راهنمائی و مشاوره
پنجره ای رو به فردا
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩٢

چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر       


 
بی تردید خشم و عصبانیت زمینه ساز ایجاد حس تنهایی و در نتیجه افسردگی و مختل شدن نظام زندگی خصوصا زندگی زناشویی است. افرادی که جنبه خودکنترلی آنها تا حدودی کم است می بایست مسئولیت این جبهه گیری ها را بر عهده گرفته و............
 

 
چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر
 

پرخاشگری از هدف آسیب رساندن سرچشمه می‌گیرد. بر اساس تعریف عملیاتی ارائه شده، پرخاشگری تمایل یه شرکت در اعمال آسیب‌زای فیزیکی و روان شناختی برای کنترل اعمال دیگران است. در ایران یکی از عمده ترین علت‌های مرگ و میر جوانان پرخاشگری آن‌ها به یکدیگر است. نگاهی کوتاه به اطراف نشان خواهد داد که همان‌گونه که الیوت ارونسون گفته است عصر ما عصر پرخاشگری است.

علل و عوامل پرخاشگری

 عوامل خانوادگی پرخاشگری
 خانواده می‌تواند از جهات مختلف موجب بروز یا تشدید پرخاشگری شود که مهمترین این عوامل عبارتند از:
 -نحوه برخورد  والدین با نیازهای کودک
 - وجود الگوهای نامناسب
 - تاثیر رفتار پرخاشگرایانه
 - تنبیه والدین و مربیان
 

عوامل محیطی

 عواملی که در پیرامون انسان هستند می توانند در بروز یا تشدید پرخاشگری یا تعدیل آن اثر گذار باشد که برخی از اینگونه عوامل عبارتند از:
 زندگی در ارتفاع خیلی بلند تغذیه ناقص الگوهای اجتماعی رسانه های گروهی و بازیهای ویدیوئی و زندگی در محیط های شلوغ پرازدحام و پر سر و صدا.
 با این مقدمه احتمالا متوجه شده اید که بی تردید خشم و عصبانیت زمینه ساز ایجاد حس تنهایی و در نتیجه افسردگی و مختل شدن نظام زندگی خصوصا زندگی زناشویی است. افرادی که جنبه خودکنترلی آنها تا حدودی کم است می بایست مسئولیت این جبهه گیری ها را بر عهده گرفته و برای درمان خود از انجام توصیه های مشاورین امر غفلت نورزند چرا که ادامه دار شدن این پرخاشگری در کانون خانواده  خصوصا در قبال همسر می تواند موجبات تزلزل نظام خانواده را ایجاد کند.
 
 

لذا در ادامه به خانمهایی که دارای همسر عصبانی و پرخاشگر هستند این توصیه ها را ارایه می دهیم:

 * ابتدا باید مطمئن شوید که مشکل ساز اصلی خودتان نیستید. باید یقین کنید که اشتباه نمی کنید. سپس می توانید مطمئن باشید که طغیان شوهر پرخاشگر، ریشه در مشکلات خودش دارد و رفتار شما سبب پرخاشگری وی نیست.
 
زندگی در ارتفاع خیلی بلند تغذیه ناقص الگوهای اجتماعی رسانه های گروهی و بازیهای ویدیوئی و زندگی در محیط های شلوغ پرازدحام و پر سر و صدا از عوامل محیطی پرخاشگری است
 

* اگر مطمئن شوید که بددهنی شریک زندگیتان ریشه در زندگی سخت گذشته ی او دارد و یا به مسایل ژنتیکی و وراثتی مربوط است، آرامش بیشتری خواهید یافت و آگاهی شما به اینکه عامل به وجود آمدن پرخاشگری همسرتان نبوده اید، سبب آرامش شما خواهد شد.

 * آگاهی دقیق از میزان و زمان بددهنی همسرتان، به شما کمک می کند از تهاجم او آسیب کمتری ببینید.
 

 فردى که از همسرش توجه، عاطفه و محبت مى خواهد باید توجه داشته باشد که دیگرى نیز این حق را دارد که چنین انتظارى داشته باشد. از سوى دیگر، درک نیازهاى واقعى و طبیعى همسر به دور از اینکه به آن اعتقاد داشته باشد یا نه، برآورده کردن آن موجب رضایت از زندگى مى شود و بى توجهى به آن خودخواهى است.

 * با قاطعیتی آمیخته با احترام، از او بخواهید عادت خویش در به کار بردن زور و قدرت مردانه را ترک کند، لازم است به او بگویید تا خواسته های شما را دقیقا ندانم نمی توانم کاری برای شما بکنم. خوب است تا در این مورد وارد مذاکره شویم و با مصالحه پیش ببریم. لذا وقتی که احساس پرخاشگری دارد بایستی به خودش زمان بدهد، قدم بزند تا بتواند ناراحتی حقیقی و گله هایی را که با شما دارد؛ از عصبانیت ناشی از مشکلاتی مانند مسائل مربوط به کارش را تشخیص داده و با هم قاطی نکند. آنگاه گفتگو را از سر بگیرد. حتی امکان دارد بخواهد به اتاقی دیگر برود و به بالش ضربه بزند.(اطاقش را خالی کند) تازمانی که از رفتار خود پشیمان شود و بتواند ناراحتی های بیرون از منزل را درمان کند. به او اجازه بدهید بداند علی رغم اینکه از او حمایت می کنید تا خودش را از شر خشم کهنه پاکسازی کند، نباید آن را به شما منتقل کند.
چگونگی ارتباط با همسر پرخاشگر

* همسر پرخاشگر شما، نیاز دارد از کمکهای تخصصی بهره مند شود تا خشم خود را بشناسد و درمان کند. شوهر شما وقتی با شما قهر می کند و یا احتمالا الفاظ رکیک به کار می برد به احتمال زیاد از خودش متنفر می شود، اما چون راه و روش دیگری نمی شناسد و نمی داند چطور باید عمل کند این گونه عمل می کند. شما می توانید به متخصص خبره ای مراجعه کنید تا همسرتان مدیریت خشم را فرا بگیرد و منشا اولیه عصبانیت او پیدا شود.

*  ضمن اینکه در مقابل شوهر خود که وجودش در زندگی شما مهم و مۆثر است، باید از موضع خود حمایت کنید برای تغییر اوضاع نیز باید طوری عمل کنید و قدم پیش بگذارید که پایه های اصلی زندگی تان استحکام خود را از دست ندهد. یکی از این راه ها، جلب حمایت اطرافیان است.

می توانید برای تسکین احساسات برانگیخته ی خود:

-به دوستان دیگرتان توجه بیشتری کنید.

-برای انجام امور روزمره وقت بیشتری صرف کنید.

-در فعالیت اجتماعی شرکت کنید و بدین ترتیب برای به دست آوردن فرصت های طلایی و چگونگی بهبود بخشیدن به روابط خود با دیگران تلاش کنید.

 

فرآوری: مریم عطاریان

بخش خانواده ایرانی تبیان

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩٢
باید به این واقعیت اعتراف کرد که پرخاشگری بخش مشترکی از زندگی اجتماعی است، زیرا کم تر کسی را می توان یافت که با بیان های تند و انتقادهای شدید به دیگران آزار نرسانده باشد یا در هنگام خشم، رفتار خشن انجام نداده باشد. هم چنین ممکن است فردی برای تلافی از دشمن منتظر فرصت مناسبی باشد تا کینه خود را خالی کند.

بسیاری از پژوهش های انجام شده بیانگر آن است که نوجوانان و جوانانی که پرخاشگر هستند در دوره کودکی از طرف والدین خود مورد پرخاشگری زیادی قرار گرفته اند

تعریف و بیان موضوع به طور کلی، روان شناسان در مورد تعریف پرخاشگری با هم توافق ندارند. موضوع اصلی آن ها این است که آیا پرخاشگری را باید بر اساس پی آمدهای قابل مشاهده تعریف کرد، یا بر اساس اهداف کسی که پرخاشگری را از خود بروز می دهد(اکبری، 1385: 189).

روان شناسان اجتماعی نیز اگر چه پرخاشگری را به صورت «آسیب رسانی عمدی»تعریف می کنند، ‌اما آن ها می دانند تعیین این که آیا عملی که باعث آسیب وارد شدن به دیگری شده است از روی قصد و عمل بوده یا نه، کاری بسیار دشوار است(بارون و همکاران، ‌1388: 619).

به هر حال، ‌در لغت نامه فارسی، پرخاشگری به معنای «ستیزه جویی» آمده است. اتکینسون معتقد است که: «پرخاشگری رفتاری است که قصد آن، ‌صدمه زدن جسمانی و زبانی به فرد دیگر و نابود کردن دارایی اوست».

باندورا نیز پرخاشگری را رفتاری می دانست که از نظر اجتماعی مخرب و صدمه زننده است و ارونسون در این خصو می گوید: پرخاشگری از ویژگی های فطری و غریزی است و انسان، ‌حیوانی پرخاشگر و ستیزه جو می باشد» (شکاری، ‌1383: 90). اما بهترین و جامع ترین تعریفی که از پرخاشگری ارائه شده، تعریف براون(BROWN) است. از نظر او «هر عمل و رفتاری که به طور مستقیم در جهت هدفی و به منظور آزار و اذیّت رساندن به دیگران که مایل نیستند مورد آزار و اذیت قرار گیرند اعمال شود» پرخاشگری نامیده می شود (صادقی و مشکبید حقیقی، 1385 :31).

پرخاشگری به منزله مفهومی کلی تر از تهاجم(INCURSION) به ندرت موضوع بررسی های جامع در روان شناسی یا در بخشی از آن یعنی روان تحلیل گری واقع شده و به طور کلی به نحو چشمگیری جای آن در فهرست مجموعه های مربوط به تحول کودک خالی است.

کمیابی بررسی های مربوط به این موضوع، چند دلیل دارد. عمده ترین دلیل آن بی تردید مربوط به این امر است که تحول پرخاشگری یا کینه، مانند تحول لیبیدو یا عشق نیست و برخلاف آن چه بر مبنای الفاظ به ذهن متبادر می شود، در این زوج های متضاد، ‌مفاهیم قرینه یکدیگر نیستند. چرا که در واقع آن چه در جریان تحول تغییر می کند و متحول می شود، ‌پرخاشگری به خودی خود نیست؛ بلکه مهار کردن و ظرفیت هدایت آن به راه های اجتماعی قابل قبول است. به عبارت دیگر، چیزی که تغییر شکل می دهد، «من» است.

دلیل دیگر نیز مربوط به تردیدهایی است که در سطح نظری بین روان تحلیلگران، ‌روان شناسان و رفتار گرایان وجود دارد (دادستان، 1386 :68). در مجموع می توان گفت پرخاشگری یک نوع مکانیسم روانی است که در آن، ‌فرد به طور ناخودآگاه فشارهای ناشی از محرومیت ها و ناکامی های خود را به صورت واکنش هایی چون: حمله، ‌تجاوز، رفتار کینه توزانه و پرخاشگرانه نشان می دهد و تنها در صورتی که این رفتارها تحت کنترل قرار گیرند، حرکت رشد، ‌طبیعی و مطلوب خواهد شد(اکبری، 1385: 191-189).

البته باید به این واقعیت اعتراف کرد که پرخاشگری بخش مشترکی از زندگی اجتماعی است، زیرا کم تر کسی را می توان یافت که با بیان های تند و انتقادهای شدید به دیگران آزار نرسانده باشد یا در هنگام خشم، رفتار خشن انجام نداده باشد. هم چنین ممکن است فردی برای تلافی از دشمن منتظر فرصت مناسبی باشد تا کینه خود را خالی کند.

