راهنمائی و مشاوره
پنجره ای رو به فردا
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٢
گرچه حفظ یک رابطه زناشویی سخت‌ترین نوع حفظ یک رابطه است اما باید بدانیم در هر رابطه‌ای از هر نوع و هر شکل هر فرد فقط می‌تواند خود را تغییر دهد نه هیچ‌کس دیگر را. پس به جای کنترل کردن همسرتان و بازی کردن نقش کارآگاه، صادقانه و دور از تعصب به چالش‌ها و مشکلات زندگی مشترک خود نگاه کنید.

قطعا هنوز عاشق هم هستید! اما شاید کافی نیست. برای اینکه همسرتان به یک رابطه پنهانی وارد شود، نه‌تنها عشق میان شما، بلکه وجود فرزندان یا داشتن یک زندگی به ظاهر آرام هم کافی نیست.

ماجرای خیانت از روزی که همسرتان با نفر سومی صحبت می‌کند، آغاز نمی‌شود. سابقه این اتفاق به ماه‌ها و حتی سال‌ها قبل از آشنایی او با زن دیگری برمی‌گردد. به روزهایی که بی‌توجه به خطری که پشت در خانه‌تان کمین کرده، تنها با خیال اینکه همدیگر را دوست دارید به ریزه‌کاری‌های ارتباط‌تان بی‌توجهی می‌کردید. اگر می‌خواهید با این ریزه‌کاری‌ها آشنا شوید.  این صفحه را با دقت بخوانید و توصیه‌های‌مان را هر روز در خانه تمرین کنید.

تو یک فرشته نیستی
گرچه حفظ یک رابطه زناشویی سخت‌ترین نوع حفظ یک رابطه است اما باید بدانیم در هر رابطه‌ای از هر نوع و هر شکل هر فرد فقط می‌تواند خود را تغییر دهد نه هیچ‌کس دیگر را. پس به جای کنترل کردن همسرتان و بازی کردن نقش کارآگاه، صادقانه و دور از تعصب به چالش‌ها و مشکلات زندگی مشترک خود نگاه کنید. برای شروع بهتر است نگاهی به رفتارها و باورهای خود بیندازید. سهم شما از فاصله‌ای که میان شما و همسرتان ایجاد شده چقدر است؟ بهتر است تصویر فرشته‌مانندی که از خودتان ساخته‌اید را پاک کنید و با پذیرفتن اشتباهات‌تان برای برطرف کردن‌شان تلاش کنید.

خسته نشوید
ایمن کردن زندگی مشترک، کار یک روز و ۲ روز نیست. ساختن روابط مطلوب نیازمند تلاش مداوم است. گرچه میزان همخوانی و شباهت شما و همسرتان تاثیر مثبت زیادی در دوام یک ارتباط موفق دارد اما آنچه در ایجاد و حفظ رابطه زناشویی اهمیت بیشتری دارد، برخورد مناسب با ناسازگاری‌ها و ناهماهنگی‌هاست. به عبارت دیگر آنچه موجب شکست در رابطه می‌شود تفاوت‌های شما نیست بلکه نوع نگاه‌تان به تفاوت‌هاست، پس مراقب خطرساز شدن نگاه‌تان باشید.

 عادی نشوید
یکی از بهترین راه‌های دستیابی به صمیمیت و نزدیکی در رابطه زناشویی خلاقیت و جست‌وجوی راه‌های تازه است. پختن یک غذای جدید و متفاوت با کمک همان موادی که می‌دانید همسرتان از خوردن‌شان لذت می‌برد، تماشای یک فیلم خوب در آخر هفته، خرید و یک تفریح تازه برای خلق چند ساعت متفاوت و وقت گذراندن با هم یا حتی ایجاد تنوع و تغییر در ظاهرتان همه راه‌های به ظاهر ساده اما تاثیرگذاری هستند که کسالت را از زندگی شما دور می‌کنند. وارد شدن به خانه‌ای که همیشه یک شکل است، خوردن غذاهایی که همیشه یک طعم می‌دهند و دیدن فردی که هیچ وقت به ظاهرش نمی‌رسد حتی اگر در روزهای اول ایجاد مشکل نکند به مرور خسته‌کننده و عادی می‌شود و بیش از حد عادی شدن همان اتفاقی است که می‌تواند زندگی مشترک‌تان را به خطر بیندازد.

صمیمی شوید
مهم‌ترین انگیزه زن و مردی که به سوی روابط فرازناشویی کشیده می‌شوند، تجربه مجدد صمیمیت فردی و جنسی است چراکه در چنین رابطه‌ای هیچ یک از طرفین به عیب‌جویی، سرزنش و تهدید یکدیگر نمی‌پردازند.  پس صمیمیت و دوستی را جایگزین رفتارهای مبتنی بر کنترل‌گری مانند سرزنش، تنبیه و… کنید.

مثبت‌ها را ببینید
همسرانی که ویژگی‌های مثبت یکدیگر را به خاطر می‌سپارند و نکات منفی یکدیگر را به کل شخصیت هم نسبت نمی‌دهند و تلاش بیشتری برای تغییر نقاط ضعف خود می‌کنند، به احتمال بسیار کمی با این بحران روبه‌رو می‌شوند. محرمانه نگه داشتن رازها و ناتوانی‌های همسر از نشانه‌های ارتباط موفق است.

قدر شناس باشید
بد نیست بدانید در میان تمامی دلایلی که ممکن است همسرتان را از شما ناراضی کند، ۵۴درصد موارد به قدرنشناس بودن همسرشان اشاره می‌کنند. آمارها نشان می‌دهد که ۱۲ درصد پرخاشگری همسر و ۱۱ درصد نبود شرایط لازم برای بحث در مورد عواطف و احساسات واقعی را دلیل جدایی عاطفی می‌دانند. فقدان ارزش‌ها و علایق مشترک هم در این میان در مراتب بعد قرار دارد. این آمارها نشان می‌دهد که مهم‌ترین تفاوت فرد سوم نسبت به شما، رفتار اوست که سبب می‌شود همسرتان احساس کند خواستنی‌تر و دوست‌داشتنی‌تر است، پس تا دیر نشده، خودتان این حس را در او ایجاد کنید.

منبع: مجله سیب سبز

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢
چه عیب و ایرادی در من بود که شوهرم با زنی عادی و پایین تر از من دوست شده و به من خیانت کرده است؟
چرا علیرغم تلاش این زن برای افزایش جذابیت ظاهری، شوهرش به او خیانت می کند؟
پرده اول
خانم جوانی به نام نیکول که از خیانت شوهرش به شدت ناراحت و عصبانی بود، در جلسه مشاوره می گفت: من در طول زندگی مان از هیچ کوششی برای شادکردن و راضی نگه داشتن همسرم دریغ نکرده ام اما او خانه اعتماد رابطه مان را ویران کرده است. دیشب فهمیدم که شوهرم با دختر جوانی رابطه پنهانی داشته و به من خیانت کرده است. “

به آن خانم عرض کردم: ” شما برای شاد و راضی کردن همسرتان چه کارهایی انجام داده اید؟
“ نیکول گفت: ” لباسهایش را همیشه شسته و اتو می کنم. هر زمان که نیاز داشته باشد به درخواستهای او برای برقراری رابطه جنسی پاسخ مثبت می دهم . همه خریدهای خانه را خودم انجام می دهم تا او در فراغ بال به کارهایش برسد، همیشه اتاقش را مرتب می کنم و بهترین غذاها را برایش می پزم. جدیداً هم تصمیم داشتم تا برای آنکه در نگاه او جذابیت بیشتری داشته باشم، در ابتدا بینی و سپس در مراحل بعدی گونه ها ، لبها و سینه هایم را جراحی زیبایی کنم. “

متأسفانه اغلب زنان تصور می کنند، علت تمایل مرد به زن دیگر ، عدم جذابیت چهره و یا تکراری شدن آنها است. حال آنکه در چنین مواقعی یک زن بجای جراحی زیبایی باید به فکر رفع نیازهای واقعی همسر خود باشد.

وقتی با بهره گیری از تکنیک های ارتباطی با همسر نیکول صحبت کردم او در جلسه مشاوره اظهار داشت که : ” آقای مشاور من در زندگی مشترک با همسرم نیازهایی دارم که زنم به آنها توجهی نمی کند. به عنوان مثال زمانی که خسته بوده و یا حوصله حرف زدن نداشتم ، همسرم آرامش را از من سلب می کرد و آنقدر فشار روحی وارد می نمود تا مرا وادار به حرف زدن کند. او در طول زندگی مان مدام در صدد تغییر دادن من بر می آمد و همواره از کارها و رفتارهای من ایراد می گرفت. همسرم در هنگام برقراری رابطه جنسی به خودش نمی رسد و همیشه نامرتب است. “ متأسفانه این زن بجای آنکه مهارت های خود در جهت شناسایی و رفع نیازهای همسرش را ارتقا دهد، به اشتباه در صدد جراحی زیبایی چهره خود بود.

زنان باید بدانند در بسیاری از موارد جراحی زیبایی بینی ، گونه ها ، لبها و بزرگ کردن سینه ها کارهای سودمندی نیست و کمکی به بهبود روابط با شوهرشان نخواهد کرد. زنان اگر احساس می کنند نیاز به چنین عملی دارند، در ابتدا باید مطمئن شوند که شوهرشان با این کار موافق است یا خیر و نیز با یک متخصص و مشاور مهارت های زناشویی مشورت کنند.

زنان باید بدانند که جذابیت گاهی ممکن است نتیجه ی معکوس بدهد. وقتی زنی همانند نیکول ، تمام تلاشش را برای جذاب بودن می کند، اما این کار تنها موجب افزایش احساس ناامنی در شوهرش می شود، چه باید کرد؟

شکی نیست که جذابیت زن یکی از عوامل مهم موفقیت در زندگی مشترک او با همسرش هست و هر زنی که این موضوع را نادیده بگیرد، زندگی زناشویی اش را به مخاطره انداخته است. بنده نیز همواره حفظ جذابیت ظاهری را به زنان توصیه می کنم زیرا خوش ظاهر بودن علاوه بر تأثیرگذاری مثبت در زندگی مشترک، موجب افزایش اعتمادبه نفس و کسب احساس بهتر نسبت به خود می شود. اما در بسیاری از موارد شناسایی دقیق نیازهای مردان مستلزم بهره گیری از مهارتهای ارتباطی خاصی است که اغلب زنان از آن بی بهره هستند.

به نیکول گفتم: ” آیا بجای انجام جراحی زیبایی تابحال از خودت پرسیده ای : نیاز شوهرم را به جذاب بودن خود درک می کنم یا خیر. اگر نه علت آن چیست؟
آیا شوهرم براستی از ظاهرم رضایت دارد؟ خودم چطور؟
چقدر به جذابیت ظاهری ام اهمیت می دهم؟
آیا گهگاه مدل موهایم را تغییر می دهم تا به این وسیله و با ایجاد تنوع، همسرم را خوشحال کنم؟
آیا خود را برای داشتن یک رابطه جنسی عالی با همسرم جذاب و مرتب می سازم یا خیر؟ “
خوشبختانه نیکول به اشتباهات خود در رابطه با همسرش پی برد. همسر نیکول نیز پذیرفت که باید نقش خود را به عنوان مرد خانه بهتر از قبل ایفا نموده و به نیازهای روحی و جنسی نیکول به شکل مطلوبتری پاسخ دهد.


