانواده اش دارد، چه آزادی هایی و چه محدودیت هایی دارد.توجه به مرزهایی که بین افراد وجود دارد، می تواند تربیت خانوادگی همسر آینده تان را نشان دهد.

الف) مرزهای درهم تنیده

این خانواده ها در بین روان شناسان خانواده به «خانواده با درهای باز» مشهور هستند. در این خانواده ها همه چی شلم شورباست. بی قانونی مطلق، ملغمه ای که در آن هیچ کسی شکل خودش را پیدا نکرده است. همه به شدت به هم وابسته اند، مشق های بچه کوچک را بیشتر وقت ها بچه بزرگ می نویسد، جای مشخصی برای خواب پدر و مادر در نظر گرفته نشده است، یا اگر در نظر گرفته شده باشد کاربری های دیگری هم مثل محل بازی و احتمالاً خواب بچه ها را نیز پیدا کرده است. همه لباس همدیگر را می پوشند، دست همه در جیب همدیگر است و شماره رمز کارت بانک پدر را همه دارند.این خانواده ها باعث فلج روانی بچه ها می شوند و باعث می شوند بچه ها هیچ وقت کاملاً مستقل شدن را یاد نگیرند. بچه های این خانواده همیشه بچه و وابسته نگاه داشته می شوند و مهارت های ارتباط درست و بااحترام به حریم شخصی دیگران، هیچ وقت در این خانواده ها یاد گرفته نمی شود.

ب- مرزهای خشک و بی انعطاف (مرزهای بسته)

این یکی دقیقاً برعکس اولی است. در خانواده هایی که مرزبندی داخلی شان خشک است شاید بیشتر با یک پادگان نظامی روبه رو هستیم. هر کس کار خودش را انجام می دهد. هیچ کس به هیچ کس کمک نمی کند؛ حتی اگر واقعاً عضو خانواده درمانده باشد. هیچ کس هیچ کس را تشویق نمی کند و هیچ کس دلش برای کسی نمی سوزد.در این خانواده ها وظیفه هر کس خیلی خشک مشخص شده است.مثلاً پدر در هر حال باید پول دربیاورد، مادر هر روز غذا بپزد، پسر هر روز به مدرسه برود و در یک ساعت مشخص برگردد. دختر به دانشگاه برود و... این خانواده ها از نظر قدرت به یک پادگان نظامی و از لحاظ عاطفه به یک مجمع الجزایر خانواده نام شبیه هستند.بچه هایی که در این خانواده ها پرورش می یابند، عزت نفس پایینی دارند و برای شروع رابطه صمیمانه با دیگران به شدت مشکل خواهند داشت.

ج- مرزهای منعطف

خیلی از خانواده ها مرزهای شان نه کاملا در هم تنیده است و نه کاملا خشک است. خانواده هایی که مرزهای منعطف دارند در درجه اول مرزهای شان را مشخص کرده اند. یعنی خیلی واضح و روشن، هرکس وظیفه خودش را می داند، کسی ابهام ندارد که چه کاره است. مادر خانه می داند خرید تا کجای کار با اوست و از کجا آن طرف تر با پدر خانواده. در شرایط معمول کسی سلیقه خودش را به دیگری اعمال نمی کند و کسی لباس دیگری را نمی پوشد. خلاصه این که هر کسی حریم خودش را درست و حسابی می شناسد و برای حریم دیگر اعضا هم احترام قائل است. همه اینها یک «اما» دارد. در خانواده های سالم، در شرایط ضروری این مرزها و وظیفه ها قابل تغییرند. مثلاً اگر در این خانواده وظیفه پسرها بعد از اتمام تحصیلات، استقلال مالی تعریف شده بود، پدر در عین احترام به این قانون می تواند یک سرمایه مالی هم برای شروع کار پسر در نظر بگیرد. در این خانواده ها مرزها با یک منطق خانوادگی تعیین شده اند. اما عاطفه می تواند این مرزها را جابه جا کند

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢٥ دی ۱۳٩۱

وقتی والدین با ازدواج شما مخالفند

مخالفت والدین


 

زمانی که والدین شما با ازدواج با فرد مورد نظرتان مخالف هستند، روابط شما و آنها تحت تاثیر قرار گرفته و تخریب می‌شود. در این شرایط بایدها و نبایدهایی وجود دارد که باید به آنها توجه کنید:

 

 - با والدین خود صادق باشید و دلایل خود را برای انتخاب آن فرد بیان کنید. و فرصتی را برای آشنایی آنها با فرد مورد نظرتان فراهم آورید.

 - یادتان باشد که اگر چه از حرفهایی که پدر و مادر شما راجع به فرد انتخابی شما می‌زنند، ناراحت می‌شوید، اما باز هم به صحبت‌های آنها گوش بدهید. شنیدن حرفهای آنها به این معنی نیست که با آنها هم عقیده هستید. اما در عین حال وقت گذاشتن برای این کار می تواند ذهن شما را روشن تر کند و دل خانواده تان را آرام تر.

 مطالعات نشان می‌دهند که مخالفت خانواده با ازدواج فرزند، بی اعتمادی،

انتقاد و کشمکشی ایجاد می کند که به سادگی قابل حل نیست. بنابراین

با یک مشاور ازدواج مشورت کنید

 

عشق

- اگر کم سن و سال هستید و یا والدینتان شما را کم سن تر از آنچه هستید تصور می کنند، باید احساس نارضایتی پدر و مادر خود را درک کنید. سعی کنید خواسته‌های آنها را مورد توجه قرار دهید و با آنها مشورت کنید. اگر شما و آن فرد واقعا یکدیگر را دوست ‌دارید و از صلاحیت هم مطمئنید، مدتی منتظر بمانید تا والدینتان کم کم به بلوغ شما ایمان بیاورند و موانع از سر راه شما کنار بروند. در این دوران فراموش نکنید که باید بیش از گذشته خودی نشان بدهید و ثابت کنید که بزرگ شده اید و از پس زندگی تان بر می آیید.

 - می توانید در کلاس‌های آمادگی ازدواج شرکت کنید. این موضوع در رفع ترس والدین شما از ازدواج زود هنگام، یا دلایل اشتباه مؤثر است و می تواند به آنها آمادگی دهد که دارید خود را برای رویارویی با یک زندگی واقعی آماده می کنید.

 هرگز اجازه ندهید که همسر آینده تان باعث جدایی شما از پدر و مادرتان شود. بدانید که جدایی شما از دوستان و خانواده‌تان علامت خطری در ازدواج شما است

 

جدایی

اگر به دلیل حمایت نشدن از سوی خانواده نگرانید یا ذره ای احتمال می دهید که فرد مورد نظرتان واقعا همانی که شما فکر می کنید نباشد، برای جایگاه دادن به او نزد خانواده تلاش بیش از حد نکنید و ازدواج خود را کمی به تاخیر بیاندازید. بگذارید زمان به شما و خانواده تان در مورد فردی که در نظر دارید، شناخت بدهد.

 


منبع: سیمرغ

تنظیم:حدیثه نصری مقدم

نویسنده: امراله قاضی - سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱
افرادی می‌توانند برای شما بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند و گرنه کار شما با یک مدیر به دعوا و جنگ قدرت می‌کشد.میگنا.آی آر.اگر شما در روابط خانوادگی و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهی بردارید، عشق آرام آرام وارد زندگی شما خواهد شد و از درگیر شدن در رابطه عاشقانه که نمی‌توانید آن را کاملا کنترل کنید، نمی‌هراسید.

توصیه‌هایی به آنها که دنبال نیمه گمشده خودشان می‌گردند.

می‌گویند اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعدش براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. اگر شما هم این تئوری را قبول دارید، با ما همراه شوید…

● ماجراجویان با ماجراجویان ازدواج کنند

افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. اگر چنین شخصیتی داشته باشید، احتمالا بسیار کنجکاو، خلاق و پرانرژی هستید و معمولا فرد خودانگیخته‌ای هستید. علایق فراوانی دارید؛ از کوهنوردی و ماهی‌گیری گرفته تا رفتن به سینما و تئاتر.

▪ گزینه ازدواج: شما با افراد ماجراجویی که درست مانند خودتان باشند، به خوبی رابطه برقرار می‌کنید. اگر دنبال همسر ایده‌آل خودتان هستید، عجله نکنید؛ چون ماجراجویی شما باعث می‌شود خیلی سریع در عشق گرفتار شوید و عاقلانه‌ عمل نکنید. اگر به کسی واقعا علاقه دارید، به خودتان فرصت دهید تا بهتر او را بشناسید. در عین حال گاهی ماجراجویی بیش از اندازه ممکن است شما را وسوسه‌ کند که روابط جدید را امتحان کنید ولی باید با این خصوصیت نادرست مبارزه کنید.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: جان‌اف‌کندی، پرنسس دایانا، آنجلینا جولی.

▪ روان‌شناسی شخصیت: افراد ماجراجو شخصیت خود را بیش از همه مدیون میزان ترشح زیاد هورمون دوپامین در مغزشان هستند. این هورمون، همان هورمونی است که به شما احساس شادی و شادابی و سرزندگی می‌بخشد.

● خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج کنند

اگر آدم خلاقی باشید، احتمالا خصلتا باوفا هستید و وظیفه‌شناسی و آبروداری از خصوصیات عالی شخصیت شماست. آرامش، اجتماعی بودن و مدیریت عالی منابع انسانی از خصوصیات عالی شخصیت شماست. شما دوست دارید از قوانین پیروی کنید و می‌توانید به راحتی برای زندگی خودتان برنامه‌ریزی داشته باشید و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسید. دیگران از شما بسیار راضی و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمی قابل اعتماد می‌شناسند.

▪ گزینه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبی برای شما هستند. طرف مقابل‌تان ممکن است قدرت حمایت‌گری شما را بپرستد ولی مواظب باشید این حمایت همه‌جانبه، این احساس را در همسرتان ایجاد نکند که دارید مرتب او را کنترل می‌کنید. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگی خواهید کرد چون افرادی مثل شما برای حفظ و تداوم زندگی‌شان هر کاری می‌کنند و وفاداری به طرف مقابل رکن نخست زندگی‌شان است.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: جورج واشنگتن، ملکه الیزابت، جنیفرانیستون.

▪ روان‌شناسی شخصیت: شخصیت آرام و موقر خود را باید مدیون هورمون سروتونین باشید. این ماده شیمیایی می‌تواند اخلاق شما را تعدیل کرده و عصبانیت و حالت تهاجمی شما را کنترل کند.

● مدیرها با سازگارها ازدواج کنند

اگر مدیریت بخش غالب از شخصیت‌ شما است، حتما می‌دانید که بسیار رک و راست هستید و بدون پرده نظرتان را می‌دهید. از سوی دیگر با مسایل بسیار منطقی و واقع‌بینانه برخورد می‌کنید. قاطعیت و استواری از شما جدانشدنی است. شما به آسانی می‌توانید در روابط و کار خودتان تمرکز کنید و در ریاضیات، مکانیک و موزیک می‌توانید زبردست باشید. رقابت‌جویی و جاه‌طلبی عشق همیشگی زندگی شماست.

گزینه ازدواج: افرادی می‌توانند برای شما بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند و گرنه کار شما با یک مدیر به دعوا و جنگ قدرت می‌کشد.میگنا.آی آر.اگر شما در روابط خانوادگی و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهی بردارید، عشق آرام آرام وارد زندگی شما خواهد شد و از درگیر شدن در رابطه عاشقانه که نمی‌توانید آن را کاملا کنترل کنید، نمی‌هراسید. شما شخصیت محکمی دارید که مشکلات خود را نشان نمی‌دهید ولی این خصوصیت شما ممکن است باعث شود همسرتان فکر کند شما پنهان‌کار، مرموز، سرد و بی‌روح هستید. اجازه دهید دست‌کم در روابط خانوادگی احساسات شما بر قدرت مدیریت مطلق و محکم و دست‌نیافتنی شما غلبه کند.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: آلبرت اینشتین، دانلدترامپ (مشاور املاک مشهور آمریکایی)، هیلاری کلینتون و مارگارت‌تاچر.