تبیین های مربوط به پرخاشگری


دانشمندان در خصوص پرخاشگری نظرات مختلفی را ارایه کرده اند. به عنوان مثال گفته اند:

الف- پرخاشگری یک رفتار غریزی است


کهن ترین و شاید شناخته شده ترین تبیین در مورد پرخاشگری انسان، نظریه غریزه است که بیان می کند انسان به گونه ای نامشخص برای رفتار پرخاشگرانه برنامه ریزی می کند.

مشهورترین صاحب نظران این دیدگاه زیگموند فروید است. به باور فروید، پرخاشگری عمدتاً ناشی از سرکوب غرایز است که به سوی خود و آزار به خود متوجه شده و سپس به آزار دیگران می پردازد(احمدی، 1382: 135و 136). او معتقد بود که ریشه های پرخاشگری را باید در آرزوی مرگ یا غریزه مرگ جست و جو کرد که بر همه اشخاص حاکم است(صادقی و مشکبید حقیقی، 1385 :29).

کنراد لورنز (KONRALD LORENZ-1966) نیز معتقد است که پرخاشگری اساساً ‌از یک غریزه جنگیدن ذاتی ناشی می شود که تضمین می کند تا قوی ترین نرها جفت گیری کرده و ژن های خود را به نسل بعدی منتقل کنند(بارون و همکاران، 1388 :621). برخی از روان کاوان نیز عقیده دارند پرخاشگری غریزی است و به عنوان تلاشی برای رسیدن به تخلیه هیجانی و رهایی از تمایل های پرخاشگرایانه متراکم شده به وجود می آید.

ب- پرخاشگری یک رفتار اجتماعی است که یاد گرفته می شود


نظریه یادگیری اجتماعی بر اهمیت یادگیری رفتار پرخاشگرانه از الگوها تأکید دارد. از این نظریه بیشترین حمایت پژوهشی به عمل آمده است(ویتیگ، ‌1386 :189). هواداران این دیدگاه بر این واقعیت تأکید دارند که پرخاشگری پدیده ای خطرناک و بی ثبات است که می بایست به عنوان یک رفتار اجتماعی یاد گرفته شود.

در مقابل نظریه غریزی بودن پرخاشگری، ‌این نظریه معتقد است که انسان ها با مجموعه ای از انگیزه های پرخاشگری و پاسخ های خشن پا به عرصه حیات نمی گذارند، بلکه هم چنان که اشکال پیچیده دیگر رفتار را یاد می گیرند، رفتار پرخاشگرانه را نیز باید یاد بگیرند(احمدی، 1382 :136و 137). چنان چه دیده می شود مردم فرهنگ های مختلف به شیوه های خاص خود مثل: کونگ فو، ‌تفنگ دولول و یا سرنیزه به دیگران حمله می کنند. (صادقی و مشکبید حقیقی، 1385 :31).

پ- پرخاشگری یک سائق خارجی است


برخی از روان شناسان اجتماعی اعتقاد دارند که پرخاشگری از یک سائق خارجی برای آسیب رساندن به دیگران ناشی می شود. طبق این دیدگاه، ‌شرایط خارجی متفاوت، انگیزه های نیرومند برای انجام رفتار خشونت آمیز ایجاد می کند و سائق پرخاشگری به تهدید علنی علیه دیگران می انجامد. این نظریه فرضیات ناکامی پرخاشگری را مورد بررسی قرار داده و اذعان می دارد که ناکامی سائق پرخاشگری را تحریک می کند و این سائق به هدف های گوناگون و به ویژه به منابع ناکامی حمله کرده و آسیب می رساند (احمدی، 1382: 136و 137).

نظریه ناکامی پرخاشگری بیانگر این مسئله است که به دنبال ناکامی، پرخاشگری بروز خواهد کرد. البته باید به خاطر داشت که پرخاشگری می تواند حالت پرخاشگری پنهان یا آشکار داشته باشد. یعنی ممکن است هدف پرخاشگری، خود فرد یا دیگری باشد. افزایش افسردگی، یأس و دلزدگی جوانان، انحراف های اجتماعی، فرار از خانه، اعتیاد، الکلیسم، ‌خودکشی و مانند این ها جلوه هایی از پرخاشگری پنهان هستند که متأسفانه در جامعه ایران نیز رو به فزونی است (منطقی، 1383 :165). از آن جایی که موقعیت های بیرونی بیش تر از گرایش های ذاتی در شیوع پرخاشگری نقش دارند، بنابراین در خصوص احتمال پیشگیری از این رفتار شاید بتوان گفت که نظریه سائق خوش بینانه تر از نظریه غریزه است(صادقی، و مشکبید حقیقی، 1385 :30).

اَشکال پرخاشگری

پرخاشگر بودن، به معنای حمایت از خود به شیوه ای است که در آن به حقوق دیگران تجاوز می شود. ‌رفتار پرخاشگرانه به صورت معمول تنبیه گرایانه، ‌سرزنش آمیز، ‌تحکیم جویانه و خصمانه است و می تواند تهدید، توهین و حتی تنبیه بدنی را شامل شود. حتی لبخند تمسخر آمیز، عبارت طعنه و غیرت نیز نوعی پرخاشگری است(اسفندیار، 1388: 78).

رفتارهای پرخاشگرانه ممکن است به شکل های مختلف دیگری نیز از قبیل: برانگیختگی بیش از حد، ‌نگاه های تند و خشن، به هم فشردن دندان ها، ‌ایجاد مزاحمت کردن و حالت دفاعی به خود گرفتن، دیگران را سرزنش کردن، ‌نظم کلاس و مدرسه را به هم ریختن، دروغ گویی، دزدی عدم رضایت از رابطه خود بااطرافیان، ‌از مدرسه و معلم خاطره خوش نداشتن‌، فرار از مدرسه و منزل(صادقی و مشکبید حقیقی 1385: 9).

آزار و اذیت دیگران، شکستن یا پاره کردن وسایل منزل، دشنام دادن به دیگران، مخالفت کردن، ‌پرت کردن اشیاء، تحقیر دیگران‌، بی ادبی، ‌پای کوبی روی زمین، ‌غرغرکردن، ‌فریاد زدن‌، انزوا و سکوت، ‌در خود فرو رفتن همراه با بغض کردن، غذا نخوردن و گریه کردن جلوه گر شوند. هم چنین بعضی از نوجوانان و جوانان با بلند کردن موهای خود، ‌کتک زدن خود، ‌کوبیدن سر به دیوار و یا به جای زنگ زدن برای ورود به منزل بااستفاده از مشت و لگد، ‌پرخاشگری خود را ابراز می کنند. علاوه بر این ها، ‌پرخاشگری ممکن است بدنی باشد. مانند: لگد زدن و گاز گرفتن.

یا این که لفظی باشد. مانند: فریاد زدن و رنجاندن. از طرفی، ‌پرخاشگری ممکن است به صورت تجاوز به حقوق دیگران نیز ظاهر شود. مانند: چیزی را به زور از دیگری گرفتن. به هر حال‌، رفتار پرخاشگرانه بروز عکس العمل های منفی را به دنبال دارد که احساسات نوجوان را تشدید می کند(اکبری1385: 189).

اکثر روان شناسان و متخصصان تعلیم و تربیت پرخاشگری ها را بر اساس نسبت، ‌قصد و انگیزه پرخاشگری تقسیم بندی می کنند؛ به طوری که آن ها بین پرخاشگری خصمانه که تنها هدفش آسیب رسانی است با نوعی از پرخاشگری که هدفش کسب پاداش، پول و مقام است تفاوت قائل هستند(شکاری، 1383: 91).

از طرفی دیگر، ‌پرخاشگری ممکن است به صورت فردی یا گروهی باشد. در پرخاشگری فردی نوجوان یا جوان نسبت به هم سن و سال های خود پرخاشگری نشان می دهد؛ اما این پرخاشگری به صورت فردی و معمولاً به دور از پنهان کاری است. در پرخاشگری جمعی، فرد سعی می کند با کسانی که هم جنس و هم فکر او هستند، ‌به صورت متحد و گروهی اقدام به پرخاشگری کند و در صورت بروز دعوا و کتک کاری، به صورت جمعی و گروهی عمل می کنند(اکبری، 1385 :196).

نوع دیگری از پرخاشگری، ‌پرخاشگری رابطه ای است که موجب حذف اجتماعی و آزار سایرین می شود. پرخاشگری رابطه ای دارای همان الگوی رفتاری پرخاشگری جسمانی است که به آسیب و آزار دیگران از راه روابط می انجامد. این نوع پرخاشگری به روابط دوستانه آسیب می رساند و کنار گذاشته شدن فرد از گروه هم سالان را در پی دارد. کودک پرخاشگر با پخش شایعات و بدگویی یا وادار کردن سایرین به قطع رابطه دوستانه، موجب حذف یک فرد از گروه می شود که قربانی این نوع رفتار دچار مشکلات سازگاری روانی اجتماعی خواهد شد(شهیم، 1386 :265).

عوامل مؤثر در بروز پرخاشگری


نانجل، ‌اردلی کارپنتر و نیومن (NANGLE ,ERDLEY,CARPENTER&NEWMAN-2000) پلگرینی و لانگ(PELLEGRINI & LONG-2002) و بونیکا، ‌یشوا، ‌آرنولد، ‌فیشر و زلجو (BONICA ,YESHOVA,ARNOLD,FISHER&ZELJO-2003) مسئله پرخاشگری را یکی از مهم ترین مسائل دوره نوجوانی (عاشوری و همکاران، ‌1387 :390) معرفی کرده اند که ناشی از عوامل مختلفی است. از جمله:

* ناکامی


مهم ترین عامل در ایجاد پرخاشگری از میان همه موقعیت ها، ‌صرف نظر از عوامل فیزیولوژیکی ناکامی است. اگر فردی در رسیدن به اهداف خود با شکست مواجه شود، ناکامی حاصل شده احتمال پاسخ پرخاشگرانه را در او افزایش می دهد(زرگری مرندی، ‌1385 :68).

* محیط زندگی


به این نکته مهم باید توجه داشت که همه انواع خشونت ها اساساً‌ نتیجه عملکرد مغز و عموماً ناشی از وضعیت محیط زندگی فرد است. به بیان دیگر، ‌ریشه خشونت را می توان در تداوم تاریخی مبارزه و مقابله انسان با خطرها و تهدیدهای محیط زندگی فرد دانست که بر تفکر و رفتار او و چگونگی برخورد وی با تهدیدها و خطرها اثر می گذارد. برای مثال، مردانی که برای دفاع از خود به خشونت ترغیب می شود تمایل بیشتری برای پرخاشگری دارند و در مقابل تهدیدهای جزئی، پاسخ خشونت آمیز می دهند(لطف آبادی، 1385: 175و 176).

مسائل فرهنگی مربوط به نقش جنسی تحقیقات اخیر نشان داده اند که مسائل فرهنگی مربوط به نقش جنسی، رشد رفتار پرخاشگرانه در پسرها را تقویت می کند. بر اساس الگوهای فشار نقش جنسی، انتظارات ضد و نقیض از نقش جنسی بسیاری از مردان را در وضعیت غیر ممکن قرار می دهد. پسران و مردان از این که از عهده نقش جنسی خود بر نمی آیند، اغلب احساس شرم می کنند. گاهی این احساس شرم به رفتارهای دیگری مانند پرخاشگری منتقل می شود که قدرت بخش تر هستند. این گرایش، با الکسی تیمیا یعنی عدم توانایی در تعریف احساسات که در میان مردم مرسوم است، ‌تقویت می شود(میکوچی، 1383: 201).