پرده دوم :

چه عیب و ایرادی در من بود که شوهرم با زنی عادی و پایین تر از من دوست شده و به من خیانت کرده است؟

چرا همسرم با زنی عادی و پایینتر از من دوست شده و به من خیانت کرده است؟ بیشترین مراجعاتی که در خصوص بی وفایی و خیانت همسران داشته ام، در رابطه با مردان متأهلی است که با زنی پایینتر از سطح همسر خود رابطه دوستی و یا جنسی برقرار نموده اند.
بسیاری از خانم ها از من می پرسند: ” آقای مشاور ! علت این مسأله چیست؟ چرا همسرمان این دسته از زنان را به من ترجیح داده و به زندگی مشترکمان خیانت کرده است؟ چه عیب و ایرادی در من بود که شوهرم به من خیانت کرده و با زنی در سطحی پایین تر از من دوست شده است؟ مگر آن زن چه ویژگی ها و امتیازاتی دارد که من از آن بی بهره بوده ام؟ ”
در پاسخ باید بگویم: ” دلایل مختلفی برای این امر وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از :
۱- ارتباط موقت مرد با جنس مخالف برای تأمین نیازهای عاطفی و جنسی کوتاه مدت:
به عبارتی مرد قصد ندارد که زن مورد نظر را بصورت دائم برای زندگی خویش انتخاب نماید، به همین جهت معیارهایی را که در انتخاب همسر خود به عنوان شریک زندگی در نظر گرفته بود را در برقراری این ارتباط مراعات نمی کند. زیرا مرد صرفاً می خواهد برای مدت کوتاهی با آن شخص از نظر عاطفی یا جنسی ارتباط داشته باشد. بدیهی است با اقدام به موقع و کمک گرفتن از یک مشاور و متخصص روابط زوجین ، می توان با شناسایی دقیق نیازهای عاطفی و علل تمایلات جنسی مرد به چنین زن هایی مانع از ادامه فرآیند بی وفایی و یا خیانت او به همسرش شد.

۲- ارتباط با جنس مخالف با هدف رسیدن به لذت ها و هیجان های مورد نظر:
عمده ترین و اصلی ترین انگیزه در اقدام به بی وفایی و خیانت به همسر، هیجان ها و لذتهایی است که شخص از انجام عملی ممنوعه، مخفیانه و غیر اخلاقی می برد. هدف اصلی در واقع همین هیجان هایی است که شخص تجربه می کند و لذا ویژگی های ظاهری زنی که از طریق او اینگونه هیجان ها تولید می شود، برای مرد اهمیت چندانی ندارد.
خانم ۳۹ ساله ای به نام استفانیا در رابطه با خیانت همسر ۴۱ ساله اش به نام چارلز به دفتر مشاوره مراجعه کرده است. او در اولین جلسه در خصوص مشکلش چنین گفت: ” آقای مشاور! حدود چند ماه است که شوهرم ، با خانمی ارتباط صمیمانه و عاطفی برقرار کرده است. این امر مشکلات زیادی را بوجود آورده است اما چارلز همه چیز را انکار می کند. “ از او خواستم تا در جلسه بعدی به اتفاق همسرش مراجعه کند.
چارلز مدیر یک مدرسه غیرانتفاعی بود و در جلسه بعدی گفت: ” آقای مشاور ، این زنی که همسرم تصور می کند من با او در ارتباط هستم، مادر یکی از دانش آموزان مدرسه ام است. همسر آن خانم چند سال پیش فوت کرده است و لذا او اکنون توانایی لازم برای تربیت و کنترل فرزندش را ندارد و در مواردی با دشواری هایی نیز روبروست. برای همین از ما که مسئولین مدرسه هستیم کمک های فکری در زمینه برخورد صحیح با فرزندش می خواهد. “
در برابر اظهارات چارلز ، استفانیا ادعا می کرد که ” رابطه بین این دو فراتر از یک مشورت دهی ساده برای تربیت آن دانش آموز است. زیرا چارلز از این قبیل راهنمایی ها برای سایرین نیز انجام می داده و مشکلی هم تابحال بوجود نیامده است. اما در این مورد، موضوع گسترده تر و پیچیده تر از این هاست. خانم مورد نظر حتی در مسافرت نیز با چارلز تماس می گیرد. مثلاً همین هفته گذشته که در سفر بودیم،میگناir متوجه شدم که همان خانم به تلفن همراه شوهرم تماس گرفت. اما همسرم صحبتش را ادامه نداد. پس از مدتی که تلفن همراه چارلز را وارسی کردم، متوجه شدم که تلفن تماس گرفته شده، شماره همان خانم است.”
استفانیا در ادامه خاطرنشان کرد که ” با دیدن شماره آن خانم از هتل خارج شدم و با او تماس گرفتم و درگیری لفظی شدیدی هم میان ما اتفاق افتاد. او تلفن را قطع کرد و بلافاصله با همسرم تماس گرفت و او را در جریان درگیری لفظی و برخوردی که من با او داشتم، گذاشت. همین واکنش باعث شد تا سوء ظن من نسبت به این ارتباط کامل شود، زیرا اگر آن خانم سوء نیتی نداشت با وجود درگیری لفظی یا بی احترامی احتمالی من ، او باید با خودم صحبت می کرد و موضوع را با دلجویی از من تمام می کرد.
از سوی دیگر زنی که متوجه شود تماس گرفتن او با مردی متأهل برای همسرش این همه مشکل آفرین است، دیگر اینکار را تکرار نمی کند. اما او بلافاصله و دوباره با همسرم تماس گرفت و حتی عذرخواهی مختصری هم از من نکرد.” استفانیا از این نکته در تعجب بود که همسرش چارلز همیشه کسانی را که با زنی بزرگتر از خود ازدواج کرده بودند، مورد تمسخر و سرزنش قرار می داد اما او اکنون خودش با زنی که ۱۰ سالی بزرگتر از اوست ، ارتباط برقرار کرده است. نکته در همین جاست که هدف اصلی اینگونه از ارتباط ها همان لذت ها و هیجان های ناهنجار و بیش از اندازه است و چنین امری که آیا این زن خوشگل است یا زشت؟ چاق است یا لاغر؟ جذاب است یا غیرجذاب؟ و … چندان اهمیتی برای مرد ندارد. زیرا هدف تنها رسیدن و دستیابی به همان هیجان هاست.
حال این پرسش مهم مطرح می شود که آیا می توان مانع از شکل گیری چنین هیجان های خیانت زایی در مردان شد؟ در پاسخ باید بگویم ، بله ! با استفاده از متدهایی خاص که تنها باید توسط یک مشاور و متخصص هدایت شود ، می توان اینکار را انجام داده و زمینه خیانت مرد به همسر خود را از بین برد.

3 – اینگونه از زنان دست یافتنی تر هستند. عامل سومی که باعث تمایل مردان به زنانی پایینتر از سطح همسران خود می شوند این است که زنانی که جذابیت های ظاهری بیشتری دارند و یا در سطوح بالاتری هستند، بطور معمول مورد توجه مردان مجرد و متأهل بسیاری قرار می گیرند و در نتیجه حق انتخاب بیشتری دارند و لذا احتمال اینکه با وجود مردان مجرد فراوان، خود را درگیر یک رابطه عاطفی با مردی متأهل نمایند، خیلی ضعیف است. اما برعکس دست یابی به زنانی در سطح پایینتر که طرفداران کمتری دارند، بسیار راحت تر است.

4 – از چنین زنانی امتیازات بیشتری می توان گرفت. علت دیگری که مردان متأهل زنان نه چندان جذاب و پایینتر از همسر خود را برمی گزینند. این است که این دسته از زنان برای پرکردن تنهایی شان، یا یافتن تکیه گاه و همسری که آنها را کامل نماید، حاضر می شوند امتیازات بیشتری به مردان بدهند. لذا مردان بی وفا چنین زنانی را انتخاب می کنند تا با بهره گیری از این ضعف ها بتوانند بهتر به خواسته های مورد نظر خود برسند.


پرده سوم
آیا سکوت در برابر خیانت همسر، منجر به بهبود روابط زوجین و مانع از تکرار خیانت او می شود؟

آنایا خانمی ۵۴ ساله به تنهایی به دفتر مشاوره مراجعه کرده و مشکل خود را در خیانت های مکرر همسر ۵۹ ساله اش عنوان می کرد. همسر آنایا به نام دنزل، بارها اقدام به خیانت نموده بود. آنایا هربار متوجه ارتباط های عاطفی و جنسی دنزل با زنان دیگر شده بود، اما به روی خودش نمی آورد.
او در اولین جلسه مشاوره می گفت: ” آقای مشاور! من تصور می کردم که با سکوتم می توانم مانع از تکرار خیانت شوهرم بشوم اما نه تنها چنین نشد، بلکه او هنوز هم به خیانت های خود ادامه می دهد.”
به ایشان عرض کردم: ” این یک امر بدیهی است ، زیرا آقای دنزل با این ذهنیت که شما از خیانت های او بی اطلاع هستید، دارد به اعمالش ادامه می دهد. و تا زمانی هم که او با هشدار و مانع جدی مواجه نشود، همچنان به تکرار کارهای خیانت آمیز خود ادامه خواهد داد.”
در جلسه نخست مشاوره ، آنایا آگاهی لازم را نسبت به وضعیت موجود و ارتباط با شوهرش بدست آورد. متأسفانه این خانم اعتماد به نفس خود را در برابر دنزل از دست داده بود و جرأت اعتراض به شوهرش را نداشت. خوشبختانه با فراگیری آموزش های لازم، او به مرحله ای از اعتماد به نفس، شناخت و تحول رفتاری رسید که توانست موضوع خیانت های صورت گرفته را با شوهرش مطرح نماید.
لازم به ذکر است که آنایا اطلاعات و شواهد لازم در خصوص هر یک از خیانت های شوهرش را در اختیار داشت، به نحوی که پس از مطرح شدن آنها، دنزل حرفی برای گفتن و دفاع از خود نداشت.  آنایا به توصیه من به شوهرش گفته بود که : ” من دیگر نمی توانم با تو زندگی کنم و قصد دارم که این خانه را ترک کنم. ” دنزل با توجه به علاقه ای که به همسرش داشت ، راضی به چنین امری نشده و به زنش خاطرنشان می کند که ” آن کسی که باید از زندگی خارج شود، من هستم و منزل متعلق به توست. ”
آنایا نیز شوهرش را همچنان دوست داشت و در گفتگوی تلفنی با من اظهار می داشت که : ” آقای مشاور! من خیلی نگران هستم که او برای همیشه مرا ترک کند! ” بنده نیز به او گفتم: ” نگران نباشید، با توجه به وضعیت موجود و تحلیل هایی که از روابط شما و همسرتان کرده ام،او حتماً بازخواهد گشت. دنزل نیاز به زمان دارد تا به اشتباه خود پی ببرد. شما نیز تا هنگام بازگشت دنزل باید نواقص خود را در ارتباط با همسرتان که در جلسات مشاوره، شناسایی و برایشان راهکار ارائه کرده ام را مرتفع سازید، تا دیگر هرگز شاهد خیانت های او نباشید.”
دنزل حدود یک ماهی منزل را ترک کرد اما بعد از آن با همسرش تماس گرفت و اعلام کرد که از عمکلرد خود و خیانت هایی که به او کرده ، پشیمان شده است. جالب است که او از آنایا این ایراد را می گیرد که چرا از همان ابتدا که متوجه خیانت های او شده بود، موضوع را با وی درمیان نمی گذارد.
دنزل مدعی می شود که اگر همسرش زودتر از اینها، موضوع پی بردن به خیانت هایش را به او متذکر می شد، شاید انجام آن اعمال اینقدر طولانی نمی شد و تکرار نمی گردید. البته به عنوان یک مشاور خانواده و ترمیم روابط ناشی از خیانت های همسران، باید عرض کنم که توقع دنزل از همسرش ، امری کاملاً صحیح است و اتفاقاً جنبه علمی نیز دارد.
ماجرای این دو همانند قضیه معتادی می ماند که مدام دست به مصرف مواد مخدر می زند و نمی داند که با اینکارش بیشتر از قبل در منجلاب نابودی فرو می رود. تا زمانی که مانعی بر سر راه او ایجاد نشود، وی همچنان به مصرف مواد مخدر ادامه خواهد داد. اما وقتی کسی او را از اینکار بازداشته و به خودش می آورد، تازه آن فرد معتاد می فهمد که چه اشتباه بزرگی را مرتکب شده است، اشتباهی که می توانست به قیمت نابودی او تمام شود.

بعدها که آنایا برای مشاوره مراجعه کرد، خاطر نشان نمود که دیگر خیانتی از سوی همسرش سرنزده و او نیز کاملاً نواقص خود را در ارتباط با شوهرش رفع نموده است و همین امر باعث شده تا شوهرش به گونه ای متفاوت به او ابراز علاقه کند.


