راهنمائی و مشاوره

پنجره ای رو به فردا

چه کسانی مناسب ازدواج نیستند
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: ازدواج مطلوب ،ازدواج ،انتخاب همسر

 طبنا:بنویس همسر، بخوان والد! از جمله افرادی که ازدواج با آن ها صحیح نیست، افرادی هستند که هنوز کودک مانده و از لحاظ رفتاری بالغ نشده اند.

چه کسانی برای ازدواج مناسب نیستند؟

 

 

 

به گزارش سرویس سلامت خبرگزاری طبنا ؛ این افراد از رفتار مسئولانه و سنجیده طفره می روند و شرایطی را فراهم می آورند که همسر آن ها برایشان نقش «والد» را ایفا کند.

چطور بشناسیم؟

چند صفت ویژه برای شناسایی این افراد در ادامه ذکر می شود:
الف- توانایی نداشتن در پذیرش مسئولیت های مالی و حل مشکلات اقتصادی
ب- غیر قابل اعتماد بودن
ج- بی هدفی و بی انگیزگی

این افراد نسبت به بخش اقتصادی زندگی خود بی توجه هستند و درباره آن کوتاهی می کنند به این دلیل که نمی خواهند بزرگ شوند و مسئولیت زندگی را به دست بگیرند. همچنین از فردی که هنوز کودک مانده است انتظار نمی رود که به حرف هایش عمل کند و از رسم و رسومات اجتماعی به طور کامل باخبر باشد. وقتی یک فرد می خواهد ازدواج کند از او انتظار می رود که مسئولیت پذیر و وظیفه شناس باشد تا بتوان به او اعتماد کرد. فردی که هنوز از لحاظ فکری و اخلاقی بالغ نشده است برای زندگی نه هدف خاصی دارد و نه انگیزه ویژه ای. او باری به هر جهت زندگی را خواهد گذراند و بار زندگی را بر دوش همسرش خواهد گذاشت.

«نه» به آن هایی که می خواهند پادشاهی کنند!
«افرادی که دیگران را کنترل می کنند»؛ این افراد نیز چندان گزینه مناسبی برای ازدواج نیستند، آن ها درست مقابل افرادی هستند که مسئولیت زندگی خود را بر عهده نمی گیرند. افرادی که دیگران را کنترل می کنند می خواهند همه تصمیم ها را خودشان بگیرند، هرگز درخواست کمک نمی کنند و به دیگران امر و نهی می کنند که چه کار بکنند و چه کار نکنند، آن ها برای دیگران تعیین تکلیف می کنند چرا که می خواهند کنترل همه چیز در دست خودشان باشد و هر کاری خواهند کرد تا مبادا احساس کنند که چیزی تحت تسلط و کنترل آن ها نیست.

این افراد از لحاظ عاطفی محدود و بسته هستند آن ها به سادگی احساسات و عواطف خود را بروز نمی دهند، حسودند، به راحتی وقتی چیزی مطابق میل آن ها نیست عصبانی می شوند، معمولا دارای عادت های وسواسی هستند و اصلا خوش ندارند که کسی برای آن ها تعیین تکلیف کند.

افراد کنترل کننده معمولا کمتر برای درمان اقدام می کنند چرا که در طی درمان احساس غلط تسلط مشاور آن ها را رنج می دهد و نمی توانند کنترل درمانگر را بر زندگی خود بپذیرند، چنین افرادی مطمئنا تسلط و کنترل همسر را در زندگی نمی پذیرند. لازم است که همه چیز در کنترل آن ها باشد. این افراد معمولا بر همسر و فرزندان بیشترین کنترل را اعمال می کنند. ازدواج با چنین افرادی به معنای پذیرش سلطه و کنترل آن ها بر زندگی است.البته این افراد معمولا والدینی سلطه جو و انتقادگر نیز می شوند.

زندگی زیر سقف بی احساس ها
دسته دیگر از افرادی که ازدواج با آن ها توصیه نمی شود، افرادی هستند که نمی توانند احساسات خود را بروز دهند. این افراد هرگونه عاطفه و احساسی را مسخره می کنند و بیان احساسات را کاری عبث و بیهوده می دانند. این افراد به راحتی می توانند زندگی مشترک را با مشکل مواجه کنند. همانطور که می دانید بخش عمده ازدواج ارتباط عاطفی است و افرادی که نمی توانند عواطف خود را بروز دهند زندگی مشترک شان دچار اختلال می شود.

این افراد نمی توانند احساسات و عواطف خود را نشان دهند و نمی توانند یا نمی خواهند درباره احساسات خود صحبت کنند.

چنانچه فردی نتواند احساسات خود را با شما در میان گذارد رابطه با او سطحی و در نهایت مایوس کننده خواهد شد. این حق مسلم ماست که از همسر خود انتظار داشته باشیم که احساسات و عواطف اصلی و بنیادین نظیر شادی، غم، یأس و عشق خود را بروز دهد. چنانچه او این توانمندی را نداشته باشد زندگی را به مسیر دشواری هدایت خواهد کرد. وقتی همسر ما از احساسات خود حرف نمی زند به این معنی است که رابطه ای وجود ندارد. تنها چیزی که در زندگی با این افراد وجود دارد یک قرار داد زندگی مشترک است نه یک ارتباط.

ازدواج با یک شکست خورده!
ازدواج با فردی که شکست عشقی را تجربه کرده است و هنوز نتوانسته روح و روان خود را التیام دهد نیز از جمله مواردی است که از سوی کارشناسان و مشاوران توصیه نمی شود؛ چرا که چنین ازدواجی یأس آور است و موجب دلشکستگی خواهد بود.

این افراد ممکن است هنوز علاقه و یا خشم و انزجار شدیدی نسبت به معشوق قبلی خود در دل داشته باشند، ممکن است هنوز به خاطر ارتباط پیشین خود احساس گناه کنند و خود را مسئول بدانند و یا هنوز رنجش خاطر و آزار و اذیتی را که از رابطه قبلی دیده اند فراموش نکرده باشند و در شوک روحی به سر ببرند.

هر قدر خشم و عصبانیت بیشتری از گذشته در دل مانده باشد به همان میزان توانایی فرد برای عشق ورزیدن در روابط فعلی کاهش پیدا می کند.

البته برخی وسوسه می شوند که با این افراد ازدواج کنند تا آن ها را نجات دهند، غافل از این که التیام این افراد به زمان و کمک تخصصی نیاز دارد. اگر کسی تا به این حد آسیب دیده است باید به او وقت داد تا خود را به کمک مشاور متخصص التیام دهد.


ازدواج موفق در گرو چیست؟
ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢   کلمات کلیدی: زوج های موفق ،انتخاب همسر

سلامت نیوز : هر فردی نهایتا به بلوغ جسمی، اجتماعی و روانی می‌رسد و هر چقدر هم که از نظر محبت در کانون خانواده کمبودی نداشته باشد، باز هم یک کشش روانی او را به سمت جنس مخالف می‌کشاند. در واقع نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن موجب بروز این کشش می‌شود و اینجاست که این نیاز روحی باعث می‌شود فرد با وجود تمام مشکلات، مسئولیت یک زندگی مشترک را به عهده گیرد، اما رمز موفقیت در تداوم یک زندگی مشترک چیست؟

به گزارش سلامت نیوز به نقل از چهاردیواری ؛ حجت‌الاسلام نصیرعابدینی، کارشناس ارشد روان شناسی با اشاره به این‌که یک زندگی موفق در سایه یک انتخاب موفق شکل می‌گیرد، می‌گوید: شناخت اولیه، تحقیقات محلی و مشاوره پیش از ازدواج از جمله مراحلی است که هنگام انتخاب همسر باید به آن توجه داشت. او در رابطه با این‌که در مرحله شناخت همسر چه معیارها و ملاک‌هایی را باید مدنظر داشت بیان می‌کند، این روزها بیشتر دختر و پسرها ملاک اصلی و اولیه برای یک انتخاب موفق را بر اساس ظواهر است.

در حالی که داشتن سلامت روانی، رفتاری، جسمی و دینی از مهم‌ترین ملاک‌هایی است که باید در اولویت قرار گیرد. ملاک بعدی شغل مناسب، وسع مال، تحصیلات و همچنین سلایق و ویژگی‌های فردی همچون داشتن تناسب اندام، چاقی یا لاغری، رنگ سفید یا سبزه، چشم رنگی یا مشکی و... از معیارهای اختصاصی‌تر هستند. او می‌افزاید این ملاک‌ها مکمل یکدیگر بوده و در صورت نبود تناسب میان آنها زندگی مشترک در هاله‌ای از ابهام قرار خواهد گرفت.

عابدینی با اشاره به این‌که اختلالات روانی یکی از عوامل ناکامی در زندگی مشترک است می‌گوید: مشکلات اضطرابی، افسردگی و وسواس در گروه اختلالات نوروتیک قرار دارد و اگر در حد حاد نباشد و طرفین متعهد به ادامه درمان تا بهبودی کامل شوند، مشکلی در زندگی آینده پیش نخواهد آورد. اما اختلال سایکوتیک همچون اسکیزوفرنی یا اختلال شخصیتی پارانویید (سوءظن) از جمله اختلالاتی است که فرد کمتر حاضر به درمان شده و ازدواج با چنین افرادی توصیه نمی‌شود.


تفاوت‌های شخصیتی خانمانسوز است

امروزه برخی دختر و پسرها تصور می‌کنند برای داشتن یک زندگی موفق باید طرف مقابل آنها خصوصیات و شخصیت متفاوتی داشته باشد تا خلقیاتشان کامل‌کننده یکدیگر باشد. به عنوان مثال فرد گوشه‌گیر دوست دارد با فردی اجتماعی ازدواج کند یا فردی بی‌خیال با فردی متعهد و پایبند.

در واقع افراد به دنبال کسی می‌گردند که با او کامل شوند، بدون آن‌که کوچکترین تغییری در خود ایجاد کنند. نصیر عابدینی با تاکید بر این‌که این طرز فکر کاملا اشتباه و خانمانسوز است می‌گوید: اگر بحث کفویت و همتایی در دختر و پسر وجود نداشته باشد، مثلا زوجین همتای اقتصادی، فرهنگی، خانوادگی، دینی و... یکدیگر نباشند و در واقع پسر در یک سر طیف و دختر در سر دیگر آن قرار گیرد، تعارضات زناشویی افزایش می‌یابد.

وی ادامه می‌دهد اگر چه تعارضات به طور نسبی در هر زندگی وجود دارد، اما هم سطح بودن تا حدود زیادی از شدت آن می‌کاهد.

او خطرناک‌ترین ازدواج‌ها را وصلت افراد درونگرا با برونگرا، منظم با نامنظم و افرادی که ثبات هیجانی بالایی دارند با افرادی که زود برانگیخته می‌شوند عنوان می‌کند. البته این روان​شناس تاکید می‌کند اگر فردی درجه درونگرایی 4 و دیگری 6 داشته باشد یا یکی منظم و دیگری منظم‌تر باشد یا اعتقادات مذهبی یکی 60 و دیگری 70 باشد به دلیل آن‌که پایه اصلی این ویژگی‌ها در آنها وجود دارد تقریبا در وسط طیف قرار داشته و ازدواج خوبی خواهند داشت.

عشق و علاقه افراطی، شباهت خیالی می‌سازد

برخی افراد در دوران آشنایی با جنس مخالف متوجه شباهت‌هایی در شخصیت، خلقیات و فرهنگ یکدیگر شده و این اصل را ملاکی برای داشتن یک ازدواج موفق می‌دانند، اما با ورود به زندگی مشترک ایــــن تفاهمات کم رنگ و گاهی محو می‌شود.

حجت‌الاسلام عابدینی در این باره می‌گوید: بروز عشق یا علاقه افراطی پیش از ازدواج از جمله عواملی است که می‌تواند مانند یک فیلتر عمل کرده و مکانیسم شناختی دو طرف را تحریف کند. او در قالب یک مثال توضیح می‌دهد: امکان دارد قبل از ازدواج پسری به دختری بگوید با شروع زندگی مشترک به تو اجازه معاشرت یا دیدار با خانواده را نمی‌دهم. در چنین جوی اگر عواطف حکمفرما باشد دختر با این فرض که پسر به دلیل علاقه زیاد موقتا این حرف را زده است مساله را جدی نگرفته و به پای دوست داشتن زیاد و تفاهم در علاقه به یکدیگر می‌گذارد. در حالی که این طور نیست و این موضوع به صورت یک مشکل حاد در زندگی مشترک نمود پیدا خواهد کرد.

به امید اصلاح یکدیگر نباشید

تغییر دادن رفتار و روش همسر یکی از باورهای نادرستی است که بسیاری از دختر و پسرها درگیر آن هستند. کسانی که چنین طرز فکری دارند متوجه نیستند که انسان موجودی انتخابگر است و در شرایط فرهنگی و اجتماعی خاصی رشد کرده و قبل از ازدواج عمری را با سلیقه و باورهای خود زندگی کرده و شخصیتش تا حدود زیادی این‌گونه شکل گرفته است.

اما چرا بیشتر افراد گمان می‌کنند می‌توانند روش همسر را تغییر داده و به شکل مورد نظر خود در آورند؟ عابدینی در پاسخ به این پرسش می‌گوید، انتخاب در ازدواج اینک و اکنون است. یعنی قبل از ازدواج آنچه را که از شخصیت، اخلاق، رفتار، مذهب، خانواده و فرهنگ طرف مقابل می‌بینیم باید به همان میزانی که هست بپذیریم و بدانیم که باید با همین شرایط ادامه زندگی دهیم و در این مقوله نباید به امید یک هوای تازه‌تر بود. این‌که بگوییم طرف پس از ازدواج چادری می‌شود، رفتار بدش را کنار می‌گذارد، نمازخوان می‌شود، سیگارش را ترک می‌کند و... یک خیال باطل است.

حتی اگر کسی از روی عشق و محبت چند صباحی به خاطر طرف مقابل گذشت کند و برخی رفتارها و عقایدش را تغییر دهد، این کار را به میل و اراده خود انجام داده نه به زور و اجبار ما. عابدینی ادامه می‌دهد، البته بعد از ازدواج تغییراتی در زن و شوهر به وجود می‌آید، اما این تغییرات در اثر آمیختگی روح، روان و جسم آنها و گاهی در اثر همنشینی و یادگیری‌های خود آگاه و ناخودآگاه است نه در اثر اعمال قدرت و فشار ظاهری یک طرف به طرف دیگر.

بنابراین به گفته روان​شناسان همسری را انتخاب کنید که قبل از ازدواج بتوانید او را با تمامیت و با همه رفتارها و عقایدش بپذیرید و هرگز به فکر تغییر او نباشید چرا که در صورت فشار به طرف مقابل امکان دارد زندگی مشترکتان به جدایی بینجامد.

همه ملاک‌ها با هم زندگی را می‌سازد

عده‌ای ملاک موفقیت در زندگی را بچه‌دار شدن، بعضی اشباع نیازهای عاطفی و احساسی و گروهی تامین نیازهای جنسی می‌دانند. آیا این ملاک‌ها هر کدام به تنهایی برای داشتن یک زندگی موفق قابل قبول است؟ عابدینی می‌گوید: تولید نسل می‌تواند یکی از ملاک‌های موفقیت در زندگی باشد. اما گاهی فشار ناشی از مشکلات زندگی به حدی است که لذت داشتن فرزند را کمرنگ می‌کند. از طرفی تولد فرزندانی بیش فعال، ناسازگار و حتی بیمار ممکن است رویای داشتن یک زندگی موفق را به شکست تبدیل کند. اما اشباع نیازهای عاطفی در مقایسه با فرزند داشتن معقول‌تر و اولی‌تر است. چرا که بسیار دیده می‌شود زوجینی که از نظر روانی و عاطفی یکدیگر را تیمار کرده و به معنای واقعی به یکدیگر محبت دارند، به طرز چشمگیری در زندگی مشترک خود موفق بوده‌اند.

نصیرعابدینی تامین نیازهای جنسی را هم یکی از عوامل موفقیت در زندگی می‌داند و می‌افزاید، دختر و پسر قبل از ازدواج باید تا حدودی از میزان امیال جنسی یکدیگر به منظور جلوگیری از نارضایتی جنسی پس از ازدواج باخبر باشند و این امر باید از طریق مراجعه به مشاوران خبره و کارآمد ازدواج شناسایی شود.او می‌گوید: مشاوران با طرح تست شخصیتی «کتل» می‌توانند بی‌طرفانه تا حدود زیادی به خصوصیات و ویژگی‌های شخصیتی و جنسی هر دو نفر واقف و شباهت‌ها و تفاوت‌ها را شناسایی کنند.این روان​شناس می‌افزاید: 15 درصد ناکامی‌های ازدواج به دلیل نداشتن تفاهم در مسائل جنسی و 60 درصد آن به دلیل نداشتن مهارت‌های ارتباطی است که بحث در مورد آن در این نوشتار نمی‌گنجد.