▪ روان‌شناسی شخصیت: هورمون مردانه تستوسترون که در بدن مردان بیشتر و در بدن بانوان کمتر ترشح می‌شود این خصوصیت شخصیتی شما را پررنگ تر می‌کند.

● انعطاف‌پذیرها با مبادی آداب‌ها ازدواج کنند

اگر شما شخصیت انعطاف‌پذیری داشته باشید، دیگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانایی زیادی در روابط اجتماعی دارید و در صحبت کردن عالی هستید. احساسات قوی و روشن و واضح از خصوصیات برجسته شماست.

▪ گزینه ازدواج: شما بیش از همه با افرادی که مبادی آداب و مؤدب هستند کنار خواهید آمد. این افرد که سیاست بالایی در روابط خود دارند، رفتار شما را می‌پذیرند. فقط مراقب باشید با زبان بازی و صحبت‌های بی‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نکنید. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نکنید. توصیه ما به همسر شما این است که در صحبت کردن کم نیاورید. گرچه طرف مقابل شما بسیار خوش‌صحبت است ولی شما هم با اعتماد به نفس از خصوصیات خودتان بگویید. افرادی مثل همسر شما دوست دارند که شما نظرتان را درباره شخصیت و رفتارشان بی‌پرده بگویید.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: گاندی، بیل کلینتون.

▪ روان‌شناسی شخصیت: استروژن که یک هورمون زنانه است و در بدن بانوان بیش از آقایان ترشح می‌شود نقش اصلی را در بروز این خصوصیات شخصیت شما ایفا می‌کند.

منبع: افکار

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩۱

در چند دهه اخیر به خصوص در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روابط میان دختران و پسران جوان و نوجوان در کشور ما همواره به صورت یک مسئله و معضل اجتماعی مطرح بوده است. 


 دوستی دختر و پسر

تصور نوجوانان در مورد جنس مخالف و نیز طرز تلقی آنان در این مورد خاص، مسائلی را به وجود می آورد گویا اینکه برخی از پسران، داشتن دوست دختر را نوعی توفیق و قدرت اجتماعی تلقی می کنند. از این رو برای نشان دادن قدرت خویش سعی می کنند به نحوی با دختری رابطه برقرار سازند. دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعی جاذبه به شمار می آورند. در عین حال اغلب دختران قصدشان از ایجاد رابطه با پسران، ازدواج است. برای اکثر قریب به اتفاق دختران، دوستی و رابطه با یک پسر به هیچ رو یک دوستی معمولی نیست، بلکه این دوستی و رابطه در تصور و ذهن آنان، همان چیزی است که قطعاً منجر به ازدواج خواهد شد. این تصور نادرست نوجوانان و نیز واقعیت های گوناگون موجود در جامعه، سبب شده است که نوجوانان و جوانانی که به طریق غیرمشروع و غیرمتعارف با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار می کنند، آسیب ببینند. تقریباً تمامی پسران به دوست دختران خود وعده ازدواج می دهند و تمامی دختران نیز تخیل ازدواج با دوست پسر را در ذهن می پرورانند. از آن جا که ماهیت اصلی این تخیلات، رهایی از اضطراب و تعارض عمل نوجوان و جوان، با قواعد و هنجارهای مورد پذیرش جامعه است، لذا در اغلب موارد این گونه دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و چون به لحاظ اجتماعی این دوستی ها، ناپختگی نیز به شمار می آید، وجود این فکر می خواهد به دختران و پسران آرامش بدهد تا آن ها تصور نکنند که برخلاف قوانین و هنجارهای جامعه رفتار می کنند. بسیاری مواقع این دوستی ها پس از مدتی قطع می شود. علّت این قطع شدن هم این است که هر چند این دوستی ها کارکردهایی را در پس دارد ولی معمولاً حفظ آن ها به دشواری و سختی صورت می گیرد.

سؤالی که به ذهن می آید این است که چه عواملی موجب می شود که دختر و پسر از هم تقاضای دوستی کنند؟ 

در این مطلب 3 عامل مهم ذکر خواهد شد که هرکدام به ترتیب از عوامل مهم به شمار می روند که عبارتنداز:

 

خانواده و شیوه های برخورد با نوجوان

 

 خانواده نقش تعیین کننده در این زمینه دارد. یکی از مهم ترین مواردی که در زمینه تربیت اجتماعی می باید در نظر داشته باشیم، آماده ساختن فرزندمان برای رو در رو شدن با جنس مخالف است. امروزه بسیارند خانواده¬هایی که عمری با دیانت و پاکی زیسته اند، لکن به دلیل بی توجهی در تربیت اجتماعی و جنس فرزندان خود، به دلیل رفتار و معروفیت قبیح فرزندانشان، توان آنکه به آسانی از خانه قدم بیرون بگذارند را ندارند.

  عدم آموزش حدود شرعی در مورد محرم و نامحرم و حلال و حرام

خانواده ها معمولاً در این زمینه برنامه منظمی ندارند. بسیاری از خانواده ها اختلاط بین بعضی اعضای فامیل را که با یکدیگر نامحرم هستند، مجاز می دانند. آموزش این حدود و مراعات آن ها نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدودسازی فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجّه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعی است. هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد، به جزئیات و دقایق زندگی و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعی با دیگران توجه بیشتری می کند.

  سخت گیری در مورد ازدواج

امروزه افکار گوناگونی ذهن های پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که این افکار در عمل موانع زیادی در مورد ازدواج ایجاد می کند. برخی از این افکار ریشه در فرهنگ آن خانواده دارد. از جمله افکاری که ما شاهد آن هستیم، اصرار پدر و مادر برای ازدواج دختر و یا پسر با فرد به خصوصی است. این عامل است که جوان به سراغ ازدواج نرود و خود را با دوستی های زودگذر جوانی سرگرم کند و وقتی چشم باز می کند، می بیند که سن جوانی پایین یافته و قدم به سن میانسالی گذاشته است. پس چه خوب است که هم پدر و مادر و هم دختر و پسر سخت گیری های خود را پایین آورده تا جامعه با وجود این جوانان در هر حال پاک و دور از هر آلودگی باشد.

 بنابراین بحث بر سر ارتباط بین دختر و پسر در جامعه ما یک بحث ضروری برای حفظ جامعه است که لازم است این مطلب از زوایای گوناگون مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.

 زهرا یوسفی مصری

نویسنده: امراله قاضی - سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
دختر و پسر قبل از ازدواج باید تکلیف یک سری از شرایط و ملاک ها را به صورت قاطعانه روشن کنند.
روزگارنو: «مهدی دوایی» دکترای روانشناسی و عضوهیات علمی پژوهشکده علوم شناختی در این باره به برنا می گوید: دختر و پسرها قبل از ازدواج باید 8 موضوع برای زندگی مشترک خود در نظر گرفته و برایشان مهم باشد.
1- حس برتری طلبی و مدیریت
باید قدرت مدیریت و تصمیم گیری بین دختر و پسر کاملا مشخص و واضح باشد. اگر دختر و پسر بعد از ازدواج، بخواهند دست به کار مهم بزنند، صمیمانه و بسیار منطقی با همدیگر مشورت کرده و تصمیم گیری کنند، باید مشخص شود که در نهایت چگونه می خواهند جمع بندی کنند و مدیریت برعهده کیست. گاهی اتفاق می افتد که صمیمانه و منطقی با همدیگر بحث می کنند، اما نمی توانند در آن شرایط همدیگر را قانع کرده و تصمیم گیری کنند. در اصل باید بدانند که چه زمانی باید مسوولیت را برعهده همدیگر بگذارند.
2- مسوولیت پذیری
مسوولانه برخوردکردن بین زوجین بسیار مهم است و باید قبل از ازدواج مشخص شود. مسوولیت پذیری یعنی چسبندگی داشتن به کار. آیا کارهای نصفه دارند یا خیر؟ یعنی از آن دسته افرادی هستند که کارها را نصفه رها کرده و یا آنها را به نتیجه می رساند. آیا کاری که برعهده آنهاست، تا انتها انجام می دهند یا خیر؟ دختر و پسر خیلی راحت می توانند به مسوولیت پذیری افراد پی ببرند، مثلا دختر و یا پسر، کتابش را نیمه مطالعه کرده و به حال خود رها کرده است و یا از خیاطی و بافتنی نیمه تمام گذاشته است. داشتن حس مسوولیت پذیری و مسوولانه برخورد کردن بسیار مهم است.
3- ثبات عاطفی
دختر و پسر باید قبل از ازدواج از ثبات عاطفی همدیگر باخبر شوند. یعنی آنها وقتی عصبانی می شوند، چطور خود را کنترل کرده و نحوه بروز ناراحتی و خشم ها چطور است؛ زیرا برخی از افراد از ثبات عاطفی برخوردار نیستند، امروز عاشق هستند، اما فردا متنفر. افرادی که از ثبات عاطفی برخوردار نیستند، زندگی با آنها بسیار دشوار است. دختر و پسر باید از روحیات همدیگر باخبر شده و بدانند که طرف مقابلشان احساساتش را چطور ابراز می کند.
4- اجتماع پذیری
برخی افراد هیچ تمایلی ندارند در جمع قرار بگیرند، اما برخی برعکس، برخی دیگر ترجیح می دهند درمسافرت ها، جشن ها و یا مهمانی ها را در کنار خانواده و یا جمع باشند. این موضوع باید قبل از ازدواج مشخص شود. مرد تمایل دارد در کنار خانواده و یا اجتماع باشد، اما خانم هیچ تمایلی ندارد و ترجیح می دهد همراه همسرش به مسافرت برود و یا برعکس. این رفتارها بسیار مهم است که دختر و پسر قبل از ازدواج باید به آن توجه کرده و تکلیف خود را روشن کنند، زیرا عدم تفاهم در این مقوله، باعث اختلاف می شود.
5- قدرت ریسک پذیری
معمولا افرادی وجود دارند که قدرت ریسک پذیری بسیار بالایی دارند، اما با دختر و یا پسری ازدواج می کنند که کاملا محتاط است و تحمل هیچ گونه ریسکی در زندگی خود ندارند. دختر و پسر قبل از ازدواج باید بدانند که طرف مقابلشان چقدر قدرت ریسک پذیری دارد. مثلا ممکن است یکی از زوجین شبانه هوس کند که به شمال برود، اما طرف مقابل چنین در نظر دارد که باید از قبل همه چیز فراهم باشد و با برنامه ریزی و هماهنگی هتل و تمام شرایط مهیا باشد، در نتیجه این اختلاف نظر به مرور مشکل ساز شده و باعث اختلاف می شود. و یا حتی می توان مثالی از نظر قدرت ریسک پذیری حتی از لحاظ مالی و اقتصادی، زد. یکی از زوجین امکان دارد تمام پس انداز خود را صرف یک معامله ای که نتیجه آن مشخص نیست، کند و طرف مقابل با چنین کار موافق نباشد.
6- درک کردن
دختر و پسر باید از لحاظ درک و تحصیلات و فرهنگ با هم همخونی داشته باشند و حرف همدیگر را بفهمند و همدیگر را درک کنند.
7- استاندارد سازی
برخی افراد سعی دارند که طرف مقابل خود را تحت استانداردهای خود قرار داده و طبق آن رفتار کنند. باید مشخص شود که این افراد چقدر اصرار دارند که طرف مقابلشان را وارد استانداردهای خود کنند و یا چقدر آمادگی این را دارند که طرف مقابل را هرچی که هست بپذیرند. باید مشخص کنند که دقیقا چه ملاک هایی را باید رعایت کرده و با طرف مقابلش زندگی کند. ملاک هایی مانند اینکه چطور لباس بپوشد؟ چطور برخورد کند؟ سرکار برود یا خیر؟ این ملاک ها بسیار مهم است و اگر قبل از ازدواج مشخص نشود، مشکل ساز خواهد شد.
8- میزان خستگی ناپذیری
برخی افراد سرشار از انرژی هستند، اما برخی برعکس. مثلا ممکن است یکی از همسران روز خود را اینطور به پایان برساند؛ مثلا ساعت 5صبح به کوه برود، بعد از آن به سرکار رفته و بعد کلاس و بعد مهمانی و بعد قدم زدن در پارک را ترجیح دهد؛ اما طرف مقابلش دوست دارد، تا 12ظهر بخوابد. زوجین معمولاً ترجیح می دهند در کنار همسر خود اوقات فراغت را بگذرانند. اگر میزان انرژی در آنها متفاوت باشد، به مشکل برمی خورند
منبع: نیمرخ
نویسنده: امراله قاضی - سه‌شنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
برای ازدواج لازم است یک مرد به سه بنیه در خود توجه جدی داشته باشد. بنیه جسمانی، بنیه عقل معاش، بنیه عقل اجتماعی.
روزگارنو: منظور از بنیه جسمانی فقط قوت جنسی نیست بلکه شامل ضعف و قوت عمومی بدن هم می شود. جوانی که دچار مشکلات جسمانی مهمی همچون بیماریهای گوارشی، قند و چربی زیاد، نقص و عیب عضو، صرع، چاقی مفرط و از این دست می باشد هرچند توانایی جنسی داشته باشد اما برای ازدواج یا باید به معالجه پرداخته، یا ضعف جسمانی خود را با شریک زندگی خود در میان بگذارد. از آنجا که در مورد این بنیه آگاهی لازم وجود دارد خیلی به آن نمی پردازیم.
 