( در خاطرات فوق، به دلیل حفظ حریم خصوصی افراد ، از اسامی خارجی بجای اسامی واقعی مراجعین ایرانی گروه مشاورین درس زندگی استفاده شده است)

درس زندگی از تجربیات مهدی آریافر – مشاور خانواده در خصوص خیانت همسر
نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱

چرا برخی زنان و مردان به یکدیگر خیانت می‌کنند

اعتقادات مذهبی و باور‌های دینی به انسان کمک می‌کند تا خویشتن‌دار باشد و به همسر خودش وفادار باقی بماند، اما اگر این باور‌ها سست باشد باعث می‌شود فرد بدون احساس گناه اقدام به خیانت نسبت به همسرش کند.

  گاهی در صفحات حوادث روزنامه‌‌ها به جنایت‌‌هایی برمی‌خوریم که به‌خاطر خیانت زن یا شوهر رخ می‌دهد یا این که کانون گرم خانواده تنها با یک اشتباه از سوی مرد یا زن فرو می‌پاشد، اما به راستی علل خیانت همسران به یکدیگر چیست؟ چه عواملی باعث می‌شود آنان دست به خیانت و رابطه‌‌های پنهانی بزنند؟!

خیانت همسران به یکدیگر را به دو علت کلی می‌توان تقسیم کرد:

1- عوامل اجتماعی- فرهنگی

2- عوامل روان‌شناختی

یکی از عواملی که جلوی انسان را از غوطه‌ور شدن در گناه و خیانت می‌گیرد باور‌های مذهبی افراد است.

در واقع اعتقادات مذهبی و باور‌های دینی به انسان کمک می‌کندتا خویشتن‌دار باشد و به همسر خودش وفادار باقی بماند، اما اگر این باور‌ها سست باشد باعث می‌شود فرد بدون احساس گناه اقدام به خیانت نسبت به همسرش کند.

ضمناً یک عامل مهم دیگر نیز وجود دارد و آن پوشش‌‌ها و آرایش‌‌های نامناسب و تحریک‌کننده در جامعه است که به تازگی رواج زیادی پیدا کرده است. این مسئله بویژه در میان برخی از زنان و دختران شایع‌تر بوده به‌طوری‌که ظاهر نامناسب آنان باعث می‌شود به لحاظ جنسی تحریک‌کننده باشند و این مسئله یکی از عوامل اصلی برقراری ارتباط با جنس مخالف است که منجر به خیانت افراد به همسرانشان می‌شود.

باید توجه داشته باشیم بخشی از این ضعف اخلاقی ناشی از دیدن برنامه‌‌های گمراه‌کننده در برخی شبکه‌‌های ماهواره‌ای است. به‌طوری‌که برخی از این شبکه‌‌ها عامدانه و برنامه‌ریزی شده قصد دارند روابط خیانت‌آمیز و خارج از موازین زناشویی را عادی جلوه دهند، بنابراین مخاطب هم ممکن است ناخودآگاه به سمت روابط خارج از موازین زناشویی گرایش پیدا کند، چراکه قبح و زشتی این‌گونه روابط در دیدگاه فرد کمرنگ می‌شود و این کمرنگ شدن زمینه را برای خیانت فراهم می‌کند.

دسته دوم از علل خیانت عوامل روان‌شناختی است. نخستین مسئله‌ای که در بعد روان‌شناختی مورد بحث قرار می‌گیرد اختلافات و درگیری‌‌های زناشویی است. وقتی بین زن و شوهر رابطه مناسب و محبت‌آمیزی برقرار نباشد و آنها در حوزه‌‌های مختلف مانند فرزندپروری و امور مالی با یکدیگر با مشکل روبه‌رو شوند و مدام در محیط خانه بحث و دعوا راه بیندازند ممکن است این عوامل باعث گرایش آنان به محیط خارج از خانه شود و حتی در این میان روابط پنهانی نیز اتفاق بیفتد.

عامل بعدی در این زمینه برآورده نشدن نیاز های جنسی و ارتباطی از جمله عشق و پذیرش است. هر انسانی به مهر ،محبت و عشق ورزیدن نیاز دارد و دوست دارد از طرف همسرش پذیرفته شود اما وقتی این نیاز ها پذیرفته نشود در این صورت ممکن است فرد برای برآورده شدن نیاز‌های ارتباطی‌اش به رابطه‌‌های دیگر گرایش پیدا کند. توجه به این موضوع بسیار حائز اهمیت است.

در واقع نیاز‌های جنسی برآورده نشده که می‌تواند ناشی از اختلالات جنسی باشد بسیار مشکل‌ساز است و در بسیاری از مواقع حتی باعث طلاق نیز می‌شود، اما در کشور ما پرداختن به این مسائل تا حدودی ممنوعه محسوب می‌شود اگرچه از موضوع‌‌های اصلی و بسیار مهمی به حساب می‌آید. ضمناً افرادی که تحصیلات پائین‌تری دارند معمولاً از مراجعه به پزشک یا روانشناس اجتناب می‌کنند زیرا عنوان کردن این قبیل مسائل برای آنان آسان‌ نیست، بنابراین زمینه‌‌های خیانت و طلاق در این قبیل خانواده‌‌ها شکل می‌گیرد.

عامل دیگری که مهم به نظر می‌رسد تنوع‌طلبی جنسی برخی از افراد است. گاهی هم فرد با وجود برآورده شدن نیاز‌های جنسی به علت تنوع‌طلبی، ارتباط با دیگران را نیز تجربه می‌کند. در هر حال باید توجه داشته باشیم ضعف در خویشتنداری، باعث می‌شود که برخی از مردان و زنان به خیانت روی بیاورند به‌طوری‌که ممکن است فرد تحت تأثیر دیگران وسوسه شود و در دام بیفتد، اما در نهایت این خود فرد است که می‌تواند به دعوت‌‌های تحریک‌کننده دیگران پاسخ منفی بدهد. در واقع خودکنترلی قوی‌تر باعث ایجاد پاسخ منفی می‌شود.

 شبکه ایران

نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ٧ دی ۱۳٩۱

خیانت، زیان‌آورترین عمل در یک ارتباط است که نه تنها منجر به صدمه‌های غیرقابل جبران به طرفین می‌شود، بلکه اعتماد و اطمینان کسی که مورد خیانت قرار گرفته شده را نیز نسبت به افراد دیگر از بین خواهد برد. به‌طور معمول نارضایتی از مسائل گوناگون در یک رابطه باعث خیانت می‌شود، ولی در کل هیچ عذری برای این عمل نکوهیده پذیرفته نیست و باید از آن دوری نمود.
خوشبختانه در جامعه‌ی ما به‌دلیل فرهنگ و آداب و رسوم غنی و اصیل ایرانی، تعداد زنانی که به شوهران خود خیانت می‌کنند، بسیار اندک است. در زیر برخی از دلائل خیانت زنان را می‌خوانید.

۱ـ ماجراجوئی و حسادت:
به‌نظر می‌رسد پست‌ترین دلیل برای انجام خیانت، حس ماجراجوئی و برانگیخته شدن احساس‌ها بر اثر حسادت نسبت به شوهران زنان دیگر می‌باشد. این نوع انگیزه‌ها به طور معمول در زنانی که به نوعی دارای مشکل‌ها و کمبودهای روانی در زندگی می‌باشند، دیده شده و خوشبختانه دارای تعداد بسیار اندک است.

۲ـ ارضاء نشدن جنسی:
مشکل برطرف نشدن نیاز جنسی هم از جمله مواردی است که گاهی توسل به پدیده‌ی نکوهیده‌ی خیانت را در برخی زنان موجب می‌شود. امروزه با پیشرفت علم پزشکی، بسیاری از مشکل‌ها و کمبودهای جنسی چه در مردان و چه در زنان به‌راحتی قابل درمان می‌باشد.

۳ـ پول و وضعیت اقتصادی:
با کمال تأسف، برخی از زنان به‌دلیل این که شوهر آنها دارای وضعیت مالی خوبی نیست و به مقدار کافی به آنها پول پرداخت نمی‌کند، فقط و فقط به‌خاطر پول (و نه عشق) برآورده شدن نیازهای مادی خود، سمت دیگری کشیده می‌شوند که این بسیار جلوه‌ی زشت و ناپسندی دارد چرا که با کمی همدلی و تلاش می‌توان به‌راحتی به خواسته‌های معقول مادی زندگی دست یافت.

۴ـ مورد غفلت واقع شدن:
او احساس می‌کند کسی که دوست داشت تمام وقت خو را با او بگذراند، اکنون بیشتر وقتش را در محل کار و با همکاران و دوستان خود صرف می‌کند، احسا تنهائی می‌کند چرا که هرگاه همسر خود را می‌طلبد با پاسخ منفی مواجه می‌شود، به‌خاطر آن‌چه که انجام داده، مورد تحسین قرار نمی‌گیرد، احساس کمبود می‌نماید چون شوهرش حتی انتظارهای کوچکش را هم برآورده نمی‌کند.

۵ ـ عدم توجه و بی‌اهمیتی توسط شوهر:
تنها چیزی که می‌توان با اطمینان کامل بیان‌ کرد، این است که همه‌ی زنان، تشنه و عاشق تعریف و تمجید توسط شوهرشان هستند، به‌خصوص هنگامی‌که تغییری در آنها به‌وجود آید. اگر او موهای بلند و بلوند خود را کوتاه و تیره نموده و توسط شوهرش مورد توجه و تعریف قرار نگرفت. باید انتظار داشت فرد دیگری زحمت این کار را بکشد!

۶ـ دیدگاه اشتباه:
برخی مردان متأسفانه به همسر خود فقط به‌عنوان یک ”شریک جنسی“ نگاه می‌کنند و از ارزش‌های دیگر زندگی مطلع نیستند که این امر موجب می‌شود به امور دیگر نپرداخته و مسیر اصلی زندگی را منحرف می‌سازند و در نتیجه سرشکستگی و پوچ‌گرائی را برای همسر خود به ارمغان خواهند آورد که این نیز فکر ”نادرست“ خیانت را در او برای جبران کمبودهای زندگیش و به‌دست آوردن آن‌چه که شوهرش از او دریغ نموده، تقویت خواهد کرد.

۷ ـ تغییرهای شدید شخصیتی و رفتاری شوهر:
او دیگر مانند گذشته، مهربان و با محبت نیست، زود عصبانی می‌شود، به هر دلیل نزاع به راه می‌اندازد، کمتر صحبت می‌کند، بهانه‌جوئی می‌کند، ایراد می‌گیرد، به ظاهرش اهمیت نمی‌دهد، به همسرش اهمیت نمی‌دهد، دیگر از حرف‌های عاشقانه‌اش خبری نیست و همه‌چیز به یک‌باره تغییر کرده است.

۸ـ ابراز علاقه‌ی بیشتر توسط دیگری:
اگر فیلم ”بی‌وفا“ را دیده باشید، متوجه خواهید شد که زنان به‌طور معمول وقتی مورد وسوسه و اغوای شخص دیگری قرار می‌گیرند، ممکن است دچار انحراف شوند، او پشیمان شود و دوباره برگردد اما به‌ چه قیمتی؟ آیا ارزش آن را دارد؟

۹ـ خیانت شوهر:
اگرچه همه‌ی زنان برای انتقام‌جوئی از همسرشان به آنها خیانت نمی‌کنند، ولی بیشتر احساس می‌کنند حال که مورد خیانت قرار گرفته‌اند، آنها نیز مجاز به مقابله به مثل می‌باشند. برخی تصور می‌کنند باید طعم تلخ داروئی که به‌ آنها خورانده شده را به شوهرانشان بخورانند تا متوجه اشتباه خود و آن‌چه که بر سر همسرشان آمده، بشوند.



۱۰ ـ فساد اخلاقی
فساد اخلاقی و عدم داشتن پاکدامنی برخی از زنان باعث می‌شود این عمل ناپسند انجام گیرد.