* تنبیه های والدین و مربیان


بسیاری از پژوهش های انجام شده بیانگر آن است که نوجوانان و جوانانی که پرخاشگر هستند در دوره کودکی از طرف والدین خود مورد پرخاشگری زیادی قرار گرفته اند و این عمل را به نوعی رفتار مناسب در ذهن خود حک کرده اند و رفتار پرخاشگرانه در آن ها رشد و تجلی یافته است و این مطلب برای آن ها چنان تداعی می شود که«آن چه را که من انجام می دهم، انجام بده، نه آن چه را می گویم، زیرا رفتار عملی بیش تر از بیان تئوری مطالب اثر می گذارد». به همین دلیل تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است، زیرا علاوه بر این که سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می شود، شخص تنبیه کننده نیز الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک خواهد شد.

* تأیید رفتار پرخاشگرانه


عده ای از افراد، پرخاشگری و زورگویی را تقبیح نمی کنند، ‌بلکه آن را نشانه شهامت و قدرت در فرد می دانند. این افراد، ‌اعمال پرخاشگرانه خود و دیگران را مثبت، موجه و حتی لازم می دانند و به آن صحه می گذارند.

* تشویق رفتار پرخاشگرانه


گاهی اوقات برخی از والدین و مربیان به بهانه دفاع از خود به کودکشان می گویند: «از کسی کتک نخوری»، «توسری خور نباشی» و مواردی از این قبیل که به طور وضوح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع، شخص را به پرخاشگری بی مورد تشویق می کنند(اکبری، 1385 :193-200).

* عوامل فرهنگی


پرخاشگری اغلب به وسیله اعمال یا گفته های دیگران برانگیخته می شود، اما می تواند به وسیله عوامل فرهنگی مثل: باورها، ‌هنجارها و انتظارهای یک فرهنگ خاص که حاکی از آن است که پرخاشگری مناسب یا شاید حتی تحت شرایطی الزامی است نیز برانگیخته شود (بارون و همکاران، 1388 :652-628).

* تماشای خشونت


مطالعات مختلف حاکی از نقش بسیار زیاد تماشای برنامه های خشونت آمیز بر رفتار پرخاشگرانه است. به طور مثال، پژوهشی که به وسیله لینز و همکاران(LEYENS ET AL -1957) انجام شد، ‌دو گروه از دانش آموزان در معرض مجموعه ای از فیلم های گوناگون قرار گرفتند. گروهی از آن ها هر روز پنج فیلم خشن و گروه دیگر پنج فیلم غیر خشن مشاهده کردند. پس از مشاهده فیلم ها، ‌رفتار دو گروه در فعالیت های روزمره مورد بررسی قرار گرفت.

گروهی که در معرض تماشای فیلم های خشن قرار گرفته بودند به شیوه های گوناگون رفتار پرخاشگرانه از خود نشان دادند. در پژوهش دیگری که توسط فیلیپس(PHILIPS-1983) انجام شد، ‌وی به این نتیجه رسید که میزان کشتارها در آمریکا در روزهای بعد از مسابقات بوکس سنگین وزن به گونه معناداری افزایش یافته است(احمدی، 1382: 139-140).

وود، ‌وانگ و کاچر(WOOD ,WONG & CHACHERE-1991) نیز نشان دادند که در مورد پسرها، ‌تماشای خشونت می تواند پرخاشگری در روابط شخصی را به ویژه در کودکان افزایش دهد، که البته 28 بررسی مشابه نیز این نتیجه گیری را تأیید کرده است (اتکینسون‌، اتکینسون و همکاران، 1385 :418).

در ایران نیز پژوهشی با عنوان «تأثیر بازی های ویدیویی بر پرخاشگری دانش آموزان پسر سال پنجم مقطع ابتدایی شهرستان خرم آباد» ثابت کرد گروه های مورد آزمایش که پرخاشگرانه بازی کرده بودند نسبت به گروه گواه، افزایش معناداری در پرخاشگری نشان داده اند(اکبری، 1385: 200).

* تضاد در دستورات والدین


وقتی والدین، فرزند خود را به انجام کاری فرمان می دهند ولی بلافاصله او را از انجام آن کار باز می دارند و یا برعکس، کاری را که برای او تحریم کرده اند دوبار تجویز و باز تحریم می کنند، این بی دقتی کودک را مردد و نگران می کند و ممکن است موجب پرخاشگری کودک شود.

* ناهماهنگی در روش تربیتی


اگر قوانین خانه هماهنگ و ثابت نباشد، کودک متوجه می شود که گاهی اوقات می تواند قوانین را زیر پا گذاشته، نافرمانی کرده و در برابر تغییرات مقاومت کند. به همین خاطر زمانی که تصمیم بگیرد می تواند تشویق ها و تنبیه ها را که مشخص شده نادیده گرفته و پرخاشگری کند.

گسستگی کانون خانواده، ‌فشار روانی و استرس (نساجی زواره، 1385 :50و 51).
مقابله با تهدیدهای جسمی و روانی، نیاز شخصی نوجوان و جوان برای کسب قدرت(لطف آبادی، 1385: 175و 176)،
هیجان طلبی بالا (شمس اسفند آباد، 1384 :28)،
دوگانگی و تضادهای درونی(نجفی پور، 1388: 58)،
یادگیری اجتماعی و مشاهده وقایع و اتفاقاتی مانند: درگیری های اجتماعی، ‌محدودیت های اجتماعی، تبعیض ها و بی عدالتی ها، ‌زندگی در ارتفاعات خیلی بلند، تغذیه ناقص، جنگ (اکبری، 1385 :193-200)،
در دسترس بودن ابزارهای پرخاشگری مانند اسلحه در محیط زندگی شخص، شلوغی و سروصدا، ‌برانگیختگی جنسی تحت شرایطی خاص، مشکلات و محرومیت های اقتصادی، صدمات و آسیب های مغزی(صادقی و مشکبید حقیقی، 1385 :46-55)،
بروز مکرر اضطراب و فشارهای روانی (حیدریان، ‌1383: 72)،
حذف رقیب، ‌تشدید ناراحتی ها و تکرار آن (احمدی، 1382: 138)، تربیت نادرست، کمبود عاطفه و محبت، (برکوویتز،1388 :141)،
انتقاد تند و غیر موجه، برتری نمایی و اظهارات اهانت آمیز به خصوص نسبت به خانواده، بالا بودن دمای هوا و مصرف الکل از دیگر عوامل مؤثر در بروز پرخاشگری به شمار می روند (بارون و همکاران، 1388: 652 -628).

آثار و پی آمدها


آن چه که باعث توجه پژوهش گران به پرخاشگری شده است، پی آمدهای این گونه رفتارها مانند: ایجاد تصویر منفی در میان هم سالان و معلمان، طرد از سوی هم سالان، افت تحصیلی، مصرف مواد مخدر و به طور کلی بزهکاری در نوجوانان می باشد. نوجوانان پرخاشگر معمولاً توان مهار رفتار خود را ندارند و معیارها و ارزش های جامعه ای را که در آن زندگی می کنند به راحتی زیر پا می گذارند. در بیشتر موارد والدین و اولیای مدارس با آن ها درگیری پیدا می کنند و گاهی نیز از مدرسه اخراج می شوند (عاشوری و همکاران، 1387 :390).

هم چنین پرخاشگری ممکن است موجب ایجاد خطر برای شخص پرخاشگر و دیگران شود و او را به آثار و عوارضی چون، وجود حالت نگران کننده، تنفس سریع و نبض تند، کند که بسیار خطرناک است، اختلال در دستگاه گوارشی، فشار وجدان پس از عمل خشونت بار، فرسودگی بیش از حد بدن، ‌کتک خوردن، سرزنش شدن، ‌مورد تحقیر و استهزاء قرار گرفتن وگاهی نقص عضو دچار سازد(صادقی ‌و مشکبید حقیقی، 1385 :20).

نگاهی به برخی آمارها و تحقیقات انجام شده


* آخنباخ و اِدِلبروک(ACHENBACH & EDELBROCK- 1977) ابعاد متفاوتی از اختلال های رفتاری را برای کودکان ارایه داده اند. آن ها به دو بعد کلی با عنوان برونی سازی (EXTERNALIZATION)و درونی سازی (INTERNALIZATION) دست یافتند. از نظر آنها، ‌کودکانی که دارای ویژگی های برونی سازی هستند، رفتارهای تهاجمی و پرخاشگرانه دارند، اما کودکانی که تحت عنوان درونی سازی طبقه بندی می شوند، دارای رفتاری ناپخته هستند و اغلب گوشه گیر می باشند(شهیم و همکاران، 1386: 351).

*گرین(GREEN-1999) از مشاهدات تحقیقی خود نتیجه گرفت که پسران بیش تر از دختران دعوا به راه می اندازند، ‌انتقام می گیرند و در دعوا از نیروی بدنی بیش تر استفاده می کنند؛ اما دخترها بیش تر جدال لفظی می کنند. شارپ (SHARP- 2000) نیز متوجه شد که پسرها به ویژه هنگامی که همراه دخترها هستند پرخاشگری بیش تری از خود نشان می دهند و دخترها هنگامی که با پسرها هستند از زمانی که همراه دخترهای دیگر هستند پرخاشگرتر می باشند(صادقی و مشکبید حقیقی، 1385: 44).

*یافته های یک بررسی در ایران (1385) حاکی از آن است که در پرخاشگری اجتماعی، پسران میانگین بالاتری را نسبت به دختران از خود نشان می دهند، که البته این یافته، ‌با نتیجه مطالعات گالن و آندروود(GALEN & UNDERWOOD) نیز هم سو می باشد(شهیم و همکاران، 1386 :357).

*یک مطالعه (1385) نشان داد که دختران و پسران ایرانی از نظر پرخاشگری رابطه ای تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند و کودکانی که پرخاشگری رابطه ای به کار می برند نزد هم سالان محبوبیت بیشتری دارند. نتایج این مطالعات با یافته های تحقیقات زی و همکاران (XIE ET AL-2003) و رز و همکاران (ROZE ET AL -2004) هم سو می باشند(شهیم، 1386 :269).

مهم ترین اقدامات و راه کارهای پیشگیرانه و درمانی


کودکان خشونت گرا سعی می کنند از طریق خشونت فیزیکی یا لفظی بر کودکان دیگر مسلط شوند. آن ها معمولاً قربانیان خود را از میان افراد منزوی و بی نشان و آسیب پذیر انتخاب می کنند. این گروه از کودکان با استفاده از خشونت احساس می کنند که فرد مهمی هستند(محمودی، 1388 :13). اما با توجه به عواقب ناگوار پرخاشگری، ‌باید از بروز آن جلوگیری کرد. البته باید توجه داشت که برای کنترل پرخاشگری نباید دست به تنبیه کودک پرخاشگر زد. بلکه هدایت مناسب تنبیه در شرایطی معین از سوی والدین، مربیان و پلیس می تواند منجر به اصلاح رفتار پرخاشگرانه شود و در این صورت است که تنبیه به شکل کنترل شده اِعمال شود. اما به نظر می رسد بهترین روش برای کنترل پرخاشگری آن باشد که کودکان بیاموزند چگونه خشم خود را کنترل کنند و با توجه به رفتارهای اجتماعی دیگران به هدایت مطلوب کنش های خویش و اداره فرصت های وقوع پرخاشگری بپردازند (برکوویتز، 1388: 142).

در همین راستا و به منظور جلوگیری و کاهش پرخاشگری کودکان، نوجوانان و جوانان، والدین می توانند اقدام های مناسبی را انجام دهند.اطلاع از ویژگی های هر مرحله از رشد، ‌تقویت رفتارهای اجتماعی فرزندان مانند: همکاری کردن، ‌مشارکت کردن، ‌ابراز هم دردی و هم دلی، ‌گوشزد کردن عواقب احتمالی رفتار پرخاشگرانه، تنبیه ملایم فرد پرخاشگر، تنبیه الگوهای پرخاشگری، دور کردن فرد پرخاشگر از مکان پرخاشگری، تقویت رفتارهای مغایر با پرخاشگری، ‌ارایه مجموعه ای از استدلال ها در مورد خطرات و عواقب پرخاشگری با شخص پرخاشگر یا قربانیان پرخاشگری (صادقی و مشکبید حقیقی، 1385 :56-60).