عقل معاش
در مورد بنیه دوم که عقل معاش است نیز باید گفت منظور از عقل معاش صرفا درآمد بیشتر از نیاز یا مصرف در ماه نیست. اجازه بدهید تا با کمی توضیح به تعریف این بنیه برسیم.
شخصی را فرض بگیرید که توانسته است ماهی یک میلیون تومان درآمد داشته باشد، آیا می توان در مورد بنیه دوم او قضاوت کرد؟ خیر، بلکه اولا باید پرسید آیا شغل و حرفه ای که ایشان دارند مطابق علایق خود بوده و ایشان بطور کامل توانسته است در شغل خود یک متخصص باشد؟
 اگر او یک متخصص باشد در صورت از بین رفتن زمینه شغلی مثلا شرکتی که در آن کار می کرد، می تواند دنبال زمینه های دیگری باشد اما اگر از سر رفاقت وارد آن کار شده و هیچ وقت دنبال تخصص نبوده دیگر اینطور نخواهد بود. دقت داشته باشید که در همه کارها می توان متخصص بود و بنده اصلا منظورم خود آن کار نیست، یک نفر در لوله کشی ساختمان متخصص است و نفر دیگر در جراحی و پزشکی، منظور من دقیقا حرفه ای شدن شخص است و الا آمار پزشکان بیکار در جامعه ما کم نیست.
 پس اولین شاخصه کسی که به عقل معاش دست یافته حرفه ای شدن در شغل خود است یا تلاش برای حرفه ای شدن در او دیده می شود. البته کسی که برای ازدواج اقدام می کند قاعدتا در اول مسیر است و نباید انتظار درآمدهای بالا از او داشت بلکه همین تلاش او برای کسب مدارج عالی در کار و شغلش نشان از عقل معاش اوست.
دومین شاخصه عقل معاش در چگونگی مصرف است. اینکه شخص بتواند بین درآمد و مصرفش توازن ایجاد کند. در زندگی نه تنها دست تنگ نیست بلکه ولخرجی هم نمی کند. با حساب خرج می کند و از قیمتها خبر دارد. به راحتی فریب نمی خورد و در داد وستد اهل چانه زنی است. حال با این توضیح عقل معاش یعنی توانایی کسب درآمد و مصرف معقولانه. مردی که بتواند درآمد و خرجش را مطابق هم کند و در مصرف خود اسراف، ولخرجی و دست تنگی نداشته و و اعتدال را رعایت کند. عقل معاش همان چیزی است که امام باقر علیه السلام در روایتی با عنوان تقدیر معیشت نام برده و آنرا جزء کمال انسان معرفی می کند.
امام باقر علیه السلام میفرماید: «الْکَمَالُ کُلُّ الْکَمَالِ التَّفَقُّهُ فِی الدِّینِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النَّائِبَةِ وَ تَقْدِیرُ الْمَعِیشَة»(الکافی، ج‏1 ص32) (کمال انسان و نهایت کمالش دانشمند شدن در دین و صبر در بلا و اقتصاد در زندگی است.) اقتصاد یعنی رعایت توازن در درآمد و مصرف که از سوی مرد خانواده صورت می گیرد و البته زن هم در خانواده باید به فکر نگهداری از مال شوهر بوده و در مخارج مراقب فشار برروی مرد باشد و این در حقیقت عقل معاش زن خواهد بود.
البته در دنیای امروز با مسئله جدیدی مواجهیم و آن اشتغال زنان و درآمدهای کسب شده بوسیله خود ایشان است. آنچه که در خرج و مصرف خانواده معلوم است از ناحیه شوهر تامین می شود و البته زنان می توانند خرج اضافی مازاد بر نیاز خانواده را از درآمد خود داشته باشند که توصیه می شود در این مورد با شوهر خویش مشورت داشته باشد. این مطلب در قسمتهای بعدی که مربوط به رفتار در خانواده است بیشتر توضیح داده می شود.
عقل اجتماعی
بنیه سوم، عقل اجتماعی است. در زندگی خود گاها با افرادی برخورد کردید که نمی توانند براحتی با دیگران ارتباط برقرار کنند، هنوز از سرگرمی های مخصوص کودکان بهره می برند، تا مورد سوال واقع نشوند لب به سخن نمی گشایند، معمولا در گوشه و کنار مجالس نشسته و از توجه جمع دوری می کنند، اگر ظلمی در حق ایشان شود نمی توانند حقوق خود را بازستانند و کمتر تمایلی به چانه زنی در خریدهای خود دارند.
 افرادی که دارای این شاخص ها هستند از عقل اجتماعی بهره ای نبرده اند که البته نمی توانند مشکلات و سختیهای زندگی را تحمل کرده و راهبردهای مهمی در تصمیم گیریهای خود داشته باشند. شاید ویژگی دوم کمال هر شخص در روایت امام باقر علیه السلام « الصَّبْرُ عَلَی النَّائِبَةِ» از ثمرات همین عقل اجتماعی باشد.
برای پسر یا دختری که تصمیم به ازدواج دارد تفکر کردن در مورد داشتن چنین بنیه ای بشدت توصیه می شود. اگر یک جوان سرگرمی های دوره کودکی و نوجوانی اش را ترک کرده و با آنها لذت نمی برد، اگر براحتی می تواند با دیگران ارتباط برقرار کند و به هیچ وجه ظلم را چه درحق خود و چه در حق دیگران تحمل نمی کند، نقش خود را در زندگی دنیا یافته و برای سعادت و خوشبختی خود برنامه ریزی کرده است، در تصمیم گیریهای زندگی با تعقل و مشورت گام برمی دارد می تواند در برخورداری از این بنیه تا هفتاد در صد مطمئن باشد.
برای اطمینان کامل نیز می تواند به نظرات نزدیکان خود مراجعه کند، مادر و پدری که سادگی و ناپختگی دوران نوجوانی را در جوان خود مشاهده نمی کنند لازم است از این رشد او اظهار رضایت کرده و هر از چند گاهی در جلوی فامیل و دوستان به شوخی مسئله ازدواجش را مطرح کنند. به عبارت دیگر برای درک عقل اجتماعی به این شاخصها توجه می کنیم: سرگرمی ها، ارتباط با دیگران، استیفای حق، برنامه ریزی برای آینده، قوت در تصمیم گیری ها.
با توجه به این سه بنیه می توانیم به مسائل دیگری هم که در ازدواج شرط می دانیم توجه کنیم همچون: سن، میزان تحصیلات، شغل، برخورداری از امکانات مادی که البته در بحثهای آینده این شرایط را با همین سه بنیه توضیح داده که با این توضیحات شرایط ازدواج و دغدغه های طرفین در انتخاب عروس یا داماد بسیاری از معیارهای ما تفاوت خواهد کرد.
 
منبع : سایت خبری تحلیلی فرهنگ انقلاب اسلامی
نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱

دوستی با جنس مخالف


ارتباطی که بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد...


دوستی از جنس مخالف

یکی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و ارتباط با دیگران است. انسان در طول رشد خود، پیوسته برای بقا و پیشرفت خویش، محتاج ارتباط با دیگران است که بین این امر با سلامت رابطه ای نزدیک وجود دارد.

تمام انسان ها به دنبال یافتن کسانی هستند که با آن ها احساس خوش بختی کنند و از زندگی با آن ها لذت ببرند و در کنارشان منفعت بیشتری کسب کنند.

لاجرم ،در بین ارتباطات انسانی، از  ارتباط  بین زن و مرد مفری نیست. روابط بین زن و مرد، به صورت هاى زیر، متصور است:

1. رابطه زن و شوهرى

2. رابطه علمى

3. رابطه حرفه اى و شغلى

4. رابطه دوستانه

و بی شک  نیاز به ارتباط با جنس مخالف در مقطعی از زندگی انسان، درست زمانی که پسر و دختر تصمیم می گیرند تا همسر آینده را انتخاب کنند مطرح می شود ، اما در این ارتباط مقطعی  هم که لازمه شناخت از همدیگر است، اصولی مطرح هستند.

حال باید پرسید :

دوستی با جنس مخالف را چگونه تعریف می کنند؟

بر اساس قواعد کلی حاکم بر ارتباط میان فردی، نمی توان هر ارتباطی را «دوستی دختر و پسر» نامید، بلکه می توان گفت: «دوستی دختر و پسر» یعنی: ارتباطی که بین دو جنس مخالف وجود دارد و در این ارتباط، محبت، صمیمیت، عشق و علاقه ی قلبی ویژه وجود دارد و از این رو، ارتباط دو کودک یا ارتباط تحصیلی یا ارتباط معلم با شاگرد و مانند آن، که برای اهداف خاصی است، نمی تواند از مقوله دوستی دختر و پسر باشد.

باید توجه داشت که نیروی پیوندجویی دو جنس مخالف، دل دادگی های پسرانه و دلبری های دخترانه و دل بستگی های طرفین، در قشر جوان وجود دارد. البته این ارتباط ها و علاقه ها منشأ تشکیل خانواده و بقای نسل و ادامه حیات می گردند، ولی باید در چارچوب اصولی اخلاقی و شرعی باشند.

گاهی این علاقه ی درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای اجتماعی و دینی خارج می شود و به سوی بی عفّتی و گناه کشیده می شود که این امر بسیار ناشایست و غیراخلاقی است.