دچار زمستان عاطفی نشویم

حجت‌الاسلام عابدینی خاطرنشان می‌کند: برای آن‌که پایه‌های زندگی طی گذر زمان دچار تزلزل نشود و زوجین دچار سردی عاطفی و در نهایت خیانت به یکدیگر نشوند باید وظایفی را در قبال یکدیگر رعایت کنند. او بیان موردی این وظایف را سودمند نمی‌داند و مطالعه کتاب‌هایی چون انتخاب همسر، خانواده در اسلام، بهشت خانواده، ازدواج مکتب انسان‌سازی و کتاب تحکیم خانواده را برای آگاهی بیشتر با مفهوم و شرح این وظایف معرفی می‌کند.

همچنین او یادآوری می‌کند، مردها به دنبال نادیده‌ها و ناشناخته‌ها بوده و تنوع طلبی جنسی آنها از صفر تا 100 متغیر است. بر این اساس بهتر است خانم‌ها برای تحکیم و موفقیت در تداوم زندگی مشترک با ایجاد تنوع در ظواهر و خلقیات خود و همچنین ایجاد تغییراتی در محیط خانه، نوع دکوراسیون، تنوع در پخت و پز و مهم‌تر تنوع در روابط زناشویی تا حدودی بر جذابیت‌های زندگی بیفزایند و این خود یکی از ملاک‌های اصلی در موفقیت زندگی مشترک زوجین محسوب می‌شود.


کدام یک از اسرار زندگی مجردی را باید گفت و کدامها را نباید گفت؟
ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: خواستگاری ،سئوالات جلسه خواستگاری ،انتخاب همسر

یکی از نکات بسیار مهم در جلسات خواستگاری این است که فرد تا چه حد میتواند اسرار زندگی خود را به فرد مقابل بیان نماید؟ آیا اگر خطا و اشتباهی یا مسئله ای در زندگی اش رخ داده است، اجازه دارد آن را با نامزدش مطرح کند یا نه؟ مبادا بیان این اسرار دست مایه ای برای سرکوب وی توسط همسرش در زندگی زناشویی آینده گردد؟


اسرار زندگی را می توان مانند مباحث امنیتی اطلاعات به چهار طبقه ( بکلی سری، سری، خیلی محرمانه و محرمانه) تقسیم نمود. در زندگی نیز برای مسائل خود طبقه بندی داشته باشید.


* در جلسات اول خواستگاری می توانید مسائلی را مطرح کنید که دیگران اطلاع وآگاهی دارند ولی خواستگار شما از آن بی اطلاع است. مثلاً در محل و فامیل همه می دانند شما با یک ازدواج غیر موفق روبرو بوده اید بهتر است این نکته را قبل از قرار خواستگاری به اطلاع فرد مورد نظر برسانید که اگر با شنیدن این موضوع نظرش تغییر می کند قبل از جلسات خواستگاری و ایجاد زحمات و مشکلات متوجه شود.

* گاهی ازدواج تا مراحلی پیش رفته است و بعد به دلایلی انجام نشده ودر شناسنامه هم ثبت نشده و عروسی هم انجام نگرفته است در این شرایط لازم نیست قبل از خواستگاری اطلاع دهید ولی در آخر جلسه اول خواستگاری باید برای فرد تشریح کنید. برخی از اسرار را که جز خانواده شما کسی از آن اطلاع ندارد نباید در جلسات اول بیان کنید. شما می توانید در مراحل بعد و به میزان اعتمادی که به فرد مقابل پیدا کرده اید، او را از این اسرار مطلع سازید.

* هرگز نباید از اشتباهات و لغزش هایی که در دوران مجردی انجام داده اید و کسی هم از آن باخبر نیست و شما نیز توبه کرده اید و یقیناً بعد از ازدواج هم همسرتان متوجه آن نخواهد شد، سخنی به میان بیاورید. زیرا گناهان وخطاها امری ما بین ما وخدای ماست، و هیچ کس اجازه ندارد آبروی خود را جلوی دیگران ببرد. علاوه بر این هرگز از فرد مقابل نخواهید که به اینگونه مسائل اشاره کند.

ولی اگر مسئله ای قبل از ازدواج برای شما پیش آمده و شما مرتکب جرم وخطایی شده اید و امکان بر ملاشدن آن را پس از ازدواج وجود دارد، باید حتماً به نحوی آن را برای فرد مقابل بیان کنید.

* گفتن تمام جزئیات (عصبانیت های موردی، بی نظمی های موردی، ضعف در مهارتهای زندگی و...) لازم نیست زیرا مفسده دارد و باعث نگرانی و ایجاد تردید میشود و زمینه وسوسه های شیطانی را فراهم می آورد و ممکن است فرد مقابل اینگونه برداشت کند که مشکل بسیار بزرگ بوده و فقط قسمتی از آن گفته شده است. به همین ترتیب گفتن جزئیات و مسائلی که به زندگی مشترک مربوط نمی شود لازم نیست، پرسیدن از آنها نیز لزومی ندارد بنابراین پرسش درباره اینکه چه گناهی مرتکب شده‌ای؟، آیا دوست پسر یا دختر داشته‌ای؟، چند تا خواستگار برایت آمده است؟، به خواستگاری چند نفر رفته‌اید؟ و... لازم نیست و گاهی توهین و بی‌حرمتی به شمار می ‌رود و پیامدهای منفی بسیاری دارد.

اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید
* از گفتن عیبی که خواستگاریتان را به هم می ‌زند، ابا نداشته باشید، چون در غیر این صورت خانه را درزمین سستی بنا کرده‌اید. عیبی که امکان دارد گفتن آن یک خواستگاری را به هم بزند،نگفتن آن یک زندگی را به هم خواهد زد .


* اگر شما دارای نقص عضو یا بیماری هستید باید به طور کامل و به دور از ابهام در مورد شناخت نقص، ناتوانایی‌ های آن و روش درمانش توضیح دهید. بهتر است در این موارد از پزشک بخواهید شرح بیماری شما را به طور دقیق و شفاف به زبان فارسی مکتوب بنویسد و آن را به فرد ارائه دهید  وبا معرفی پزشک خود از آنها بخواهید هرگونه سوالی که دارند از پزشک معالجتان بپرسند.


* اگر فرد مقابل شما دارای نقص عضو یا بیماری است، نباید عجولانه و ناآگاهانه تصمیم بگیرید، بلکه باید بر اساس میزان ظرفیت و تحمل خود یا فرد مقابل و به دور از هرگونه ترحمی تصمیم ‌گیری کنید و هرگز به فکر تغییر اوضاع نباشید.

 بعد از ازدواج


همه چیز را نباید به همسر خود بگویید

آیا می دانید برای اینکه روابط زناشویی تان تداوم بیشتری داشته باشد، همه چیز را نباید به همسر خود بگویید! آیا می دانید چه صحبت هایی را باید به همسر خود بگویید و چه سخنانی را باید مطرح نسازید؟
اولین گام در روابط زناشویی نحوه ی صحبت کردن است، طرز صحیح صحبت کردن با همسرتان تاثیر بسزایی را در روابط شما می گذارد البته لازم به ذکر است نه هر صحبتی.
بعضی از خانم ها یا آقایان عادت دارند تمام اتفاقاتی را که در طول روز برای شان اتفاق افتاده است را برای همسر خود تعریف کنند. با این وجود گاهی اوقات صحبت کردن بسیار خطرناک است و توصیه نمی شود که مدام صحبت نکنید، سکوت در بسیاری از موارد بهتر از صحبت کردن می باشد.

در اینجا توصیه و پیشنهادهایی را برای شما ارائه خواهیم کرد:

از دیدگاه روانشناسان انسان ها از این منظر به چند دسته تقسیم می شوند:

1- افرادی که همه مطالب زندگی خود چه در حال، چه در گذشته را برای همسران خود بازگو می کنند به بلوغ فکری نرسیده اند، ذهنشان مانند دوران نوجوانی شان عمل می کند که عادت داشتند همه چیز را برای خانواده خود تعریف کنند.


2- افرادی که در تعاریف خود، صحبت های شان اغراق می کنند و حتی گاهی وقت ها به دروغ نیز متوسل می شوند، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوج های با ازدواج هایی که در سابق صورت می گرفت کاملا متفاوت می باشد. در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش می آید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا می گذرد، به ندرت پیش می آید که زوجین در مورد رابطه ی خودشان، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند.

حال به توضیح این موضوع می پردازیم که چرا نباید تمام صحبت های خود را به همسرتان بازگو کنید؟ این سوال چندین پاسخ دارد:

1- از دیدگاه بعضی از روانشناسان افرادی که گذشته تلخ و سخت داشته اند باید توجه کنند که، هنگامی تجربه های تلخ گذشته باید چراغ راه آینده باشد و بس. سعی کنید با گذشته های تلختان خداحافظی کنید و با عنوان کردن تجربه ها ذهن همسر تان را مغشوش نکنید. توجه کنید که شما دیگر در دوران مجردی به سر نمی برید، شما تشکیل خانواده داده اید و از همان روز اول که وارد زندگی زناشویی می شوید باید سعی کنید همه ی گذشته ی خود را فراموش کنید، و الان زمان آن است که زندگی دو نفره ی که در آینده خواهید داشت فکر کنید، صحبت هایتان نیز باید حول زندگی مشترکتان باشد نه گذشته تلختان.

2- اگر از اشتباهات گذشته عبرت گرفته اید و تحول خاصی در رفتارتان ایجاد کرده اید لزومی به بازگو کردن اشتباهات گذشته تان نیست چون ممکن است بر دیدگاه طرف مقابل به شما اثر منفی بگذارد و یا برخی قابلیت های فعلیتان نادیده گرفته شود. مگر در مواردی که بازگو کردن تجربه شما می تواند مانع تکرار اشتباه برای طرف مقابلتان شود.
3- صحبت هایی را از گذشته، حال برای همسرتان باز گو و تعریف کنید اما سعی کنید وارد جزییات نشوید، مسائل را برای او کاملا باز نکنید و نشکافید.

حال چه صحبت هایی را نباید مطرح کرد:

1- اسرار تان را به همسرتان نگویید. منظور از اسرار چیست؟
مشکلاتی که در دوران قبل از ازدواج برایتان بوجود آمده و بازگو کردن آن تنها باعث مشغول کردن ذهن همسرتان می شود. ناگفته نماند که مسائلی است که گفتن آن ها به همسرتان ضروری است مثلا تجربه نامزدی ناموفقی اگر در گذشته داشته اید به همسر تان بگویید اما آیا واقعا لازم است همسرتان از جزئیات آن مطلع باشد؟ مشکلاتی که با پدرو مادر، خواهر یا برادرتان داشته اید و عنوان کردن آن ها به دیدگاه همسرتان نسبت به خانواده تان خدشه وارد می کند، کمبودهایی که در زندگی با آن ها مواجه بوده اید، رنج ها و مشقت هایی را که متحمل شده اید، و مسائلی مانند این موضوعات بهتر است بازگو نکنید.


2- اگر زمانی به همسرتان، رفتارهایی که انجام می داده شک کردید و در وفاداریش نسبت به خودتان مردد بودید، هرگز این موضوع را مطرح نسازید ، زیرا ممکن است شما به اشتباه چنین فکری را داشته بودید در این صورت احساس وفاداری که بین شما و شوهرتان وجود داشته است در همان زمان از بین می رود.

و حتی گاهی وقت ها به دروغ نیز متوسل می شوند، افرادی هستند که اعتماد به نفس کمی به خود دارند، با این کار قصد دارند تا اعتماد به نفس خود را افزایش دهند. امروزه پیوند بین زوج های با ازدواج هایی که در سابق صورت می گرفت کاملا متفاوت می باشد. در زمان امروز اکثر زوجین هر دو با هم به کار بیرون از خانه اشتغال دارند، زمان کمی را برای صحبت کردن با یکدیگر دارند، هنگامی که فرصتی برای صحبت کردن پیش می آید در اغلب موارد راجع به کار بیرون از خانه ی خانم یا آقا می گذرد، به ندرت پیش می آید که زوجین در مورد رابطه ی خودشان، زندگی دو نفره ای یا چهار نفرهاشان به صحبت بنشینند. حال به توضیح این موضوع می پردازیم که چرا نباید تمام صحبت های خود را به همسرتان بازگو کنید؟


برای ازدواح کدام شخصیتها به درد هم می خورند؟
ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: ازدواج ،انتخاب همسر ،شگردهای همسرداری
افرادی می‌توانند برای شما بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند و گرنه کار شما با یک مدیر به دعوا و جنگ قدرت می‌کشد.میگنا.آی آر.اگر شما در روابط خانوادگی و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهی بردارید، عشق آرام آرام وارد زندگی شما خواهد شد و از درگیر شدن در رابطه عاشقانه که نمی‌توانید آن را کاملا کنترل کنید، نمی‌هراسید.

توصیه‌هایی به آنها که دنبال نیمه گمشده خودشان می‌گردند.

می‌گویند اگر دنبال همسر ایده‌آل‌تان می‌گردید، راهش این است که اول، شخصیت خودتان را بشناسید و بعدش براساس شخصیت خودتان، دنبال شخصیتی بگردید که با شما سازگار باشد. اگر شما هم این تئوری را قبول دارید، با ما همراه شوید…

● ماجراجویان با ماجراجویان ازدواج کنند

افراد ماجراجو عاشق ریسک کردن هستند. اگر چنین شخصیتی داشته باشید، احتمالا بسیار کنجکاو، خلاق و پرانرژی هستید و معمولا فرد خودانگیخته‌ای هستید. علایق فراوانی دارید؛ از کوهنوردی و ماهی‌گیری گرفته تا رفتن به سینما و تئاتر.

▪ گزینه ازدواج: شما با افراد ماجراجویی که درست مانند خودتان باشند، به خوبی رابطه برقرار می‌کنید. اگر دنبال همسر ایده‌آل خودتان هستید، عجله نکنید؛ چون ماجراجویی شما باعث می‌شود خیلی سریع در عشق گرفتار شوید و عاقلانه‌ عمل نکنید. اگر به کسی واقعا علاقه دارید، به خودتان فرصت دهید تا بهتر او را بشناسید. در عین حال گاهی ماجراجویی بیش از اندازه ممکن است شما را وسوسه‌ کند که روابط جدید را امتحان کنید ولی باید با این خصوصیت نادرست مبارزه کنید.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: جان‌اف‌کندی، پرنسس دایانا، آنجلینا جولی.

▪ روان‌شناسی شخصیت: افراد ماجراجو شخصیت خود را بیش از همه مدیون میزان ترشح زیاد هورمون دوپامین در مغزشان هستند. این هورمون، همان هورمونی است که به شما احساس شادی و شادابی و سرزندگی می‌بخشد.

● خلاق‌ها با خلاق‌ها ازدواج کنند

اگر آدم خلاقی باشید، احتمالا خصلتا باوفا هستید و وظیفه‌شناسی و آبروداری از خصوصیات عالی شخصیت شماست. آرامش، اجتماعی بودن و مدیریت عالی منابع انسانی از خصوصیات عالی شخصیت شماست. شما دوست دارید از قوانین پیروی کنید و می‌توانید به راحتی برای زندگی خودتان برنامه‌ریزی داشته باشید و طبق آن برنامه قدم به قدم به هدف‌تان برسید. دیگران از شما بسیار راضی و خشنود هستند و شما را به عنوان آدمی قابل اعتماد می‌شناسند.

▪ گزینه ازدواج: افراد خلاق و سازنده درست مانند خودتان، زوج مناسبی برای شما هستند. طرف مقابل‌تان ممکن است قدرت حمایت‌گری شما را بپرستد ولی مواظب باشید این حمایت همه‌جانبه، این احساس را در همسرتان ایجاد نکند که دارید مرتب او را کنترل می‌کنید. شما و همسرتان احتمالا سال‌ها با هم زندگی خواهید کرد چون افرادی مثل شما برای حفظ و تداوم زندگی‌شان هر کاری می‌کنند و وفاداری به طرف مقابل رکن نخست زندگی‌شان است.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: جورج واشنگتن، ملکه الیزابت، جنیفرانیستون.

▪ روان‌شناسی شخصیت: شخصیت آرام و موقر خود را باید مدیون هورمون سروتونین باشید. این ماده شیمیایی می‌تواند اخلاق شما را تعدیل کرده و عصبانیت و حالت تهاجمی شما را کنترل کند.

● مدیرها با سازگارها ازدواج کنند

اگر مدیریت بخش غالب از شخصیت‌ شما است، حتما می‌دانید که بسیار رک و راست هستید و بدون پرده نظرتان را می‌دهید. از سوی دیگر با مسایل بسیار منطقی و واقع‌بینانه برخورد می‌کنید. قاطعیت و استواری از شما جدانشدنی است. شما به آسانی می‌توانید در روابط و کار خودتان تمرکز کنید و در ریاضیات، مکانیک و موزیک می‌توانید زبردست باشید. رقابت‌جویی و جاه‌طلبی عشق همیشگی زندگی شماست.