دست زدن به پرخاشگری در تخیل، ‌از بین بردن قرینه های محیطی مؤثر در فراخونی پرخاشگری، منزوی کردن پرخاشگری و ممانعت از کامیابی آن(بیابانگرد، 1387: 239و 240)، ایجاد فرصت های مناسب و کانال های صحیح و مورد قبول اجتماع مانند: فعالیت ها و مسابقات ورزشی یا نقاشی و انواع هنرهای دراماتیک(نوابی نژاد، 1381 :79)، فراهم کردن امکان تخلیه هیجانی، ‌جلوگیری از تماشای فیلم های خشن، آموزش مهارت های اجتماعی (احمدی، 1382 :142و 143)، شناسایی نقاط قوت و ضعف فرزندان، تکیه بر نقاط مثبت و تقویت روحیه آن ها‌، کمک به مسئولیت پذیر شدن فرزندان، توجه به علاقه ها و سرگرمی های آن ها به منظور پرورش استعدادهایشان، ‌تقسیم کارها در خانه میان همه اعضاء، کمک به فرزندان برای تطبیق آن ها با شرایط و برقراری ارتباط مؤثر و بهتر با دیگران(فریور، 1387: 9)، ‌کنترل خشم به شیوه شناختی رفتاری (آذریان، ‌احمدی و فاتحی زاده، 1386 :70)، فراهم ساختن شرایط تفریح سالم، ‌استراحت کافی و به موقع، ورزش مناسب (زرگری مرندی، 1385 :69)، ‌افزایش مهارت هم دلی و افزایش آگاهی فرزندان نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری آن ها در افراد یا حیوانات به وجود می آید، ‌توجه بیش تر به فرزندانی که پرخاشگری نمی کنند به جای فرزند پرخاشگر و ملزم کردن او به یافتن الگویی مطلوب برای خود و اجرایی کردن رفتارهای الگوی انتخاب شده از مهم ترین اقداماتی هستند که والدین باید به آن ها توجه داشته باشند (نجفی پور، 1388 :59).

مقاله: کاوه، محمد، (1353) آسیب شناسی بیماری های اجتماعی، تهران: جامعه شناسان، چاپ اول.
منبع: راسخون

نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱
معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند کمک کنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

میگنا - وقتی می‌خواهید ازدواج کنید احتمالا همیشه این سؤال در ذهن‌تان هست که شخص مقابل چه خصوصیات اخلاقی‌ای دارد؟ مثلا از شخصیت آرامی برخوردار است یا نه، آیا زود عصبانی می‌شود یا نه؟ گاهی در طول شناخت پیش از ازدواج متوجه بعضی خصوصیات اخلاقی عجیب و غریب در فرد مقابل می‌شویم از جمله خشم و عصبانیت بی‌مورد. آیا می‌شود با اینگونه افراد زندگی مشترک خوبی داشت؟

اصلا خشم یعنی چه؟

خشم، احساس ناخرسندی و ناخوشایند و خصومت ما در مقابل خودمان یا دیگران یا موقعیتی که پیش آمده است که یکسری واکنش‌های بیرونی هم دارد؛ مثل چهره برافروخته، حالت از کوره در رفتن و رفتارهای تکانشی که انرژی‌های خشم را به این طریق نشان می‌دهیم. همه ما ممکن است دچار ناراحتی‌ها، اختلاف‌ها و غم‌هایی در طول روز شویم ولی خشم ظاهر آدم‌ها را بیشتر به‌هم می‌ریزد و انرژی منفی آن بسیار شدیدتر است.اگر ناراحتی‌های ما روی هم جمع شوند، خشم شکل می‌گیرد (یعنی ناراحتی‌هایی که تلنبار شده، بیان نشده، به آنها نپرداخته‌ایم و در‌ک‌شان نکرده‌ایم.) معمولا افرادی که نمی‌‌‌دانند چگونه مسائل و ناراحتی‌هایشان را با خودشان یا دیگران حل کنند دچار خشم می‌شوند.

چند جور خشمگین می‌‌شویم؟

خشم‌ها انواع مختلفی دارد

1. خشم به خودمان

نشان‌دهنده این است که من با خودم مسائلی دارم که حل نشده‌اند و حس‌های نامطلوبی نسبت به خودم دارم.

خشم به دیگران

این یعنی تحمل پذیرش رفتارهای دیگران را نداریم. شاید حتی مهارت‌های گفت‌وگو و رفتارهای سازنده با دیگران را هم نداشته باشیم.

خشم به شرایط

معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند کمک کنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

چطور بفهمید خواستگارتان خشن است؟

اما از کجا بفهمید که مثلا خواستگارتان آدم خشنی هست یا نه.

یکی از توصیه‌های اصلی و اکید ما قبل از ازدواج این است که حتما زمانی را برای شناخت هم قائل شوید و این زمان لزوما چند روز، یک هفته یا یک ماه نیست. معمولا دوره شناخت را بین 6 ماه تا یک سال پیشنهاد می‌کنیم زیرا رفتارهای مختلف و خاص افراد در طول زمان، بالاخره خودش را نشان می‌‌دهد. باید زمان قابل‌ملاحظه‌ای را با فرد بگذرانید، البته نه فقط با پیامک و تلفن بلکه بهتر است خانواده‌ها و دوستان دو طرف هم در موقعیت‌های مختلف با هم آشنا شوند. معمولا خشم یکسری آثار دارد؛ مثل اینکه فرد وقتی چیزی مطابق سلایق و عقایدش نباشد خیلی به هم می‌ریزد و برافروخته می‌شود، با فشار و حرص صحبت می‌کند و شما متوجه می‌شوید که انرژی منفی او در یک لحظه بالا می‌رود. معمولا افرادی که دچار پرخاشگری هستند از تن صدای بالایی برخوردارند و از کلمات پرخاشگرانه و توهین‌آمیز استفاده می‌کنند. مثل زوجی که قبل از ازدواج چند جلسه‌ای برای مشاوره به من مراجعه کردند و آقا در تمام مدت برای توصیف شرایط کارش از کلمات توهین‌آمیز استفاده می‌کرد. بعد از چند جلسه متوجه شدم که او همیشه دچار خشم است و اگر این خشم‌هایش را حل نکند حتما در رابطه‌اش دچار مشکل خواهد شد.

به هر حال این افراد در طول زمان خودشان را نشان می‌دهند.  افراد خشمگین ممکن است تا مدت طولانی بتوانند چهره خوبی از خود نشان دهند اما کم‌کم چهره واقعی‌شان آشکار می‌شود.

آیا می‌شود با فرد پرخاشگر زندگی خوبی داشت؟

اما اگر ازدواج کردید و دیدید همسرتان پرخاشگر است باید بدانید تغییر دادن طرف مقابل کار بسیار دشواری است مگر اینکه خودش بخواهد. اصولا آدم‌‌ها تغییر نمی‌کنند مگر اینکه خودشان بخواهند.

اگر فرد پرخاشگر نخواهد تغییر کند کار خیلی دشوار خواهد بود. درحقیقت کسی که بخواهد با این فرد زندگی کند ابتدا باید تصمیم بگیرد که آیا می‌تواند با فردی که پرخاشگر است زندگی کند یا خیر؟

یعنی آیا رفتارهای پرخاشگرانه او آنقدر آسیب‌زننده است که تصمیم به جدایی بگیرد یا نه؟ اگر می‌خواهد زندگی کند که باید او را همان‌طور که هست، بپذیرد. درحقیقت اینجا جز پذیرش طرف مقابل هیچ چاره‌ای ندارد و باید روی آرام‌سازی خودش کار کند.

اما فرض بر اینکه آن فرد پرخاشگر می‌خواهد تغییر کند، ضمن اینکه باید یکسری مهارت‌های مدیریت خشم را بیاموزد، خانواده هم می‌تواند خیلی کمک‌کننده باشد.

اما چگونه این کار را بکنیم:

1- به مروز زمان افراد متوجه می‌شوند که اشخاص پرخاشگر چه خط قرمزهایی دارند که می‌توانند مراقب آنها باشند. 2- معمولا افرادی که پرخاشگرند، افراد حساسی هستند و چون دارند در دنیای درون‌شان با خودشان خشم را تجربه می‌کنند دیگر تحمل‌شان تمام می‌شود و آن را به بیرون می‌‌ریزند؛ یعنی ما هر چیزی را که در درون داریم به بیرون نشان می‌دهیم. من اگر در درونم با خودم سرزنش‌‌گرانه و توهین‌آمیز برخورد کنم طبیعتا با دیگران نیز همین‌طور خواهم بود. معمولا افراد خشمگین رابطه عمیق و زیبایی با خودشان ندارند. خود را خیلی دوست ندارند. حالا اطرافیان وقتی این را بدانند می‌توانند کمک کنند تا این جایگاه خالی و خلأعشق برای آنها پر شود.

با فرد پرخاشگر ازدواج نکنید، مگر...

در مورد ازدواج همیشه باید شناخت وآگاهی ما نسبت به فرد مقابل در رابطه‌اش با ما یک قدم جلوتر باشد. در روانشناسی نیز یک اصل است که احساس‌محوری یکی از خطاهای ذهنی است. افراد احساس‌محور معمولا تصمیماتی می‌گیرند که بعدها دچار ناکامی و پشیمانی شده و متوجه می‌شوند که تصمیمات‌شان اشتباه بوده و چه بسا همین عامل می‌تواند باعث افسردگی شود. وقتی در سنجش شخصیت طرف مقابل که یکی از ملاک‌های اصلی است پرخاشگری را مشاهده کنیم و در مقابل او یک فرد آرام قرار بگیرد اتفاقی که بین این دو می‌افتد، این است که فرد پرخاشگر معمولا حاکم بر فرد آرام خواهد شد. با این شرایط پیشنهاد ما این است که ازدواج صورت نگیرد مگر اینکه فرد پرخاشگر روی خشم خود کار کند.

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٢٧ دی ۱۳٩۱

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند.

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

ب) فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

منبع:http://www.pezeshk.us /سایت آفتاب / روانشناسی و مشاوره


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - جمعه ٢٦ آبان ۱۳٩۱

همه زوج‌ها گهگاه دچار اختلاف می‌شوند. زوج‌ها اگر بتوانند با احترام، هوشیاری و درک با این تفاوت‌ها برخورد کنند، خواهند توانست احتلافاتشان را به طریقی مثبت از بین برده و همدیگر را بیشتر بشناسند. اما اگر این اختلافات به درستی حل نشوند، زوج‌ها خیلی زود از هم دور و جدا می‌شوند.

تعیین سبک مشاجره

بررسی اینکه شما و همسرتان چطور به اختلافاتتان واکنش می‌دهید می‌تواند کمکتان کند بفهمید مشاجرات چطور اتفاق می‌افتند.

• خرابکار زیرک: از روبه‌رو شدن اجتناب می‌کند و معمولاً با سکوت، غر‌غر و ناله کردن در آن مورد حرف می‌‌زند. مشکل معمولاً مقدمه طولانی قبل از شروع دعوا است.

• مهاجم سطح بالا: معمولاً در طول مشاجرات بسیار پرسروصدا و غالب است. ممکن است متعلق به محیط‌هایی بوده باشد که معمولاً دعواها بلند و زیاد بوده است، به همین دلیل این سبک مشاجره کردن برایش عادی است.