- نتیجه
خیانت به هر صورتی‌که باشد و به هر دلیلی که انجام گرفته باشد، ناپسند و منفور است و تنها یک نتیجه در بر خواهد داشت: شرمندگی

منبع:مجیدآقانوری
آفتاب

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢٢ خرداد ۱۳٩۱

دختر جوانی از مکزیک برای یک مأموریت اداری چندماهه به آرژانتین منتقل شد. پس از دو ماه، نامه ای از نامزد مکزیکی خود دریافت می کند به این مضمون:

لورای عزیز، متأسفانه دیگر نمی توانم به این رابطه از راه دور ادامه بدهم و باید بگویم که دراین مدت ده بار به توخیانت کرده ام !!! و می دانم که نه تو و نه من شایسته این وضع نیستیم. من را ببخش و عکسی که به تو داده بودم برایم پس بفرست. با عشق : روبرت

شاه چراغ ورود به عرصه ازدواج

 

دختر جوان رنجیـده خاطر از رفتار مرد، از همه همکاران و دوستانش می خواهد که عکسی از نامزد، برادر، پسر عمو، پسر دایی ... خودشان به او قرض بدهند و همه آن عکس ها را که کلی بودند با عکس روبرت، نامزد بی وفایش، در یک پاکت گذاشته و همراه با یادداشتی برایش پست می کند، به این مضمون:

روبرت عزیز، مرا ببخش، اما هر چه فکر کردم قیافه تو را به یاد نیاوردم، لطفاً عکس خودت را ازمیان عکسهای توی پاکت جدا کن و بقیه را به من برگردان...!

نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱
 
در حال حاضر روابط زن و مرد در جامعه باید آسیب‌شناسی شوند تا بفهمیم مسایلی مانند خیانت که در روزنامه ها و در مراکز مشاوره دیده می شود چگونه پیش آمده است. به عنوان یک مشاور تاکید می‌کنم اکثر مراجعانی که نزد روان‌شناسان می‌روند مسایلی نظیر ارتباط با فردی غیر از همسرشان را مطرح می‌کنند.
 
شرق: در حال حاضر روابط زن و مرد در جامعه باید آسیب‌شناسی شوند تا بفهمیم مسایلی مانند خیانت که در روزنامه ها و در مراکز مشاوره دیده می شود چگونه پیش آمده است. به عنوان یک مشاور تاکید می‌کنم اکثر مراجعانی که نزد روان‌شناسان می‌روند مسایلی نظیر ارتباط با فردی غیر از همسرشان را مطرح می‌کنند.

در روزنامه‌ها نیز چنین حوادثی را که گاه منجر به جنایت شده به وفور می‌توان دید و به نظر می‌رسد این نوع روابط که جامعه و فرهنگ نام خیانت را برای آن انتخاب کرده‌اند به نوعی مد یا مسری شده است. اینکه خیانت در جامعه وجود دارد یک حقیقت است و باید بپذیریم این رفتار و تنوع طلبی در اکثر مواقع از سوی مردان شروع شده. تشویق مردان یا دادن آزادی به آنها برای داشتن روابط متعدد باعث از بین رفتن قبح خیانت و عصیان زنان شده است.

در گذشته زنان با تفکر سنتی خیانت مردان را تحمل می‌کردند و اسم گذشت و فداکاری روی این رفتار گذاشته‌اند، اما در حال حاضر تکرار خیانت از سوی مردان باعث شده زنان فکر کنند دیگر نیازی به نجابت نیست و رفتار متقابل را پیشه می‌کنند. درواقع تفکر سنتی «خوب بودن» از بین رفته و جایگزینی ندارد. می‌توان گفت این اخلاق است که از بین رفته و ضد اخلاق جای آن را گرفته است. در پرونده اخیر مردی، بعد از اطلاع از خیانت همسرش، مرد مورد علاقه او را به قتل رسانده است. این زن ادعا می‌کند چون شوهرش معتاد بوده و او را دوست نداشته، با فرد دیگری ارتباط برقرار کرده است، در حالی که چنین دلایلی قابل قبول نیست چون در چنین شرایطی امکان طلاق برای زن فراهم است و این شخص می‌تواند با اثبات عسر و حرج یا گذشتن از حقوق شرعی خود طلاق بگیرد.

متاسفانه زنانی وجود دارند که به همسران‌شان خیانت کردند و معتقدند چون همسرشان آنها را تامین می‌کند پس باید به زندگی با او ادامه بدهند. بسیاری از آنها می‌توانند جدا شوند اما فقر مالی در صورت مستقل شدن آنها را آزار خواهد داد.
در حال حاضر تعدادی از زنان در جامعه ما به آینده امیدی ندارند و به دنبال فردی هستند که به او تکیه کنند، آنها در واقع با ازدواج قصد تامین مالی خود را دارند. از طرفی این ادعا که من شوهرم را دوست نداشتم و به همین دلیل خیانت کردم یک بهانه است، بهانه‌ای برای اینکه افراد شروع به پنهانکاری کنند. همان‌طور که ذکر کردم تفکر خیانت بین برخی افراد یک مد و فرهنگ تبدیل شده و چون قانون و فرهنگ چنین اجازه‌ای را به مردان داده است زنان نیز رفتار متقابلی را انجام می‌دهند اما چون محتاج‌ترند، محتاط‌‌تر رفتار می‌کنند و طلاق نگرفتن را نشانه زیرکی خود می‌دانند. این در حالی است که همین رفتار منجر به جنایت می‌شود. البته این رفتار شامل مردان هم می‌شود، مردانی که در خانه همسرشان از بچه‌ها مراقبت می‌کند و خودشان بیرون از خانه با فرد دیگری رابطه دارند.

مردان جامعه به جای اینکه دنبال زنان فرهیخته باشند در جست‌وجوی زنانی با ظاهری زیبا هستند. همین باعث شده مردان دایم به فکر ظاهر بهتر باشند تا خود را ثروتمندتر نشان دهند، مجموعه این رفتارها زمینه را برای خیانت و جنایت فراهم می‌کند. در این میان همه افراد جامعه در به وجود آمدن این طرز تفکر سهیم هستند و من راه‌حلی برای آن پیشنهاد نمی‌کنم، چرا که جامعه به طور خودکار مکانیسم دفاعی لازم را انتخاب می‌کند.

به نظر من در حال حاضر نمی‌توان توصیه‌ای برای اصلاح جامعه داشت و توصیه‌ها تکراری شده‌اند. این در حالی است که جامعه به سمت جهانی شدن پیش می‌رود اما افراد ظرفیت، تفکر و آموزش لازم برای زندگی در چنین جامعه‌ای را ندارند و دچار تضاد می‌شوند.

در نهایت کارصحیح ، این است که زنان به لحاظ اقتصادی مستقل باشند تا با مردی که دوستش دارند ازدواج کنند. اینکه ما بخواهیم جامعه را با پیشنهاد عوض کنیم نه‌ تنها شدنی نیست بلکه غیرعلمی هم هست.


منبع: سلامت نیوز


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٢٠ خرداد ۱۳٩۱
 
معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است.


برترین ها :
معمولاً تعداد مردهایی که به همسر خود خیانت می کنند از تعداد زنانی که به شوهر خود خیانت می کنند بیشتر است. ولی تحقیقات اخیر نشان می دهد که در سال های اخیر تعداد زنان خیانتکار نسبت به قبل بیشتر شده است.

به گزارش برترین ها موسسه Coffee and Company بریتانیا در یکی از پژوهش های خود نشان داد که از  3000 شرکت کننده، 20 درصد زنان به خیانت به همسران خود اعتراف کرده اند. اما چرا زنان به شوهران خود خیانت می کنند؟ در اینجا به 10 مورد اشاره می کنیم که شاید بعضی از آنها شما را متعجب کنند.


انتقام جویی


 گاهی بی وفایی یک زن از حس انتقام جویی او ناشی می شود. گاهی زنان بر خلاف میل باطنی خود به شوهر خود خیانت می کنند تا به او بفهمانند حس مورد خیانت قرار گرفتن چه قدر دردناک است. و جالب اینکه در خیلی از موارد این حربه زنان جواب می دهد. دکتر بنی وِیل می گوید " مردها به اندازه زنان احساساتی نیستند بنابراین در اکثر مواقع درد و رنج ناشی از خیانت همسر را درک نمی کنند، مگر اینکه خودشان طعم آن را بچشند." زنان با این کار در واقع می خواهند  شرایطی برابر با  شوهر خود داشته باشند چون احساس می کنند آنچه تا به حال به آن پایبند بوده اند دیگر اعتبارو ارزشی  ندارد.

بی تفاوتی همسر

گاهی بی وفایی زنان از احساس نادیده گرفته شدن یا بی تفاوتی همسر نسبت به مسائل و مشکلات ناشی می شود.  روث هوستون، کارشناس و موسس سایت معتبر infidelityAdvice.com، می گوید " اکثر زنان ابتدا سعی می کنند به همسرشان بفهمانند که مشکلی وجود دارد و چیزی آنها را ناراحت کرده است.  اما اگر شوهر متوجه این اشارات غیرمستقیم نشود، به همسر خود بی اعتنایی کند یا گلایه های او را جدی نگیرد، زن به خیانت روی می آورد چون احساس می کند راه دیگری نمانده است."

احساس ناامنی و خلاء عاطفی

 زنان نیاز دارند که دوست داشته شوند و مورد تحسین و قدردانی قرار گیرند. مییرز، کارشناس خانواده، می گوید " خیانت معمولاً زمانی اتفاق می افتد که زنی احساس کند آن طور که باید و شاید مورد علاقه و توجه همسرش قرار نمی گیرد و همسرش قدر او را نمی داند. معمولاً زنان به سمت مردهایی دیگر جذب می شوند چون از زبان آنها تعریف ها و تحسین هایی را می شنوند که از زبان شوهر خود نمی شنوند." زنان دوست دارند همیشه به چشم همسرشان خاص و فوق العاده باشند و تشنگی و عشق او را احساس کنند.

بازگشت به روابط قبلی

 میرز می گوید " بازگشت به روابط قبلی راهی آسان برای یافتن کسی است که بتواند کمبودهای زندگی زنان را برای مدتی کوتاه جبران کند. البته این راه حل بسیار مقطعی است و نمی تواند تاثیر ماندگاری داشته باشد. البته آنچه زنان می خواهند شخص قبلی نیست بلکه یا احساساتی است که در رابطه قبلی تجربه کرده اند و یا دیدی است که در آن زمان نسبت به خود داشته اند." به عقیده ویل " بازگشت به روابط گذشته باعث می شود زنان احساس جوانی، سرزندگی و جذابیت کنند. "

رابطه طولانی و یکنواخت

 اکثر زوج هایی که برای مدت طولانی با هم زندگی کرده اند، کم کم احساس می کنند آن حرارت و عشق روزهای اول را ندارند. بومن، کارشناس خانواده، می گوید " روزهای اول یک رابطه زمانی هستند که احساس می کنید انتخاب شده اید و مورد توجه و علاقه هستید. اما در مورد روابط طولانی قضیه کاملاً متفاوت است چون دیگر هورمون هایی که در اوایل رابطه با دیدن طرف مقابل در بدنتان ترشح می شد کمتر شده اند." البته این مشکل اجتناب ناپذیر نیست و تکنیک هایی برای مبارزه با احساس یکنواختی و تولید دوباره هورمون ها وجود دارد. مثلاً می توانید هر روز همسر خود را به مدت 20 ثانیه در آغوش بگیرید و حرف های عاشقانه بزنید. ویل می گوید " نکته جالب اینکه عدم وجود اختلاف و مشاجره همیشه نشان خوبی نیست. دعوا و جدل گاهی عشق ما را بیشتر می کند. آمار نشان می دهد زوج هایی که همیشه رابطه ای آرام و بدون تنش دارند بیشتر در معرض خطر خیانت و بی وفایی هستند."

ترس از خیانت شوهر

 بسیاری از زنان خیانت و بی وفایی را جزئی جدایی ناپذیر از شخصیت مردان می دانند و به همین دلیل همیشه دچار استرس و ترس هستند، حتی اگر شوهرشان واقعاً به آنها خیانت نکند. گاهی بی وفایی و شروع یک رابطه مخفیانه راهی است برای کاهش این اضطراب.

روابط زناشویی سرد و یکنواخت


زوج هایی که برای مدت طولانی در کنار هم زندگی کرده اند معمولاً از یکنواختی و سردی روابط جنسی شکایت می کنند. در پژوهشی که در سال 2010 صورت گرفت، 81 درصد از زنان می گفتند روابط زناشوییشان سرد و قابل پیش بینی شده و دیگر جذابیتی ندارد. مِیِر می گوید " گاهی زنان برای ایجاد تنوع و تجربه های جدید  مرتکب خیانت و بی وفایی می شوند."