گزینه ازدواج: افرادی می‌توانند برای شما بهترین زوج باشند که خصوصیت اصلی شخصیت‌شان کنار آمدن و سازش با طرف مقابل باشد و طبیعت انعطاف‌پذیری داشته باشند و گرنه کار شما با یک مدیر به دعوا و جنگ قدرت می‌کشد.میگنا.آی آر.اگر شما در روابط خانوادگی و عاشقانه خود دست از کنترل و امر و نهی بردارید، عشق آرام آرام وارد زندگی شما خواهد شد و از درگیر شدن در رابطه عاشقانه که نمی‌توانید آن را کاملا کنترل کنید، نمی‌هراسید. شما شخصیت محکمی دارید که مشکلات خود را نشان نمی‌دهید ولی این خصوصیت شما ممکن است باعث شود همسرتان فکر کند شما پنهان‌کار، مرموز، سرد و بی‌روح هستید. اجازه دهید دست‌کم در روابط خانوادگی احساسات شما بر قدرت مدیریت مطلق و محکم و دست‌نیافتنی شما غلبه کند.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: آلبرت اینشتین، دانلدترامپ (مشاور املاک مشهور آمریکایی)، هیلاری کلینتون و مارگارت‌تاچر.

▪ روان‌شناسی شخصیت: هورمون مردانه تستوسترون که در بدن مردان بیشتر و در بدن بانوان کمتر ترشح می‌شود این خصوصیت شخصیتی شما را پررنگ تر می‌کند.

● انعطاف‌پذیرها با مبادی آداب‌ها ازدواج کنند

اگر شما شخصیت انعطاف‌پذیری داشته باشید، دیگران از با شما بودن لذت خواهند برد چون شما توانایی زیادی در روابط اجتماعی دارید و در صحبت کردن عالی هستید. احساسات قوی و روشن و واضح از خصوصیات برجسته شماست.

▪ گزینه ازدواج: شما بیش از همه با افرادی که مبادی آداب و مؤدب هستند کنار خواهید آمد. این افرد که سیاست بالایی در روابط خود دارند، رفتار شما را می‌پذیرند. فقط مراقب باشید با زبان بازی و صحبت‌های بی‌توقف خودتان آنها را دل‌زده نکنید. در روابط با طرف مقابل‌تان رقابت نکنید. توصیه ما به همسر شما این است که در صحبت کردن کم نیاورید. گرچه طرف مقابل شما بسیار خوش‌صحبت است ولی شما هم با اعتماد به نفس از خصوصیات خودتان بگویید. افرادی مثل همسر شما دوست دارند که شما نظرتان را درباره شخصیت و رفتارشان بی‌پرده بگویید.

▪ مشاهیری که شخصیت‌شان شبیه شماست: گاندی، بیل کلینتون.

▪ روان‌شناسی شخصیت: استروژن که یک هورمون زنانه است و در بدن بانوان بیش از آقایان ترشح می‌شود نقش اصلی را در بروز این خصوصیات شخصیت شما ایفا می‌کند.

منبع: افکار


اهمیت مشاوره خانواده
ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: تناسب شخصیتی ،سن ازدواج ،انتخاب همسر ،مشاوره خانواده

مشاوره خانواده راهکاری است برای سازگاری فرد با شرایط مشکل ساز و مدیریت استرس موجود.

مشاوره خانواده به ارایه راه حل ،راهنمایی و حل مشکل می پردازد.

یکی از مباحث مربوط به مشاوره خانواده،مشاوره قبل از ازدواج است

شمار روزافزون طلاق ها موجب شده که روانشناسان و مشاوران به دنبال راه حلهای یک ازدواج موفق باشند.

اولین مرحله برای مشاوره قبل از ازدواج تعیین ملاک ها است.

هر فرد ملاک هایی را برای ازدواج در نظر دارد،اما این ملاک ها باید بررسی شوند.تا نهایتا ملاک هایی شوند که به یک انتخاب صحیح و مناسب منجر شوند.که در صورت بی توجهی به ملاک های درست و ارزشگذاری های نادرست موجب ناکامی (طلاق)می شود.از این رو در مشاوره قبل از ازدواج ملاک های افراد بررسی شده و راهنمایی های لازم ارایه میگردد.

مرحله بعدی بررسی آمادگی (سن)ازدواج است

عدم پختگی عاطفی،اجتماعی،جسمی و اقتصادی باعث ایجاد مشکلات فراوانی میشود.البته این نکته حایز اهمیت است که توجه صرف به سن به عنوان ملاکی برای ازدواج صحیح نیست.چون افراد مختلف در سنین متفاوتی به آمادگی لازم برای ازدواج می رسند.مثلا ممکن است شخصی در 18سالگی آمادگی لازم برای ازدواج را داشته باشد و شخص دیگری در 25سالگی هم به پختگی و بلوغ لازم نرسیده باشد.

تناسب شخصیتی افراد

بهتر است افراد از لحاظ شخصیتی نیز تیپ های مشابه و نزدیک به هم داشته باشند.یکی از تیپ های شخصیتی بارز درون گرایی و در مقابل آن برون گرایی است.مشخصا اگر یک تیپ برون گرا با یک شخصیت برون گرا ازدواج کند،تفاهم بیشتری خواهند داشت،تا ازدواج یک فرد برون گرا با یک درون گرا.بهتر است که هر تیپ شخصیتی با تیپ همسان خود ازدواج کند.

منبع:پیام همدلی-(انجمن علمی مشاوره دانشجویان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی تهران)(محمد علی غلامی)  -



چه کسی برای همسری مناسب است؟
ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: انتخاب همسر ،خواستگاری ،رابطه سالم ،ازدواج مطلوب

چه کسی را به عنوان همسر انتخاب کنیم؟ در نظر داریم در این مجال، از منظر قرآن و سنت؛ به بحث انتخاب همسر بپردازیم.

در فراز دوم آیه سوم سوره نساء؛ که پیرامون ازدواج با دختران یتیم نازل شده، آمده است: فانکحو ماطاب لکم من النساء  یعنی : با هر کس، خوش دارید پیمان نکاح برقرار سازید. اگر به صدر و ذیل آیه توجه کنید ، در خواهید یافت؛ معانی بسیاری در این آیه نهفته است، که با اندکی تامل می توان به آن مفاهیم ، پی برد.

نخست؛ لزوم رعایت عدالت در ازدواج با دختران یتیم (ازدواج با دختران یتیم، مطابق این آیه شریفه نباید برای تصاحب ثروت آنها و ستم کردن بر آنان باشد و چنین ازدواجی ، توسط قرآن امضاء نمی شود و چه بسا بتوان این قاعده را تسری داد به همه کسانی که برای تصاحب اموال دختران، ازدواج می کنند).

شاه چراغ ورود به عرصه ازدواج

در ادامه آن آیه شریفه آمده است : و اما اکنون که نمی توانید با دختران یتیم به عدالت رفتار کنید (بنابراین با آنان نمی توانید ازدواج کنید)، هر که را می خواهید از زنان دیگر ، به  همسری برگزینید! یعنی : "آزادی انسان در انتخاب همسر" موضوع دیگری است که از این آیه ، می توان برداشت نمود.

سئوال : یعنی انسان آزاد است که با هر کسی که خواست، پیمان ازدواج را برقرار سازد ؟

در پاسخ به این پرسش باید گفت : قرآن به طور کلی هدایت گر جامعه است به سوی بهترینها و پایدارترین روش ها(1) به بیانی دیگر: این قرآن که هدایت گر پرهیزگاران(2) است خطابش در این آیه، چون سایر آیات به دریافت شایسته از آیه است نه هر گونه دریافتی! یعنی این آیه، هدایت نمی کند انسان را که هر انتخابی داشته باشد! فقط، انتخابی شایسته، مد نظر این آیه شریفه است.  به عبارت دیگر از میان زنان شایسته ، یکی از آنان را انتخاب نمایید!! چه بسا؛ تاکید بر انتخاب شایسته از «ماطاب» نیز استفاده  شود یعنی « آنچه طیب و مایه خوشی شماست» والا می توانست در آیه بجای کلمه "ماطاب" از کلمه دیگری، بهره بگیرد، موید این تعبیر و برداشت در آیه شریفه 221 سوره بقره در آنجایی که می فرماید: «ولامة مومنة خیر من مشرکة و لو اعجبتکم» یعنی «هر آینه (حتماً) اگر با زن با ایمانی ازدواج کنید بهتر است از ازدواج با زن مشرک، اگر چه زیبایی او شما را شگفت زده سازد» نیز آمده است.

هر آینه (حتماً) اگر با زن با ایمانی ازدواج کنید بهتر است از ازدواج با زن مشرک، اگر چه زیبایی او شما را شگفت زده سازد

پس درست است که آیه شریفه، دست انسان را در انتخاب همسر بازگذاشته ،اما بهره گیری آیه شریفه از کلمه "ماطاب" در کنار مویدات قرآنی و اصل گزینش همسر شایسته،چنین دریافت می شود که فقط انتخابی خوب، نیکو و شایسته، مورد نظر آیه شریفه است ، همانگونه که در احکام فقهی، ازدواج همیشگی و موقت مردان با زنان مشرک، باطل و همچنین ازدواج همیشگی با زنان کافر نیز امضا نگردیده است .

اما همسر شایسته کیست ؟

ایمان ؛ یکی از رمزهای شایستگی همسر

 آیه ای که به بخشی از آن اشاره شد، کلیاتی را برای این انتخاب بیان می دارد مثلاً در آن آیه شریفه آمده است : مومنان نمی توانند همسر مشرک(3) برای خود برگزینند،چرا که شرک گناهی نابخشودنی و ستمی است بزرگ، مشرکان دعوت به آتش می کنند! آتشی که زبانه های آن هم این دنیا را می سوزاند هم آن عقبا را،  خدای بزرگ به فرمان خویش به سوی بهشت و بخشش می خواند و نشانه های خویش را روشن بیان می دارد ، باشد که مردم به یاد آرند و پند گیرند(4).

 

شاه چراغ ورود به عرصه ازدواج

پرهیز از عشق های رنگی

از آیه شریفه ای که ترجمه آن گذشت؛ علاوه بر آنچه گفته شد از  عبارت «ولواعجبتکم» این نیز برداشت می شود که "عشق های رنگی نباید موجب پیوند ازدواج گردد" و مولوی نیز شاید با الهام از این آیه شریفه گفته است :

عشق هایی کز پی رنگی بود ..... عشق نبود عاقبت ننگی بود .

پاکدامنی ؛ نشانه بزرگ شایستگی

«مومنان باید همسرانی پاکدامن برگزینند! مومنان نمی توانند در انتخاب همسر به سراغ زنانی روند که دامن آنان به خیانت آلوده است» اما چنانچه زنان خیانتکار، توبه کردند و توبه آنان احراز شد و سایر شرایط  دیگر را نیز دارا بودند ، مومنان می توانند با آنان ازدواج نمایند، این برداشتی است از مفاد آیه 3 سوره نور

 پرهیز از همسران خیابانی

 باید از دوستی های خیابانی، دختران و پسران خیابانی ، در پیمان ازدواج ، صرف نظر نمود. آیه شریفه 25 سوره نساء می فرماید: «ولامتخذات اخدان» یعنی «دخترانی که پنهانی دوست می گیرند» معلوم است که نباید آنان را برای ازدواج برگزید و در آیه 5 سوره مائده ازدواج با پسران خیابانی ، نهی شده است «و لامتخذی اخدان» پس پسران خیابانی نیز از این قاعده مستثنی نیستند و زنان و دختران مومن باید از ازدواج با چنین پسرانی سر باز زنند.

همراهی خانواده همسر با او در ازدواج

ازدواج باید با اذن خانواده از جمله پدر و مادر باشد نمی توان دختری را بدون اطلاع خانواده اش در کابین نکاح درآورد در آیه 25 سوره نساء آمده است « فانکحوهن باذن اهلن» عموم فقهای شیعه اذن پدر را در ازدواج دختر شرط می دانند و برخی از مراجع عظام تقلید، این شرط را شرط وضعی می دانند! یعنی اگر اجازه پدر در ازدواج دختر نباشد، ازدواج منعقد نمی شود و عقد باطل است، بنابراین چنانچه در پی ازدواج دختر، بدون اذن پدر، ارتباطی بین زن و مرد صورت گرفت، ارتباطی نا مشروع و حرام است.

اما برخی دیگر از فقها ، اذن پدر ، در ازدواج  دختر  را  شرط تکلیفی می دانند یعنی چنانچه عقد دختر بدون اذن پدر صورت گرفت، این عمل (اجرای عقد بدون اذن پدر) حرام است اما عقد باطل نیست.

پس همسری شایسته ازدواج است که در مسئله ازدواج خانواده او با او هم نظر باشند و در این ازدواج، رضایت لازم را داشته باشند، پس می توان گفت : یکی دیگر از وجوه شایستگی همسر، همراهی خانواده اوست در ازدواج ، که اگر این مهم در میان نباشد، موجب اشکالات کلی در امر ازدواج خواهد بود، که گاهی موجب جدایی های بسیار غمگینانه زوجین از یک دیگر می باشد. 

همسری را باید برگزید که در خانواده ای پاک و سلیم رشد یافته و دیندار باشد چرا که دینداری ملاک وفای به عهد است و در "پیمان ازدواج" آنچه بیش از هرچیز به کار می آید تعهد، وفاداری و مسئولیت شناسی است و این منش والا در مومنین و متدینین بیشتر یافت می شود

برگزیدن همسر از خانواده ای اصیل و نجیب

نشانه هایی برای همسر شایسته در احادیث اهلبیت:

 حدیث متواتر و فراگیری در کتاب های حدیثی شیعه توسط امام صادق علیه السلام از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است که می توان گفت این کلام  ارزشمند ، شاه چراغ ورود به عرصه ازدواج است، این روایت در عمده کتاب های(5) روایی شیعه نقل شده است، دراین روایت آمده است که روزی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم) هنگام سخنرانی فرمودند : ای مردم بپرهیزید از سبز رویانی که در لجن زار روئیده اند، از حضرت پرسیدند که ای پیامبر گرامی آنان چه کسانی هستند؟ حضرت فرمودند آنان زنان زیبارویی هستند، که در خاندانی پست روئیده و در محیطی فاسد پرورش یافته اند.

ممنوعیت برگزیدن همسر بخاطر ظواهر دنیوی

 اهل سنت نیز مشابه همین روایت را در کتاب های معتبر خود، نقل کرده اند . در «سنن ابن ماجه» آمده است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلم)  بیان فرمودند: «زنان را به خاطر زیبائیشان در کابین نکاح و زواج در نیاورید شاید که زیبائیشان هلاکشان سازد و زنان را به خاطر اموالشان به همسری نگیرید چه بسا که ثروتشان طغیانگرشان سازد، بلکه آنان را به خاطر دین داریشان به همسری اختیار کنید» چرا که دینداران در آزمون پایبندی به پیمان و وفاداری، سربلند و سرافراز بیرون آمده اند.

پس همسری را باید برگزید که در خانواده ای پاک و سلیم رشد یافته و دیندار باشد چرا که دینداری ملاک وفای به عهد است و در "پیمان ازدواج" آنچه بیش از هرچیز به کار می آید تعهد، وفاداری و مسئولیت شناسی است و  این منش والا در مومنین و متدینین بیشتر یافت می شود.

دین داری ، وفای به عهد ، نشانه شایستگی

در روایت دیگری مرحوم مجلسی در بحارالانوار  نقل می کند: پیامبر فرمودند: هرگاه شخصی به خواستگاری شما آمد که دین داری و امانت داری او را پسندیدید،به او همسر دهید، که اگر چنین نکنید به توسعه تبهکاری و تباهی کمک کرده اید .

همسان (کفو) بودن در ازدواج

باید همسری را برگزید که تفاوت بسیاری با انسان نداشته باشد ، که اگر چنین انتخابی ناهمسان صورت گرفت باید منتظر عواقب گسترده آن بود .

شاه چراغ ورود به عرصه ازدواج

مثلاً مردی فقیر ، همسری از قشر مرفه ، برگزیند ! اگر بخواهد با فقر، او را اداره کند که از انصاف به دور است و خلاف شرع مرتکب شده!! چرا که باید مطابق شان او نفقه او را پرداخت نماید و حال که نمی تواند، مطابق شان زن، زندگی او را تامین نماید، در پرداخت نفقه به زن کوتاهی کرده است و این خلاف شرعی است که گفته شد .