• پیشگیرنده: اصلاً از جار و جنجال خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند به هر قیمتی شده از بروز دعوا جلوگیری کند. شخصیتی حساس و دفاعی دارد.

• ضربه‌خور: از دعوا و مشاجره واهمه دارد، به هر قیمتی شده سعی می‌کند وارد چنین موقعیت‌هایی نشود. اما زیر این ظاهر، خشم و تلخی موج می‌زند.

• صلح‌طلب: از دعوا کردن خوشش نمی‌آید و سعی می‌کند خیلی زود به آن خاتمه دهد. این می‌تواند باعث شود نتواند به علت آن اختلاف بپردازد.

وقتی سبک‌های مختلف با هم برخورد می‌کنند، برای زوج دشوار می‌شود که به طریقی موثر با آن اختلاف کنار بیاید. رمز کار این است که به آن موضوع مثل یک دشمن نگاه شود و خود را هم‌رزم‌هایی در آن جنگ ببینید.

در زیر به علائمی اشاره می‌کنیم که نشان می‌دهد مشاجره‌ای در حال اتفاق ‌افتادن است.

از بروز تماس چشمی، محبت جسمی و رابطه‌جنسی خودداری می‌کنید.
• درمورد همه چیز از همسرتان سوال و بازجویی می‌کنید.
تلاش‌های همسرتان برای ایجاد مکالمه را با جواب‌هایی کوتاه و مختصر پاسخ می‌دهید.
• فکرتان روی ویژگی‌های منفی همسرتان متمرکز است.

چطور عصبانیتتان را کنترل کنید

اگر با این نشانه‌ها برخورد کردید، باید اول احساساتتان را درک کرده و بفهمید که چه حسی دارید. بعد سعی کنید محرک را تشخیص داده و ببینید آیا شرایط خارجی باعث حساس‌تر شدنتان شده است یا خیر.

قبل از اینکه موضوع را با همسرتان مطرح کنید، ببینید آیا واقعاً مسئله مهمی است یا خیر. اگر چندان اهمیتی ندارد، سعی کنید به خودتان اطمینان دهید و برای آرام کردن عصبانیتتان حرف‌های مثبت با خودتان تکرار کنید. سعی کنید با کلمات و تماس‌های فیزیکی محبت‌آمیز دوباره با همسرتان ارتباط برقرار کنید.


برای بهبود ارتباط، در هنر مشاجره استاد شوید

بیشتر وقت‌ها ارتباط نادرست باعث وخیم‌تر شدن مشاجرات می‌شود. وقتی زوج‌ها شروع به دعوا کردن می‌کنند، معمولاً تمرکزشان بر برنده شدن در آن است، نه حل کردن مشکل. باید بتوانید بدون قضاوت کردن به نظرات هم گوش دهید. وقتی می‌خواهید سوالی بپرسید، سعی کنید صدا و لحنتان آرام باشد. وقتی مشکل را مشخص کردید، توافق بر یک هدف ساده‌تر خواهد بود. راه‌های مختلفی برای حل مشکلات و اختلافات وجود دارد.

• مصالحه و سازش: هر دو طرف باید کمی کوتاه بیایند. اما این یک روش محدود برای حل مشکل است که در آن هر دو طرف بدون رسیدن به یک راه‌حل نهایی، کوتاه می‌آیند.

• همکاری: زوج‌ها با همکاری با همدیگر برای پیدا کردن راهی برای رسیدن به یک راه‌حل که به نفع هر دوی آنها باشد، تلاش می‌کنند.

• معامله: یک طرف درمقابل خواسته طرف مقابل کوتاه می‌آید اما درعوض خواسته‌ای مطرح می‌کند که به نظرش با آن برابر است.

خیلی خوب است که بتوانید زمانی را تنظیم کنید که بنشینید و بررسی کنید که آیا راهکار مورد استفاده موثر بوده است یا خیر. این به هر دوی شما فرصت می‌دهد دوباره ارزیابی کنید که تغییرات چه تاثیری بر مشکلتان داشته است و آیا نیاز به تلاش بیشتر هست یا خیر.

به نقل از مردمان

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩۱

================================================================
مقابله با پرخاشگری ( برای معلمان )
مقابله با پرخاشگری

پرخاشگری ( aggression ) عبارتست از رفتاری که هدف آن صدمه زدن به خود یا به دیگری می باشد در این تعریف قصد و نیت فرد مهم است . یعنی رفتاری پرخاشگری محسوب می شود که از روی قصد و عمد برای صدمه زدن به دیگری یا به خود انجام گرفته باشد ( کریمی ، 1378 ) پرخاشگری به منظور توصیف محموعه ای از رفتارهای برون ریزانه مورد استفاده قرار می گیرد که در همه آنها مشخصه ی تجاوز به حقوق افراد دیگر اجتماع و تأثیر آزارنده ی این رفتار مشترک است . اعمال پرخاشگرانه شامل رفتارهای جسمی و کلامی پرخاشگری نظیر تهدید کردن ، مشاجره ی لفظی و... همچنین ویرانی دارایی است . ( براهنی ، 1367 )
برخی از روان شناسان پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند . پرخاشگری ممکن است بدنی ، لفظی یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران باشد این روانشناسان بین پرخاشگری وسیله ای و پرخاشگری خصمانه تمایز قائل شده اند . ( شعاری نژاد ، 1364 )
صاحب نظران حوزه علوم اجتماعی در مورد پرخاشگری به دو گروه تقسیم شده اند گروهی معتقدند که پرخاشگری ذاتی و فطری است و گروهی دیگر آن را حاصل عوامل اجتماعی در نتیجه اکتسابی می دانند و هر دو گروه برای تائید نظریات خود شواهد و دلایلی را مطرح می کنند . ( کریمی ، 1378 ) این پژوهش در نظر دارد با بیان تعاریف و دیدگاههای مختلف به بررسی و شناسایی علل پرخاشگری دانش آموزان پایه سوم راهنمایی و دورة متوسطه شهرستان زرین شهر بپردازد
2 - بیان مسئله : ( مسئله تحقیق ، باید با توجه به یافته های حاصل از پژوهشهای مرتبط با مسئله مورد بررسی ، تنظیم و ارتباط بین متغیرهای موردمطالعه دقیقاً بیان شود . )
اولین سؤالی که در مورد رفتارهای نابهنجار افراد خصوصاً مشکلات رفتاری - ایذائی از جمله پرخاشگری مطرح می شود این است که علل پرخاشگری چیست ؟
از مطالعه و بررسی علل پرخاشگری دانش آموزان منطقه و استفاده از نظریات صاحب نظران علوم اجتماعی و رورانشناسی و یافته های محققین می توان به عوامل شخصیتی ، عوامل آموزشگاهی ، عوامل اجتماعی و عوامل خانوادگی بعنوان علل پرخاشگری دانش آموزان منطقه زرین شهر نامبرد در زیر توضیحاتی در این خصوص بیان می شود .

الف : علل شخصیتی :
شخصیت امکان پیش بینی آنچه را که فرد در موقعیتی خاص انجام خواهد داد فراهم می کند
( رأس ، 1373 )
با توجه به نظریات سزار لمبروزو جرم شناس و پدر مردم شناسی جنایی ایتالیا میان نقص بدنی از یک سو و جنایت از سوی دیگر رابطه نزدیکی وجود دارد . ( ستوده ، 1378 )
آیزنگ مدعی است که بین ویژگیهای شخصیتی چون برون گرایی و رفتار انحرافی رابطه وجود دارد فرد برونگرا ماجراجو و مغرور است ، سریعاً واکنش نشان می دهد . تمایل به پرخاشگری دارد ، زود از کوره به در می رود ، احساسات وی در کنترلش نیست . او بدون تأمل و اندیشه عمل می کند ( ستوده ، 1378 )
سازمان روانی فرد به گونه ای است که برای هر عامل تهدید کننده ای از خود واکنش نشان می دهد و معمولاً یکی از رایج ترین واکنشها به نا امنی ، پرخاشگری است همچنین ناکامی هسته مرکزی شخصیت آدمی را مورد تعرض قرار داده و ویران می کند . ( شریفی ، 1376 )
نداشتن وضع روحی مطلوب به دلیلی ابتلا به برخی بیماریهای روحی و روانی بحرانهای ناشی از دوره بلوغ و برخی خصوصیات رفتاری افراد از جمله اضطراب و هیجان ، احساس حقارت ، غرور و ... موجب بروز پرخاشگری می شود . ( فرقانی ، 1376 )

ب _ علل خانوادگی
سختگیری ها ، خشونت ها ، سرزنش ها و تحقیرهای والدین مستبد اثرات مخرب و جبران ناپذیری بر روی ساختار شخصیتی کودکان و نوجوانان باقی می گذارد و احساس بی کفایتی ، ترس و انزوا و گوشه گیری ، ناتوانی در برقراری روابط عاطفی و اجتماعی ناسازگاری و پرخاشگری و ... می تواند زاییده چنین رفتارهای ناسنجیده و نابخردانه والدین باشد ( احمدوند ، 1374 )
بر اساس یک تحقیق 46 % بزهکاران جامعه ما در خانواده های بی قید و بند زندگی می کرده اند ( کریمی نیا ، 1379 ) در تحقیق دیگر 75 % پسران پرخاشگر از وجود پدر محروم بوده و یا الگوی فردی برای یادگیری نداشته اند ( وفایی ، 1376 ) الگوهای خانوادگی نیز بار فتار پرخاشگرانه ارتباط دارد .
( توزنده جانی و کمال پور ، 1379 )
ج _ علل آموزشگاهی :

پژوهش های انجام شده حاکی از ارتباط پرخاشگری با مشکلات یادگیری است ...
پرخاشگری با پیشرفت تحصیلی ضعیف و ناکامی در مدرسه همراه می باشد . ( مهریار ، 1370 )
پرخاشگری واکنش کلی نسبت به ناکامی است هر چند افراد همیشه پاسخهای پرخاشگرانه آشکار از خود نشان نمی دهند و آنها را در وجود خود سرکوب می کنند . مثلاً پسری که بوسیلة یکی از همکلاسان خود مورد اهانت قرار گرفته ، غالباً به طور فیزیکی به او حمله ور می شود .
زد و خوردها و دعواهای حیاط مدرسه خود نشانه هایی از این پرخاشگری ها است .( نوابی نژاد ، 1371 )

د_ علل اجتماعی

پرخاشگری ناشی از ناکامی های بنیادی یا یادگیری و مشاهدات محیطی است ( شفیع آبادی، 1372 )
تحقیقات بندورا ( 1973 ) نشان داده است که پرخاشگری کاملاً جنبه تقلیدی دارد و از راه مشاهده کسب می شود . ( کریمی ، 1378 )
طرد یا روشهای انضباطی غلط در افزایش پرخاشگری نقش داشته اند ( فرقانی ، 1376 )
با توجه به فزونی پرخاشگری در جامعه صنعتی و شهری امروزی ، برخی برای توجیه این پدیده وسایل ارتباط جمعی را مسئول می دانند زیرا فیلم ، مجله ، روزنامه ، کتاب ، تلویزیون ، ویدئو ، ماهواره حاوی تصاویر و و مطالبی است که در ان اشاره به خشونت ، تهاجم و جنایت بسیار دیده می شود ( ستوده ، 1378 ) .
یک تحقیق مهم در این زمینه نشان داده است که نه زندگی خانوادگی یک پسر ، نه عملکرد مدرسه ای و نه زمینه خانوادگی وی ، بلکه مقدار برنامه های خشن تلویزیونی که در نه سالگی تماشا می کرده است تنها و مهمترین عامل تعیین کننده میزان پرخاشگر بودن او در 10 سال بعد یعنی سن 19 سالگی بوده است . ( کریمی ،

1378

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٤ امرداد ۱۳٩۱

علل پرخاشگری، بد دهنی و عصبانیت در کودکان و راه های کنترل آن

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند.