نبود نقاط مشترک

 اگر زنی احساس کند که دیگر دغدغه یا علاقه مشترکی با شوهر خود ندارد، ممکن است به طرف کس دیگری جلب شود که این دغدغه ها و علایق را دارد. اکثر زوج ها در روزهای اول آشنایی احساس می کنند کسی را پیدا کرده اند که مثل آنها فکر می کند و با آنها همدل و همفکر است. اما در بسیاری از موارد بعد از چند سال این احساس از بین می رود. هوستون می گوید " بعضی از زنان برای مبارزه با احساس تنهایی و خلاء  به بی وفایی روی می آورند. "

بیماری

 زنانی که به بیماری ها خطرناک مانند سرطان سینه مبتلا می شوند، ممکن است ناگهان دیدی متفاوت به زندگی پیدا کنند، همه قسمت های زندگی خود را از اول مرور کنند و به مرگ و نیستی بیشتر فکر کنند. بومن می گوید " بدتر اینکه این زنان ممکن است احساس کنند  درست زمانی که بیش از همیشه به شوهرانشان نیاز داشته اند تنها مانده اند و دیگر مورد توجه شوهرانشان نیستند. احساسات این زنان آسیب پذیر می  شود و برای جبران این کمبودها و احساسات منفی به خیانت روی می آورند. این احتمال هم وجود دارد که احساس کنند زمان زیادی برایشان باقی نمانده و باید از زمانی که دارند بیشترین استفاده را بکنند. " 

جلب توجه و ماجراجویی

 ویل عقیده دارد " زنان ممکن است احساس کنند که کسی قدر آنها را نمی داند. آنها همه زمان خود را به کارهای خانه اختصاص می دهند، کارهای خانه را انجام می دهند، از بچه ها مراقبت می کنند... حتی بسیاری از آنها بیرون از خانه هم کار می کنند. آنها می خواهند مورد احترام قرار بگیرند و ارزش  زحمت هایشان شناخته شود." هوستون می گوید " زنان همچنین به دنبال کمی هیجان و سرگرمی در زندگی هستند . بسیاری از این زنان تنها به کمی محبت و توجه نیاز دارند. زنی که در زندگی زناشویی خود از شادی و هیجان و تنوع کافی برخوردار باشد و رابطه ای گرم و صمیمی با شوهر خود داشته باشد هرگز خیانت نمی کند."

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٠

بوق ممتد تلفنی که بی جواب می ماند می تواند شروع یک دعوای تمام عیار زناشویی باشد. ممکن است فکر کنید که مشکلات شما درست در همین لحظه شروع شده اند و با همین تلفن بی جواب ساده، همسرتان اعتماد چند ساله اش را به شما از دست داده است اما اگر کمی به گذشته برگردید و نگاهی به اصول اعتماد سازی در زندگی مشترک بیندازید، می بینید که همه چیز از اینجا شروع نشده است. ممکن است همه رفتارهایی که پیش از این به نظرتان ساده و بی اهمیت می رسیدند، امروز به جان زندگی تان افتاده باشند و از همسر آرام و منطقی شما، زنی شکاک ساخته باشند. اگر دوست ندارید چند ماه یا چند سال دیگر این رفتار را تجربه کنید، بهتر است قانون های اعتماد به یکدیگر را بشناسید و برای عملی کردن آن ها در زندگی مشترک تان دست به کار شوید.

وعده های کوچک را جدی بگیرید

بــرای این کـه همسرتان به شما اعتماد داشته باشد نباید کار خارق العاده ای انجام دهید. نخستین و مهم ترین قدم این است که همیشه و در همه چیز، حتی چیزهایی که به نظرتان کوچک و بی اهمیت می رسند، قابل اعتماد باشید. حتی اگر هیچ وقت پیمان شکنی بزرگی نکنید و همیشه با همسرتان صادق باشید، جدی نگرفتن این موارد کوچک می تواند بیش از هر چیز دیگری اعتماد او نسبت به شما را از بین ببرد. یادتان نرود، از خرید یک پاکت میوه، تا برنامه ریزی سفر یا تعهدهای بزرگ تر و جدی تر زندگی، هرچیزی را که به همسرتان وعده می دهید باید عملی کنید. لازم نیست به هر خواسته ای که او مطرح می کند جواب مثبت دهید. سعی کنید تنها چیزهایی را بپذیرید که توان انجام دادن شان را دارید و هرگز برای خوش کردن دل و شاد کردنش، قولی ندهید که نمی توانید انجام دهید. یادتان نرود که زن ها هیچ کدام از حرف های تان را فراموش نمی کنند.



رازهایش را فاش نکنید

اعتماد او را از دست ندهید و رازهایش را به یک موضوع عمومی تبدیل نکنید. یادتان نرود که آنچه در یک رابطه مطرح می شود، باید در همان رابطه هم بماند. برای سرپیچی از این قانون هیچ استثنایی وجود ندارد و شما نمی توانید به بهانه عصبانیت یا دعواهای زناشویی، رازهای همسرتان را فاش کنید. این یک اصل تغییر ناپذیر است که اعتمادی که از بین می رود، به همین سادگی ها تجدید نمی شود.

این جاده ۲طرفه است

رابطه یک جاده ۲طرفه است. چرا فکر می کنید که همسرتان باید به شما اعتماد کند و هیچ رازی در مقابل شما نداشته باشد، درحالی که خودتان نمی توانید به او اعتماد کرده و حقایق زندگی تان را برایش بیان کنید. شاید در آغاز برای شما که همیشه زندگی تان را در دل تان نگه داشته اید سخت باشد اما اگر اعتماد همسرتان برای تان اهمیت دارد، باید رازهای تان را برایش فاش کنید و از احساساتی که هر روز و هر لحظه دارید برایش صحبت کنید. هرگز به بهانه این که بعضی موضوعات جزو قلمرو شخصی تان هستند یا این که گفتن شان ارزشی ندارد، او را از جریان زندگی تان بی خبر نگذارید زیرا درصورت باخبر شدن از همان اتفاق ساده هم می تواند به شما شک کند و گمان کند که در زندگی شما اتفاقات مهم تری هم وجود دارند که او از آن ها بی خبر است.



توازن داشته باشید

درنظر گرفتن منافع خود و بی توجهی به خواست طرف مقابل و آنچه به نفع رابطه شماست، خیلی زود اعتماد همسرتان را از بین خواهد برد. اگر برای ساختن یک اعتماد همیشگی جدی هستید، پس این نکته را هم نادیده نگیرید. سعی کنید در زمان انتخاب و تصمیم گیری، چیزی را انتخاب کنید که به نفع همسرتان و زندگی مشترک تان هم باشد. مسلم است که همیشه نباید منافع خودتان را نادیده بگیرید و خواسته های خودتان را قربانی این اعتماد سازی کنید. شما باید بتوانید توازنی میان این ۲ ایجاد کنید. منظور از توازن این نیست که یک بار همه چیز به نفع شما و یک بار همه چیز به نفع همسرتان باشد بلکه شما باید در مجموع تصمیماتی را بگیرید که به صلاح ازدواج تان است.

زنان بدون این حس نمی توانند زندگی کنند

این که شما باید در طول روز به هم پیامک یا ایمیل بزنید و نشان دهید که نگران یا دلتنگ یکدیگر هستید، یک موضوع حذف نشدنی است اما گذشته از این، شما باید به صورت رودر رو هم با هم وقت بگذرانید. گرفتاری یا خستگی را بهانه نکنید. هر هفته با هم بیرون بروید، سعی کنید که هر روز با هم غذا بخورید، یک فیلم یا یک برنامه تلویزیونی ببینید یا این که در مورد موضوعات ساده روزمره با هم گفت و گو کنید. این که شما نقش پررنگی در زندگی روزانه هم بازی کنید، یکی از اصول مهم برای ساختن اعتماد هست. حضور مداوم شما به همسرتان این حس را می دهد که از همه لحظات زندگی شما با خبر بوده و بر همه چیز مسلط است. این حسی است که زنان بدون آن نمی توانند زندگی کنند.

عذر خواهی کنید، تکرار نکنید

هنگامی که اشتباهی از شما سر می زند عذرخواهی کنید. هیچ چیز بیشتر از اشتباهات شما نمی تواند اعتماد همسرتان را از بین ببرد. از گفتن این جمله نترسید و به خاطر غرورتان همه چیز را خراب نکنید. البته مهم تر از این عذرخواهی اولیه نشان دادن پشیمانی تان در رفتارهای تان است. اگر با او بلند حرف زده اید یا این که رفتاری کرده اید که او را آزار داده، تکرار آن اتفاق می تواند همه چیز را بدتر کند و باعث شود که همسرتان ارزشی برای این عذرخواهی های کلامی هم قائل نشود.

کنترلش نکنید

هر فرد در یک رابطه، به یک سرمایه گذاری برای ایجاد اعتماد در رابطه نیاز دارد. سعی نکنید مدام از همسرتان انتظار داشته باشید، او را کنترل کنید و بالای زندگی مشترک تان بایستید و همه چیز را کنترل کنید. در زندگی مشترک تان موقعیتی برابر با همسرتان برقرار کنید و به او اطمینان دهید که خواسته ها و انتظاراتش به اندازه خواسته های شما اهمیت دارند. اگر شما دوست دارید در مورد پوشش یا تصمیمات مهم تر زندگی او اظهارنظر کنید باید به او هم حق دهید که در مورد شیوه زندگی تان نظر دهد و انتظار تغییراتی را داشته باشد، حریم خصوصی او را بپذیرید و سعی نکنید به بهانه عشق مدام از او باج بگیرید و برای زندگی اش حد و مرز تعیین کنید.

چک نکنید

اعتماد را به زور نمی توان به دست آورد. اگر همسرتان در شما این حس را ایجاد کرده است، پس دیگر نیازی به چک کردن مدام او ندارید. شما می توانید با ذکاوت زندگی مشترک تان را زیرنظر بگیرید اما حق ندارید به بهانه به روز کردن اعتمادتان، مدام در تعقیب و گریز باشید و به عرصه خصوصی زندگی او مثل تلفن همراه یا صندوق ا یمیلش سر بزنید. از طرف دیگر نباید به او این حس را بدهید که مدام تحت نظر است. اگر شما به همسرتان و زندگی مشترک تان اعتماد دارید، پس دیگر مشکلی باقی نمی ماند و اگر احساس می کنید که دور از چشم شما اتفاقاتی در حال انجام است، بهتر است مفصل و شفاف با هم صحبت کنید و تصمیمی جدی برای ادامه زندگی تان بگیرید.



از متخصص کمک بگیرید

اگر شما برای ساختن اعتماد در زندگی مشترک تان هر راهی را رفته اید و به تمامی موارد گفته شده هم توجه کرده اید اما پاسخی نگرفته اید، باید راه دیگری را بروید. درصورتی که همسر شما با مشکل جدی در اعتماد کردن به اطرافیانش و به ویژه شما روبه روست، بدانید که واکنش های شما یا تلاش برای متعهد بودن و جلب اعتمادش کارگر نخواهد شد. اگر شما واقعا نسبت به رفتارهای تان و کارنامه اعمال تان در این زندگی اعتماد دارید اما همسرتان باز هم نمی تواند به شما اعتماد کند، بهتر است برای نجات زندگی تان از یک متخصص کمک بگیرید.