اگر قرار شد در عین فقر، زندگی مرفهی برای او تهیه نماید یا باید مکرر قرض کند و خود را به هر دریوزگی بیندازد ، تا زندگی او را اداره نماید ، که این نقض غرض است چرا که او می خواسته با ازدواج به راحتی برسد و این اول ناراحتی است و یا خدایی ناکرده از طرق غیر معمول و مشروع ، ما یحتاج خانه و معاش را تامین نماید که آوردن نان حرام در خانه موجب تباهی زن و فرزند خواهد شد و یا اینکه خانواده زن به کمک او بیاید که این نیز موجب سرافکندگی است و می بینیم بسیاری از زندگی ها گرفتار همین مشکلات شده و پس از چند صباحی نه چندان دراز به جدایی انجامیده است .

و ناهمسانی فرهنگی و نژادی نیز ، چه بسا مشکلات مشابهی را در پی داشته باشد ، که جبران ناپذیر باشد ، البته ناهمسان بودن و کفویت، اینگونه نیست که همیشه موجب کدورت و اختلافات عمیق و در نتیجه جدایی زوجین باشد ، چه بسا زندگی های موفقی که با وجود نا همسانی های بسیار، پایدار و استوار تا آخر مانده و فرزندانی برجسته به جامعه تقدیم کرده است، که این نیز نتیجه فهم بالا و از خود گذشتگی زوجین و خانواده آنان بوده است و این گونه زندگی ها مثال زدنی است و کلیت ندارد و ما در صدد ارائه حکم کلی هستیم که «ناهمسانی در ازدواج موجب بروز معضلات و مشکلات جبران ناپذیر در زندگی زناشویی است» .گرچه عمده شرط همسان بودن به ایمان، دینداری و پاکدامنی افراد در ارتباط است ! یعنی زوجین باید هر دو متدین و با ایمان و پاکدامن باشند و آیه شریفه «الطیبات للطیبین» به همین معنی اشاره دارد .  در عین حال ، همسان بودن در سایر امور نیز اهمیتی ویژه دارد ! پس نباید تفاوت قابل توجهی بین زوج و زوجه در امور مادی ، فرهنگی و... باشد .

این همسان بودن و کفویت در ازدواج، برآمده از قرآن و سخنان درر بار برخی از ارباب عصمت است که ما به بخشی از آن اشاره می کنیم .

در قرآن کریم می خوانیم : «هُنَّ لِباسٌ لَکُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ»  سوره بقره آیه 187 – چنانچه در این آیه تامل نمایید در می یابید، شاید تشبیه همسر به لباس،به این جهت است : همسر مانند لباس انسان را از گزندها حفظ می کند ، به انسان آبرو می بخشد ، موجب راحتی  و زینت بخش انسان است و.... بنابراین ؛ مطلوب است که انسان همسری اختیار کند که از هر جهت موجب زینت او باشد ، نه مانند لباسی که به تن او زار می زند و یا از تنگی موجب آزار اوست و یا از الیافی بافته شده که ظاهری زیبا و باطنی به غایت مندرس دارد و... پس همسری باید برگزید که همسان و  در حد و اندازه انسان باشد، نتیجه آن که همسانی و کفویت همسر، نشانه شایستگی اوست .

در احادیث نیز ، سخن از همسانی و کفویت در ازدواج به وفور به میان آمده است . از پیامبر گرامی نقل شده که فرمودند : انْکِحُوا الاَْکْفاءَ وَ انْکِحُوا مِنْهُمْ وَ اخْتارُوا لِنُطَفِکُمْ یعنی : همسانان در همسری را به ازدواج یکدیگر آورید و با همسانان و کفو خود ازدواج کنید و آنان را برای توسعه نسل خود برگزینید .

به هر سان، انسان باید، نسل و آینده را نیز در نظر داشته باشد و سعی در اصلاح نژاد خود نماید، اگر چنین توجهی نداشته باشد و صرفا ً به دنبال ارضای غریزه باشد، با هر کسی ازدواج و از هر خانواده ای، همسر می گزیند، نتیجه آن می شود که چه بسا، نسلی را به تباهی کشیده، یعنی نیایی که می توانست بهترین باشد، پست ترین می گردد

در روایت دیگری از امام صادق در معنای کفویت آمده است «الْکُفْوُ اَنْ یَکُونَ عَفیفاً وَ عِنْدَهُ یَسارٌ» یعنی :همسان دختر شما در ازدواج، مردی است عفیف که زندگی در کنار او آسان است- که البته این سخن مفاهیم گونه گونی دارد از جمله دارا بودن مرد ، خوش اخلاق بودن و دین داری و ایمان او.

روگرداندن از خواستگار ، به خاطر بی پولی

در عین حال به مردان دختر دار هشدار داده شده که نکند بی سبب، پسری که از هر لحاظ همسان و کفو دختر است و از جهت مالی ضعیف، از همسر دادن به او روی برگردانند . در روایتی از امام باقر نقل شده که فرمودند : «ما مِنْ رُزْءَهء أَشَدَّ عَلی عَبْد اَنْ یَأْتِیَهُ اِبْنُ اَخیهِ فَیَقُولَ زَوِّجْنی فَیَقُولَ لا اَفْعَلُ أَنَا أَغْنی مِنْکَ» یعنی: بدترین مصیبت برای بنده آن است که  جوان متدینی به خواستگاری دختر او رود و او در جواب به او بگوید: من از تو ثروت مندترم و بدین جهت دختر به تو نمی دهم .

شایستگی های ظاهری

بد نیست که انسان در انتخاب، همسر ی را برگزیند که در  درازای زندگی، مایه آرامش او باشد و این آرامش  عمدتاً در کنار اخلاق و منشی نیکو به دست می آید ! اما در عین حال ؛ داشتن ظاهری دلنشین نیز تاثیر زیادی در این آرامش دارد . در روایت، خوشوقتی مرد را در سه چیز برشمرده است که عمده آن داشتن همسری نیکو خصال است که هر دم که مرد او را می نگردد، خوشحال می گردد.

به هر سان، انسان باید، نسل و آینده را نیز در نظر داشته باشد و سعی در اصلاح نژاد خود نماید، اگر چنین توجهی نداشته باشد و صرفا ً به دنبال ارضای غریزه باشد، با هر کسی ازدواج و از هر خانواده ای، همسر می گزیند، نتیجه آن می شود که چه بسا، نسلی را به تباهی کشیده، یعنی نیایی که می توانست بهترین باشد، پست ترین می گردد و انسانهایی که می توانستند  محمود الخصائل باشند ، انسانهایی مکروه الخصائل می شوند . 

سیدمحمد رضا آقامیری

تبیان


برای انتخاب همسر تناسب اخلاقی تان را در نظر بگیرید
ساعت ۱۱:٢٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی: انتخاب همسر ،خواستگاری

تناسب اخلاقی تان را اندازه بگیرید

 


 

قلب

اخـلاق هـرکدام از ما به طور مستقیم در زندگى شخصی و اجتماعیمان موثراست. اما وقتی پای خانواده به میان می آید، این تأثیر به دلیل وجود مسائل عـاطـفـى محسوس‌تر می شود. به عبارت دیگر مـحـیـط خـانـواده بـیـشـتـر بـر مـبناى خصوصیات اخلاقى اعضاى آن شـکـل مـى‌گـیـرد تـا عـوامـل دیـگر.


 

به طور کلی اخلاق به معنای صفات پسندیده مثل صداقت، قناعت، عطوفت و... است که اگر در کسی وجود داشته باشد، او را متخلق می گویند. به تعبیر پیامبر گرامی اسلام همسر بااخلاق بالاترین نعمت پس از اسلام است که نصیب انسان میشود.

البته اخلاق در جریان زندگی قابل تغییر است و این تغییر هم می تواند مثبت باشد و هم منفی. اما نکته مهم در ازدواج این است که تا حد ممکن به خوب و بد شدن اخلاق طرف مقابل در گذر زمان و به خصوص بعد از ازدواج فکر نکنید و با کسی ازدواج کنید که اصول اخلاقی متناسب با شما داشته باشد. بزرگترین اشتباه شما در ازدواج می تواند این باشد که با کسی ازدواج کنید به امید روزی که تشابه اخلاقی پیدا کنید یا اخلاق او به مرور زمان بهتر شود.

 

ما تناسب داریم؟

شاید برایتان سوال باشد که چطور باید بفهمید با همسر آینده تان تناسب اخلاقی دارید یا نه؟

قبل از آن باید بگوییم که اخلاق از دو جهت در ازدواج تاثیر گذار است:

 1) داشتن اخلاق خوب

 2) داشتن تناسب اخلاقی

اخلاق خوب شامل تمام ویژگیهای پسندیده شرع وعقل می شود. پیامبرگرامی اسلام در این باره می فرمایند: «باکسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید و اگر چنین نکنید فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود می آید.»

اما علاوه بر آن باید بدانید که ارزشهای اخلاقی افراد به دلیل اینکه در خانواده هایی متفاوت بزرگ شده اند، متفاوت است. نگاهی به این تمرین بیندازید تا متوجه شوید که تناسب اخلاقی بین شما و طرف مقابلتان وجود دارد یا نه.

ابتدا لازم است ارزشهای اخلاقی یا انسانی را در خودتان بررسی کنید تا بفهمید که جزء افراد خوش اخلاقید یا بد اخلاق؟

در جدول زیرانواع ویژگیهای اخلاقی قید شده است. ویژگیهای اخلاقی خود را پیدا کرده و در ستونهای مربوطه اش بنویسید. بعد سعی کنید صفات بدتان را اصلاح و صفات خوبتان را تقویت کنید.

 

بد زبانی

 

حسادت

بزگواری

زبان درازی

خوش برخوردی

فحش دادن

حق پذیری

نیش زبان

حسن ظن

بی ادبانه

 

فروتنی

وقار

کج خلقی

 راستگویی

  سوءظن

کینه توزی

با محبت

ترس

گذشت

تکبر

صبور

شجاع

دروغگویی

عجول

نرمخویی

لجاجت

خشونت

سنگدلی

 

وفاداری

سخاوت

خسیس

خوش زبانی

 قناعت

هرزگی

حریص

فداکاری

                            

 

صفات بد من                        صفات خوب من

                                                            -----                                       -----

                                                            -----                                       -----

 

بعد از انجام تمرین بالا، حدود صفات اخلاقیتان را مشخص کنید.

 

صفات خوب من

حد مورد پذیرش

 حد قابل تحمل

حد غیرقابل تحمل

محبت

در رابطه با همسرم محبت میکنم و در قبالش محبت میخواهم.

اگر همسرم اغلب اوقات محبت کند من هم محبت میکنم.

محبت میکنم در حالی که فرد مقابل بندرت یا اصلاً جواب نمیدهد.

راستگویی

راست میگویم تا جایی که آشوب نشود.

گاهی حقیقت را نمیگویم

دروغ مصلحتی میگویم

معمولاً دروغ میگویم.

 

حالا پس از انجام تمرین بالا و شناخت کامل خود می توانید فرد مقابلتان را به صورت دقیق بررسی کرده و میزان تناسبتان با یکدیگر را ارزیابی کنید.

 سوال: چگونه می توان به خلق و خوی افراد که یک صفت باطنی است، پی برد؟

برای کشف صفات اخلاقی افراد چند روش وجود دارد:

اخلاق

1) گفتگو و معاشرتاگر دختر و پسر چند جلسه در مورد برنامه زندگی، هدف ازدواج، وظایف زن و شوهر، امیدها و توقعات، مشکلات احتمالی، راه حل های آنها و... با یکدیگر صحبت کنند تا مقدار زیاد میتوانند با اخلاقیات یکدیگر آشنا شوند.

افراد برای آشنایی بیشتر با ویژگیهای اخلاقی فرد مقابلشان حتی میتوانند سوالاتی خاص بپرسند. مثلاً آیا نقطه ضعف اخلاقی در خود سراغ دارید؟

2) تحقیق از نزدیکانراه دیگر شناخت اخلاق فرد مقابل تحقیق از دوستان، همکلاسیها، همسایگان و خویشان اوست. البته درستی این روش مشروط بر این است که از افرادی تحقیق شود که مورد اعتماد، امین و راستگو باشند.

3) بررسی اخلاق خانواده فرد مقابلاخلاق فرزندان تا حد زیادی به اخلاق پدر، مادر و سایر اعضای خانوادهشان شبیه است؛ زیرا پسر ودختر غالباً با اخلاق و رفتار پدر و مادر پرورش مییابند و از آنها سرمشق میگیرند. به همین دلیل بررسی اخلاق خانواده افراد روش مناسب دیگری برای شناخت اخلاق و روحیات آنهاست. 

 

اکرم اشرفی نژاد و پروانه یارمحمدی

بخش کلوب ازدواج تبیان

 


ده سوال مهم خواستگاری
ساعت ٤:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: خواستگاری ،ازدواج ،انتخاب همسر

 

برخی مواقع پرسیدن سوالاتی می‌تواند به شناخت بیشتر از همسر آینده منتهی شود. از این رو به 10 سوال اساسی که به شما در درک بهتر عقاید همسر آیندتان کمک می کند می پردازیم.

این سوالات اطلاعات بسیار مفیدی را در اختیار شما قرار خواهند داد. فقط به یاد داشته باشید که همیشه اولین پاسخی که در مورد هر کدام از این پرسش‌ها می‌شنوید را نپذیرید.

سعی کنید در نتیجه‌گیری نهایی عجله نکرده و تمامی سوالات را مطرح کنید و برای طرح پرسش بعدی شتاب نداشته باشید.

همچنین به خاطر داشته باشید که زنان ذاتاً «استنطاق کننده و کنجکاو» هستند و دوست دارند از مرد آینده خود سوالات شخصی بسیاری را پرسش نموده و همه چیز از زیر زبان او بیرون بکشند.

این موضوع برای مردان خوشایند است آنها دوست دارند همسر آینده شان نسبت به آنها کنجکاو باشند و نه به اندازه اینکه موجب ناراحتی شود پس باید بین زمانیکه فردی نسبت به کسی کنجکاو است و زمانیکه می‌خواهد او را مورد استنطاق و تفتیش قرار دهد تفاوت قائل شد.

نکته مهم دیگری که در روابط بین دو جنس مخالف باید بدانید این است که زنان شنوندگان بسیار بهتری نسبت به مردان هستند خیلی از مردان لازم است مهارت‌های شنیداری خود را تقویت کنند.

به طور کلی باید سوالات معنی‌دار و جالب مطرح نمود که دانستن پاسخ آنها برای شما اهمیت داشته باشند. اکثر زنان از این شکایت دارند که مردان اغلب به جای سوال در مورد علائق و نظرهای آنها در مورد زندگی فقط سخن از خود به میان می‌آورند.

هشدار ؛ با احتیاط عمل کنید هیچ گاه قبل از اینکه خودتان آماده به پاسخ به این سوالها نشدید اقدام به پرسش آنها ننمایید

سوالات:

1- به نظر تو بزرگترین اشتباهی که هر فرد می‌تواند در رابطه خود با همسرش مرتکب شود چیست؟ (پاسخ این سوال اطلاعات زیادی را در مورد اینکه چه چیزهایی باعث ناراحتی و غمگینی او شده و نیز در مورد طرز برخوردش نسبت به مسایل مختلف در اختیار شما قرار خواهد داد.)

2- فکر می‌کنی مردها (زن‌ها) گرایش به بی‌احساسی و سردی زیاد دارند یا محبت و عاطفه زیاد؟

3- معیارهای یک رابطه ایده‌آل به عقیده تو چیست؟

4- مهمترین چیزی که یک مرد (زن) در مورد یک زن (مرد) درک نمی‌کند ولی باید درک کند چیست؟

5- آیا تا به حال قلبت شکسته است؟ (در مورد زنان هر چقدر که او زیباتر باشد احتمال منفی بودن پاسخ بیشتر می‌شود اما بهتر است جواب مثبت باشد چون زنی که دلش شکسته باشد دارای تواضع و فروتنی بیشتری است)

6- هدف تو از ازدواج چیست؟

7- بیشترین هراس تو در ازدواج و شروع رابطه عاطفی به خاطر چیست؟

8- فکر می‌کنی تا به حال یک ارتباط موفق ( با دوستان و یا آشنایان) داشته‌ای؟

9- علت شکست تو (در صورت وجود) چه بوده است؟

10- در مورد شروع یک زندگی تازه چه احساسی داری؟

منبع:برنا


اختلاف سن همسران
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انتخاب همسر ،سن ازدواج ،زوج های موفق

 

فاصله سنی مناسب میان زن و شوهر را می‌توان 2 تا 4سال و در برخی منابع 2 تا 7 سال یا 4 تا 7 سال در نظر گرفت. البته این به آن معنا نیست که اگر یکی دو سال به این سنین افزوده یا از آن کاسته شود، نباید ازدواجی انجام‌گیرد.