این نوع رابطه، از نظر اسلام حرام است و قرآن از دوستى بین دختر و پسر و این گونه روابط، نهى کرده است؛ زیرا عفت عمومى جامعه، با این گونه روابط، آسیب جدى مى بیند؛ پایه هاى ازدواج و خانواده سست مى شود و صدها مفسده اخلاقى براى دختر، پسر و جامعه دارد

تا به حال  به این اندیشیده اید که چرا دختران و پسران جوان، به  داشتن چنین روابطی علاقه مندند و  تمایل نشان می دهند،این انگیزه ها عبارتند از:

وعده ازدواج

یکی از بهانه های ارتباط بین پسران و دختران وعده ازدواج از ناحیه پسر است و معمولا با این وعده ها پسران با دختران ارتباط پیدا می کنند. در حقیقت، دختر و پسر با طرح مسئله «ازدواج» با یکدیگر رفاقت کرده، سعی می کنند نیازهای عاطفی همدیگر را برآورده کنند، اما حقیقت امر این است که این وعده ها در حدّ خیال بافی می مانند و جامه عمل نمی پوشند; زیرا خانواده  چنین افرادی را در حدّ لازم پخته و شایسته برای ازدواج نمی یابند، طرح مسئله «ازدواج» از سوی پسر اگر هم صورت گیرد، با مخالفت خانواده اش روبه رو می شود و حتی اگر پسر به خواستگاری دختر نیز برود، خانواده دختر چنین ازدواجی را نمی پسندند.

دوستی از جنس مخالف

بنابراین، وجود فکر ازدواج در بین دختران و پسران تنها نوعی ساز و کار دفاعی برای ایجاد رضایت خاطر و رهایی از اضطرابی است که در نتیجه عملِ بر خلاف قواعد و هنجارهای خانواده و جامعه صورت می گیرد.

بهترین روش ایجاد ارتباط، در پرتو اصول دینی است که خانواده پسر از خانواده دختر خواستگاری کند و تحت نظارت والدین تحقیقات ادامه یابند و از خصوصیات همدیگر مطلع شوند.

انگیزه جنسی

از انگیزه های دیگر ارتباط دختر و پسر بهره بری جنسی است. این پدیده در میان اقشاری از جامعه که از لحاظ رشد فکری و فرهنگی در انحطاط شدیدی به سر می برند، بیشتر دیده می شود. این افراد برای ارضای غرایز جنسی خود، همه ی ارزش های خانوادگی و فردی خود را قربانی می کنند و دست به رفتاری می زنند که برای اغلب افراد جامعه، بسیار پست تلقّی می شود.

چنانچه این ارتباط های ناپسند منجر به رابطه ی جنسی بین دختر و پسر شوند مشکلات زیادی را برای دختر، که قربانی اصلی این رابطه است به دنبال می آورد. اشتغال ذهنی درباره ی این موضوع که مبادا این ارتباط برای او در آینده مشکل ساز باشد، تعادل روانی او را به نحو چشم گیری بر هم می زند و فشار روانی زیادی بر او تحمیل می کند.

چنین دخترانی در ازدواج با مشکل روبه رو می شوند و حاضر به ازدواج نیستند و زمانی که با فشار خانواده روبه رو می شوند و تن به ازدواج می دهند، همیشه نگران افشای رابطه گذشته خود هستند و از اینکه همسرشان از رابطه مخفی آن ها در گذشته آگاه شود رنج می برند.

یکی از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز داشتن یک دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند

توهّم قدرت و جاذبه

یکی دیگر از انگیزه های دوستی با جنس مخالف این است که پسران داشتن دوست دختر را یک قدرت اجتماعی برای خود تصور می کنند و دختران نیز داشتن یک دوست پسر را یک جاذبه فردی و اجتماعی برای خود به حساب می آورند.

اما طول نمی کشد که پی خواهند برد این قدرت نمایی و جاذبه ارائه شده به قیمت از دست دادن بسیاری از جاذبه ها و قدرت های اجتماعی و شخصیتی دیگر تمام شده، در نتیجه، دوستی ها به پایان می رسند و حسرت از دست دادن شرافت و ارزشمندی خویش، دنیایی از تعارض را در درون دختر و پسر باقی می گذارد.

 

پناه جویی به یکدیگر

دوستی از جنس مخالف

دختران و پسرانی که مورد بی محبتی در خانواده قرار می گیرند و از وضعیت روانی و اجتماعی خویش ناراضی هستند و در این زمینه، خود را سرگردان و آشفته می یابند، از طریق برقراری روابط پنهان با جنس مخالف، درصدد کسب رضایت و یا به عبارت دیگر، به دنبال یافتن شرایطی هستند که برای آن ها اطمینان خاطر و رضایتمندی بیشتری فراهم کند و پناه گاهی برای جبران کمبود محبت خود فراهم سازند.

اما اطمینان خاطری که دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود جستجو می کنند هیچ گاه حاصل نمی شود؛ زیرا این روابط پنهانی و به دور از چشم خانواده صورت می گیرد. به همین دلیل، دختر و پسر باید وقت و توان زیادی صرف کنند تا بتوانند زمینه این رابطه را فراهم کنند و تحمل ترس و اضطراب مستمری که دو طرف باید تحمّل کنند تا این روابط از چشم آشنایان پنهان بماند، رضایتمندی و آرامشی را که به دنبال آن هستند خنثی خواهد کرد.

فرآوری: نسرین صفری

 بخش خانواده ایرانی تبیان


منبع: پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا

پرسمان----------روانشناسی و مشاوره

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱
 
روشهای آشنایی و شناخت جهت ازدواج

روش سنتی :
انقدر بشینین چشم به درخونه بدوزید که شاهزاده سفید پوش سوار بر اسبش بیاد زنگ خونه رو بزنه یکی دو جلسه هم بشینین تو یه اتاق اولش به هم نگاه کنید بعد بشنینید یه ساعت حرف بزنید اونم چه حرفهایی بعدا بیایید بیرون خوب دیگه به توافق رسیدید برید وقت عقدو عروسی رو تعیین کنید شما خوشبخت میشید.

روش امروزی امر خیری ها  : تو دانشگاه یا تو راه منزل یا اینکه تو تاکسی شایدم هزار جای دیگه طرف شما رو دیده بعد میگه خانوم من از شما خوشم اومده و … عجب !!

روش امروزی دوستی : تو چت باهاش آشنا شدی ؟ همکلاسیته ؟ یا تو خیابون شماره بهت داده ؟ آقا اصلا به من چه به هر حال یه جوری اشنا شدید می دونید اصلا مهم نیست چطوری اشنا شدید این مهمه که بتونید هم دیگرو بشناسید چون اگر طرفتون آدمی باشه که قصد سر کار گذاشتن شما رو داشته باشه از هر طریقی که آشنا شده باشه می تونه سرکارتون بزاره  اما و اما از کجا بدونید طرفتون قصد ازدواج با شما رو داره :

از کجا بفهیمد یک پسر قصد ازدواج با شما را دارد یه به اصطلاح سر کار نیستید؟
واقعا ازدواج امری خلافه ؟؟ ترس داره ؟ از نظر قانونی اشکال داره ؟ جواب همه اینا منفیه . اولا یه پسر اگر قصد ازدواج داشته باشه در اولین اقدام خانواده خودش رو از رابطه با شما در جریان میزاره اشکال هم نداره . مثلا میره به خانوادش میگه من چند روزه با یه دختر خانم آشنا شدم و هدفم ازدواجه و الان جهت آشنای با هم در ارتباط هستیم همین .همیشه جهت ازدواج منتظر بمانید تا طرف مذکر پا پیش بزاره این نکته مهمیه هستش بعد از مدتی که گذشت منظور از مدتی کمتر از ۶ ماه هستش و دو طرف به یک سطح شناخت نسبی از هم رسیدن در این زمان وظیفه پسر هستش که قبل از خواستگاری شخصا با پدر دختر صحبت کنه البته ممکنه اون پسر در حال حاضر شرایطش برای ازدواج جور نباشه اما واقعا قصدش ازدواج باشه مثلا طرف دانشجو هستش نه کار داره نه سربازی رفته یا حالا کاستی های دیگه خوب چه اشکالی همه که همه شرایط رو یه جا ندارن . اما می تونه با این حال با پدر اون دختر صحبت کنه حتی یک جلسه ملاقات هم بزارن و کسب اجازه کنه که دختر او ناقارو بیشتر بشناسه . به خاطر داشته باشید مردها حرف یکدیگر رو بهتر می فهمند و امروزه هر کسی اینو درک میکنه که پسری که مه شرایط لازم بریا ازدواج رو داشته باشه کم پیدا میشه؟ ازدواج!!!

هرچه سن دختر بالاتر برود انتخابش محدود تر می شود تا جای که حق انتخاب از وی سلب می شود
 در نظر داشته باشید دختران تا یه سنی در بورس هستند یعنی طالب دارند معمولا بین ۱۹ تا ۲۵ سال دیگه اوجشه و تو این سن و سال بهترین خواستگارها بر سر راه آنها سبز می شوند و این در حالیست که ممکنه اون دختر به حرفه یک نفر تو زندگیش دلبسته باشه مثلا دوست پسرش که به اون وعده ازدواج داده حالا چه موقعیتهای خوبی رو باید از دست بده تا اینکه شاید اون آقا یه روز بیاد خواستگاریش تازه اگر خانوادش طرف رو قبول کنند . خوب این دختر خانم دیگه بعد از یه سنی که خواستگارهای خوبشرو از دست داده و دیگه انتخابهاش محدود شده اگر این آقا هم که به امیدش صبر کرده سرکارش گذاشته باشه پس دیگه باید بشینه هر کی اومد قبول کنه چون شاید دیگه کسی نیاد .آیا این بی عدالتی نیست ؟پس اینجا مقصر خوده شما دخترخانم ها هستید ساده نباشید اگر حس کردید طرفتون داره بازتون میده خیلی راحت بهش بگید فلانی اگر قصدد ازدواجه پا پیش بزار . فراموش نکنیدشما اگر خیلی زرنگ باشید فقط فرصت یکبار زندگی کردن رو دارید پس از این فرصت استفاده کنید .

یادمه یه بار یه پسر ۱۹ ساله خودش گل میخره و میره خواستگاری یه دختر ۲۲ ساله شاید همه بخندید اما اون پسر اینقدر شهامت داشته که برای رسیدن به خواسته اش گرچه شاید خواسته ای نا معقول بوده اما با این حال پاشده رفته خواستگاری . به خاطر داشته باشید یه پسر اگر جرات بیان کردن خواسته هاشو نداشته باشه نمی تونه شما رو خوشبخت کنه .آخه باید یه چشمه نشون شما بده  پس حواستون جمع باشه که سرکار نباشید . زیاد به حرف توجه نکنید افرادو در عمل بشناسد در مورد قضیه ازدواج تا پیشنهادی از سوی طرف مذکر ندشاتید هرکگز خودتون پیشنهاد ندید مگر اینکه از طرفیت طرف مقابلتون مطللع باشید و اگر یه پسر با طرفیت باشه هیچ وقت این مسئله رو به روی شما نیمیاره .

هیچ تعهدی بین دو طرف در زمان دوستی وجود ندارد
اصلا و اصلا دلیل نمیشه چون با هم دوست هستید و پیش خودتون یه حرفهایی زدید که عموما بر پایه احساساته تعهدی داشته باشید
. پس وابسته نشید رابطه شما یک رابطه دوستی که هر لحظه ممکنه به هم بخوره هر دوی شما حق انتخاب دارید ندارید ؟ اگر شما موقعیتی بهتر نسیبتون بشه که بدونید درصد بیشتری ازمعیارهاتونه داره آیا منطق میگه ولش کن ؟ نه . پس به جای اینکه در دوران دوستی و حتی نامزدی ( قبل از عقد) پای احساسات رو وسط بکسید سعی کنید هم دیگرو بشناسید . معمولا در دوران دوستی دو طرف صدها بار به هم دیگه ابراز احساسات می کنند و بارها به یکدیگر می گن دوست دارم و از این جور حرفهای قشنگ اما بعد از ازدواج اصلا این واژه هابراشون بیگانه میشه . اینا دسوت داشتن نیست اینا وابستگیه اینا عادته سعی کنید با منطق پیش بروید و به خاطر داشته باشید در دوستی هاتون همیشه یک راه برای جدایی بذارید .  این مقاله بر اساس ایملهای مشابه بود که دریافت کرده بودم . موفق باشید.
 