منبع: آفتاب

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٢٧ مهر ۱۳٩٠

برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند اما در صورتیکه از طرف همسرخود تحقیر شوند، این افراد بطور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.
امروزه در جامعه، زن‌ها و مردها جدا از نیاز‌هایی فیزیولوژی، به یک‌سری نیازهای روانشناسی هم نیاز دارند، «حسین ابراهیمی مقدم» دکترای روانشناسی و مشاوره در این باره به برنا می‌گوید: زمانیکه نیازهای فیزیولوژی و روانشناسی به طور مناسب در چارچوب خانواده ارضا نشود، این احتمال وجود دارد که افراد دچار لغزش و خطا شوند.
البته این لغزش و خطا بیشتر در افرادی وجود دارد که از لحاظ فرهنگی و یا از نظر نوع نگاه به زندگی از چارچوب پایین‌تری برخوردار باشند. فرض کنید؛ یک‌نفر در محیط خانواده از نظر گرسنگی ارضا نشود، احتمال دارد برای سیرکردن به یک نانوایی و یک رستوران مراجعه کند.
این مساله، درمورد همه نیازها صدق می کند،مگر اینکه فرد از یک قدرت «خودکنترلی» برخوردار باشد و یک پایگاه معنوی ذهنی خوبی داشته باشند.
اکثر روانشناسان، زمانیکه علل خیانت‌های زناشویی را بررسی می‌کنند، یکی از آن عوامل، بحث نیازهای فیزیولوژی و یا روانشناختی است و زن و شوهر خواهان آن هستند که نیازهایشان به اندازه کافی و به درستی ارضا نشده است.
برای مثال برخی از مردان نیاز دارند که مورد تایید همسرشان قرار بگیرند، اما در صورتیکه از طرف همسرخود، تحقیر شوند، این افراد به طور ناخودآگاه به جهتی می‌روند که نیازهای آنها برطرف شود.همین طور برخی زن‌ها، نیاز زیادی به تمجید دارند و اگر احساس کنند که آن طور که باید، مورد لطف همسرشان قرار نمی‌گیرند ممکن است دنبال این باشد که این نیاز را در بیرون از خانه برطرف کنند.
البته افرادی‌که در یک چارچوب فرهنگی ضعیف‌تری برخوردارند، لغزش و خطا در آنها مشاهده می‌شود. از طرفی دربرخی از خانواده‌ها دیده می‌شود که به دلیل ناپختگی و بی‌تجربگی تصمیم‌های مقطعی و آنی می‌گیرند که اصلاً به صلاح آنها نیست.


واقعیتی وجود دارد که در بسیاری از خانواده‌ها، دوره‌ای در زندگی آنها به مشکلات و درگیری و بحث منحصر می‌شود که در این دوره‌ها زندگی چندان خوشایند نیست.
این احتمال وجود دارد که مرد و یا زنی که از یک چارچوب تربیتی مناسب برخوردار نیست در همان برهه از زمان ناخوشایند، تصمیم عجولانه‌ای بگیرد که پایه زندگی خانواده‌ای دچار مشکل کند.
در برخی از مواقع این امکان وجود دارد که بسیاری از این خیانت‌ها و مشکلات‌ها به دلیل که زن و شوهر از هم هیچ شناخت روانشناسی ندارند. به عنوان مثال مردهایی که از رسم و رسومات خاص مانند روز تولد، سالگرد ازدواج و یا این قبیل آگاه نبوده و اهمیت ویژه قائل نیستد.
در نتیجه از نظر کلامی همسران را مورد تایید قرار نمی‌دهند. و همین طور زنانی که نسبت به یک سری مسائل مانند پوشش، حجاب حساسیت خاصی از خود نشان می دهند و منجر به این می‌شود که طرف مقابلشان را به دلسردی دعوت کرده و او را از دامن خانواده دور کند.

برای جلوگیری از این اتفاقات و حفظ عشق زناشویی می‌توان این 4راهکار را مدنظر قرار داد:

1- زن و شوهر باید برای گفت وگو و شناخت متقابل، زمان بیشتری را برای باهم بودن در نظر بگیرند.

2- در مورد خصوصیات روانشناختی همدیگر اطلاعات کافی داشته باشند.

3- محیط خانه را طوری فراهم کنند که تمام نیازهای طرف مقابل در آن محیط قابل ارضا و برطرف شدن باشد.

4- سعی کنند از مهرورزی، عطوفت و عشق ورزی چیزی کم نگذارند تا خانه،محیطی ایمن برای آنها باشد.

منبع-برنانیوز    گردآوری : پایگاه اینترنتی پرشین وی www.persianv.com

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠

اغلب علائم خیانت همسر به دقت زیاد نیاز دارد، و لیستی قطعی از این علائم وجود ندارد. با این حال، علائم مشترکی هستند که حاکی از خیانت در ازدواج باشند. اگر به همسر خود مشکوک هستید، نباید سریع نتیجه گیری و اقدام کنید. اگر هم خیانت او برای شما اثبات شده است، باید برای ماندن یا رفتن به خود فرصت بدهید. اگر در تصمیم خود مردد هستید، حتما از نظرات کارشناسانه یک مشاور خبره بهره بگیرید. اگر تصمیم گرفتید که به زندگی با وی ادامه بدهید، باید صادقانه با هم مشکل را حل نمایید. اما باز هم کمک مشاور ماهر نیاز می باشد.


علائم خیانت همسر

عدم صمیمیت
این علامت خیلی هشدار دهنده است. اگر چه فراز و نشیب در همه زندگی ها وجود دارد، اما نداشتن صمیمیت و رابطه جسمی و عاطفی به مدت طولانی یعنی دور شدن همسران از یکدیگر. دلایل متعددی همچون افسردگی و استرس برای این مشکل وجود دارد. مع ذلک، تخلیه صمیمیت عاطفی و جسمی در جای دیگر، یکی از مهمترین دلایل می باشد

برنامه جدید و عجیب
اگر همسر شما هیچ توضیحی منطقی برای برنامه خود ندارد، می تواند نشانگر فریب دادن شما باشد. اگر سالی یک بار قرار ملاقات کاری دارد، جای نگرانی نیست. اما اگر مدام تکرار می شود، منطقی است که نگران شوید. شتابزدگی، وقت و بی وقت خانه را ترک کردن و توضیحات غیر منطقی دادن می توانند از علائم خیانت می باشند..

 تلفن های مرموز
در این گونه مواقع فرد احساس ناراحتی و دستپاچگی می کند. البته هراز گاهی افرد تماس تلفنی اشتباه دارند که طبیعی هم است. اما اگر مدام تکرار شود، قضیه صورت دیگری به خود می گیرد. اگر همسر شما بی موقع، مثلا صبح زود یا آخر شب تماس می گیرد یا در حضور شما پاسخ تلفن را نمی دهد، حق دارید که مشکوک شوید.

دروغ
اگر وی حتی برای موارد ناچیز هم دروغ می گوید، می خواهد شما را فریب بدهد. اگر بر سر مسائل غیر مهم دروغ نمی گوید و دروغ گفتن جز ذات و شخصیت او نیست، و یکباره دروغ های بزرگ می گوید، احتمال خیانت وجود دارد.

ناراحتی اجتماعی
اگر با همسر خود بیرون می روید و او راحت نیست، علامتی دیگر بر فریب می باشد. اگر قبلا دوستان و همکاران همسرتان با شما گرم بودند، اما یک مرتبه از شما دوری می کنند، شاید سعی دارند از مشکل شما فاصله بگیرند. یا اگر با دوستان و همکاران همسرتان در فعالیت های گروهی شرکت می کرده اید، اما الآن شما را طرد می کنند، علتش این است که آنها رازی را می دانند که از افشای آن می ترسند.

www.lovetarin.com


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٠

نتایج تحقیقات مختلف درمورد خیانت متفاوت است. وقتی محققان پرسشنامه‌هایی را بین زنان و مردان مختلف پخش کردند و از آنها پرسیدند که آیا تابحال خیانت کرده‌اند یا نه، به نظر رسید که مردان علاقه زیادی به لاف زدن درمورد خیانت‌های خود دارند. اما زنان معمولاً انجام اینکار را پنهان کرده و درمورد آن دروغ می‌گویند. هِلِن فیشر جامعه‌شناس اعتقاد دارد که این مسئله علت دارد و آن این است که زنان در طول تاریخ بیشتر از مردان مورد خیانت قرار گرفته‌ اند. درنتیجه خیانت، زنان فرزندان و حمایت مالی و اقتصادی خود را از دست داده و حتی در برخی کشورها تحت خشونت‌های قانونی قرار می‌گیرند.

تقریباً نیمی از افرادیکه در روابط متعهد هستند، در نقطه‌ای از رابطه دست به خیانت می‌زنند. و 98 درصد از افراد درمورد فردی جز فرد مقابلشان در رابطه خیالپردازی عشقی می‌کنند. با شیوع شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک، این خیالپردازی‌ها بسیار راحت‌تر از گذشته شده است، چه به‌صورت آنلاین و چه واقعی.

جالب است که ندرتاً افراد همسرشان را به‌خاطر کسی که با او دست به خیانت زده‌اند رها می‌کنند. و آنهایی که اینکار را می‌کنند، احتمال طلاق در رابطه دومشان بسیار بالا است زیرا فردمقابل نمی‌تواند به کسی که یکبار به خانواده خود خیانت کرده است، اعتماد کند.

پس اگر خیانت سودی به دنبال ندارد، چرا آدم‌ها به هم خیانت می‌کنند و آیا می‌توان جلو خیانت همسر را گرفت؟

برخلاف باور عموم، خیانت معمولاً زمانی اتفاق نمی‌افتد که فرد از رابطه خود ناخوشنود است. هشتاد درصد از خیانت‌ها به دلیل فرصتی که به دست رسیده‌ است انجام می‌شوند.

اگر این درست باشد، بنابراین مهم نیست که چند مرتبه با همسرتان رابطه‌ جنسی داشته باشید یا اینکه آشغال‌ها را شب‌ها سر کوچه بگذارید یا نه. ازدواج شما همیشه درمعرض خیانت قرار دارد. دور کردن دوستان از جنس مخالف همسرتان یا محدود کردن زمانی که در اینترنت سپری می‌کند هم اثری ندارد.

و البته این را هم بگوییم که همیشه کسانیکه مشکل اخلاقی دارند نیستند که خیانت می‌کنند. در سال 2004، 82 درصد از پاسخ ‌دهندگان به یک تحقیق ابراز کرده‌اند که خیانت همیشه کاری اشتباه است. و یک تحقیق نشان داده است که تا نیمی از زنان متاهل بعد از ازدواج تا قبل از 40 سالگی حداقل یک عاشق دارند.

پیش‌گیری از خیانت خیلی ساده است، راهش راست گفتن است. محققان و روانشناسان اعتقاد دارند که برای اینکه زوج‌ها از بروز خیانت در زندگی زناشویی خود جلوگیری کنند، باید اول قبول کنند که جذب شدن به افراد دیگر مسئله‌ای کاملاً طبیعی است. و اگر متوجه شدید که درمورد یک فرد دیگر به غیر از همسرتان خیالپردازی می‌کنید، باید موضوع را به اطلاع همسرتان برسانید. این یعنی درمورد احساساتتان صادق باشید. البته لازم نیست که با گفتن جزئیات مسئله احساسات همسرتان را خدشه‌دار کنید اما قبل از اینکه نگرانی‌هایتان به مسئله جدی‌تری تبدیل شود با همسرتان صادق باشید.

به همسرتان بگویید که چه ویژگی رابطه‌تان را تحسین می‌کنید و فکر می‌کنید رابطه‌زناشوییتان چه ایرادات و اشکالاتی دارد. کاملاً راحت و معمولی با همسرتان حرف بزنید و احساساتتان را با هم درمیان بگذارید.

حرف زدن درمورد این مسائل را باید با دیدگاهی عادی و طبیعی نگاه کنید نه تهدیدآمیز مگراینکه طرف مقابلتان چیزی را از شما پنهان کند. آنوقت است که آن خیالپردازی به مسئله‌ای جدی‌تر تبدیل می‌شود و ممکن است موجب رفتارهای موذیانه و پنهان‌کاری شود. همین است که خیانت ایجاد می‌کند.

دفعه بعدی که با فردی جذاب روبه‌رو شدید، کسی که از هر لحاظ تحسینش می‌کردید، حتماً موضوع را با همسرتان درمیان بگذارید. همیشه به اینکه در رابطه‌تان چه می‌کنید دقت داشته باشید. این را به یک اولویت زندگیتان تبدیل کنید و از بودن با هم لذت ببرید.