شاید بتوان گفت که اگر تمام زمینه‌ها بررسی شده باشد و مشکل خاصی دیده نشود، می‌توان فاصله سنی را به دیده اغماض نگریست ولی در عین حال بهترین و مناسب‌ترین فاصله سنی 2 تا 4 سال است.

 طبیعی است که اگر سایر شرایط، مناسب نباشد، باز هم ازدواج نمی‌تواند موفق باشد. فلسفه وجود چنین تفاوت سنی در این است که: اولا خانم‌ها زودتر به بلوغ عقلی و جسمی می‌رسند و در نتیجه پختگی‌ روانی لازم را زودتر پیدا می‌کنند.

خانم‌ها زودتر به بلوغ جنسی می‌رسند و بهتر است به نیازهای آنها زودتر پاسخ داده شود. از طرف دیگر نیازهای جنسی خانم‌ها نیز زودتر فروکش می‌کند، بنابراین به علت آمادگی زودتر زنان برای ازدواج و بلوغ اجتماعی است که این تفاوت سنی طرح می‌شود.


از دیدگاه دینی و در روایات اسلامی تناسب‌های مختلف در ازدواج تحت عنوان کلی، هم کفو بودن مطرح شده است که یک جنبه آن تناسب سنی است.

کفو هم بودن دو همسر یعنی تناسب، هم‌شانی و هم‌طرازی و در زمینه تناسب سنی یعنی لحاظ منطقی تفاوت سنی در ازدواج. از نظر اسلام ازدواج کردن با تفاوت سنی زیاد، امر نامشروعی نیست و آنچه در سنت پیامبر دیده می‌شود، حکایت از مشروعیت این نوع ازدواج دارد.

کمالات پیامبر(ص) به عنوان انسانی کامل به حدی بود که به خوبی با حضرت خدیجه(س) زندگانی کرد و در آن زندگانی معضلی به خاطر تفاوت سن و سال دیده نمی‌شد و از سوی دیگر خدیجه(س) نیز زنی با کمال و بی‌نظیر بود.

 تمامی ثروت فراوان خود را در راه تبلیغ اسلام صرف کرد و اولین زنی بود که به پیامبر ایمان آورد و فاطمه(س) را برای پیامبر به یادگار گذاشت.

 پیامبر نیز به عنوان همسری باوفا هرگاه که نام خدیجه(س) را می‌شنید، اشک در چشمان مبارکش حلقه می‌زد، به نحوی که اطرافیان آن حضرت، تاثر او را به خوبی حس می‌کردند.

البته در این ازدواج‌ها با این تفاوت سنی فقط کسانی می‌توانند موفق باشند که از رفتار پیامبر(ص) و خدیجه(س) به خوبی پیرونی کنند.


عدم تفاهم ودرک متقابل‌


با افزایش سن، انعطاف آدمی کاهش می‌یابد و همین امر در زندگانی مشترک معضل آفرین می‌شود. در نتیجه محیط امن خانه تبدیل به فضایی ناامن و تحمل ناپذیر می‌شود. به عنوان نمونه،‌ زنی که از همسر خود بزرگ‌تر است با توجه به تجربه بیشتری که دارد ممکن است این احساس در او ایجاد شود که او محق‌تر است و بنابراین دایم امر و نهی ‌کند و کمتر به دیدگاه‌های همسر خود توجه کند. پیامد چنین رفتاری عدم درک مسایل و مواضع یکدیگر، کناره‌گیری مرد از مدیریت خانواده، مطیع صرف همسر شدن و از همه مهم‌تر الگودهی نامناسب برای فرزندان است.

یا مردی با داشتن 20 سال سن بیشتر، طبیعی است که می‌تواند از تجارب بیشتری برخوردار باشد بنابراین این مساله زمینه‌ای فراهم می‌کند که شخص ارزش لازم را به نظرهای فرد کوچک‌تر ندهد یا طرف مقابل‌‌بیش از اندازه احساس کوچکی کند و همیشه در حال اضطراب و تشویش باشد و بالاخره از اداره زندگی درمانده شود.

 


عدم ارضای مناسب غرایز جنسی

یکی از اهداف ازدواج، ارضای غرایز است و این خود می‌تواند عامل موثری در تداوم زندگی خانوادگی باشد. اما در سنین بالا، فرد از لحاظ غریزه جنسی افول می‌کند؛ به نحوی که زوجین نمی‌توانند موجبات رضایت یکدیگر را در روابط زناشویی به نحو مطلوب تامین کنند وهمین امر ممکن است موجبات درگیری را فراهم آورده، محیط خانواده را متشنج کند. این مساله در موارد چشمگیری به بروز افسردگی در زنان جوان می‌انجامد و در برخی از زنانی که خویشتن‌دار و باتقوا نباشند، گرایش به انحرافات و لغزش‌ها دیده می‌شود

و در مردانی که با زنان بزرگ‌تر از خود ازدواج کرده‌اند مرد به علت عدم تمکین مناسب وکافی زن ممکن است به همسر دوم یا ازدواج موقت بیندیشد. وقتی که فاصله سنی بین زن و شوهر زیاد باشد، هریک در دوره‌ای از زندگانی به سر می‌برند که از لحاظ میل جنسی با هم متفاوت هستند.

به‌عنوان مثال، زنی که در دوران جوانی (18 سالگی) به سر می‌برد و همسرش در 35 سالگی است و به مرز میانسالی نزدیک شده است.

در این حالت زوج نمی‌تواند نیاز جنسی همسر خود را به شکل مطلوب ارضا کند. این عدم ارضای جن سی، ممکن است به شکل‌های مختلف همچون نق زدن‌های فراوان، عدم احساس رضایت از زندگی و... در زن جلوه‌گر شود.

 زمانی که مرد ?? ساله با دختری کم سن و سال ازدواج می‌کند پس از گذشت مدت ?? سال، به مرد ?? ساله‌ای تبدیل می‌شود که به‌طور قطع دیگر احساسات و توانایی‌های جنسی قبل را ندارد و این مساله عواقب خوبی در پی‌نخواهد داشت.


پیدا شدن سوءظن
گاهی وجود فاصله‌های سنی زیاد باعث می‌شود که زوجین سوءظن‌هایی نسبت به یکدیگر پیدا کنند و ممکن است حتی نتوانند دلایلی هم برای این گونه افکار ارایه کنند.


امر و نهی به همسر
در چنین خانواده‌هایی فرد بزرگ‌تر به دلیل داشتن تجربه، خود را ملزم می‌داند که مدام به همسر خود امر و نهی کند؛ امر و نهی بیش از حدی که همیشه مبتنی بر حق نیست، بلکه سلیقه نیز در آن سخت مداخله می‌کند تا موجبات ناراحتی همسر را فراهم ‌آورد.
 فرد بزرگ‌تر احساس می‌کند که باید فرد کوچک‌تر را تربیت کند و حال آنکه او انتظار دارد که با همسر زندگی کند، نه آنکه همسر وی نقش پدر و مادر را بر عهده گرفته، به امر و نهی و تربیت وی مبادرت کند. البته زن و شوهر باید برای تکامل و تعالی یکدیگر تلاش کنند و در مواقع ضروری به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند.


امتیازدهی بیش از حد
مشکل دیگر این است که فرد بزرگ‌تر برای اینکه فرد کوچک‌تر را جذب کند و زندگی تداوم یابد، باید مدام به او امتیازاتی بدهد که وی را به دوام زندگی دلگرم کند اما دادن دایم امتیازات همیشه امکان‌پذیرنیست، زیرا گاه دادن این نوع امتیازها برای فرد بزرگ‌تر غیرقابل‌‌تحمل یا غیرممکن می‌شود و به این ترتیب از انگیزه طرف مقابل‌‌برای ادامه زندگی می‌کاهد.
 از سویی طرف کوچک‌تر که از نقطه ضعف همسر خویش اطلاع یافته درصدد اخذ امتیازهای بیشتری برمی‌آید که این امر اختلافات خانواده را تشدید کرده و جو ناامنی را بر خانه حکمفرما می‌کند و به این ترتیب خانواده‌ای نابسامان شکل می‌گیرد که کشمکش‌های ناشی از آن، از ارزش والدین در نزد فرزندان می‌کاهد و در نتیجه تاثیرات تربیتی آنها را نیز کاهش می‌دهد.


افزایش طلاق

معضل دیگری که گاه در خانواده‌هایی که تفاوت سنی زوجین زیاد است دیده می‌شود، مساله عدم تحمل یکدیگر و وقوع طلاق است. تحقیقاتی که روی 2 هزار و 167 پرونده طلاق انجام شده، حاکی از آن است
که یکی از مهم‌ترین دلایل طلاق در میان زوجین، همین تفاوت‌های سنی، به ویژه بزرگ‌تر بودن زن از مرد است؛ زیرا این پدیده، چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اجتماعی، در جامعه ما پذیرفته‌شده نیست.
در برخی موارد، این ازدواج‌ها ممکن است به طلاق منجر نشود ولی همواره با پشیمانی همراه است؛ زیرا مشکلات ناشی از این نوع ازدواج‌ها به قدری زیاد و غیرقابل‌‌تحمل است که در اکثر موارد موجبات پشیمانی را فراهم می‌کندو زندگی‌ای سراسر مشاجره و دعوا به وجود می‌آورد که گاهی تاثیرات آن روی زوجین و به ویژه روی فرزندان آنها کمتر از طلاق نیست. این حالت ممکن است امکان بزهکاری و جرم‌زایی در فرزندان را نیز افزایش دهد.


چهار نکته کلیدی

1 اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه‌ها، سرگرمی‌ها، طرز نگرش و بینش و انرژی‌های روانی با هم تفاوت اساسی داشته باشد. به عنوان نمونه ازدواج دختر ?? ساله‌ای را با پسر?? ساله در نظر بگیرید.

در حالی که دختر در آغاز راه هیجانات، علاقه‌مند به شطینت‌های نوجوانی و جست و خیز و وقت گذرانی با دوستان، میهمانی و …. است، مرد، کار و تفکر و مطالعه، فیلم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می‌پسندد. همچنین دیدگاه مرد توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیت‌های نو و بدیع.


2 بهترین و معمولی‌ترین وضعیت ازدواج این است که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد یا حداقل مساوی باشند. این به خاطر آن است که مدت باروری در خانم‌ها محدود بوده و در آقایان نامحدود است و ضمنا قدرت باروری خانم‌ها زودتر از آقایان شروع می‌شود.

همچنین نیاز است که آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند که این به زمان بیشتری نیاز دارد.


3 فرد مورد نظر شما در کل، باید معدل قابل‌‌قبولی در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. به عنوان نمونه، دختری که همسن با پسری است اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، معدل خوبی برای ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد
 ولی اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ?? سال از پسر بزرگ‌تر باشد، با وجود اینکه معدل بالایی دارد ولی در یک معیار اساسی رد می‌شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می‌شود.


4 باید از طریق رسانه‌های گروهی، کلینیک‌های مشاوره ازدواج یا خانواده به دختران و پسرانی که قصد ازدواج دارند، آموزش داد که فاصله سنی بین آنها حداقل 2 سال و حداکثر 7 سال باشد

 و این مساله‌ای است که باید موقع راهنمایی قبل از ازدواج برای آنها تشریح کرد تا دریابند که با فاصله سنی کمتر، مشکلات کمتری خواهند داشت، مشروط بر اینکه به سایر جنبه‌های لازم برای ازدواج موفق نیز توجه کافی مبذول دارند.


منبع: هفته نامه سلامت


چه خانمهایی مناسب ازدواج نیستند؟
ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انتخاب همسر

در این مقاله می‌خواهیم شما را با خانمهایی آشنا کنیم که شاید در ظاهر مجذوب و ایده ال باشند اما به هیچ وجه ازدواج با آنان را به آقایان محترم پیشنهاد نمی کنیم. 

1- خانم‌های فمینیست

این دست از خانم‌ها تصور می‌کنند که تمام ناخوشی‌های زندگی از مردها نشئت می‌گیرد. آنها تصور می‌کنند که وجود خانم‌ها، فرشته وار است و می‌توانند تمام دنیا را عوض کنند، البته فقط در صورتیکه معضل "مردسالاری" از جلوی پای آنها برداشته شود. رفتار این مدل خانم‌ها با آقایون اصلا مناسب و قابل قبول نمی باشد." بهتر است در هر شرایطی از آنها دوری کنید.

 2- خانم‌های پولکی

خیلی ساده و راحت بگوییم آنها تنها به خاطر پول با شما ازدواج می‌کنند و از آقایون انتظار دارند که تمام هزینه‌های غیر ضروری زندگی آنها را برآورده سازند، او هیچ چیز نیست جز یک انسان مادی. فکر می‌کند که تمام وجودش از طلا درست شده است. او فقط به فکر بر آورده کردن نیازهای خودش است و برای دیگران هیچ اهمیتی قائل نیست. و بهتر است که حواس خود را جمع کنید، چراکه عده بسیاری از دخترهای جوان جزء این گروه قرار دارند. خانم‌های مغرور افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می‌کنند و فقط به خودشان اهمیت می‌دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. او می‌خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می‌خواهد، انجام دهد و هر کجا که می‌خواهد، برود 

3- خانم‌های رمانتیک

این نوع خانم‌ها زندگی خود را بر طبق فیلم‌های عاشقانه و کتاب‌های رمان سپری می‌کنند. و در عین حال در انتظار شاهزاده ای هستند که با اسب سفیدش از میان آسمان به زمین فرود آید و او را سوار بر اسب سفیدش کرده ، به جایی ببرد که هیچ مشکلی وجود نداشته باشد، تا بتوانند به خوبی زندگی کنند. آنها دخترهایی هستند که توسط پدر و مادرها و خانواده‌هایشان نازپرورده بار آمده اند و چیزی از واقعیات زندگی نمی دانند. او انتظار دارد کسی تمام مدت از او مراقبت و نگهداری کند، تا مبادا او خواب بدی ببیند و بترسد. فرار کنید!

  4- خانم‌های بدگمان

این خانم‌ها تمام خصوصیات منفی افراد رمانتیک را با خود به همراه دارند. و همیشه جزء "زخم خوردگان" اجتماعند. افراد احساساتی که از ازدواج گذشته خود شکست خورده و به طور ناخودآگاه از ازدواج مجدد واهمه دارند. ارتباط شما با این افراد به جایی راه نمی برد، چرا که آنها در ابتدا علاقه فراوانی از خود نسبت به شما نشان می‌دهند، اما پس از چندی اثری از آن باقی نخواهد ماند. شما همیشه در رابطه خود با او سردر گم هستید. تنها چیزی که تحویل شما می‌دهد یک مشت معذرت خواهی بیهوده است. هیچ وقت به اندازه کافی برای شما زمان ندارد؛ پس بهتر است با چنین زنی ازدواج نکنید.

 5- خانم‌های عصبانی

مثل خانم‌های فمینیست خانم‌های عصبانی نیز دل خوشی از مردها ندارند. آنها به مردها اهانت می‌کنند، و می‌توانند بدی‌ها و خطاهای تمام مردان را به سادگی به خاطر بیاورند. برای خانم عصبانی چیزی به عنوان "مرد خوب" وجود ندارد. خون آنها از دست مردها به جوش می‌آید و در هر لحظه می‌توانند مانند یک کوه آتشفشان منفجر شوند. ازدواج با این نوع خانم‌ها مساوی است با ورود به تراژدی و داد و فریاد ، پس بهتر است عقب بایستید!

  6- خانم‌های نامطمئن

در نگاه اول چنین خانم‌هایی خیلی خوب جلوه می‌کنند؛ با شما به مهربانی رفتار می‌کنند و خوش مشرب هستند. اما چیزی نمی گذرد که ترس‌های درونی آنها پدیدار می‌شوند. روزی چند مرتبه به شما تلفن میزند. او می‌خواهد مطمئن شود که به اندازه کافی جذاب و پذیرفتنی است؛ او محتاج و نیازمند است و همواره با این ترس زندگی می‌کند که مبادا در نظر همسرش مثبت نباشند

7- خانم‌های مغرور

اخلاق این خانم‌ها واقعا عجیب و غریب است. آنها افراد نا مطبوعی هستند که به دیگران با چشم حقارت نگاه می‌کنند و فقط به خودشان اهمیت می‌دهند و اصلا مهم نیست که قلب دیگران را بشکنند و آنها را آزرده خاطر سازند. او می‌خواهد که همیشه مرکز توجه قرار گیرد و هر کاری که می‌خواهد، انجام دهد و هر کجا که می‌خواهد، برود. او خود خواه و خود محور است. شیفته خودش می‌باشد و به عنوان "دختر کوچولوی بابایی" بزرگ شده، و انتظار همان توجهات را از شما دارد. بیشتر آنها به فکر پول و مال و منال نیز هستند. درست مثل خانم‌های پولکی. آنها معمولا خوش قیافه و خوش لباس هستند و به راحتی با اخمی که در چهره دارند قابل شناسایی می‌باشند. لذا باید تا آنجا که می‌توانید خود را از آنها دور نگاه دارید. 