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود.

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است.

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

تغییرات رشدی

کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند.

پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.

● ثبات پرخاشگری

هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود.

بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد.

 

● ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه

کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است.

..................

درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم )

برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

- در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

- در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم. ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود.

- در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

- در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم.

- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد.

- هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند.

- چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

..............

نتیجه‌ گیری‌

به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان

۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید.

۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید:

الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید.

ب) فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید.

ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند.

ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید.

۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید.

۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید.

۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید.

۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید.

۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود.

۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید.

۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید.

۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید.

۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید.

۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید.

۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید.

۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید.

۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود.

۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند.

۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید.

۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

منبع:http://www.pezeshk.usو سایت آفتاب-روانشناسی و مشاوره

لطفا ادامه مطلب را مطالعه نمایید:


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - شنبه ٥ آذر ۱۳٩٠

سلامت نیوز : به باور کارشناسان افزایش تعداد دعواهای خیابانی افزایش موارد ضرب و جرح، گرایش روزافزون به استفاده از سلاح سرد و حوادث روزانه ای که در سطح شهرهای کوچک و بزرگ همه ما شاهد آن هستیم، به خوبی نشان می دهد که آستانه تحمل افراد پایین آمده است.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه خراسان جامعه شناسان می گویند گسترش وسایل ارتباط جمعی، افزایش دامنه نیازها و تامین نشدن همه آن ها، رشد طبقه متوسط و محدودیت ها و محرومیت های این قشر ازجمله عوامل موثر در شکل گیری و بروز پدیده ناهنجار پرخاشگری است. روان شناسان نیز خشونت را نوعی واکنش نسبت به محرومیت و ناکامی در تامین نیازهای فردی و اجتماعی فرد تعریف می کنند، درباره چرایی گسترش خشونت با ۲ تن از کارشناسان گفت و گویی ترتیب داده ایم که در پی می آید.

مهارت حل مسئله و کنترل خشم به مانند دیگر آموزش های مهارت زندگی باید از نهاد خانواده آغاز شود.



دکتر شهرام ناصری روان پزشک و مشاور خانواده در گفت وگو با خراسان تصریح می کند: ۲ اصل مهم که باید توسط والدین در تربیت کودکان لحاظ شود، آزادی بیان و پرهیز از هرگونه خشونت است، به عبارت دیگر کودک باید بداند پاسخ کلام، فقط کلام است و هیچ کس حق ندارد برای پاسخ گویی از حربه دیگری استفاده کند. دامنه رفتار خشن هم باید تعریف مشخصی داشته باشد یعنی حتی لمس کردن ممکن است مصداق خشونت علیه فردی باشد.

برخلاف تصور عموم مردم خشونت و رفتار پرخاشگرانه فقط ضرب و جرح و کتک کاری نیست بلکه حتی لمس کردن دیگران بدون اجازه از مصادیق خشونت است . این نکته را بسیاری از والدین نمی دانند و بدیهی است که آموزشی هم به کودکان نمی دهند. بنابراین تعریف خشونت از لمس کردن شروع می شود و تا کتک کاری و درگیری فیزیکی ادامه پیدا می کند. متاسفانه این باور در بسیاری از خانواده ها رایج است که «هر وقت از نظر کلامی کم آوردی می توانی از زورت استفاده کنی»؛ این امر در جامعه نیز نمود پیدا کرده است. براین اساس است که والدین وقتی حرف بدی از کودک می شنوند به جای نشان دادن واکنش صحیح او را می زنند و در واقع اولین معلم خشونت کودک می شوند، بی توجهی در چنین مواقعی و تشویق کودک به هنگام درست صحبت کردن بهترین راهکار برای حذف رفتار زشت اوست. بنابراین داشتن مهارت فرزندپروری و الگوی صحیحی که والدین در اختیار کودک قرار می دهند، در نهاد خانواده یک اصل است.

از سوی دیگر مثلث
ناکامی، محرومیت و پرخاشگری در ارتباط مستقیم با هم است. بدین معنا که محرومیت و برآورده نشدن به موقع نیازهای فرد باعث می شود که فرد احساس ناکامی کند و به پرخاشگری روی آورد.

وقتی فردی چیزی بخواهد و به آن نرسد ممکن است به پرخاشگری روی آورد. نکته این جاست که ناکامی یک احساس طبیعی است و حتی باعث می شود فرد برای تامین آن چه مدنظر اوست تلاش بیشتری کند اما برخورد نادرست با احساس ناکامی و نداشتن مهارت حل مسئله و کنترل خشم، باعث پرخاشگری می شود. مانند آن چه در فرهنگ ما جاری است. از سوی دیگر پرخاشگری هم به خودی خود بد نیست مثلا دادگاه صحنه پرخاشگری ۲ گروه در چارچوب قانون به شکل مدنی است بعضی ورزش ها مانند ورزش های رزمی هم نوعی پرخاشگری محسوب می شود که البته دارای چارچوب مشخص و معین است. آن چه پرخاشگری را آسیب زننده و خشن می کند توسل به زور و استفاده از قدرت برای کسب سلطه یا تامین خواسته فرد است. مهارت کنترل خشم یا پرخاشگری باید از کودکی به بچه ها آموزش داده شود تا در بزرگسالی بتوانند در جامعه از خشونت ورزیدن نسبت به دیگران اجتناب کنند. وقتی پدر و مادری بلد نیستند خشم خود را کنترل کنند چگونه می توان توقع داشت که نوجوان خانواده سابقه درگیری و دعوا و کتک کاری با همسالانش را نداشته باشد. نکته این جاست که خشم و پرخاشگری به خودی خود منفی نیست اما شیوه تخلیه آن باید صحیح و علمی باشد و اگر فردی از کودکی بداند که حق ندارد نسبت به هیچ کس خشونت بورزد، در جامعه هم بدون شک نسبت به دیگران خشونت نخواهد ورزید.



خشونت در اجتماع
خشونت در سطح اجتماع زمانی افزایش می یابد که در خانواده مهارت هایی که ذکر شد، نادیده گرفته شود و الگوی مناسبی در اختیار افراد قرار نگیرد.

از سوی دیگر گسترش رسانه های جمعی و تماشای فیلم ها و بازی های خشن در گرایش به خشونت نقش دارد. وی با تایید این نکته ادامه می دهد: هویت جمعی یکی از دلایل افزایش خشونت است. به عنوان مثال فردی که خود را آبی یا قرمز می داند در صورت مواجهه گروه با ناکامی، با این که منافع فردی اش لطمه ندیده است میل به پرخاشگری پیدا می کند. هویت جمعی افراد در صورتی که مثبت و همراه با رفتارهای مسالمت جویانه باشد مثبت تلقی می شود و باید تقویت شود اما محصور کردن و در تنگنا قرار دادن هویت فردی نیز می تواند در میل به پرخاشگری موثر باشد.

دقت کنید که همه ما به هویت فردی نیاز داریم. بدون شک تنوع در آفرینش، جزو حکمت خداوند محسوب می شود و انسان برای رشد و دست یابی به کمال و تعالی به تنوع نیاز دارد. اگر تمام انسان ها شبیه هم بودند، ادامه زندگی و حیات بی معنا می شد پس هر وجودی واجد معنایی بی بدیل است که برای عینیت بخشیدن به آن به حیات ادامه می دهد. از سوی دیگر گرایش به پرخاشگری زمانی بروز پیدا می کند که فرد دچار خودشیفتگی شده باشد. وی به هنگام اعمال خشونت تصور می کند همه حق با او و همه باطل نزد طرف مقابل است. این نگرش در فرد بسیار خطرناک است و در سنین جوانی قابل رفع نیست. احترام گذاشتن به دیگران مهارتی است که از کودکی باید آموزش داده شود.

هم چنین دکتر مصطفی اقلیما رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران در تشریح دلایل افزایش خشونت در جامعه به خراسان می گوید: اگر ریشه تمام آسیب های اجتماعی، بزه ها، پرخاشگری و کودک آزاری را بررسی کنیم در می یابیم که در گذشته تا به این حد با پدیده هایی مثل دختران فراری یا کودکان خیابانی رو به رو نبودیم.

طی سال های گذشته فقر اقتصادی، افزایش طلاق و افزایش طلاق عاطفی باعث تلنبار شدن هیجانات منفی در افراد شده است به نحوی که وقتی فرد نمی تواند انرژی منفی اش را تخلیه کند به پرخاشگری و اعمال خشونت رو می آورد و این مسئله بسیار طبیعی است. دکتر اقلیما با تایید این نکته که برخی معتقدند این دیدگاه بسیار منفی و بدبینانه است، تصریح می کند: به عقیده من این نگرش بیش از این که بدبینانه باشد، واقع بینانه است. نکته این جاست که در اعمال خشونت یا گرایش به پرخاشگری نباید فرد را زیر سوال برد، بلکه باید جامعه را زیر سوال برد. به عبارت دیگر وقتی فردی قاتل می شود نباید فقط او را مقصر شناخت بلکه باید علل و عواملی را که او را به سمت قاتل شدن سوق داده است شناسایی کرد؛ زیرا هیچ کس قاتل به دنیا نیامده است. این شرایط فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است که افراد را به سوی بزه، قتل، خشونت یا هر آسیب اجتماعی دیگری سوق می دهد. به گفته وی در شرایطی که جامعه ما تحت تاثیر عوامل مختلف، با چالش های بسیاری رو به رو شده است باید منتظر سیر صعودی آسیب های اجتماعی و افزایش گرایش به خشونت باشیم. در همین حال دکتر سعید مدنی آسیب شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی یکسونگری نسبت به افزایش خشونت در جامعه را رد و تاکید می کند: با اتکا به شاخص های آسیب شناسی نمی توانیم وضعیت جامعه امروز ایران را بررسی کنیم. درست مثل این که در مقاطعی رفتار خشنی را از یک فرد ببینیم و نتیجه بگیریم که او فرد خشنی است در حالی که برای قضاوت درباره رفتار و شخصیت افراد باید کل رفتارهای آن ها را شناخت و ارزیابی کرد. در عین حال باید به روند مطلوب شاخص های مثبت اجتماعی هم پرداخت. افزایش نرخ باسوادی، گسترش تحصیلات تکمیلی، افزایش دانش اجتماعی مردم، تغییر نگرش نسبت به نهادها، قدرت و دولت همه نتایج و پیامدهای گذار از سنت به مدرنیته و حاصل تحولات اجتماعی دهه اخیر در ایران است. در واقع باید تمامی این مولفه ها را کنار یکدیگر قرار دهیم تا بتوانیم وضعیت موجود را ترسیم کنیم به نوشته عصر ایران وی ادامه می دهد: اتفاق بدی که می افتد این است که موارد خشونت بار پر سر و صدا علنی می شود و اتفاقات مدنی و صلح جویانه مردم کمتر منعکس می شود. نگاه علمی تکلیف می کند که تمام این ابعاد را با هم ببینیم.

در یک ارزیابی کلی باید اذعان کرد که جامعه ایران دچار تغییرات اجتماعی شده است این تغییرات از یک طرف به یک خواست عمومی برای تغییر منجر شده است و از یک سو چون پاسخ مناسبی به آن داده نمی شود پیامدهای منفی اجتناب ناپذیری را در جامعه خواهد داشت. این جاست که کارشناسان می گویند اگر سیاست های اجتماعی مناسبی برای مواجهه با این تغییر و برخورد با آن وجود داشته باشد، جامعه روند رو به پیشرفتی خواهد داشت.