منبع: سایت سیمرغ-روانشناسی و مشاوره
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٢٥ آذر ۱۳٩٠


زمانی که علم جامعه شناسی آشکارا اعلام می کند ازدواج در زمره پیچیده ترین روابط انسانی است، شاید بتوان تأمل زیادی در این خصوص داشت و از زوایای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد، زیرا بسیار شنیده شده که ازدواج، مظهر برخورد فرهنگ و طبیعت است. به این صورت که جامعه می کوشد طبیعت را مهار کند و آن را به فرهنگ تبدیل نماید و به دلیل همین ویژگی هاست که بیان می شود میثاق زناشویی با توجه به زمان و شرایط دوران خودش، دچار دگرگونی ها و تغییراتی شده ، ولی نفس آن از قدیم الایام یکی بوده است.


ازدواج ابعاد گوناگونی دارد و انتخاب همسر نیز گزینه های متفاوتی دارد که جدای از نزدیکی فرهنگ ها ، جغرافیا، تحصیلات و...« سن » یکی از ویژگی هایی است که مورد توجه بوده و تفاوت سنی در همه اعصار به گونه ای بوده که نشان می دهد در تفاوت سنی زوجین ، مرد چند سالی بزرگتر از زن بوده است. به طوری که در ایران پدیده گزینش همسر، پراکندگی خاصی داشته است؛ از این رو تفاوت سن زوجین در ایران امری طبیعی به نظر می رسد و میزان این تفاوت، تا آنجا مورد توجه قرار می گیرد که در بیشتر موارد میان 4 تا 12 سال است.
اما بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در یک جامعه صنعتی یا رو به صنعتی شدن و پویا، معیارها نیز در حال تغییر و دگرگونی است. چه بسا هنوز وجود داشته باشند افرادی که به تفاوت سنی میان زوجین با تأکید بزرگتر بودن مرد از زن صحه بگذارند، اما در جامعه ای که زنان دست به فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی مطالعاتی و سیاسی می زنند، از نظر تحصیلات ارتقاء پیدا می کنند و جایگاه ها، موقعیت هایی برتر و یا همسان مردان به دست می آورند و همین باعث می شود مقوله سن در ازدواج آنان نیز دچار تغییر شود. مثلاً در جامعه امروز، بسیار دیده شده زنانی که از همسران خود بزرگتر هستند. با این حساب می توان گفت که نظریه همسر گزینی با توجه به شرایط خاص هر جامعه می تواند تغییر یابد و در نهایت موجب طرح این پرسش می شود که آیا بزرگتر بودن زنان از شوهرانشان موجب بروز مشکلاتی می شود؟
پاسخ های مختلفی شامل این پرسش می شود؛ پاسخ های مخالف و موافقی که بحث بر سر هر کدام می تواند نظر عده ای خاص را پاسخگو باشد.
دکتر امان قرایی مقدم، محقق و استاد دانشگاه در این خصوص می گوید: «به نظر من این تفاوت سنی، منفی است زیرا با تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام داده ایم، به این نتیجه رسیده ایم که یکی از مهمترین دلایل طلاق در میان زوجین، بروز همین تفاوت سنی است. یعنی بزرگتر بودن زن از مرد، زیرا این پدیده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی در جامعه ما پذیرفته شده نیست.
فرهنگ سنتی ایران می گوید بزرگتر بودن مرد در ازدواج یک ارزش است و حتی در محافل و مناطق روستایی هم، شعرهایی در این خصوص سروده اند، بنابراین اینگونه به نظر می رسد که اگر این ازدواج ها محکم نباشد، در مدت کوتاهی با شکست مواجه می شود.»


جامعه شناسان دلایل گوناگونی را در این خصوص برمی شمارند. آنان معتقدند رشد علمی و فرهنگی زنان و به دست گرفتن بازار کار و کسب و دیگر موفقیت های اجتماعی در رشد آنان نقش داشته است؛ اما از سوی دیگر، افزایش سن ازدواج و بعد اقتصادی، از مهمترین عوامل چنین پیوندهای زناشویی است.
حمید اکبری- کارمند، می گوید: «دوستی داشتم که همیشه می گفت من با یک زن پولدار ازدواج می کنم. چند سالی از او خبر نداشتم تا این که هفته پیش او را دیدم. سوار خود روی آخرین مدل شده بود و از ظاهرش مشخص بود که وضع مالی خوبی دارد. برایم تعریف کرد که با خانمی 9 سال بزرگتر از خودش ازدواج کرده و از زندگی اش هم راضی است و به هر چه می خواسته، رسیده است. خوشحال شدم ولی نتوانستم باور کنم، چون آن دوست ِ خیلی شاد و سر حال سابق نبود.»
ازدواج زن با مردی که از خودش کوچکتر است، از دید جامعه شناسان غیر از بُعد اقتصادی، به مسائل عاطفی و احساسی منوط است. مثلاً دکتر قرایی مقدم در این خصوص می گوید: «خام بودن جوانان و تحت تأثیر احساسات قرار گرفتن، یکی دیگر از دلایلی است که موجب چنین ازدواج هایی می شود، زیرا باید در نظر داشت برخی جوانان با توجه به بالا بودن درایتی که زن در برخی موارد دارد، ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند. بخصوص که در یک سن خاص زن خیلی بهتر می تواند مرد را رام کند. اگر آن زن از موقعیت اجتماعی و اقتصادی خوبی هم برخوردار باشد که این کار آسان تر انجام می گیرد، زیرا پسرانی که حداقل لوازم زندگی را دارند برای فرار از به دست آوردن این امکانات، ترجیح می دهند چنین ازدواج هایی داشته باشند.»
این در حالی است که دکتر نوید ایرانپور، پژوهشگر مسائل خانواده در یک طبقه بندی به چرایی و چگونگی این ازدواج ها اشاره می کند.
وی معتقد است این ازدواج ها را می توان در 3 طبقه مجزا قرار داد:
الف- آن دسته از ازدواج هایی است که بنابر اجبار صورت گرفته و خانواده با انتخاب دختری بزرگتر از پسر بنابر از شرایط خاصی، پسر را به ازدواج مجبور می کنند.
ب- ازدواج هایی که بر پایه عشق و علاقه دو طرف بنا نهاده شدند.
ج- ازدواج هایی که بُعد اقتصادی دارند.
وی در ادامه سخنانش نتایج چنین ازدواج هایی را این گونه بیان می کند: «با توجه به نوع چگونگی ازدواج، مسلماً رفتارهای متفاوتی نیز بروز پیدا می کند. در ازدواجی که مرد بر پایه عشق و یا ثروت خود را راضی کرده است که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کند دو حالت پیش می آید: یا زن حاکم خانواده می شود و یا این مرد است که از قدرت برخوردار است. زیرا مردی که با توجه به شرایط اقتصادی زن ازدواج کرده است، برنامه ریزی می کند که چگونه از آن استفاده کند. در چنین شرایطی معمولاً جوان بودن خود را بهانه ای برای اخاذی قرار می دهد و زن نیز کوتاه می آید.»
غیر از این، ازدواجی که بر پایه زور و اجبار است در نوع خود بدترین واکنش را داراست، زیرا زن و مرد بیشترین تنش ها را در خود خواهند داشت. در چنین خانواده هایی بیشترین تنش بر سر این موضوع است که چه کسی قدرت را در دست بگیرد، مرد یا زن؟ مرد به دلیل نگرش سنتی می خواهد مردانگی نشان دهد و حاکم خانه باشد و زن به علت بزرگتر بودن نمی تواند این نکته را تحمل کند و تنش بر سر قدرت، می تواند نهاد خانواده را دچار مشکل کند. 


دوست می گفت: «با مدیر عامل شرکت کامپیوتری که در آن مشغول به کار بودم، ازدواج کردم. او 7 سال از من بزرگتر است و ما 5 سالی است که زندگی مشترکی داریم. راضی ام اما گاهی اوقات احساس می کنم همانند یک مهره هستم و هیچ اراده ای از خود ندارم. تنها این مورد است که ناراحتم می کند.»
در حالی که عده ای از کارشناسان با این کار مخالف هستند، گروهی دیگر توافق دارند که نمی توان یک حکم کلی برای چنین مسئله ای در جامعه ایران صادر کرد، زیرا هنوز تعریف مشخص و دقیقی از وظایف زن و مرد نسبت به هم تبیین نشده و یا اگر شده کمتر عملی می شود و به همین دلیل است که اختلاف ها روز به روز بیشتر می شود؛ بنابراین در حالی که در زندگی های عادی زناشویی تنش هایی را شاهد هستیم، طبیعی است میان خانواده ای که زن چند سالی هم از شوهرش بزرگتر است، شاهد حرف ها و حدیث هایی هم باشیم. به طور مثال به مرد می گویند هیچ کس را به او نمی دادند و آمد این زن را گرفت و یا این زن سنش بالا رفته بود و مجبور شد با کوچکتر از خودش ازدواج کند، که تمامی این حرف ها در کنار مشکلات دیگر می تواند آسیب پذیری خانواده را افزایش دهد. عده ای از روان شناسان اجتماعی با نگاهی از بعد روان شناسانه و روان شناختی نیز سعی بر تحلیل این دسته از ازدواج ها دارند.
آنان معتقدند از نظر روان شناسی زن ها زودتر از مردها نسبت به مسائل زندگی عاقل تر می شوند و درکشان از مسائل درون خانواده و زندگی عمیق تر است؛ بنابراین مسئولیت پذیرند و یا بیشتر در این زمینه ها فکر می کنند. حال اگر زنی چند سالی بزرگتر باشد، به طور ناخودآگاه انتظار دارد که مرد هم همانند او فکر کند و مسائل را بسنجد، برای همین زمانی که انتظارش برآورده نمی شود، این تصور تداعی می شود که مرد نسبت به خانه و خانواده بی مسئولیت است و در نهایت تنش فضای خانواده را پر می کند. از سوی دیگر، مردی که با زن بزرگتر از خودش ازدواج می کند، ممکن است پس از چند سال زندگی، با فرسوده شدن جسم زن، احساس ضرر کند

 

 

نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠

 

برخی مواقع پرسیدن سوالاتی می‌تواند به شناخت بیشتر از همسر آینده منتهی شود. از این رو به 10 سوال اساسی که به شما در درک بهتر عقاید همسر آیندتان کمک می کند می پردازیم.

این سوالات اطلاعات بسیار مفیدی را در اختیار شما قرار خواهند داد. فقط به یاد داشته باشید که همیشه اولین پاسخی که در مورد هر کدام از این پرسش‌ها می‌شنوید را نپذیرید.

سعی کنید در نتیجه‌گیری نهایی عجله نکرده و تمامی سوالات را مطرح کنید و برای طرح پرسش بعدی شتاب نداشته باشید.

همچنین به خاطر داشته باشید که زنان ذاتاً «استنطاق کننده و کنجکاو» هستند و دوست دارند از مرد آینده خود سوالات شخصی بسیاری را پرسش نموده و همه چیز از زیر زبان او بیرون بکشند.