8- خانم‌های قدرت طلب

آنها انسان‌هایی هستند که می‌خواهند قدرت کنترل تمام امور زندگی شما را به دست گیرند. آنها به شما می‌گویند چه لباسی بپوشید، کجا بروید، با چه کسی صحبت کنید، و خلاصه همه چیز... و اگر بخواهید در مقابل عقاید آنها از خود مقاومت نشان دهید، اخم‌هایشان در هم فرو می‌رود، و چاره دیگری جز سر فرود آوردن در مقابل خواست‌هایشان را برایتان باقی نخواهند گذاشت.

 ما به شما اخطار دادیم!

اینها بدترین نمونه‌ها بودند. مطمئنا خانم‌های خوبی هم هستند. اما بهتر است که همیشه مراقب خانم‌هایی که در لیست بالا به شما معرفی کردیم باشید.

منبع:tebyan.net

 


10 محور مهم در گفت‌وگوهای پیش از ازدواج
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انتخاب همسر ،خواستگاری

10 محور مهم در گفت‌وگوهای پیش از ازدواج

بیشتر مشاجره‌های لفظی میان زن و شوهرها از حرف‌هایی که میان آن‌ها رد و بدل می‌شود، برمی‌خیزد؛ حرف‌هایی که یا نشان‌دهنده‌ی اختلاف نظر درباره‌ی عقاید و سلایق آن‌هاست یا قرار است منجر به یک تصمیم مشترک برای یکی از امور زندگی شود. اما چرا این اختلافات در دوران آشنایی پیش از ازدواج مجال بروز پیدا نمی‌کنند؟

دلیل اول آن است که تا زمانی که دو نفر زیر یک سقف نروند و زندگی مشترکشان را شروع نکنند، کمتر ممکن است حرف‌هایی از این دست پیش بیاید و دلیل دیگر آن‌که اگر هم پیش بیاید، رودربایستی‌ها و ملاحظات باعث می‌شود، طرفین حرف خود را فروبخورند.

پس اگر دختر و پسر در دوران آشنایی پیش از ازدواج در چنین مواردی حرفی پیش بکشند و بدون خودسانسوری و واقع‌بینانه نظر خود را بگویند و نظر طرف مقابل را بشنوند، می‌توانند دوران زناشویی بهتری را برای خود متصور باشند.

دقت کنید که هیچ‌یک از محورهای پیشنهادی گفت‌وگو که در ادامه می‌خوانید، برای ارزش‌گذاری رفتار شما یا طرف مقابلتان نیست؛ هدف، تنها روشن شدن تفاوت‌ها است. تفاوت‌هایی که اغلب یکی از این سه حالت را دارند: مفید و مکمل هم، قابل اغماض و مدیریت، غیرقابل اغماض و مدیریت‌.

محاسن خانواده‌ها؛ محور اول

هر یک از طرفین، ابتدا از نظر خود، محاسن خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده‌ است، برشمرده و سپس به طرف مقابل فرصت دهد تا بگوید آیا او هم مواردی را که به‌عنوان ارزش‌ها و محاسن خانواده‌ی همسر آینده‌اش شنیده است، «ارزش» و «حُسن» می‌داند؟

نکته: ممکن است رفتاری که شما همیشه به‌عنوان یکی از خوبی‌های خانواده و اقوام خود می‌پنداشته‌اید، در نظر همسر آینده‌تان، یک رفتار ناپسند یا مشکل‌ساز تلقی شود.

معایب خانواده‌ها؛ محور دوم

هریک از طرفین، ابتدا باید بر اساس معیارهای عرفی جامعه، معایب خانواده‌ای را که در آن بزرگ شده است، برشمرده و بگوید که آیا این معایب در زندگی شخصی و مشترک با همسر آینده‌اش مشکل‌ساز خواهد بود یا نه؟ (اگر مشکل‌ساز خواهد بود، تا چه اندازه؟)

همچنین صادقانه بگوید که افکار و رفتار خودش نیز تحت تأثیر این خلقیات غلط خانوادگی هست یا نه؟ (اگر تحت تأثیر است، تا چه اندازه؟)

سپس طرف مقابل بدون تعارف و رودربایستی باید بگوید که آیا می‌تواند با چنین روحیاتی کنار بیاید یا نه؟

زمان بچه‌دار شدن؛ محور سوم

هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی زمان بچه‌دار شدن بگوید.

ممکن است شما معتقد باشید بلافاصله پس از ازدواج باید بچه‌دار شد. این عقیده تنها مختص به کسانی که دیر ازدواج می‌کنند و نگران فاصله‌ی سنی خود و فرزندشان هستند نیست، بل‌که کسانی هم هستند که معتقدند با زود آمدن بچه، زن و شوهر بیشتر وابسته‌ی هم می‌شوند و رفتارهای کودکانه‌ی خود را زودتر کنار می‌گذارند.

در این میان عده‌ای هم معتقدند همین‌طور که زندگی سر و سامان می‌گیرد، بچه‌ی زودآمده هم از آب و گل در می‌آید و همه‌ی دردسرهای اول زندگی با هم تمام می‌شود.

اما شاید طرف مقابل شما از آن‌هایی باشد که معتقدند چند سال اول زندگی را باید در غیاب بچه خوش بود و گشت و گذار کرد یا از آن‌هایی که عقیده دارند تا رفاه کامل برقرار نشود، نباید بچه‌دار شد. پس در این موارد به صراحت صحبت کنید.

تعداد بچه‌ها؛ محور چهارم

هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی تعداد بچه‌ها بگوید.

ممکن است شما معتقد به تک‌فرزندی باشید و معتقد باشید یک ده آباد بهتر از صد شهر خراب است و یا اصلا حوصله‌ی بیش از یک بچه را نداشته باشید.

شاید هم برعکس؛ عقیده داشته باشید که بچه‌ی یکی‌یک‌ دانه، خل و دیوانه می‌شود و بچه باید هم‌بازی داشته باشد و یا بیش از یکی باشد تا در سنین بالاتر تنهایی شما را بیش‌تر پر کند.

حالت دیگر این است که شما معتقد به جوری جنس باشید؛ یعنی بگویید بچه‌دار شدن را باید حتی‌الامکان تا وقتی هم که فرزند پسر داشت و هم فرزند دختر ادامه داد.

پس عقیده‌ی ‌خود را ـ هرچه که هست ـ در این مورد پنهان نکنید.

تربیت بچه‌ها؛ محور پنجم

هریک از طرفین باید نظر خود را درباره‌ی نحوه‌ی تربیت بچه‌ها بگویند.

ممکن است شما معتقد باشید که هنوز هم روش‌های سنتی تربیت و سخت‌گیری به بچه از همان سنین طفولیت، مطمئن‌ترین راه برای حفظ او در مسیر صحیح رشد فکری است.

شاید هم معتقد به روش‌های نوین تربیتی باشید و یادگیری روش درست تربیت بچه را مستلزم مطالعه‌ی کتاب‌های روان‌شناسی تربیت بدانید.

کسانی هم هستند که می‌گویند باید کتاب‌های تربیتی را خواند اما این روش‌ها را با در نظر گرفتن واقعیات و شرایط فرهنگی جامعه به‌کار بست.

در هرحال فراموش نکنید که در بحث تربیت، جدال سخت‌گیران و آسان‌گیران و نیز نبرد سنت و مدرنیزم یکی از زمینه‌های بروز اختلاف است.

دایره‌ی همدلی و پایبندی؛ محور ششم

همدلی و پایبندی برای هرکس تعریف خاص خود را دارد.

ممکن است شما نوع برخورد یا نوع پوشش همسرتان در محافل خانوادگی یا عمومی را نشان‌دهنده‌ی میزان پایبندی او به زندگی مشترکتان بدانید.

یا ممکن است شما به همسرتان اعتماد کامل داشته باشید، اما باز هم به‌خاطر ناپسند شمردن رفتارهای برخی اشخاص دیگر ـ اعم از مرد و زن و فامیل و غیرفامیل ـ متوقع همدلی و همکاری او در محدود کردن ارتباطات‌ خود با آن‌ها باشید.

این هم ممکن است که شما نگران گذشته‌ی نامزدتان باشید.‌

اما درهرحال دو چیز را از یاد مبرید:

اول این‌که؛ هرگز نمی‌توانید متوقع قطع ارتباط همسرتان با والدینش باشید.

دوم این‌که؛ از ماجراهای گذشته‌ی خود، آن‌چه را که ممکن است در آینده برای زندگی مشترکتان مشکل‌ساز شود، ناگفته نگذارید و متقابلا به نامزدتان نیز این را یادآور شوید، اما در گذشته‌ی یکدیگر بیش از این جست‌وجو نکنید.

خرج کردن؛ محور هفتم

از نظر شما چه هزینه‌هایی خرج لازم و چه هزینه‌هایی خرج زائد هستند؟

ممکن است کاری که شما به حساب صرفه‌جویی خود می‌گذارید، همسر آینده‌ی شما به پای خساست شما بگذارد.

در اطراف خود، چه کسی را ولخرج، چه کسی را خسیس و چه کسی را مدبر می‌دانید؟ نمونه‌هایی از ولخرجی، خساست و تدبیر آن‌ها را مثال بزنید.

مثلا ممکن است شما هدایا و کادوهای متقابل مناسبتی را باعث افزایش محبت بین اعضای خانواده یا اقوام بدانید و ممکن است آن را نوعی ولخرجی و عرصه‌ای برای بروز چشم و هم‌چشمی‌ها تلقی کنید.

شاید هم نفس عمل را ستایش کنید اما معتقد باشید که باید در هر مورد، فراخور حال عمل کرد.

یا ممکن است صرف ناهار و شام را در بیرون از منزل، یک تفریح خوب یا یک ولخرجی بی‌مورد به حساب آورید.

نظرتان در مورد خرج کردن برای سرگرمی‌هایی مثل مسافرت، شهربازی، سینما، تآتر، گالری‌های هنری و کنسرت‌های موسیقی یا میهمانی دادن چیست؟

پیشرفت مالی؛ محور هشتم

آیا شما فکر می‌کنید که طی هر یک‌ سال باید پیشرفت‌های مهمی در زندگی‌تان محقق شود یا در عرض کمتر از یک ‌سال؟

آیا شما فقط خودتان را به عنوان مدیر برنامه‌های کاری و مالی خود قبول دارید یا همسرتان را نیز به ‌عنوان کسی که از مسائل کاری و مالی شما خبر دارد، مشاور و حتی مدیر خوبی برای برنامه‌های‌تان می‌دانید؟

به عنوان مثال؛ آیا شما فکر می‌کنید فعلا بیش از این نمی‌توان برای تغییر شرایط مالی و ارتقای وضعیت شغلی کاری کرد یا معتقدید که دو فکر بهتر از یک فکر جواب می‌دهد و همفکری با همسرتان در این مورد، می‌تواند منشاء تحول باشد؟

آیا شما معتقدید که زن نیز باید در این مسیر با شوهر خود همراه شود و بیرون از خانه شغلی داشته باشد؟

نهایت پیشرفت برای شما چیست؟ تصاحب یک خانه‌ی مناسب و یک اتومبیل؟ تصاحب یک خانه مجلل در بالای شهر و یک اتومبیل مدل‌بالا و یک ویلا در منطقه‌ای خوش‌ آب و هوا؟ یا...؟

اوقات فراغت و امور منزل؛ محور نهم

به نظر شما ایام تعطیل و اوقات فراغت برای چه کاری است؟

امور منزل و کارهای عقب‌افتاده؟ استراحت؟ تفریح؟ مطالعه؟ اهمیت هرکدام از این موارد برای شما چه‌قدر است؟ بیشتر اهل کدام‌یک از این کارها هستید؟

آیا حاضرید وقتی که نیاز به استراحت ندارید، بدون دلخوری از سر رفتن حوصله‌تان، فرصت استراحت به همسرتان بدهید؟

به نظر شما همکاری شوهر در انجام امور منزل ـ جمع ‌و جور، رُفت ‌و روب، شست ‌و شو، آشپزی، خرید مایحتاج روزانه، امور بچه‌ها و... ـ تا چه‌‌ اندازه باید باشد؟ برای روشن شدن این میزان، درصد بگویید.

چه کارهایی برای اوقات فراغت روزانه و چه کارهایی برای ایام تعطیل مناسب‌اند؟

تماشای فیلم را در منزل ترجیح می‌دهید یا سینما؟

مطالعه را مفید می‌دانید یا ضروری؟

چه‌قدر میهمانی رفتن یا میهمانی دادن را دوست دارید؟

دوست دارید چه‌مقدار از اوقات فراغت خود را دو نفری و چه‌مقدار از آن را در جمع دوستان و آشنایان بگذرانید؟

چه‌قدر اهل سفر هستید و چه‌ گونه مسافرتی را دوست دارید؟

آیا قدم زدن در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر را دوست دارید؟

آیا...؟

صمیمیت و احترام؛ محور دهم

دایره‌ی پرهیز از توهین و حفظ احترام طرفین در هنگام بروز اختلافات و مشاجره‌های لفظی را چه‌گونه ترسیم می‌کنید؟

آیا درصورت بروز مشاجره‌ با یک شخص، معمولا آن را محدود به موضوع مورد اختلافتان با او می‌کنید، یا کل شخصیت و کل رابطه‌ای را که با او دارید، زیر سوال می‌برید؟

ابراز علاقه، عشق و محبتِ همسرتان به شما باید چه‌گونه باشد؟ با حرف‌های محبت‌آمیز؟ با دادن هدیه؟ با کمک در انجام کارهای شخصی شما؟ با ناز و نوازش و رفتارهای زناشویی؟

روانشناسان- آموزش روانشناسی و بهداشت

_______________________________________________________


طالع بینی ازدواج(متولد چه ماهی با چه ماهی ازدواج کنه؟)
ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: ازدواج ،انتخاب همسر ،خانواده ایده آل

 

پیوند زناشویی فروردین با سایر ماه ها
-------------------------------------------------
فروردین با فروردین : ( خوب ) سازگاری مثبت واقع بینی و آگاهی به صفات مثبت یکدیگر


فروردین با اردیبهشت: (متوسط) خودپسندی و میل به حاکمیت از ویژگی های مشترکشان می باش
د


فروردین با خرداد : (بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش


فروردین با تیر : ( متوسط ) برون گرا ایده آلیست امکان مشکل وجود دارد


فروردین با مرداد : (خوب ) پیوند موفقی خواهد بود چون هماهنگی وجود دارد


فروردین با شهریور : ( بد ) یکی پاک سرشت و انسان دوست دیگری جسور و جاه طلب


فروردین با مهر : ( بسیار خوب ) افرادی منصف و معتقد به تساوی حقوق زن و مرد


فروردین با آبان : ( بد ) آزادیخواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا


فروردین با آذر : ( عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است


فروردین با دی : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند مرموز و محافظه کار می باشند


فروردین با بهمن : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند


فروردین با اسفند : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد

منبع:اینترنت

 


تا ثیر ازدواج و همسر گزینی در مردان و پسران جوان
ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی: انتخاب همسر

تأهل، در مورد همه ی ابنای بشر ماهیتی سرشتی دارد و غالب وجود آن عالمگیر میباشد. لذا تفاوت فرهنگها موجب دگرگونیهای اساسی در قواعد آن نمیشود! مطالبی که در ذیل می آید بر اساس تحقیقاتی است که استیون ناک ( Steven I.nox ) استاد جامعه‌شناسی دانشگاه ویرجینیا، پیرامون “علل و پیامدهای تغییرات در خانواده آمریکایی” انجام داده است.

بر همین اساس باید در ابتدا ذکر شود که عواملی که در “نفع بیشتر مردان از ازدواج ” مطرح میشود، عواملی جامع و مانع برای جامعه ی ایرانی نیست و با توجه به اعتقادات مسلمین در باب ازدواج باید تاکید کرد که نفع طرفین از ازدواج خیلی بیشتر از مطالب عنوان شده است….

با توجه به تحقیقات افراد متأهّل عموما افراد سالم تری هستند و عمر طولانی تری دارند و از سلامت عقلانی و نفسانی بیشتری برخوردارند، شاد‌ترند و در آمد بیشتری دارند.

هر چند ازدواج تاثیرات مثبتی را در هر دو جنس باعث میشود اما ذی نفع اصلی آن مردان میباشند. مردان در تمام اموری که ازدواج در آنها تاثیر دارد، منفعت بیشتری بدست می آورند و انتفاع زنان از ازدواج در صورتی حاصل میشود که یک رابطه ی زناشویی مطلوب و کانونی گرم و صمیمی ایجاد شود. در حالیکه به نظر میرسد مردان کمتر تحت تاثیر کیفیت زندگی مشترک خود قرار میگیرند و بطور ساده و اولیه به محض تأهل از مزایای آن بهره مند میشوند، به عبارت دیگر نفس عمل ازدواج باعث بهبود زندگی مردان میشود، اما بهبود زندگی زنان تحت تأثیر کیفیت زندگی زناشویی خواهد بود.