احساس افراد لحظه های زندگی را رقم می زند
لحظه ای خوش است که ما احساس خوب و خوشی داشته باشیم و لحظه ای بد است که ما احساس بدی داریم. دکتر لیلا خواصی روان پزشک با تاکید بر این که باید یاد بگیریم در زمان حال زندگی کنیم به ایسنا اظهار داشت: متاسفانه براساس عادت های نادرست بیشتر لحظه های حال افراد در غم گذشته و ترس از آینده از دست می رود. وی ذهن خلاق را لازمه زندگی در زمان حال دانست و ادامه داد: ما همیشه نسبت به نو شدن واکنش منفی داریم و کمتر از خود خلاقیت نشان می دهیم. وی ادامه می دهد: همیشه فکر می کنیم که اگر در جایی لحظه ای خوش بوده ایم باید دوباره همان شرایط را با همان امکانات فراهم آوریم تا شادی را دوباره تجربه کنیم در حالی که همه امکانات در زمان حال است و از همان باید برای شاد زیستن و لذت بردن از زندگی استفاده کرد.

نویسنده: امراله قاضی - دوشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٠

دبیر انجمن روان پزشکــی کودک و نوجوان ایران گفت مطالعات نشان می دهد که، اختلال نقص توجه یا بیش فعالـــی (‪(ADHDو کم تمرکزی یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکـــی در کـــودکان است. دکتـــــر "مهدی تهــرانـــی دوست" فوق تخصص روان پزشکـــی کودک و نوجوان در حاشیه برپایی سمینار رویکرد شناختی در روان پزشکی کـــودک و نوجوان در گفت و گوی اختصاصی با 

خبرنگار گروه علمــــی ایرنا با بیان این مطلب افزود: این اختلال روانی تا چهار برابر در پســـرها شایع تر است. وی افزود : رفتارهای مقابله جویانه در دخترها کمتر از پسران است و به عبارتی علامت عمده این بیماری در دختران حواسپرتی است در صورتی که پسرها بیشتر به علت "بیش فعالی" به کلینیک ها ارجاع می‌شوند. دبیر علمی سمینار رویکرد شناختی روانپزشکی کودک و نوجوان یادآور شد:
آنچه در بیش فعالی مورد توجه است ،پرتحرکی و بی‌قراری کودک است به گونه‌ای که این بیش فعالی باعث مزاحمت برای دیگران می‌شود. وی گفت: کــــودکان مبتلا به این اختلال با وجود اینکه از هـــوش خوبی برخوردار هستند در تمرکز مشکل دارند و تکالیف خود را یا به سختی انجام می‌دهند و یا اینکه مدت زمان زیادی را صرف آن می‌کنند.

دکتر تهرانی دوست با اشاره به اینکه میزان دقت این کودکان پایین است افزود:کودکانی که دچار اختلال بیش فعالی یا ‪ ADHDهستند در مدرسه معمولا برای همسالان و معلمان خود مشکل آفرین هستند.فوق تخصص روان پزشکی کودک و نوجوان یادآورشد: بیش فعالی حدود ‪ ۵تا‪۷  درصد کودکان در سنین مدرسه را در برمی‌گیرد اما شدت آن در کودکان مختلف متفاوت است. وی با بیان اینکه بیش فعالی،جمعیت زیادی از کودکان و حتی نوجوانان را در برمی‌گیرد تصریح کرد: این اختلال در حال حاضر یک مساله مهم بهداشت روانی جامعه محسوب می‌شود. فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان اضافه کرد: این بیماری با زندگی کودک در خانواده ،مدرسه و اجتماع تداخل می‌کند به طوریکه ناتوانی‌های کودک می‌تواند حتی تا سنین بلوغ تداوم یابد. وی با بیان اینکه بیشتر کودکان مبتلا به بیش فعالی نشانه‌های رفتار پرخاشگری و نافرمانی را از خود نشان می‌دهند افزود:اهمیت درمان کودکان مبتلا به این اختلال با بالاتر بودن خطر بزهکاری در این کودکان بارزتر می‌شود. وی اضافه کرد:درمان دارویی در کنار آموزش ،مشاوره‌های روانشناسی و آگاهی رساندن به والدین بهترین و موثرترین راهکار درمانی کودکان مبتلا به اختلال روانی بیش فعالی یا عدم تمرکز است.

دکتر تهرانی دوست یادآور شد:کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی از صبر و تحمل کمی برخوردار هستند و به همین دلیل در امتحانات تحمل پاسخ دادن به سوالات را ندارند و دچار افت تحصیلی می‌شوند. وی گفت:در مدرسه کودکان مبتلا به این اختلال قادر به انجام تکالیف نبوده و نیازمند توجه بیشتری از سوی معلمان و والدین می‌باشند. دبیر انجمن روانپزشکی کودکان و نوجوانان اظهار داشت:تشخیص بیش فعالی یک تشخیص بالینی است و مصاحبه با والدین اولین قدم در فرایند ارزیابی این بیماری است. وی افزود:بسیاری از والدین که کودکان آنها مبتلا به اختلال بیش فعالی هستند با در نظر گرفتن اینکه عدم توجه و تمرکز کودک و فعالیت زیاد آنها ناشی از شیطنت کودکانه است و نیازی به درمان ندارد،از مشاروه با روانپزشک خودداری می‌کنند. وی افزود:این درحالی است که اگر این اختلال مورد توجه قرار نگیرد و در جهت درمان کودکان مبتلا به این اختلال توجهی نشود مشکلات تحصیلی و اجتماعی برای آنها به وجود خواهد آمد.

پزشکان بدون مرز 

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠

سلامت نیوز :قتلی که توسط یک پسر 17ساله و به هواداری از دوستش انجام شده از دو جنبه قابل بررسی است. نخست رفتارهای پرخاشگرانه‌ای که در نوجوانان دیده می‌شود و سپس انگیزه قاتل از شرکت در نزاع که در واقع طرفداری از دوستش بوده است.

آنچه مسلم است نوجوانی دوره پرسش و گذر از هیجانات روحی است اما متاسفانه در جامعه ما آن‌طور که باید و شاید فرهنگ مواجهه پرخاشگری و کنترل خشم
– به عنوان یکی از هیجانات- نهادینه نشده و نه در خانواده و نه در مکان‌های دیگر افراد نمی‌توانند خشم و پرخاشگری خود را برون‌ریزی کنند. حال آنکه باید در خانواده بسترهای لازم برای مبارزه با خشم که یکی از مهم‌ترین مهارت‌های زندگی و روابط بین فردی و اجتماعی نوجوان است، فراهم شود، اما برخی خانواده‌ها چنین جایگاهی را برای نوجوان ندارند.

 

  حتی ممکن است فرد در خانواده کتک بخورد و ناسزا بشنود و در واقع خانواده به بستری به عنوان خشونت علیه نوجوان تبدیل شود و او را به سوی رفتار پرخاشگرایانه سوق دهد. عده‌ای از افراد جامعه که در کودکی و نوجوانی قربانی رفتار پرخاشگرانه و خشن خانواده بوده‌اند در حقیقت زخم‌خورده هستند و در آینده پرخاشگری را در رفتار زناشویی نیز بروز می‌دهند. عده‌ای نیز در سنین پایین‌تر و با ارتکاب جرم در نوجوانی بازتاب خشونت‌ها را به نمایش می‌گذارند. علاوه بر این موضوع، تاثیرپذیری در سنین کم نیز بسیار حایزاهمیت است. در واقع تاثیرپذیری در نوجوانی است که معنا و مفهوم پیدا می‌کند. در این دوره افراد همبستگی بالایی با هم دارند و چه بهتر که این همبستگی در جهت مثبت و اهداف والا باشد.

اما مشکل زمانی خود را نشان می‌دهد که افراد مشکل‌دار و پرخاشگر یکدیگر را پیدا کنند و در حالی‌که خودشان زمینه هیجان و مشکلات حل‌نشده را دارند و نحوه تربیت آنها ضعیف و ناکارآمد بوده، با ورودشان به گروه و تعامل با یکدیگر تنش‌هایشان تشدید می‌شود و با رفتارهایی که انجام می‌دهند خود را به خطر می‌اندازند یا به دیگران صدمه می‌زنند.

به عبارتی تنش و فشار روانی، حالت تدافعی و انگیزه‌های نفرت‌آمیز و تلافی‌جویانه را که با نزاع و ضرب و شتم همراه است در این گروه‌ها بیشتر شاهدیم و این رفتارها به خاطر ساختار گروه و به هواخواهی افراد آن از یکدیگر به کرات تکرار می‌شود؛ گروهی که به طور طبیعی رهبر و اعضای آن رفتار تکانشی و مقابله‌جویانه بیمارگونه دارند در راستای حمایت از یکدیگر وارد عمل می‌شوند و دست به جرم می‌زنند.

برای جلوگیری از چنین رفتارهایی به نظر می‌آید باید چند توصیه را در نظر بگیریم: کارکرد نهاد خانواده باید مورد دقت دوباره و بررسی قرار گیرد. خانواده‌ها باید از آموزش تربیتی صحیح و مهارت در تربیت فرزندان خود برخوردار باشند و از آن استفاده کنند. بستر جامعه توسط خانواده باید اصلاح شود به نحوی که مردم بتوانند مقابله با خشم را آموزش ببینند و بدانند چگونه باید خشم خود را برون‌ریزی کنند

خیلی از مواقع خشم فرو خورده شده و همین باعث می‌شود افرادی که ظاهرا منفعل هستند این قابلیت را داشته باشند که هر لحظه بتوانند ضربه‌ای جبران‌ناپذیر به دیگران بزنند. بنابراین نهادهای اجتماعی باید جایی را در نظر بگیرند که افراد خود را از اضطراب تخلیه کنند و همه افراد بتوانند از آن بهره‌مند شوند. همچنین باید در جامعه به رشد در ابعاد مختلف هویتی، جسمی و شناختی توجه شود، این نکته مهمی است که در مدارس ما فراموش شده و مربی بهداشت فقط به موضوعاتی مانند ناخن و مو توجه دارد اما به سلامت روح و روان که به مراتب مهم‌تر است توجه نمی‌شود. توصیه می‌کنم این نکته نیز در مدارس رعایت شود؛

البته این کار درازمدت و تخصصی است که با استفاده از روان‌شناسان کارآمد و در سطوح مختلف باید انجام شود و شهروندان باید از نوجوانی و کودکی در آموزش‌وپرورش مهار خشم و کنترل آن را بیاموزند. از طرفی فضاهایی مانند باشگاه‌های ورزشی می‌توانند به تخلیه انرژی نوجوانان کمک کنند، اما باید در کنار آن مهار خشم آموزش داده شود.

نوجوانان افراد پرانرژی هستند و ناکامی به همراه این انرژی تخلیه‌نشده در افراد به پرخاشگری و استرس تبدیل می‌شود و در نتیجه رفتار تحریک‌آمیز بروز می‌کند. پس نوجوانان چه دختر و چه پسر باید این انرژی را تخلیه کنند. این تخلیه انرژی در کنار آموزش برون‌ریزی عاطفی و مشاوره روان‌شناسی می‌تواند بسیار موثر باشد.

ضمن اینکه وظیفه مشاوران آموزش‌وپرورش و مربیان پرورشی و تربیتی است که در این زمینه بکوشند اما آنها بیشتر به کارهای آموزشی می‌پردازند و تربیت بخش مهمی است که فراموش شده است، البته تعداد کم این مربیان نیز نسبت به دانش‌آموزان نکته‌ای است که باید به آن توجه شود و مورد بررسی قرار گیرد.