بعد از مدتی خواهید دید که جزء معدود روابط متعهدی خواهید بود که دو طرف کاملاً به هم متعهد هستند

مردمان

نویسنده: امراله قاضی - پنجشنبه ۳٠ دی ۱۳۸٩

منبع : سایت مردمان          

 طبق آمار، زنها به سه دلیل عمده دست به خیانت می زنند، در غیر اینصورت مطمئناً به تعهد خود پایبندند. اوّل، نارضایتی یا عدم احساس خوشبختی در زندگی اوّل که ناشی از کمبود یا وجود عوامل فوق می باشد، در این صورت نیازهای خود را در مرد دیگر جستجو می کند. دوّم، دیدگاه اشتباه اجتماع نسبت به زنانی که قدرت جنسی و شهوت زیادی دارند، در نتیجه وی مجبور است در روابط خود با همسرش این حس را کنترل کند که مبادا مورد اتهام واقع شود و همواره جلوه ی اجتماعی خوبی را در نظر همسرش داشته باشد، این کنترل شهوت به وی فشارهای روحی و جسمی وارد می کند. سوّم، برخی زنها همواره بر این باورند که یک رابطه بالاخره به پایان می رسد، بنابراین با ایجاد روابط جنسی و خیانت با کس دیگر (در حین یک رابطه متعهدانه)، سعی می کنند قبل از پایان یافتن رابطه خود با نفر اصلی و ضربه عاطفی خوردن، جایگزینی پیدا کنند.

 

در اینجا به دلایل کشیده شدن یک زن به راه خیانت می پردازیم:

1-     از نظر مالی به اندازه کافی تأمین نشود.

2-     به دلایلی چون، عدم همصحبتی و وقت گذاشتن همسرش برای وی، نیازهای عاطفی خود را از دید مردش نادیده انگارد.

3-     روابط همسرش با وی صمیمی نباشد.

4-     از نظر زناشویی و رابطه جنسی، ارضا نشود.

5-     تنهایی مطلق و حس بیکسی در منزل.

6-     عدم بروز احساسات مرد نسبت به مزیت های همسرش، مثل، زیبایی، تغییرات ظاهری و .. ، در این حال زن احساس بی ارزشی می کند.

7-     در صورت اعتیاد مرد به الکل یا اعمال خشونت و بددهنی.

8-     در صورت اطمینان از خیانت مرد.

9-     عدم درک عواطف و آرزوهای زن.

 در صورتی که مرد، همسر خود را خانه نشین یا از شرکت در جمع منع نماید.

 اعتیاد یا قمار و ....

 نقض عضو یا اختلال در ارتباط جنسی یا دیگر اعضاء بدن.

 

 

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩

توجه: این علائم می تواند شروع یک خیانت باشد ولی الزاما با دیدن بعضی از این علایم نباید کانون گرم خانواده را دچار آشوب کرد ، توصیه میشود با دیدن چنین حالتی در همسر خود در رفتار خود تجدید نظر کرده و زمینه ی پیشگیری از خیانت همسر خود را فراهم نمائید.این نشانه هابرای تداوم زندگی عاشقانه ی زو جها می تواند زنگ خطری باشدپس بیش از آنچه که فکر خیانت همسر را در دل بپرورانید به فکر اصلاح رفتار خود باشید تا زندگی پربارتری داشته باشیدچون به هیچ وجه داشتن چنین علائمی به تنهایی به منزله ی خیانت همسر نیست.

 10 نشانه خیانت یک مرد:

 1 :افزایش ناگهانی ساعت کاری در اینترنت 2_تغییر شخصیت و شکل ظاهری

3-احساس گناه و شرمندگی زیاد 4-جبهه گیری و پرخاشگری زیاد 5-اتهام به خیانت

6-عدم تمایل به روابط جنسی 7-مخفی کردن موبایل و تلفنهای بی جواب 8-کم حرفی و سرد مزاجی9-تفکر زیاد و خیره شدن 10-افزایش ساعات کاری

10 نشانه خیانت یک زن :

1- بی تفاوتی و بی اهمیتی 2-افزایش مشغولیتها3-تغییر در زندگی جنسی 4-افزایش استقلال و خود کامگی5-افزایش آرایش و آراستگی6-ایجاد تغییرات در عادتها 7-ممانعت از پاسخگوئی به سئوالات ساده8-دوستی با فردی جدید9-افزایش پرخاشگری و ستیزه جوئی 10-فاصله گرفتن و جدائی از خانواده(ایرانیان انگلستان)

 

10 نشانه خیانت یک مرد و یک زن

10 نشانه خیانت یک مرد

متاسفانه پدیده نکوهیده خیانت در برخی از مردان مشاهده میشـود که در نهایت موجبات تخریف روابط خـانـواده را فراهــم خواهـد آورد. در این قسمت به 10 نشانه خیانت در مردان اشاره می کنیم. این علائم ممکن است شروع قصه ای غم انگیز باشد پس سعی نماییـد حـواس خود را بیشتر جمع کنید.

 نشانه شماره 10 :افزایش ساعات کاری
بیشترشدن مدت زمانی که بقول او بدلیل اضافه کاری یا جلسه سر کار میماند یکی از نشانه های مهم است. این فرصت خوبی است برای ملاقات و قرارهای عاشقانه.

نشانه شماره 9 :تفکر زیاد و خیره شدن
بتازگی زیاد توی فکر است، معمولا" به یک نقطه خیره میشود و در افکار خود فرو رفته، آیا مشکل کاری دارد؟ با کـسی دعوایـش شده؟ اگر نـه پـس از خـواب خـرگوشـی بیدار شوید.


نشانه شماره 8 :کم حرفی و سرد مزاجی
یکی از نشانه ها این است که او دیگر در خانه حرف نمی زند و یا بسیار کم حرف شده است، با شما به سردی برخورد کرده و احساسات شما را بی معنی می انگارد و دیگر حرفهای عاشقانه نمیزند.


نشانه شماره 7 :مخفی کردن موبایل و تلفنهایی بی جواب
موبایلش را هیچگاه از خودش دور نمیکند ،هنگام زنگ خوردن بسرعت سراغش رفته و به آرامی صحبت می کند. تلفنهای مشکوک و مزاحم زیاد شده است.


نشانه شماره 6 :عدم تمایل به روابط جنسی
در صورت وجود روابط پنهانی شـور و هـیجان همسر شما برای رابطه جنسی از بین رفته و دیگر مانند گـذشـته تـمایـلی به داشـتن این روابط ندارد او سرد و بیتفاوت از کنار شما خواهد گذشت.


نشانه شماره 5 :اتهام به خیانت :از قدیم گفتن "دست پیش بگیر تا پس نیـفتـی" و "کافـر هـمـه را بـه کیش خود پندارد". بله او شما را به خیانت متهم می کند در حالی که هیچ دلیل و مدرکی ندارد. چون خود چنین افکاری درسردارد اینطور می انگارد که شما نیز به دنبال کج روی و تقلب هستید.
انگ زدن های بی مورد، سوال پیج کردنهای پی در پی و بدون منطق می تواند نشانه مهمی برای خیانت در او باشد.


نشانه شماره 4 :جبهه گیری و پرخاشگری
هنگامی که از او میپرسید "چرا دیر کردی؟" یا "چرا موبایلت خـامـوش بود؟" او با لحنی تند و چهره ای برافروخـته شـروع بـه توجـیه شـما می کـند و با اسـترس پاسخ سوال را می دهد. برای هر موضوع بی اهمیتی شروع به بهانه تراشی و تند خویی می کند.
"آنکه از حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟" هر قدر پاسخها با لحن آرامتر و منطقی تر بیان شوند، احساس صحیح بودن آنها بیشتر تقویت خواهد شد و بالاعکس.


نشانه شماره 3 :احساس گناه و شرمندگی زیاد
او بدلیل گناهی که در مورد شما مرتکب شده احسـاس گـناه و عذاب وجدان می کند بنابراین وقتی هدیه ای به او می دهید و یا کار غیر منتظره ای برایش انجام می دهید، چهره اش منقلب شده و علائم شرمندگی در چهر ه اش موج خواهد زد.


نشانه شماره 2 :تغییر شخصیت وشکل ظاهری
نوع لباس پوشیدن او تغییر می کند، جملات جدید بیان می کند، حرکات متفاوت از او سر می زند، ساعت خواب و بیداریش تغییر می کند، غذاهای جدیدی طلب می کند. بـیـشتر حـمام مـی رود، مـوهای خـود را بـرخـلاف گـذشـتـه حـالـت داده و آغـشتـه بـه ژل می نماید.
او می خواهد مطابق با میل دیگری رفتار کند، لباس بپوشد، حرف بزند، غذا بخورد و ...


نشانه شماره 1 :افزایش ناگهانی ساعت کاری در اینترنت
امروزه اینترنت و اسلحه بسیار قوی آن یعنی "چت" وسیله ای مطمئن و امن برای رد و بدل حرفهای عاشقانه و الـبته درد دل های شبـانه بــرای عشـاق تازه بـهـم رسیده و یا نرسیده تلقی می گردد. گـذراندن سـاعتهای متـمادی شـوهرتان را در جـلـوی کامپیوتر بحساب انجام کارهای اداری و استفاده عـلمـی او از کامـپـیوتر نـگذارید و کمـی بیـشتر حواستان را جمع نمایید.


نتیجه: گرچه نـشـانه های ذکر شـده به هیـچ عنـوان دلیـل قطعی برای خیانت مردان محسوب نمیگردد، دانستن آنها برای پیشگیری از خیانت پیش از وقوع مفید می باشد. فضای خانواده خود را با صداقت و صمیمیت گرمتر و جذاب تر نمایید.

 10 نشانه خیانت یک زن

واقعا در روابط زناشویی چیزی بنام یک "رابطه کامل" وجود ندارد و متاسفانه با این که شما تصور میکنید همسرتان بسیار به شما علاقمند است احتمال خیانت او وجود.
بخاطر داشته باشید: زنان بسیار نکته بین و دقیق هستند و درصورت خیانت مانند یک تبهکار حرفه ای ردی از خودشان باقی نمی گذارند بنابراین شما باید خوب حواستان را جمع کنید. در زیـر 10 نشانـه اصلی که ممکـن است ( نه لزوما" ) دلیـل خیـانت یـک زن باشد را می خوانید:


نشانه شماره 10 : فاصله گرفتن و جدایی از خانواده
این واقعیت که او دیگر علاقه ای به رسیدگی امور خانواده ندارد و تمایلش را به برقراری رابطه با خـانـواده و دوسـتان شما از دسـت می دهد، مـی تواند دلیـل بر پشیمانی و ندامت ناشی از خیانت باشد. او ممکن است بخاطر خیـانـتش احسـاس گنـاه کـرده و روبرو شدن با دوستان یا خانواده شما او را به یاد گناهانش بیندازد.بنابراین هرچقدر او در صداقت و درستی قوطه ورتر شود، بهمان اندازه مجبور بتحمل عذاب وجدان کمتری خواهد شد.


نشانه شماره 9 :افزایش پرخاشگری و ستیزه جویی
آن روزهای تفاهم و همدلی و رضایت که با هم داشتید به پایان رسیـده. اخیرا او با هر کار شما شروع به مشاجره و شکایت پـرداخـتـه و از هـر بـهـانـه ای بـرای نـزاع و تخریب شخصیت شما استفاده میکند. نق زدنها به او کمک می کند تا احساس گناه را از بین برده و یا حداقل کمترکند. بنابراین اگر عیب جوییهای او از شما بصورت یک عادت درآمده کمی دقت کنید ببینید چه اتفاقی در حال افتادن است.


نشانه شماره 8 : دوستی با فردی جدید
یک از نشانه های شروع خیانت قرار گرفتن فردی جدید در سر راه اوست که ممکن است از طرف او "همکار" یا "دوست قدیمی" اطلاق شود. او از بیان جزئیات دوستی با فرد جدید خودداری کرده و سعی در پوشاندن آنها دارد.

نشانه شماره 7 : ممانعت از پاسخگویی به سؤالات ساده
هـمیشه نسبت بفردی که حتی از پاسخگویی به ساده ترین و منصفانه ترین سوالات شما سرباز می زند و یا سـوالات شما را از خودتان می پرسد ( این امر نشانگر یافتن یک جستجوی ذهنی برای دروغگویی است ) ضنین و مشکوک باشید. هشیار باشید در مورد دیر آمدن ها به خانه و ایـنکه او با غرولند در جواب سوال شما می گوید: " چرا می خوای بدونی کی از محل کارم خارج شدم؟". اگر او به سوالاتی که همیشه عادت داشـت داوطـلبـانـه و با رقبـت پاسـخ دهـد ولی اکنـون با حالت تدافـعی و جبـهه گیرانه علاقه ای به جواب دادن آنها ندارد، بـدانید که او چـیزی ( یا کسی....) را از شما پنهان میکند.