ازدواج و تشکیل زندگی مشترک در واقع تشکیل یک کانون اجتماعی است. این بدان معنی است که همراه با مفهوم ازدواج یکسری انتظارات وابسته به فرهنگ نیز وجود دارد و بدینگونه مردان با این اقدام کاری بیش از شروع یک زندگی ساده با یک زن را آغاز میکنند و در واقع با این عمل خود را به مجموعه ای از قوانین قرار دادی و انتظارات متصل میسازند. او در مقام همسر و پدر مورد انتظارات دیگران قرار میگیرد و از دیدگاه سایرین باید رفتاری متفاوت از زمان تجرد داشته باشد.
ازدواج بیش از ارتباط بین دو شریک جنسی را پدید می آورد و ارتباطی است که مفاهیم آن از باورهای فرهنگی نشات گرفته، با ازدواج زوجین تعهداتی را پذیرا میشوند از جمله وفا‌داری، غمخواری، تحمل
زوج‌هایی که برای طولانی مدت تنها رابطه ی همزیستی داشته‌اند از جنبه های قابل پیش بینی بسیاری از زوج‌هایی که به ازدواج یکدیگر در آمده اند متفاوتند. اینگونه زوجها توسط تمایلات جنسی به یکدیگر وابسته هستند و روابط اخلاقی دیگر در آن ها بسیار کم است، آزادی بیشتری نسبت به افراد متاهل دارند و قانون تعیین کننده ای برای اینگونه روابط وجود ندارد، شانس بیشتر طلاق و رضایت‌مندی کمتر از روابط جنسی از معایب این نوع زندگی است و طرفین حداقل تعهد را نسبت به یکدیگر دارند.
مفهوم ازدواج در جامعه امریکا بدین معنی است:
۱- شخص انتخابی آزاد دارد که بر پایه ی عشق است ۲- بلوغ و استقلال نیاز مسلم اقدام به ازدواج است ۳- ازدواج ارتباط بین دو جنس مخالف است ۴- در زندگی مشترک مرد تامین کننده اصلی معاش است و او رئیس است ۵- وفا‌داری جنسی و تک همسری انتظارات یک ازدواج است ۶- ازدواج بطور طبیعی با تولد فرزندان همراه است.
و ماهیت مردانگی در ازدواج هم یعنی: مرد پدر فرزندانی است که از همسرش متولد میشود / تامین معاش زن و فرزندان بر گردن اوست / حافظ و محافظت کننده ی خانواده است.

بر این اساس اگر مرد از محافظت یا تامین معاش سر باز زند، نه تنها همسری نا‌شایست تلقی میگردد، بلکه به نوعی کمتر از یک مرد کامل محسوب میگردد. در یک زندگی مشترک مرد آنگونه رفتار میکند که به حسب فرهنگ مطابق با هویت مردانگی‌اش باشد. موضوع اصلی در مورد ازدواج در زندگی مردان عبارتست از اینکه ازدواج به دلیل آنکه موقعیتی جهت تکامل و حفظ ماهیت مردانگی میباشد باعث ایجاد تغییراتی در مردان میگردد.

حقیقت آشکار آنست که غالب مردان و زنان، زندگی مشترک خود را به گونه ای طراحی میکنند که نسبت به کلیات ازدواج اصولی تطابق زیادی داشته باشد. و ازدواج اصولی تنها راهی است که همسران ف مرد، میتوانند به یک مرد کامل تبدیل شوند. هنگامیکه قضیه اساسی مفهوم گردید، درک علت اثرات مثبت ازدواج در مردان بسیار آسانتر خواهد بود.

هویت مردانگی موقتی است و می بایست در دوران پس از بلوغ مستمراً و فعالانه حفظ گردد که این امر بوسیله ی یک ازدواج اصولی امکان پذیر میشود و یک مرد هویت مردانگی خود را طی زندگی مشترک حفظ کرده، توسعه میدهد و به نحوی آن را ابراز میکند. نقش تکامل و بلوغی که یک مرد به عنوان همسر ایفا میکند هسته ی اصلی هویت مردانگی وی قرار میگیرد و این موضوع راهنمای اصلی در علت ثمر بخش بودن ازدواج در زندگی مردان است.

مردان متاهل بیش از مردان مجرد در زمینه فعالیتهای اجتماعی و معقول درگیر میشوند و پاداش چنین فعالیتهایی به صورت شاءن و اعتبار یا مادیات به ایشان برمیگردد. مردان متاهل تابعیت خود از روابط غیر رسمی یا دوستانه را با شرکت در روابط مبتنی بر نقشهای اصولی جایگزین میکنند و در واقع به این طریق اجتماعات خصوصی خود را تغییر میدهند، آنها در اجتماع بر نقشهایی تاکید میکنند که جزئی از کانونهای اجتماعی هستند مثل نقشهای مذهبی و اقتصادی.

“Card gillian” نیز در تحقیق خود در مورد مردان متاهل میگوید: مردان متاهل در مواد و نوع و سطح، روابط خود را بر اساس میزان نیل به اهداف تنظیم میکنند و طبیعتاً موفقیت و شکست آنها تعیین کننده خواهد بود. بر خلاف وابستگی به دیگران، اینگونه موفقیتهای شخصی خصوصیات مردانگی را تحکیم می بخشد

به همین نسبت ازدواج تاثیرات مثبت خود بر دختران جوان و زنان مجرد را خواهد داشت .

نقل از سایت http://www.egolestan.com

)از نشریه موازی، زهرا علوی

 

 


باورهای منطقی در مورد انتخاب همسر
ساعت ۸:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انتخاب همسر

       

فرآیند انتخاب همسر برای هر فرد بالغ و مجرد، مرحله ای بسیار مهم و اغلب دشوار محسوب می‌شود. شاید کمتر انتخاب دیگری ممکن است تا این اندازه در طول زندگی زوج‌ها مرکز توجه و بسیار با اهمیت تلقی گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ی دروان معاشقه (نامزدی) افراد جوان اغلب بی ملاحظه می‌شوند و مشکلات اساسی را در ازدواج نادیده می‌گیرند و یا این که آنها را بررسی نمی‌کنند. علاوه بر این نگرش‌ها و عقاید خاصی در جامعه‌ی ما رواج یافته است که موجب نا امیدی و نارضایتی در فرآیند انتخاب همسر می‌گردند. در این میان برخی از عقاید و باورها در فرآیند ازدواج و انتخاب همسر غیرمنطقی و محدود کننده به نظر می‌رسند.
باورها و یا عقاید غیرمنطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر که به عنوان باورهای شخصی تعریف شده‌اند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر برای ازدواج را محدود می‌کنند.
ب - تلاش برای پیدا کردن فرد مناسب برای ازدواج را دچار افراط و یا تفریط می‌کنند.
ج - از بررسی اندیشمندانه‌ی توانایی‌ها و ضعف‌های بین فردی و شناختن فاکتورهای قبل از ازدواج که در موفقیت ازدواج مؤثر هستند، جلوگیری می‌کنند.
د- مشکلات و موانع انتخاب همسر را تداوم می‌بخشند و گزینه‌های بعدی برای حل مشکلات را به حداقل می‌رسانند.
به عنوان مثال یکی از این عقاید محدود کننده می‌تواند اینگونه باشد که زوج‌ها با این اعتقاد وارد زندگی شوند که تنها عشقشان نسبت به یکدیگر برای غلبه کردن بر تمام مشکلات کافی است.
نگرش‌ها و طرز تفکر منطقی و غیرمنطقی افراد درباره فرایند انتخاب همسر به هنگام ازدواج یکی از فاکتورهای بسیار مهمی‌ است که می‌تواند ازدواج را با موفقیت یا شکست مواجه نمایند.
آگاه بودن افراد درباره‌ی نگرش‌ها و طرز تفکر و عقیده‌ی خودشان درباره‌ی انتخاب همسر و در پیش گرفتن نگرشی منطقی و واقع‌بینانه می‌تواند در داشتن ازدواجی موفق آنها نقش بسزایی داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه ای از شناخت‌ها ، باورها، عقاید و واقعیت‌ها (دانسته‌ها) است که حاوی ارزشیابی‌های مثبت و منفی (احساسات) باشد.
 
نُه باور غیر منطقی (محدود کننده) درباره انتخاب همسر
موضوعی که به طور وسیع در پیشینه‌ی تجربی که در زمینه‌ی انتخاب همسر نادیده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثیر باورهای شخصی در فرایند انتخاب همسر می‌باشد. از بررسی  سوابق موجود در زمینه‌ی نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غیر منطقی که افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بیان کرده است.
 
1 -   اعتقاد به اینکه من فقط می‌توانم عاشق یک نفر باشم.
 شخصی که دارای این عقیده است گمان می‌کند که تنها یک نفر در دنیا برای ازدواج با او مناسب است. این تفکر بسیار شبیه این عقیده است که ما جایی در دنیا همزاد و یا نیمه‌ی دومی ‌داریم که با ازدواج با او همه چیز به تکامل می‌رسد.
این افکار غالباً غیرمنطقی هستند، چرا که باید به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه این دیدگاه به سرانجام می‌رسد روشن نیست. همچنین شاید این عقیده دعوت به انتظار غیر فعالی باشد برای رسیدن به دقیقه اعجاز برانگیزی که چشم‌انداز یک ازدواج خوب را نوید می‌دهد.
 
2 - همسر کامل
اعتقاد به تفکر که «تا زمانی که فردی کامل برای زندگی پیدا نکنم، نباید ازدواج کنم». کسی که این اعتقاد را داشته باشد شاید برای تصمیم گرفتن برای ازدواج دچار محدودیت شود چرا که هیچ فردی کامل نیست و شاید برای پیدا کردن چنین فردی باید زمانی طولانی صرف شود.
 
3 - تکامل خود
کسی که اینگونه فکر می‌کند و می‌گوید:«تا زمانی که نتوانم به خودم به عنوان یک همسر اعتماد کنم، نباید ازدواج کنم».
این اعتقاد نیز محدود کننده و غیر منطقی است از آن جهت که هیچ کس کامل نیست و احساس کامل بودن به عنوان یک همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگی برای ازدواج ضروریست، اما شاید اشخاصی را برای تصمیم گیری درباره ازدواج دچار اضطراب کند.
 
4 - ارتباط کامل
 صاحب این عقیده این چنین می‌اندیشد:«ما باید قبل از ازدواج ثابت کنیم که ارتباط مؤثری خواهیم داشت».
توجه به فاکتورهای پیش بینی کننده‌ی پیش از ازدواج بسیار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌های حل مشکل و تشابه و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با این وجود ، از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان اینگونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نمی‌باشد.
 
5 - تلاش بیشتر
این اعتقاد با این تفکر شکل می‌گیرد که من با هرکسی که برای ازدواج انتخاب کنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن که به قدر کافی تلاش کنم.
لارسن (1992) تأکید می‌کند که تلاش دو همسر برای حل مشکلات و مؤثر ساختن یک ازدواج ، دو فرد بالغ و متفکر را می‌طلبد. از آنجا که هر کسی آنقدر متمایل به حل مشکلات نخواهد بود. بنابراین کمی‌دقت در انتخاب همسر در ابتدای ضروری به نظر می‌رسد.
 
6 - عشق کافی است
فرد دارای این عقیده شاید چنین بگوید:«عاشق کسی شدن برای من دلیل کافی برای ازدواج است». جامعه‌ی غربی عشق رمانتیک را به عنوان شرطی لازم برای ازدواج ارزشمند می‌شمارد.
در واقع، اشخاص کمی‌هستند که ازدواج را بدون عشق تصور کنند. اگر عشق به عنوان تنها معیار در نظر گرفته شود، سایر توانایی‌های اساسی فردی و بین فردی از نظر دور خواهد ماند.
 
7 - همزیستی
این عقیده چنین است: «اگر من و همسر آینده ام قبل از ازدواج با هم زندگی کنیم، شانس وخوشبختی مان را افزایش خواهیم داد».
مرور سوابق همزیستی و موفقیت‌های بعدی در ازدواج نشان داده است که افرادی که قبل از ازدواج با هم زندگی می‌کنند آمادگی بیشتری را برای نارضایتی از زندگی وجدایی دارا می‌باشند در مقایسه با کسانی که با هم همزیستی نکرده اند.
این ارتباط معمولاً با خصوصیات کسانی که همزیستی می‌کنند به نسبت کسانی که همزیستی نمی‌کنند مشکلات بیشتری در رابطه با تعهد دارند و تمایل کمتری برای ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تری نسبت به طلاق دارند.
 
8 - فرد مکمل و تضاد
در این نگرش شخص اینگونه می‌اندیشد: «من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیتی او متضاد با خصوصیات من باشد».
 اگر چه تفکر رایج مبنی بر آنکه افراد با خصوصیات کاملاً متفاوت می‌توانند کامل کننده‌ی ضعف‌ها و قوت‌های یکدیگر باشند، اما فاکتورهای پیش‌بینی کننده‌ی موفقیت در ازدواج نشان می‌دهند که قویترین عامل خوشبختی ، همانندی در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصیات شخصی است.
 
9 - انتخاب باید آسان باشد
این عقیده که انتخاب یک همسر باید ساده باشد و این انتخاب حامل یک شانس و یا اتفاق است. بنابراین فرد شاید تصور کند که برای انتخاب همسر به جای عمل کردن باید در انتظار یک اتفاق بماند.
چنین فردی در انتظار شانسی برای دیدار و عشق در اولین نگاه است بدون آنکه از تفکر محتاطانه آمادگی لازم، یا انجام عملی برای نزدیک تر شدن به هدف ازدواج کمک گرفته شود.
مواردی که عنوان شدند فقط تعدادی از نگرش‌ها و باورهای غیر منطقی افراد نسبت به انتخاب همسر می‌باشند.
نحوه‌ی نگرش افراد نسبت به فرایند انتخاب همسر امری بسیار حیاتی است و همچنین با درک شیوع باورهای غیرمنطقی و محدود کننده درباره انتخاب همسر در میان افراد مجرد زن و مرد، در صورتی که این نگرش‌ها و عقاید نادرست و غیر منطقی افراد تغییر یابند و در جهت صحیح هدایت شوند، شاهد افزایش ازدواج‌های مؤفق در جامعه خواهیم بود.
و همچنین با توجه به مشکل ساز بودن نگرش‌های نادرست، می‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعلیم دهندگان ازدواج را یاری کرد تا به افراد کمک کنند تا برای ازدواج بهتر آماده شوند.
منبع:
دکتر اسماعیل اسد پور -  مشاوره خانواده
 

نکات مهم در انتخاب همسر
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انتخاب همسر ،همسر

نکات مهم در انتخاب همسر

1- اعتقادات و ارزشهای اساسی و مهم در رابطه با اخلاقیات، مذهب، مسایل فرهنگی، سیاسی و معنوی.

2- روش زندگی. میزان نیاز و میل به عطوفت، محبت و در کنار یکدیگر بودن. نحوه تعلیم و تربیت فرزندان. معیارهای بهداشت و نظافت فردی و نظم و ترتیب. داشتن و یا نداشتن فرزند. اعتقادات نسبت به تقسیم کار و مسئولیت ها.

 

3- سطح نیاز و تمایل به فعالیتهای اجتماعی (نوع فعالیت و تناوب آنها). میزان معاشرت با خانواده، دوستان و دیگران.

 

4- سطح تحصیلات.

 

5- پایگاه اجتماعی و اقتصادی.

 

6- اهداف مهم زندگی شخصی.

 

7- جذابیت و زیبایی چهره.

 

8- نگرش شما به ازدواج، پول و رابطه جنسی.

 

اجتناب از اشتباهات رایج:

 

1- انکار  و یا نادیده گرفتن اطلاعاتی که تاکنون از طرف مقابلتان کسب کرده اید و  نشانه یک مشکل و یا رفتار نامناسب است.

 

2- تنها بر روی جنبه های مثبت تمرکز کردن. عدم تمایل به شناخت ضعف ها، محدودیتها، جنبه های منفی و عادات ناپسند طرف مقابل. شما بایستی منصفانه جنبه های منفی و مثبت فرد مقابل خود را ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.