این موضوع برای مردان خوشایند است آنها دوست دارند همسر آینده شان نسبت به آنها کنجکاو باشند و نه به اندازه اینکه موجب ناراحتی شود پس باید بین زمانیکه فردی نسبت به کسی کنجکاو است و زمانیکه می‌خواهد او را مورد استنطاق و تفتیش قرار دهد تفاوت قائل شد.

نکته مهم دیگری که در روابط بین دو جنس مخالف باید بدانید این است که زنان شنوندگان بسیار بهتری نسبت به مردان هستند خیلی از مردان لازم است مهارت‌های شنیداری خود را تقویت کنند.

به طور کلی باید سوالات معنی‌دار و جالب مطرح نمود که دانستن پاسخ آنها برای شما اهمیت داشته باشند. اکثر زنان از این شکایت دارند که مردان اغلب به جای سوال در مورد علائق و نظرهای آنها در مورد زندگی فقط سخن از خود به میان می‌آورند.

هشدار ؛ با احتیاط عمل کنید هیچ گاه قبل از اینکه خودتان آماده به پاسخ به این سوالها نشدید اقدام به پرسش آنها ننمایید

سوالات:

1- به نظر تو بزرگترین اشتباهی که هر فرد می‌تواند در رابطه خود با همسرش مرتکب شود چیست؟ (پاسخ این سوال اطلاعات زیادی را در مورد اینکه چه چیزهایی باعث ناراحتی و غمگینی او شده و نیز در مورد طرز برخوردش نسبت به مسایل مختلف در اختیار شما قرار خواهد داد.)

2- فکر می‌کنی مردها (زن‌ها) گرایش به بی‌احساسی و سردی زیاد دارند یا محبت و عاطفه زیاد؟

3- معیارهای یک رابطه ایده‌آل به عقیده تو چیست؟

4- مهمترین چیزی که یک مرد (زن) در مورد یک زن (مرد) درک نمی‌کند ولی باید درک کند چیست؟

5- آیا تا به حال قلبت شکسته است؟ (در مورد زنان هر چقدر که او زیباتر باشد احتمال منفی بودن پاسخ بیشتر می‌شود اما بهتر است جواب مثبت باشد چون زنی که دلش شکسته باشد دارای تواضع و فروتنی بیشتری است)

6- هدف تو از ازدواج چیست؟

7- بیشترین هراس تو در ازدواج و شروع رابطه عاطفی به خاطر چیست؟

8- فکر می‌کنی تا به حال یک ارتباط موفق ( با دوستان و یا آشنایان) داشته‌ای؟

9- علت شکست تو (در صورت وجود) چه بوده است؟

10- در مورد شروع یک زندگی تازه چه احساسی داری؟

منبع:برنا

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٠

 

تا چند سال قبل اگر از برگزار نکردن جشن عروسی حرفی به میان می آمد، ممکن بود ماجرای ازدواج یک زوج به کلی منتفی شود چون خانواده دختر تعبیر بدی از این تصمیم داشتند

. یا اگر کسی می شنید که دختر و پسری پیش از آنکه همدیگر را در روز خواستگاری ببینند، قبلا یکی دو جلسه صحبت مقدماتی داشته اند، ممکن بود روی چنین ازدواجی برچسب های ناخوشایندی بزند. اما این روزها همزمان با تغییر و تحولاتی که در سبک زندگی ما به وجود آمده، ازدواج هم رسم و رسوم جدیدی پیدا کرده است. رسم و رسومی که خیلی ها هنوز آن را نپذیرفته اند و در مقابل خیلی ها عقیده دارند تنها راه مطمئن برای موفقیت زندگی امروزی است.
اگر شما هم جزو کسانی هستید که درباره ازدواج سنتی یا مدرن تردید دارند، می توانید پای صحبت دکتر بهروز بیرشک روانشناس و عضو هیأت علمى دانشگاه علوم پزشکى تهران بنشینید که خوب و بد ازدواج های امروزی را برای ما شرح می دهد:
اشکال ازدواج هاى مدرن در این است که در بسیارى از مواقع پسر و دختر از دید احساسى به مسأله نگاه مى کنند و بدون داشتن آگاهى تن به این ازدواج ها مى دهند و مشکلات آنها پس از شروع زندگى مشترک در زیر یک سقف، مشخص شده و بروز مى کند
«
معیارها باتوجه به تحولاتى که صورت گرفته فرق کرده است. به طورى که جوانان امروزه نمى خواهند به صورت چشم و گوش بسته تن به ازدواج بدهند و اعتقادشان بر این است که باید خودشان در این امر نقش داشته باشند. حالا با توجه به فضاى موجود این سؤال پیش مى آید که آیا نظام تربیتى خانواده هاى ما که در آن پدر و مادر انتخاب همسر را براى فرزندشان حق خود مى دانند، با این نگرش درمیان جوانان ایجاد تضادنمى کند؟ و آیا اصلاً جامعه ما با توجه به مسائل مذهبى و فرهنگى مان پذیراى ازدواج مدرن هست یا خیر؟ و اصولاً آمار و ارقام ازدواجهاى سنتى را موفق تر مى دانند و یا ازدواج هاى مدرن را؟
هرچند به اعتقادمن ازدواج یک ریسک است و باید ازطرف مقابل شناخت اولیه داشته باشیم و عواملى مثل سن، فرهنگ دو خانواده، وضعیت اقتصادى، وضعیت تحصیلى و خصوصیت شخصیتى را نیز در نظرگرفت. براى رسیدن به این شناخت باید مشاوره هاى قبل از ازدواج داشت.
به نظر من باتوجه به شرایط موجود دیگر نمى شود کاملاً به ازدواجهاى سنتى بازگشت ولى ازسوى دیگر هم نمى شودکاملاً آن را ندیده گرفت. باید به جوانان فرصت داد با همسر آینده خود و یا کسى که او را براى همسرى درنظرگرفته اند، صحبت کنند و در عین حال نیز از راهنمایى ها و ویژگى هایى که براى تشکیل یک خانواده لازم است آنان را آگاه کرد. در حقیقت اگر خواهان ازدواج غیرسنتى هستیم، باید مقدارى نقش خانواده را در این موضوع لحاظ کنیم و والدین باید کمک لازم را دراین زمینه به فرزند خودداشته باشند
دکتر شهلا کاظمى پور، عضو هیأت علمى دانشکده علوم اجتماعى دانشگاه تهران و متخصص جمعیت و توسعه هم دراین باره معتقد است: «باید منظور از ازدواج هاى سنتى و مدرن را کاملاً روشن کرد. در ازدواج هاى سنتى که از طریق خانواده صورت مى گیرد، انتخاب همسر براى فرزند، تأمین منابع مالى آن، برگزارى مراسم ازدواج و حتى روابط زوجین پس از ازدواج تحت نظارت خانواده هاست درحالى که در ازدواج هاى مدرن این امور به خود زوجین محول مى شود و روابط هسته اى درون خانواده بیشتر به دختر وپسر محول مى شود.
در جامعه گذشته کشورمان که جامعه اى سنتى بوده اکثر ازدواجها با نظارت خانواده ها انجام مى شده است. در ازدواج هاى سنتى سن دختر پایین تر از پسر بوده و دایره همسرگزینى نیز محدود بوده است. ولى در مقابل درصد ازدواج هاى خویشاوندى بالا بوده است و به دلیل حمایت هاى مالى که خانواده مى کرد شروع زندگى مشترک براى زوجین بدون دغدغه بوده است

.

هر چه جامعه کوچکتر و بسته تر بود، شیوه انتخاب همسر ساده تر و دوام و بقاى زناشویى بیشتر بود

 

. به همراه گسترش جوامع و توسعه شهرنشینى و افزایش تحصیلات به تدریج از سهم ازدواج هاى سنتى کاسته شده و به طرف ازدواج هاى مدرن حرکت شد ولى این تحول به یکباره بیانگر یک ازدواج مدرن نیست.
به عنوان مثال انتخاب همسر توسط دختر و پسر انجام شد و سایر موارد را خانواده ها انجام مى دادند. یا اینکه انتخاب همسر توسط والدین بود و سایر موارد به زوجین واگذار مى شد به همین دلیل از دید جامعه شناسى این مرحله را «مرحله گذار» مى نامند و می توان گفت که بسیارى از مسائل و مشکلاتى که براى زوجین جوان پیش مى آید ناشى از دوگانگى ازدواج ها است که بخشى از آن سنتى و بخشى مدرن است.
البته بسیارى از جوانان متقاضى ازدواج مدرن هستند زیرا خود همسرشان را انتخاب مى کنند ولى تنوع فرهنگى، ضعف شناخت از یکدیگر و صرفا شناخت هاى ظاهرى و تکیه کردن به یک سرى از معیارهاى کمى باعث شده است ازدواج هاى مدرن در جامعه ما آسیب پذیر باشند

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠

از نظر بهداشت روانی ، افرادی که در ازدواج خود موفق بوده اند ، کمتر دچار بیماریهای روانی می شوند. بنابراین ازدواج می تواند عامل مهمی برای پرهیز از خطا و سببی برای سلامت تن و روان باشد به طوری که در بین کسانی که به بیمارستانهای روانپزشکی مراجعه می کنند افراد مجرد بیشتر به چشم می خورند.

افراد مجرد ، زنان بیوه و کسانی که متارکه کرده اند در مقایسه با اشخاص متأهل بیشتر دچار مرگ و میرهای زودرس می شوند و این موضوع در مورد کلیه ی ملل و در تمام ساختارهای اجتماعی صادق است.این اظهار نظرها دلالت بر آن دارد که ازدواج و تأهل اثر مهمی بر وضع روانی و سبک زندگی انسان دارد و افراد متأهل در مقایسه با افراد مجرد از تعادل روانی بالاتری برخوردار هستند.

همچنین تحقیقات نشان داده است که میزان افسردگی افراد مجرد بیشتر از افراد متأهل است.

خصوصیات ازدواج موفق:

همان طور که ذکر شد، ازدواج بر سلامت روانی افراد در کلیه ی ملل و جوامع با هر ساختاری تاثیر مثبتی دارد ولی نه هر ازدواجی ، بلکه همچنان تاکید شد ازدواجی که با موفقیت همراه باشد.

پیامبر گرامی اسلام نیز همسر خوب و شایسته را بزرگترین نعمت زندگی دانسته اند، نه هر همسری را. بنابراین ازدواجهای موفق مشوق رشد و شکوفایی اشخاص است ولی ازدواج هایی که با موفقیت همراه نباشد با مشکلات فراوان از قبیل ناکام کردن، تعارض و تنها گذاشتن طرفین توأم خواهد شد . وقتی هم تعارض زناشوئی شروع می شود، زن و شوهر به خاطر بی اطلاعی از مکانیسم های خانواده و ندانم کاری به مشکل دامن می زنند.

درباره ی خصوصیات ازدواج موفق ملاک ها و مشخصات مختلفی ارائه شده است. دکتر ”اسپرجیون“ روانپزشک معروف انگلیسی معتقد است

ازدواج موفق باید چهار نیاز اساسی انسان را برآورده سازد:

-1 تامین کننده ی نیازهای جنسی باشد.

2- بین طرفین ارتباط و تعامل توأم با تفاهم وجود داشته باشد و در موقعیتهای گوناگون ستایش و قدردانی از یکدیگر را ابراز دارند.

3- زوجین زمینه های تشویق جهت رشد و شکوفایی یکدیگر را فراهم می سازند.

4- دو طرف علاوه بر عشق و محبت به یکدیگر ،به ازدواج نیز عشق می ورزند و در حفظ بنیاد خانواده پیوسته تلاش می کنند.

به طور خلاصه می توان برخی از خصایص ازدواج موفق را این چنین برشمرد:

- زن و شوهر خود را خوشبخت می دانند.