نشانه شماره 6 : ایجاد تغییرات در عادت ها
اگر او سرش جای دیگری گرم باشد ، بطور قطع متـوجه تـغییراتـی در انـجام عـادتها و کارهای روزمره اش خواهید شد. دیگر تمایلی به سینما رفتن وجود ندارد و صحبتی از شرکت در کلاسـهای آموزشـی نمی شـود. معمولا" مـردان دوسـت دارند با مـعشـوقه جدیدشان ملاقات کنند و این امر موجب غفلت و بازماندن از انجام مشغولیات گذشته می گردد.


نشانه شماره 5 : افزایش آرایش و آراستگی
هـمانگونه که خود شما در ابتدای ارتباطتان سعی در نشان دادن محاسن خود به یکدیگر داشتید، اکـنون او نـیز بصورت ناگهانی اصرار در آرایش بیشتر و تغییر لباس و دگرگون کردن ظاهر خود برای فردی دیگر دارد.


نشانه شماره 4 :اافزایش استقلال و خودکامگی
یک نشانه مهم کج روی این است که او از نـهاد دو نـفره خـانواده جدا شده و به سمت خودمختاری پیش می رود. او دیگر نمی گوید "ما" می گویـد "من" بعلاوه کار خودش را انجام می دهد و تمایلی به مشورت در مورد اندیشه های آینده زندگی ندارد. او طوری رفتار میکند که به شما بفهماند دیگر نیازی به نگهداری شما ندارد.


نشانه شماره 3 : تغییر در زندگی جنسی
ایجاد تحـولات ناگهـانی، عـدم تمایـل و سربازدن در رابطه جنسی.

نشانه شماره 2 : افزایش مشغولیتها
او میگوید دیگر وقت انجام فعالیت های فوق برنامه را با شما ندارد با اینحال وقتی که "دوستش" با او تماس می گیرد همان لحظه حاضر و آمـاده شده و بـیرون می رود. او بسیار زیاد برای "کار" از خانه خارج می شود.


نشانه شماره 1 :بی تفاوتی و بی اهمیتی
چه چیزی بدتر از این اســت که همسـر شـما تقریبا در مـورد همه چیز نق بزند؟ به نظر می رسد بدتر این باشد که او دیگر توجه نکند که حتی شـما یک مـوجود زنده هستید. همانـطور که نشـانه شــماره 9 ( بهانه جویی و گیـر دادن سر هر موضوع ) یک نــشـانه خیانت محسوب میگردد بر عکس آن هم یعنی بی اهـمیتـی در انجام کارهای شما نیز دلیلی محکم است. دیگر برای او فرقی نمیکند که شما کجا میروید و چه کار می کنید. اگر عقیده خود را مثلا" در مورداحساس خود و یا ظاهر او ابرازکنید با جوابی سرد مواجه خواهید شد. بعبارت دیگر او همـان اندازه اهمیتی که شما برای موضوعات مختلف قائل هستید، قائل نخواهد بود بخصـوص که آن موضـوع مسـتقیما" در رابـطه شـما تاثیر گذار باشد.


**********
واقعیت گرا باشید: با این فکر که همسرتان هیچ وقت به شما خیانت نمی کند، خودتان را فریب ندهید و از طرف دیگر فورا" او را متهم به خیانت نکنید. اگر هـمسر شما دارای یک از نشانه های فـوق بـود، دلـیل بر ایـن است که احتـمـالا" چیـزی در این رابطه غلط می باشد و لزوما" دلیلی بر اتهام نهایی نیست. در هر حال بـا خـواندن ایـن مقاله فرصنی مناسب برای شما پیش می آید تا بـتـوانید برخورد و دیدگاه منطقی تری نسبت به مسائل داشته باشید.
موضوع مهم تر اینکه اجـازه نـدهید آنچه که ممکن اسـت تنها یک حس حسادت در شما باشد باعث تخریب افکارتان در مورد همـسرتان شود چرا که اشتباه انگاری و نتیجه گیری زود هنـگام ممکن اسـت یک رابطه را برای همیـشه از بین ببرد پس همه حقایق را پیش از روبرو شدن با وی درنظر داشته باشید

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩

   

منبع: سایت روانشناسی- مشاوره

در این نوشته با انواع خیانت های زنان و شوهران متاهل و دلایل آن آشنائی پیدا میکنید. آشنائی با دلایل انواع خیانتهای همسران متاهل به افراد این فرصت را می دهد که با اتخاذ تمهیدات لازم از لغزش خود و همسرشان در سراشیبی خیانت اجتناب کنند.

 در جـوامع غربی در %66 ازدواجها پدیده خیانت  مشاهده می گردد.

در ازدواجـهـایـی کـه یـکـی از زوجـین دست به خیانت زده احتمال طلاق افزایش یافته است.

خیانتهای جنسی به طلاق کشیده میشود. %75 

 ماهیت خیانت عشقی با خیانت جنسی تفاوت دارد..

زنان و مردان برای خیانت عشقی خود دلایل یکسان اما برای خیانتهای جنسی خود دلایل متفاوتی دارند.

.

25% مردان و 15% زنان جوامع غربی در دوره تاهل و زندگی مشترکشان بیش از 4 رابطه ی جنسی غیر مشروع دارند.

    از افرادی که مرتکب خیانت جنسی شده اند 15% همسر پیشین خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج کرد ه اند.

80% افرادی که به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر خود را طلاق داده اند پشیمان گشته اند.

بیشتر رابطه های پنهانی معمولا 2-3 سال بطول می انجامد اما برخی ممکن است مادام العمر باشد.

عامل خوشبختی در زندگی زناشوئی احتمال خیانت را منتفی نمی کند.

پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان کننده ای برای نداشتن رابطه ی پنهانی وی نمی باشد.

بطور کلی 3 نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجوددارد:

رابطه عشقی -رابطه جنسی -رابطه اینترنتی 

تعریف خیانت عشقی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متاهل با فرد  دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد برقرار میگردد. 

تعریف خیانت جنسی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد رابطه جنسی برقرار میکند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.

تعریف خیانت اینترنتی: شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموما در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانه میباشد. 

عمده نیازهایی که فرد در یک رابطه نامشروع و پنهانی سعی در تامین آنها دارد به قرار زیر میباشد:مورد نیاز بودن -رفاقت-درک شدن-از سوی فردی دوست داشته شدن-یک ریسک لذت بخش و مفرح-احساس آزادی - استقلال-سرگرمی- برآورده ساختن نیازهای جنسی-تقویت اعتماد بنفس-سلطه جویی-تجربه تازه-ماجراجویی-القاء داشتن استحقاق و شایستگی-رقابت-شیطنت-پر کردن خلاء تنهایی-برتری جویی-انتقام جویی-تعلق پذیری-احساس امنیت-مورد پذیرش واقع شدن-هیجان-لذت جویی-احساس جوانی کردن-تنوع طلبی-خود شناسی.

خیانت عشقی: این نوع رابطه پنهانی در ابتدا از یک صحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل میگردد. در پایان نیز چیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی ندارد. انگیزه اصلی آن افزایش اعتماد بنفس فرد میباشد اما بطور کاذب. به انواع رابطه عشقی خیانت آمیز توجه کنید:

تفننی، خیانت جنسی خیانت عشقی، رابطه عشقی کورکورانه، رابطه عشقی

رابطه عشقی کورکورانه: در این نوع رابطه پنهانی فرد به نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد که همان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش میباشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیر منطقی و شیفته میگرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد میباشد که در آن عشق بصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا میکند. فرد در این نوع عشق خود را به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی که معشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب میکند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساس وجد. این نوع رابطه عشقی میتواند از چند هفته تا چند چندین سال بطول انجامد. اما پس از گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند و با یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشین خود معمولا جدا میگردد.

رابطه عشقی تفننی: این نوع رابطه پنهانی بر مبنای دوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعی گریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدید میباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن است که با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربه اندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار میدهد. دو فرد در این نوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. میتواند سالها بطول انجامد و یا حتی مادام العمر ادامه یابد. فرد ممکن است از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نگردد و حتی اعتقاد داشته باشد که رابطه پنهانی وی و برآورده گشتن نیازهای وی از این طریق سبب تحکیم زندگی مشترکش میگردد.

رابطه عشقی مقطعی: این نوع رابطه پنهانی در دوران تغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دو فردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتر در هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسط همسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت در فرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجاد میکند. مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم کننده باشد و هم زیاد سختگیر و مشکل پسند نباشد. این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوع بپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی را درک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرش کوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم میگسلد. این رابطه برای فرد نیازهای امنیت، اختیار داشتن، تعلق پذیری، عاشق و معشوق بودن، مورد پذیرش بودن و اعتماد بنفس را تامین میکند.

رابطه عشقی انتقامجویانه: برخی از زنان از مردان و برخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازی دادن دیگران میبینند. آنها دروغگویان ماهری نیز میباشند. آنها قربانیان خود را معمولا از میان افراد آسیب پذیر، ساده لوح و معصوم شناسایی و انتخاب میکنند. آنها در ابتدا وعده های خوشایندی به طرف مقابل میدهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجش خاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمیگذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله گری و ظرافت به قربانی نزدیک میگردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفی کند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد. اما پس از گذشت زمان بتدریج قربانی را نا امید، تحقیر و مطیع خود میگرداند. پول، وقت، انرژی و اعتماد بنفس قربانی خود را میگیرد. در اینگونه افراد با سلطه جویی و کنترل کردن فرد دیگر نوعی احساس امنیت در فرد پدید می آید. فرد در این رابطه پنهان از همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمیگردد.

خیانت جنسی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رابطه جنسی رفاقتی: در این نوع رابطه پنهانی دو فرد با یکدیگر رابطه جنسی داشته و از یکدیگر مانند دو دوست مراقبت میکنند. با اینحال زیاد با یکدیگر صحبت نمیکنند. آنها با یکدیگر خوش بوده و با یکدیگر بودن لذت میبرند. آنها میپندارند که این نوع رابطه پنهانی نه تنها هیچ لطمه ای به زندگی مشترک با همسرشان نمیزند بلکه تاثیر مثبتی نیز بروی آن میگذارد. این نوع رابطه ممکن است سالها بطول انجامد. این رابطه عزت نفس، حس پذیرش، هیجان، خیالپردازی، لذت، شیطنت، اشتیاق وارضای تمایلات جنسی فرد را برآورده میسازد.

رابطه جنسی ماجراجویانه: در این رابطه پنهانی نیز رابطه جنسی وجود دارد. یک رابطه مفرح و شیطنت آمیز میباشد. دو فرد برخی اوقات تصور میکنند کودک بوده و طرف مقابلشان اسباب بازی میباشد که به فرد دیگری تعلق دارد. هر دو فرد در این رابطه خود محور بوده و در جستجوی لذت خویش میباشند. معمولا نیز دارای شریک جنسی فراوانی هستند. برای فرد رابطه جنسی یک بازی رقابتی و وسیله ای برای کنترل و سلطه جویی میباشد. این نوع رابطه به فرد عزت نفس، حس شایستگی ،رقابت، هیجان، شیطنت و زیرکی میبخشد ولی در نهایت باعث از هم گسستگی زندگی و شرمساری او خواهد گردید.

رابطه جنسی مرض گونه: برخی روابط جنسی پنهان تنها یک شب بطول می انجامد. حتی فرد نام معشوقه خود را نیز به خاطر نمیسپارد. اینگونه افراد تنها میخواهند چیزی را اثبات کنند و تنها انگیزه آنان ارضاء جنسی میباشد. در جستجوی روابط جنسی بودن مکرر آنان آشکار کننده احساس تردید به خویش، خشم، انتقامجویی و یاغیگری مفرط آنان میباشد. در این نوع رابطه فرد از همسر خود جدا نمیگردد چون نیازی به این کار ندارد. این نوع رابطه به فرد احساس عزت نفس و قدرت توام با غرور، تسکین، خصومت، تنهایی، برتری، و انتقامجویی میبخشد.

مردمان

مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


نیت کنید و اشاره فرمایید


Online User