 

3- تصمیم گیری درباره اینکه فرد مقابلتان مناسب و درخور  شماست یا خیر، هنگامی که دیوانه وار عاشق وی شده اید و یا در مراحل نخست رابطه بسر میبرید. هنگامی که شما دیوانه وار عاشق کسی هستید، از احساس خود لذت ببرید، اما محتاط باشید. در این وضعیت شما در یک حالت خلسه و سرخوشی شگفت انگیزی بسر میبرید و براحتی توسط احساسات خود گمراه میشوید. بنابراین در این مقطع و برهه حساس هیچگونه تصمیم مهمی اتخاذ نکنید. اجازه دهید این احساسات خوشایند فروکش کنند و سپس در مورد فرد مقابل و رابطه خود تصمیم نهایی را اتخاذ کنید.

 

4- نادیده گرفتن احساسات خودتان. چنانچه شما در کنار فرد مورد نظرتان احساس خوبی ندارید، از اینکه خودتان باشید بیم دارید، و یا قادر به صحبت کردن در مورد برخی مباحث خاص و یا مسایل حساس نیستید، از وی صرفنظر کنید و به جستجوی خود ادامه دهید. چنانچه به طرف مقابل خود اعتماد ندارید و یا هنوز بطور کامل مورد پذیرش وی قرار نگرفته اید، به فرد مقابل خود بعنوان یک شخص ویژه و مهم در زندگی خود ننگرید.

 

5- انتخاب فردی که نیاز به تغییر دارد. تصور کنید که قادرید وی را تغییر داده و به وی رفتار صحیح را بیاموزید، در زندگی هدایتش کنید و یا آنقدر دوستش دارید که قادرید از کاستی ها و  عیوب وی چشم پوشی کرده و آنها را  تحمل کنید.

 

6- انتخاب فردی که به شما نیاز دارد. فردی را برگزینید که شما را دوست دارد و تمایل دارد در کنار شما باشد. نه کسی که به شما محتاج است. چراکه ممکن است پس از برآورده شدن نیازش در آینده، دیگر خواهان شما نباشد.

 

7- وارد رابطه ای شوید در حالی که  کماکان عشق پیشین خود را فراموش نکرده اید، و خاطرات گذشته و اندوه از دست دادن شریک پیشین از ذهن و دل شما بطور کامل خارج نگشته است.

 

8- همیشه مهربان و سازگار بودن، همواره به فکر خوشحال کردن و راضی نگه داشتن طرف مقابل بودن، انجام ندادن کاری که طرف مقابل را ناراحت کند. و یا تلاش فراوان برای آنکه طرف مقابل شما را دوست داشته باشد. رابطه باید برای هردوی شما مفید و موثر باشد. مسئولیت شکل دهی این رابطه مفید و موثر نیز به عهده هر دوی شماست.  

 

 

 


اهمیت مشاوره پیش از ازدواج
ساعت ٧:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ آبان ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: مشاوره ازدواج ،انتخاب همسر

 

مـشاوره پیش از ازدواج را شدیدا به شما توصیه میکـنـم. شــانس ایجاد یک ازدواج موفق هنگامی که زن وشوهر قادر باشند با یکدیگر در رابطه با مـسائـل ذیـل گـفـتـگو کـرده و بـه یـک تـفـاهـم رضایت بخش و دو سویه در عرصه زندگی مشترک دست یابند، افزایش می یابد:

 

1- عقاید و رسوم مذهبی و معنوی.

 

2- روابط جنسی ( نگرشها و علایق جنسی )

 

3- مادیات ( اهمیت آن، نحوه خرید و تدابیر سرمایه گزاری)

 

4- بهداشت فردی و انتظارات و نگرشها نسبت به تناسب اندام.

 

5- مدیریت خانواده ( وظایف ومسئولیت ها )

 

6- پرورش و تربیت فرزندان و تعداد آنها.

 

7- ورزش ها، سرگرمی ها، فعالیت های تفریحی و نحوه گذراندن تعطیلات.

 

8- دید و بازدید از خوشاوندان خود و همسرتان.

 

9- تعهدات اجتماعی.

 

10- اهداف و آرزوهای فردی.

 

 

اینکه از پیشینه خانواده هـمسـرتـان آگـاهـی یـابـیـد بـسیـار ضـروری مـی بـاشـد. چـون شـخـصـیـت کنونی شما تا حد زیادی برگرفته شده و حاصل همان تجاربی است کـه در شرایط و محیط یک خانواده خاص کسب کرده اید. خـانـواده پـیـونـد دهنده فرد بـا گـذشته مـی باشد. مـا شـدیـدا مـتـاثر نگرشها، رفتار و کنشهای خانواده ای هسـتـیـم کـه در آن پرورش یافته ایم. بله درست است شما تنها با یک فرد نیست که وصلت میـکنید بلکه با طرز تربیت خانوادگی وی نیز تا آخر عمرتان سر و کار خواهید داشت.

 

مفهوم تعهد در ازدواج

ازدواج خوب و مـوفـقـیـت آمـیـز وجـود دارد امـا ازدواج بـی عیب و نقص و تمام عیار میسر نمیباشد. هر ازدواج موفق و پایدار شامل متعهد گشتن بی قید و شـرط نـسـبـت بـه یک فرد نا کامل است. این انتظار که همسرتان کامـل و فـاقـد هـر گـونه عیبی باشد واهی و نا معقولانه می باشد. امروزه که جدایی ها و طلاق های شـتابـزده در کوچکترین نشانه اختلاف و مشکلات زندگی اتفاق می افتند مهم است که از خودتان سوال کنید که تعهد شما نسبت به ازدواج چیست؟ تـعـهد بـه ازدواج بـه مـفهـوم آن اسـت که زن و شوهر به یکدیگر چنین گفته باشند: " مـا نسبت به زنـدگی مـشـتـرکـمان بـی اعتنا و بی اهمیت نیستیم. ما ازدواجمان را بر پایه عشق، احترام، شرافت و عـلاقـه دو سـویه و خالصانه با یکدیگر آغاز کرده ایم. ما اعتقاد داشتیم و داریم که به یکدیگر وفادار بمانیم، صـادق بـوده و دروغ نـگویـیـم و بـه یکدیگر اعتماد داشته باشیم. چـه در حـضـور یـکدیـگر چـه در غیاب یکدیگر ". رعایت نکات زیر سبب تحکیم تعهد به زندگی مشترک میگردد:

سازگاری معنوی

سازگاری شخصیتی

خود شناسی آگاهانه

توانایی در ارتباط برقرار کردن با یکدیگر (بیاموزیم که چگونه بحـرفهای همسرمان گوش دهیم و پرسشهای وی را واضح، مشخص، بـدون پـیش داوری و بدون کینه ورزی و انتقام جویی پاسخ گوییم.)

علاقه دو سویه بیکدیگر

خصایص اثر بخش           

1- افرادی که در ازدواجشـان یـک نـظام ارزشـی مـقـتـدر را بکار می بندند، بسیار زیاد در مـحقق گشتن یک ازدواج و ارتباط موفق و صحیح به آنها کمک خواهد کرد. نـظـام ارزشی که دربـرگیـرنـده صـفـات و خـصـوصـیات: صـداقت، راستی، همـبستگی، اعتماد، احترام، عشق، گذشت، تفاهم و وفاداری به یکدیگر مـی باشد. ازدواجی که در آن زن و شـوهـر دارای انـتـظارات متـضاد و خـواسـته هـای غیر قابل انعطاف می باشند، شـانـسـی برای موفقیت وجود نخواهد داشت.

 

2- مشـاجـرات و اخـتـلافـات را بـه شیوه سازنده و ثمر بخش حل و فصل کنید. که شامل تمرکز بـر دغدغه های هر دو فرد و یافتن گزینه ها و راههایی می باشـد کـه هـر دو طـرف منتفع گشته و به خواسته هایش دست یابد. تـقـریـبـا در هـر اخـتـلاف یـک نفر احساس می کند که مورد بی مهری، بی احترامی و بی توجهی قرار گرفته است. در ازدواج نباید ایـن چـنـین باشد که همواره یک فرد برنده و فرد دیگر بازنده گردد. چـون آن دیـگر مـذاکـره نبوده بلکه تحکم و سلطه گری می باشد.

 

3- دوام ارتـباط زناشویی هنگامی که زن و شـوهر زمـان و مـیـدان بـیـشتـری در اخـتـیـار یکدیگر قرار میدهند تا اندکی آزاد باشند، افزایش می یابد.

 

4- فراتر از هر چیز آنکه ایمان داشته باشید. ازدواج میتواند تجربه ای سودمند برای شما باشد. با کمی همت و تلاش ازدواج شما موفقیت آمیز خواهد بود.اینجا

 


معیارهای همسر گزینی
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩   کلمات کلیدی: انتخاب همسر

معیارهائی جهت همسر گزینی 

 

 

شریک زندگی خود را چگونه انتخاب کنید.

 

ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی هر انسان رخ می‌دهد. لذا دارای اهمیتی در خور توجه است. نظر به اهمیت ازدواج و تشکیل خانواده و تأثیر آن در تداوم و استحکام خانواده، تربیت فرزندان، داشتن زندگی سالم توام با رضایت و خوشبختی و احساس موفقیت ضرورت دارد، دختران و پسران هنگام ازدواج ازخدمات مشاوره‌ای مناسبی بهره‌مند شوند و از این طریق با اهداف وظایف، و حقوق یکدیگر به خوبی آشنا شوند.

 

امروزه دختران و پسران جوان در آستانه ازدواج با بهره‌گیری از خدمات مشاوره ازدواج، می‌توانند با گامهای راسخ‌تر و آرامش و اطمینان بیشتری در راه پرپیچ و خم ازدواج و تشکیل خانواده گام نهند و در نهایت در این امر مهم موفق باشند.

 

متأسفانه در جامعه ما در برخی موارد دختران و پسران بدون مطالعه و آگاهی کافی با برخورداری از احساس و ذوق منهای دقت در ابعاد گوناگون اخلاقی، جسمی و روانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند.

 

 پس از ازدواج نیز به دلایل عدم آگاهی، به این مشکلات دامن می‌زنند. در اینجا توجه شما جوانان عزیز را به نکاتی چند جهت انتخاب همسر جلب می‌کنیم.

 

     1)نسبت به کل ماجرا واقع‌بین باشید. تابع احساسات نگردید و به شکل منطقی جوانب کار را بسنجید. در تداوم یک ازدواج دوست‌داشتن و عشق اگر چه شرط لازم است ولی کافی نیست. پس به   سایر مسایل مهم نیز بپردازید. رویایی نیندیشید.
 

 

     2) درباره دلیل تمایل طرف مقابل به ازدواج با خودتان تحقیق به عمل آورید. اگر این تمایل بنا به مصالحی از قبیل پول و ثروت، شهرت، خروج از کشور و غیره است از آن صرف نظر کنید.

 

3) شریک احتمالی زندگی خود را بشناسید.در چارچوب آنچه در دین و فرهنگ مجاز می‌باشد، قبل از تصمیم‌گیری برای ازدواج شریک احتمالی زندگی خود را بیشتر بشناسید. این شناخت یا به واسطه رفت و آمد و پرسش‌های مستقیم حاصل می‌گردد و یا از طریق دیگر آشنایان. توجه داشته باشید دوستان فرد گاه برخی حقایق را پنهان می‌کنند.

 

پس شاید بهتر باشد در بعضی مواقع بطور غیرمستقیم به پاسخ برسید در مجموعه شما بایستی در مورد خلق و خو، افکار، عقاید، خواسته‌ها، عادات، دیدگاهها، حساسیت‌ها، نوع برخوردها، توانائیهای ارتباطی و . شناخت پیدا کنید. طرز برخورد فرد را در موقعیت‌های بحرانی و در برابر مادیات بشناسید.

 

4)   اعتقادات و باورهای مذهبی طرف مقابل را جویا شوید. عقاید و باورهای همسر احتمالی خود را در مورد آئین و مذهب جویا شوید و ببینید که آیا برداشت شما از دین سازگار است یا خیر. چرا که اگر نقطه نظرات این فرد برای شما قابل قبول نباشد احتمال وقوع مشکلات شدیدی پیش‌بینی می‌شود.مگر آنکه در این زمینه انعطاف‌پذیر باشید و بتوانید خود را در   چارچوب نظرات او قرارداده و شیوه زندگی او را بپذیرید. پس به طرف مقابل اجازه دهید به طور وضوح برداشت خود را از مذهب بگوید وانتظارات خود را در مورد شما بعنوان همسر، بیان نماید.

 

5) برخوردهای همسر احتمالی خود را در موقعیت‌های مختلف بررسی کنید. هر چه بیشتر در شرایط متفاوت و متعددی همسر احتمالی خود را ملاقات کرده و مورد مشاهده قرار دهید، نشانه‌های بیشتری از طرز برخورد او با مردم و موقعیت‌های مختلف در خواهید یافت.

 

6) خواسته‌ها و انتظارات یکدیگر را مورد مطالعه قرار دهید. شما باید بدانید همسر آینده شما چه انتظاراتی از خودش و شما دارد. شما باید در مورد مسایل مهم زندگی به توافق برسید. بطور مثال شما باید بدانید:

 

        ? 

در چه شهر یا کشوری زندگی مشترک خود را آغاز خواهید کرد.

 

        ? 

زندگی خود را با خانواده همسر آغاز خواهید کرد یا بطور مستقل

 

        ? 

زمان بچه‌دار شدنتان حدوداً‌ چه مدت پس از ازدواج خواهد بود.

 

        ?  

نظر همسر احتمالی شما در مورد شغل و فعالیت‌های خارج از منزل چیست.

 

        ?   نظر همسر احتمالی شما در مورد رابطه‌ها و معاشرت خانوادگی و دوستانه چیست.و ..

 

درباره خانواده فرد موردنظر تحقیق کنید. خانواده فرد مورد نظر را بیشتر بشناسید. با فرهنگ و

 

 باورهای آنها آشنا شوید رابطه فرد مذکور را با والدین خواهران و برادرانش جویا شوید. بررسی کنید که تعهد وی در قبال این افراد چگونه است ودر آینده چه تعهداتی نسبت به آنها دارد وتأثیر این موضوع بر زندگی شما چگونه خواهد بود نسبت به احساس خانواده در مورد این ازدواج واقف باشید.

 

8)    با خود واقعی‌تان مشورت کنید به ندای درونی خود گوش فرا دهید. از خود بپرسید آیا این فرد همان کسی است که واقعاً به دنبالش بوده‌ام. آیا می‌خواهم که این مرد یا زن، پدر یا مادر فرزند من باشد. اگر پاسخ صریحی ندارید دوباره بر روی موضوع تمرکز کنید و سعی کنید پاسخی قاطع برای آن بیابید چرا که ازدواج یکی از بزرگترین و مهمترین مسایل زندگی شما است و آینده فرزندان شما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

 

9) دلایل متناسبی برای ازدواجتان پیدا کنید و خود تصمیم گیرنده نهایی باشید. هرگز تحت فشار
 
برای ازدواج متقاعد نشوید. تنها خوب بودن احساسات اطرافیان در مورد طرف مقابل کافی نیست،‌قلب و منطق شما نیز باید در این کار رضایت دهد. ضمن احترام به تجربه و عقاید اطرافیان به ویژه والدین و حفظ آداب و رسوم فرهنگی و مذهبی تسلیم فشارهای اطرافیان نشوید.

 

10) نسبت به سلامت جسمانی و روانی طرف مقابل اطمینان حاصل کنید به خاطر بسپارید که سلامت جسمانی و روانی و عدم گرایش به مواد مخدر یکی از فاکتورهای مهم در انتخاب همسر است. بنابراین پیش از تصمیم‌گیری در مورد ازدواج در مورد نکات مذکور اطمینان حاصل کنید. مسلماً شریکی وابسته به مواد مخدر و دارای بیماری خاص جسمانی، آینده مبهمی را رقم می‌زند.

 

11) توجه داشته باشید که با شریک احتمالی زندگی خود در مواردی مانند طبقه اجتماعی، سن، میزان تحصیلات و توانائیهای هوشی تناسب داشته باشید. این موارد را جدی بگیرید.

 

12) عجله نکنید با توجه به این که بسیاری از ازدواج‌ها به دلیل دستپاچگی و عجله کردن در تصمیم‌گیری در نهایت به شکست منتهی می‌شود در تصمیم خود برای قبول یک ازدواج عجله نداشته باشید. حتماً در مورد فردی که می‌خواهید عمری را با وی سپری کنید، تحقیق کنید. به شناخت برسید و وقت بگذارید صرفاً به دلیل ناامید شدن از ازدواج تن به یک ازدواج نامناسب ندهید و خود را به فهرست قربانیان ازدواج اضافه نکنید.

 

     13)از خداوند کمک و راهنمایی بگیرید:با ایمان و توکل به خدا از او بخواهید تا در انتخاب صحیح
 زندگی شما را یاری کرده و مسیر مناسبی را پیش رویتان قرار دهید.
چنانچه پس از مطالعه نکات
 مذکور هنوز در تصمیم‌گیری خود دچار تردید هستید می‌توانید به مشاورین حاضر در مراکز مشاوره رجوع کرده و با آنها مشورت نمائید.