- ارضای کامل و متقابل نیازهای فیزیکی و عاطفی اساسی انجام می گیرد.

- هر یک از همسران زندگی دیگری را بارور می گرداند.

- محیط زناشوئی ، شخصیت هر کدام از دو طرف را ارزشمند و ارجمند می گرداند و به هر یک امکان می دهد که به عنوان یک شخص استعدادهای ذاتی خود را شکوفا سازند و تحقق بخشند.

- پشتیبانی متقابل دارند؛ هیچ یک از زن و شوهر”خود“ یا ”من“ دیگری را تهدید نمی کنند و از بودن با همدیگر احساس آرامش می کنند.

- نسبت به هم درک و فهم متقابل دارند.

- خانواده محل ارزیابی مشکلات و کمبودها و اقدام در جهت رفع آنهاست.

- سرچشمه ی دوستی، رفاقت و حمایت کننده ی روانی ، اقتصادی و فرهنگی است.

- خانواده بی اعتمادی، بی انگیزگی، تکرار کار و کسالت ناشی از آن را نیز رفع می کند.

عوامل موثر بر ازدواج موفق :

ازدواج موفق با خصوصیاتی که برشمردیم به عوامل متعددی بستگی دارد که می توان آنها را به طور خلاصه اینچنین ذکر کرد:

- تناسب در تحصیلات

- تناسب در سن

- تناسب در عقیده و اخلاق

- تناسب در تمایلات جنسی

- تناسب و هماهنگی فکری و عاطفی

- تناسب در ایمان و اعتقادات مذهبی

- تناسب در زمینه های تربیتی و فرهنگی خانواده

- تناسب در وضعیت اقتصادی و اجتماعی خانواده

- تناسب در مکان جغرافیایی

- تناسب در تواناییهای ذهنی و ..

نقش و ضرورت مشاوره در ازدواج :

ازدواج همان طور که ذکر شد ، یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر آدمی رخ می دهد ، لذا واجد توجهی در خور اهمیت آن است. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تاثیر آن در تداوم و استحکام خانواده و تربیت فرزندان و داشتن زندگی سالم توأم با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ، ضرورت دارد دختران و پسران هنگام ازدواج از خدمات مشاوره ی ازدواج بهره مند شوند و از این طریق با اهداف، وظایف و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ی ازدواج با بهره گیری از خدمات مشاوره ازدواج می توانند با گامهای راسخ تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر موفق باشند.

متاسفانه در جامعه ی ما در برخی از موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می کنند. همچنین بعد از تشکیل خانواده نیز در صورت ایجاد تعارض های زناشوئی به دلیل بی اطلاعی و نداشتن آگاهی کافی و ندانم کاری ، به این مشکلات دامن می زنند همین عوامل و بی اطلاعی ها ضرورت انجام مشاوره را در تمام مراحل ازدواج و تشکیل خانواده دو چندان کرده است.

امروزه ارزش خدمات مشاوره ازدواج و خانواده درمانی نه فقط در درمان کارکردهای غلط و نامطلوب زن و شوهر، که در پیشگیری از بروز بسیاری از نابسامانیها در زندگی زناشوئی و حفظ و ابقاء و یا انتقال ویژگیهای رفتاری مطلوب و شرایط و موقعیتهای پویا و رشد دهنده در زندگی خانواده شناخته شده است.

انواع مشاوره ازدواج:

توجه به روند ازدواج نشان می دهد که هر یک از مراحل آن به مشاوره ی مخصوص آن مرحله نیاز دارد.

مراحل مشاوره ی ازدواج عبارتند از :

1- مشاوره قبل از ازدواج:

هدف اصلی مشاوره در این مرحله، کمک به افراد جهت انتخاب زوج مناسب است.این مرحله مهمترین مرحله ی مشاوره ی ازدواج است، زیرا جنبه ی پیشگیری دارد و در صورت هدایت صحیح موجب تامین بهداشت روانی خانواده می شود.

2- مشاوره در حین ازدواج:

هدف از مشاوره در این مرحله، تحکیم پایه های زوجین است. شناخت زوجین از یکدیگر، به دست آوردن اطلاعات درباره ی روان شناسی زن و مرد ، چگونگی رفتار صحیح آنها با یکدیگر و جلوگیری از بروز اختلاف نظرها و عمیق شدن آن ، از اهداف این مرحله مشاوره است.

3- مشاوره بعد از ازدواج:

زوجین در این مرحله، یعنی شروع زندگی مشترک مسائل فرهنگی، عقیدتی، اجتماعی و سنن مورد قبول یکدیگر را عملاً تجربه می کنند و ممکن است قادر به حل پاره ای از تعارضات و اختلافات نباشند، بنابراین مشاوره در این مرحله برای راهنمایی آنها و پیشگیری از بروز اختلاف مفید خواهد بود .

منبع : بر گرفته از مجله مشاور خانواده

 

 

نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠

 

پیوند زناشویی فروردین با سایر ماه ها
-------------------------------------------------
فروردین با فروردین : ( خوب ) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر


فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باش
د


فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش


فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد


فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد


فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب


فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد


فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا


فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است


فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند


فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند


فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد

منبع:اینترنت

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - سه‌شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٩

حقیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید به خاطر انگیزه های انی وارد آن گردید ممکن است شما دیوانه وار هدیگر ار دوست داشته باشید اما اگر همسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد...

1- مطمئن گردید که فرد مناسبی را بگزیده اید:
واضح است نه اما حقیقت امر آن است که ازدواج چیزی نیست که بخواهید به خاطر انگیزه های انی وارد آن گردید ممکن است شما دیوانه وار هدیگر ار دوست داشته باشید اما اگر همسرتان خواهان فرزند باشد اما شما نه ازدواج شما قطعا زیاد دوام نخواهد آورد و یا انکه ارزشهای شما با ارزشهای همسرتان متفاوت باشد اگر در مورد فردی که می خواهید با وی ازدواج کنید تردید دارید بهتر است بیشتر درباره آن بیاندیشید.
www.asheghi4u.net

2- مطمئن شوید هر دوی شما امادگی دارید:
www.asheghi4u.net
پیش از آنکه پیشنهاد ازدواج دهید درباره آن که در زندگی به دنبال چه اهدافی می باشید حتی اهداف 50 سال آینده خود با یکدیگر صحبت کنید هر چه بیشتر با یکدیگر در مورد آن چه برای شما حائز اهمیت می باشد گفتگو کنید بیشتر متوجه آن می گردید که آیا با یکدیگر تفاهم دارید یا خیر. همچنین باید از لحاظ مالی آمادگی داشته باشید اگر شما قادر نیستید که مخارج خود را تامین کنید بهتر است نامزدی خود را به تعویق بیاندازید.www.asheghi4u.net

3- از پدر و مادر وی اجازه بگیرید:www.asheghi4u.net
شما ابتدا باید بدانید که آیا اگر پیش از ازدواج با پدر و مادر وی مشورت کرده و اجازه بخواهید انها را خشنود می سازد یا خیر.این نکته شاید عجیب به نظر آید اما شما که نمی خواهید پدر زن و مادر همسر آینده خود را برنجانید؟ این عمل برای آنکه دلشان را بدست بیاورید بسیار موثر خواهد بود.www.asheghi4u.net

4- بطریقی پیشنهاد بدهید که خوشایند وی باشد:
به پیشنهاد ازدواج همچون یک هدیه به بانوی زندگی خود بنگرید ان را بطریقی طرح ریزی کنید که باب میل و سلیقه وی بوده و مطابق با شخصیتش باشد ایا وی رومانتیک است و یا اهل تفریح و شوخ طبعی؟ ایا میل دارد بطور محرمانه از وی خواستگاری کنید و یا روی دیوار در خواست خود را بنویسید؟

5- درباره هدیه دادن به وی تصمیم بگیرید:
برای دختر ها و زنان هیچ چیز مبهوت کننده تر از یک هدیه غیر منتظره و غافلگیر کننده حلقه برلیان نمی باشد. اما اگر توان مالی شما اجازه این کار را به شما نمی دهد. برای یک حلقه را خریداری کنید از نوع سلیقه وی اطلاع یابید این کار را می توایند تا سوال کردن از دوستان و یا خانواده وی و یا مشاهده نوع جواهر آلاتی که وی استفاده می کند انجام دهید اما بسیاری از دختران تمایل دارند هنگام انتخاب حلقه خودشان حضور داشته باشند بهر حال باید به خواسته های وی احترام بگذارید.

6- مطمئن گردید پاسخ وی مثبت می باشد:
هنگامیکه پیشنهاد ازدواج می دهید باید مطمئن شوید که پاسخ وی بله خواهد بود شما می بایستا از قبل در مورد ازدواج به اندازه کافی صحبت کرده و کاملا از آن چه طرف مقابل از یک شریک زندگی بلند مدت انتظار دارد اگاهی یافته باشید درست است که می خواهید پیشنهاد ازدواج شما برای او سورپریز باشد اما نباید بی مقدمه دست به این کار بزنید.

7- افراد زیادی را از قصد و تصمیم خود آگاه نسازید:
www.asheghi4u.net
شما ممکن است وسوسه شوید که قصد خود را با دوستان و خانواده خود در میان بگذارید اما عاقلانه تر آن است که این خبر را تنها با یکی دو تا از دوستان و یا نزدیکان صمیمی خود در میان گذاشته و به آنها اطمینان داشته باشید که رازدار و محرم اسرار شما می باشند.

8- پیشنهاد خود را از حفظ نکنید:
صرف نظر از آنکه کجا و چگونه پیشنهاد ازدواج می دهید باید آن پیشنهاد با نهایت صداقت و ابراز عشق حقیقی شما نسبت به وی همراه باشد از قبل در مورد حرفهایی که می خواهید به او بزنید یادداشت بردارید اما دقیقا انها را از بر نکنید در آن لحظه به وی بگویید که چرا وی یک فرد استثنایی بوده و چرا شما خواهان آن می باشید که باقی عمر خود را با وی سپری کنید باید جملات شما از دلتان براید او می خواهد با یک مرد ازدواج کند و نه یک ربات!


9- مکان و زمان مناسب را بیابید:
www.asheghi4u.net
مکانی که پیشنهاد ازدواج می دهید می تواند یک رستوران پارک سینما و یا لب دریا باشد اما بهتر است مکانی انتخاب کنید که برای هر دوی شما خاطره انگیز بوده و شما را به یاد خاطرات گذشته بیندازد فاکتور زمان نیز بسیار مهم می باشد اگر وی سرایط سختی را سپری می کند اگر خسته و یا گرفتار دغدغه های شخصی و شغلی خود می باشد و یا آنکه از دست کسی عصبانی است زمان مناسبی برای این کار نمی باشد.

10- او را دستپاچه نکنید:
شما ممکن است بخواهید پیشنهاد خود را برای جهانیان فریاد بزنید و یا حداقل برای همسایگان مجاور خود اما مراقب باشید اشتیاق بی حد شما کار دستتان ندهد اگر وی شخصی درونگرا بوده و از آن که مرکز توجه دیگران واقع گردد بیزار می باشد بهتر است این کار را بطور خصوصی با وی در میان بگذارید.

11- انتظار همه نوع پیشامدی را داشته باشید:
صرفنظر از همه نقشه ها و طرح ریزی ها امکان دارد امور دقیقا ان طوری که شما و یا وی تصور می کردید پیش نرود خود را برای واکنش های احتمالی آماده کنید او ممکن است دستپاچه شده و یا هیجان زده گردد و یا آن که کاملا آرام و بی تفاوت باقی بماند وی ممکن است بگوید بله- خیر و یا شاید. شما ممکن است تصور کنید وی را کاملا می شناسید اما از پیش داوری و آنکه پاسخ وی چکونه خواهد بود پرهیز کنید چون ممکن است مایوس گردید.
www.asheghi4u.net

12- اگر پاسخ وی منفی بود مایوس نشوید:
همواره احتمال آن که وی نه بگوید وجود دارد اما دلسرد نشوید با او صحبت کنید و علت عدم آمادگی وی را جویا گردید وی ممکن است تنها به زمان بیشتری نیاز داشته باشد و یا آن که اصلا وی دختر مناسبی برای شما نبوده باشد. اگر این طور باشد بهتر است همین حالا پی به آن ببرید تا انکه پس از ازدواج.
www.asheghi4u.net

13- خیلی زود و یا خیلی دیر پیشنهاد ندهید:www.asheghi4u.net
زمان معینی برای پیشنهاد ازدواج وجود ندارد اما بهتر است پس از تنها گذشت 2 هفته از آشنایی خود با وی پیشنهاد ازدواج ندهید زمان پیشنهاد ازدواج هنگامی است که شما برای مدتی کافی به یکدیگر متعهد شده باشید همچنین زیاد وقت را تلف نکنید شجاع باشید و حرف دلتان را بزنید .

 

نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸٩

زوج های جوان  شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک هستند. آنها انسان هستند و دچار اشتباه می‏شوند. اما آگاهی از اشتباهات معمول می‏تواند به شما کمک کند که مانع بروز آنها شوید.
1- به دوران پس از ازدواج فکر نمی‏کنید

2- سعی می‏کنید همسرتان را تغییر دهید.

3- با خانواه همسرتان رابطه بدی را آغاز می‏کنید.
........
مشروح این مطالب مهم و کاربردی را در ادامه مطلب مطالعه نمائید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٥ آذر ۱۳۸٩

اگر این خصوصیات را دارید ازدواج نکنید

(‌ اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود، مسوولیت کاری را به عهده نمی‌گیرید یا کوتاهی می‌کنید.

 

2)‌ اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (که به نظر شما غیرمنطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی‌کننده ندارید و نتوانسته‌اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمایید. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)

 

3) اگر در زندگی، مدام شغل خود را عوض کرده‌اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده‌اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده یا ترک تحصیل کرده‌اید، علائق خود را نیمه‌کاره رها کرده‌اید و ثبات فکری، احساسی و رفتاری ندارید.

 

4) اگر تصور می‌کنید، افکار، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می‌دهید. (خطای شناختی)

 

5) اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ‌گونه مشکلی مواجه نشوید. (خطای شناختی)

 

6) اگر در پی کسب لذت و علایق خود، کارها و مسوولیت‌هایتان بر دوش دیگران قرار می‌گیرد.

 

7) اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران در حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می‌گیرید و قادر به درک افکار، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واکنش دفاعی و خود میان‌بینی)

 

8) اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی‌بینید. (عدم خودآگاهی)

 

9) اگر تاکنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتارهای شما ایجاد نشده است.

 

10) اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده پدری می‌شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه‌های زندگی‌تان تاثیر می‌گذارد و در هم تنیده می‌گردد.

 

11) اگر اصلا قادر به تغییر برنامه‌های از قبل طراحی شده خود نیستید (حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب، خشک و غیرقابل انعطاف هستید. (عدم انعطاف‌پذیری لازم)

 

12) اگر قادر به درک احساسات، رفتار و افکار خانواده، دوستان و همکارانتان که متفاوت از شما عمل می‌کنند، نمی‌باشید. (عدم آگاهی اجتماعی)

 

13) اگر بیشتر به جای گوش‌کردن، صحبت می‌کنید و بیشتر از آن‌که سعی کنید دیگران را بفهمید، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند. (عدم مدیریت رابطه)

 

14) اگر بسیار هیجانی هستید و تنها هیجانات، شما را به سویی می‌کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته‌هایتان نیستید.

 

15) اگر برای رفتار، احساس و گفتار خود روش و برنامه‌ای ندارید و مرتب نسبت به دیگران عکس‌العمل نشان می‌دهید.

 

16) اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آنها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما نسبت به مسائل بی‌تفاوتی است. (پاسخ اجتنابی به رویدادها)

 

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٢۳ مهر ۱۳۸٩

قابل توجه خانمهای جوان و مجرد
یکم
:
هر ‌پسری بر اساس سلیقه، طرز نگرش،‌اعتقادات،‌وضعیت اقتصادی، احساسات،‌ و تفکر خود به دنبال همسر می گردد.

دوم :
در بین پسرها هم مثل دختران پراکندگی و تفاوت گسترده ای وجود دارد، یعنی هر پسری بر اساس مواردی که در بند یک برشمردیم ، دیدگاههای مختلفی برای انتخاب همسر دارد.

سوم:
البته دخترها هم متفاوتند و ایده آلهایشان در زندگی و توقعاتشان از همسرشان متفاوت هست
.
چهارم :
با توجه به موارد بالا هر دختری نمی تواند برای هر پسری ایده آل باشد و به عکس
مثلا: برای یک پسر مذهبی ، دختری که آرایش می کند و بیرون از منزل می آید مطلوب نیست. و برای دختر مذهبی نیز پسری که با دختران بگو و بخند دارد مطلوب نیست.

 


حالا بر اساس این مقدمه من در ذیل با طرح سئوالاتی، مشخصات دخترانی که به راحتی می توانند خواستگار پیدا کنند را قید می کنم. البته این مشخصات متفاوت و گاه متضاد هم هستند، لیکن چون آقایون هم متفاوت و گاه متضاد یکدیگر فکر می کنند. هر کسی بنا به نگرش و معیارهای خودش همسر انتخاب می کند.
نکته مهم و بدیهی اینست : آقایونی هم که می خواهند مورد توجه خانم ها باشند نیاز هست مشخصات مورد نظر خانمها را داشته باشند که در بعضی موارد مشابه همین فهرست ذیل است.
قبلا گفته بودم که دختر خانم ها نباید در قضیه ازدواج منفعل باشند، بلکه باید فعال و اکتیو باشند، و به جای اینکه آنها دنبال مرد ایده آل بگردند، این آقایون باشند که آرزومند ازدواج با آنها باشند.  (همدردی)

مشروح این مطلب جذاب و اموزنده را در ادامه مطلب بخوانید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩
منبع: سایت همدردی
اگر چنین هستید ، صبر کنید ، ازدواج نکنید
1 - اگر در خانواده پدری و زندگی مجردی خود ، مسئولیت کاری را به عهده نمی گیرید یا در مسئولیت محوله تعلل می ورزید. ( تنبلی و بی مسئولیتی)
2 – اگر با پدر، مادر، برادر و خواهر خود (‌که به نظر شما غیر منطقی بوده یا اخلاق دلخواه شما را ندارند) ارتباط سازنده و راضی کننده ندارید و نتوانسته اید تعامل قابل قبولی ایجاد نمائید. (عدم تعامل و ارتباط اجتماعی صحیح با دیگران)
3 – اگر در زندگی ، مرتب شغل خود را عوض کرده اید، با دوستان زیادی به خاطر مشکلاتی قطع رابطه نموده اید، رشته تحصیلی خود را تغییر داده  یا ترک تحصیل کرده اید، علائق خود را نیمه کاره رها کرده اید و ثبات فکری ، احساسی و رفتاری ندارید.( عدم ثبات فکری، احساسی و رفتاری)
4 – اگر تصور می کنید ؛ افکار ، احساس و رفتار همسرتان را در آینده به دلخواه خود تغییر می دهید. (خطای شناختی)
5 – اگر به دنبال همسر مناسبی هستید به نحوی که در زندگی مشترکتان در آینده با هیچ گونه مشکلی مواجه نشوید. (خطای شناختی)
6 – اگر در پی کسب لذت و علائق خود ، کارها و مسئولیت هایتان بر دوش دیگران قرار می گیرد. (اصالت لذت، و عدم مسئولیت پذیری)
7 – اگر فقط منطق و طرز نگرش خویش را قبول دارید و در برابر دیگران حالت دفاعی یا حالت تهاجمی می گیرید و قادر به درک افکار ، احساس و رفتار دیگران نیستید. (واکنش دفاعی و خود میان بینی)
8 – اگر نقاط ضعف و نقاط قوت خود را به صورت شفاف نمی بینید. (عدم خودآگاهی)
9 – اگر تا کنون با نظرات، انتقادات و پیشنهادات دیگران، تغییری در رفتار های شما ایجاد نشده است. (عدم مدیریت خود یا خود مدیریتی)
10 – اگر مسائل کاری شما مانع ارتباط دوستانه ، و ارتباط دوستان شما مانع ارتباط صمیمی در خانواده ( خانواده پدری) می شود یا مسائل و مشکلات شخصی شما در تمام حوزه های زندگیتان تاثیر می گذارد و در هم تنیده می گردد. (مشکل در تقسیم وظایف و تعارض نقش ها)
11 – اگر به هیچ وجه قادر به تغییر برنامه های از قبل طراحی شده خود نیستید( حتی اگر شرایط تغییر کند) و بسیار متعصب ، خشک و غیر قابل انعطاف هستید. (‌عدم انعطاف پذیری لازم)
12 – اگر قادر به درک احساسات ، رفتار و افکار خانواده ، دوستان و همکارانتان(که متفاوت از شما عمل می کنند)، نمی باشید. (عدم اگاهی اجتماعی)
13 – اگر بیشتر به جای گوش کردن ، صحبت می کنید و بیشتر از آنکه سعی کنید دیگران را بفهمید ، سعی دارید که دیگران شما را درک کنند. (عدم مدیریت رابطه)
14 – اگر بسیار هیجان طلب هستید و صرفاً ، هیجانات شما را به سویی می کشاند و قادر به تعویق انداختن خواسته هایتان نیستید. (خود یا اگو ضعیف ، هوش هیجانی پائین)
15 – اگر برای رفتار ، احساس و گفتار خود روش و برنامه ای ندارید و منفعلانه و واکنشی نسبت به دیگران عکس العمل نشان می دهید.( رفتار بی تعقل یا انعکاسی، مشکل در شیوه حل مسئله)
16 – اگر عادت دارید به جای حل مشکلات از آنها فرار کنید یا اجتناب بورزید یا واکنش شما به مسائل بی تفاوتی هست. (پاسخ اجتنابی به رویدادها)
17- اگر در آینه نگاه دیگران، شما فردی غرغرو ، سرزنش گر، وابسته، احساساتی، بدبین، گوشه گیر، پرخاشگر، دمدمی مزاج، خودخواه، گوشت تلخ، غمگین یا تکانشی ( کسی که یکباره بدون مقدمه و از روی احساس دست به عملی می زند و پیامدهای آن را نمی سنجد) به نظر می آئید. (اختلال شخصیت)
18 – اگر فکر می کنید، از میان چند میلیارد ساکنین کره زمین ، فقط و فقط یک شخص مناسب شماست و ارزش ازدواج دارد و در غیر این صورت زندگی شما بی معنا شده و باید بمیرید یا تا آخر عمر مجرد بمانید.( خطای شناختی ، عدم کنترل احساس ، هوش هیجانی ضعیف)
19 – اگر بدون اینکه خود را دقیقاً‌ ارزیابی کنید و بشناسید ،‌دنبال همسر مناسب می گردید. (‌عدم شناخت خود)
20 – اگر وضعیت فعلی اتان راضی کننده نیست و برای رهایی و فرار از موقعیت ، اقدام به ازدواج می کنید. (مشکل در شیوه حل مسئله)