نویسنده: امراله قاضی - جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠

یک روز سرد پاییزی را در نظر بگیرید که دو دوست با همراهان‌شان برای صرف شام به رستوران رفته‌اند اما به علت شلوغی، مجبور می‌شوند یک میز خالی را در سمت در ورودی رستوران برگزینند. با رفت و آمد مشتریان مختلف، در رستوران باز می‌ماند و سرمای شدیدی داخل می‌شود. یکی از این آقایان بعد از هر بار بازماندن در، از جایش بلند می‌شود، به سمت در می‌رود و در را محکم می‌بندد تا جایی که در حدود 15 دقیقه از هشت نفری که به رستوران وارد یا از آن خارج می‌شوند، شش نفر سبب شد‌ه‌اند که این فرد برای بستن در، از جایش بلند شود. او دفعه اول که به سمت در می‌رفت، خیلی عصبانی نبود اما رفته‌رفته این موضوع او را تا حدی آزرده کرد. با اینکه نفر ششم نیز دقیقا همان کار نفر اول را تکرار کرده بود اما مورد بدخلقی و رفتار پرخاشگرانه او واقع شد.

 


در داستان بالا در واقع هر بار که در باز می‌ماند اندکی بر خشم مرد افزوده می‌شد. انگار که کاسه صبر او هر بار پرتر می‌شود. این کاسه پر شده، بر سر نفر ششم شکسته شد. ممکن است این داستان سوال‌های زیر را در ذهن‌تان ایجاد کرده باشد:
1) چرا از میان آن همه افراد، فقط یکی از آنها نسبت به بازماندن در واکنش نشان می‌داد و افراد دیگر واکنشی نشان ندادند؟
2) علت اصلی خشمگین شدن آن فرد چه بود؟
3) چرا دیگران برای بستن در، اقدامی انجام نمی‌دادند؟


و یا 6 سؤال کلی زیر:
1) چرا بعضی افراد از برخی امور که دیگران را عصبانی می‌کند، عصبانی نمی‌شوند؟
2) چرا برخی افراد در برخورد با همان موضوع آرامش خود را حفظ می‌کنند و واکنش عصبانیت در آنها برانگیخته نمی‌شود و برخی دیگر آمادگی بیشتری برای عصبانی‌شدن دارند؟
3) آیا آستانه عصبانی شدن افراد یکسان است؟
4) چرا فردی یک موقعیت را به گونه‌ای و دیگری به گونه‌ کاملا متفاوت ارزیابی می‌کند؟
5) چگونه باورها بر واکنش فرد اثر دارد؟
6) نقش باورها در بروز خشم چیست؟
پاسخ همه این سوال‌ها به ارزیابی و قضاوت‌های فردی و نقش باورها برمی‌گردد.


یک رویداد و چند برداشت
اغلب افراد از یک واقعه برداشت‌های متفاوت دارند. هریک حادثه را از زاویه خود می‌بیند و تفسیر می‌کند. زاویه‌ای که بر اساس افکار و باورهای شخصی در طول زندگی از تجربیات مراحل مختلف (کودکی، مدرسه، دوران بلوغ، دانشگاه و محیط کار) در پهنه ذهن فرد شکل گرفته و مستحکم می‌شود. معمولا اساس باورهای افراد نسبت به خودشان، دیگران، گذشته، آینده، حتی باور درباره چگونگی نشان دادن عصبانیت، از خانواده آغاز شده و رفته‌رفته با وسعت یافتن سطح ارتباطات فرد، در جامعه، تکمیل می‌شود. می‌توان گفت، باورهای افراد از تربیت و تجربه سرچشمه می‌گیرد. در واقع اگر موضوعی را خصمانه ببینید، آن‌گاه واقعه تبدیل به محرک و برانگیزاننده عصبانیت می‌شود اما اگر موضوع را عادی و قابل هضم ببینید، شما را عصبی نخواهند کرد. در مثال ارایه شده، احتمالا آن فرد، وارد شوندگان به رستوران را افراد بی‌خیال و بی‌مسوولیت و خودخواهی می‌دید که به فکر دیگران نیستند. اما آنهایی که عصبانی نشدند، احساس می‌کردند که افراد وارد شونده به رستوران برای تفریح آمده‌اند و در نتیجه ممکن است، بازماندن در برایشان زیاد مهم نباشد. در واقع واکنش عصبانیت به نوع تفکر و تصور فرد بستگی دارد. برانگیزاننده باعث می‌شود که در ذهن، یک فکر، تصور یا قضاوت فعال شود و به موجب آن واکنش فرد بروزکند. در ضمن، ارزیابی فرد از واقعه تعیین می‌کند که آیا باید عصبانی باشد یا نه؟ باورها نه تنها بر قضاوت و ارزیابی‌ها بلکه در تک‌تک مراحل ساختار خشم، اثر می‌گذارد.


تاثیر باورها
هنگامی که باورهای شکل گرفته خود را مرور می‌کنید، می‌توانید آنها را در سه گروه جای دهید: باورهایی که در مورد خودتان دارید، باورهایی که درباره دیگران دارید، باورهایی که درباره دنیای پیرامون‌تان دارید، اگر در هر یک از آنها باورهای منفی وجود داشته باشد، سبب رفتارهای منفی در عملکرد شما باخود، اطرافیان و حتی دنیای پیرامون‌تان می‌شود. یک ضرب‌المثل چینی می‌گوید: «اگر به اردک شبیه هستید، اگر مانند اردک حرف می‌زنید و مانند اردک راه می‌روید، احتمالا اردک هستید.» یعنی اگر رفتارتان به گونه‌ای است که انگار به چیزی اعتقاد دارید و اگر طوری حرف بزنید که باوری را برساند و اگر طوری فکر کنید که گویا چیزی را باور دارید، بدانید که چنین باوری در شما هست. حقیقت این است که باورهای افراد، طرز فکر و نوع رفتارشان را مشخص می‌کند. تمام این مطالب به نقش پررنگ باورها در نوع زندگی افراد اشاره دارد. نگران نشوید. اگر ایمان بیاورید که «باورها، زندگی‌تان را می‌سازد» در نتیجه با تغییر باورهایتان می‌توانید زندگی‌تان را تغییر دهید. تحول در باورها کار چندان ساده‌ای نیست اما از یاد مبرید هیچ کاری محال نیست و هیچ چیز بزرگی بدون رنج حاصل نشده است. فقط کافی است حقیقت را بپذیرید، هرچند به ظاهر سخت و بزرگ باشد. روان‌شناسان معتقدند: «تا چیزی را نپذیرید نمی‌توانید تغییرش دهید. آن‌گاه با پشتکار و توکل به خدا به موقعیت دست می‌یابید.» 

6 تمرین پیشنهادی
• ابتدا سعی کنید باورهای مثبت درباره خود، دیگران و درباره جهان هستی را در وجودتان شناسایی کنید
• سعی کنید باورهای منفی درباره خود، دیگران و جهان هستی را در وجودتان شناسایی کنید.
در هر دسته، تعداد باورهای مثبت‌تان بیشتر است یا منفی؟
• هر ماه، ذهن و انرژی خود را بر این متمرکز کنید که یک باور منفی را به باور مثبت تبدیل کنید. با این کار به فهرست مثبت‌ها اضافه و از فهرست منفی‌ها کم می‌کنید
نقش باورهای مثبت و منفی را در قضاوت‌هایتان بررسی کنید.
• در یک هفته اخیر مواردی که زبانی یا ذهنی در مورد خودتان و دیگران قضاوت کرده‌اید را یادداشت کرده و آنها را شناسایی کنید. با این کار می‌توانید قضاوت‌هایی که عامل بروز خشم در ارتباط با دیگران شده است را بشناسید و سعی کنید برطرف نمایید.

منبع:وبلاگ( روانشناسی و مشاوره)

نویسنده: امراله قاضی - سه‌شنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٠

امروزه بسیاری از خانواده ها از رفتار پرخاشگرانه کودک شان شکایت دارند و برای درمان این رفتار نابهنجار فرزندشان به شیوه و روش های مختلفی متوسل می شوند. پرخاشگری رفتاری است که از خشم و عصبانیت نشات می گیرد که در کودکان به صورت هل دادن، کتک زدن، لگد زدن، گاز گرفتن، اذیت و مسخره کردن، عذاب دادن والدین، پرت کردن اشیا و گریه سر دادن است. این دسته از کودکان نسبت به سایرین بیشتر دروغ می گویند و مسوولیت اعمال خود را انکار می کنند، البته بسیاری از کودکان گاهی اوقات این رفتارها را انجام می دهند اما کودک پرخاشگر به طور مکرر این گونه رفتار می کند. درواقع پرخاشگری کودک تقریبا یک پاسخ خودکار نسبت به استرس و ناکامی است و هدفش این است که دیگران را مجبور یا وادار کند تا آنچه را که کودک می خواهد به او بدهند. معمولا این دسته از کودکان از درخواست های والدین و سایر بزرگسالان تبعیت نمی کنند و به اصطلاح خودشان قشقرق هایی برای ادب کردن والدین شان به راه می اندازند.

در زمینه انگیزه رفتار پرخاشگرانه، برخورد مناسب و مدیریت این نوع رفتار توسط والدین با دکتر رضا رستمی، متخصص اعصاب و روان، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و رییس کلینیک آتیه گفت وگویی انجام داده ایم که در زیر می خوانید:

پرخاشگری کودکان اغلب با مشاهده رفتار پرخاشگرانه و الگوهای نامناسب یادگیری آغاز می یابد، دکتر رستمی معتقد است: «رسانه های دیداری شنیداری نقش بسزایی در افزایش رفتار پرخاشگرانه دارند و والدین باید تا جایی که می توانند کودکان خود را از قرار گرفتن در معرض الگوهای پرخاشگر در فیلم ها، تلویزیون، موسیقی، بازی های رایانه ای، مطالب نوشتاری و ورزش های پخش شده در تلویزیون مانند کشتی محدود کنند

او اظهار می دارد که انگیزه های بسیاری برای رفتار پرخاشگرانه در خردسالان وجود دارد که ممکن است کودکی به این دلیل که عصبانی و ناراحت است یا می خواهد بر شخص دیگری مسلط شده و کنترل نماید سعی می کند به دیگری آسیب برساند. او در زمینه برخورد والدین با رفتار پرخاشگرانه گفت: «ما به عنوان والدین باید مانع از رفتاری شویم که موجب تهدید یا صدمه زدن به دیگران می شود چرا که کودکان پرخاشگر با ریسک بالایی برای تبدیل شدن نوجوانان یا بزرگسالان ناسازگار مواجهه هستند، همچنین ممکن است کودکی با سرپیچی از قوانین با اهمیت ایمنی یا با اقدام به ریسک های جدی خود را در معرض خطر قرار دهد، به عنوان مثال ممکن است کودکی با کبریت بازی کند یا به وسایل خطرناک بیش از حد نزدیک شود.»

● مدیریت رفتار پرخاشگرانه و خطرناک

والدین برای اینکه رفتار پرخاشگرانه فرزندشان مجددا تکرار نشود باید آنها را مدیریت کنند. دکتر رستمی معتقد است: «حقیقت این است که می توان به کودک پرخاشگر کمک کرد و گاهی اوقات دیده شده است به طور قابل توجهی کودکان تغییر می کنند، کمک کردن به بچه پرخاشگر برای والدین، مسوولیت سنگینی است که مستلزم تلاش بسیار، صبوری، پیگیری، مراقبت و به کارگیری مستمر روش های مدیریت کودک است.» او در پاسخ به این سوال که بهترین روشی که پدر و مادر باید آن را به کار گیرند تا باعث کاهش پرخاشگری در فرزندشان شود ، گفت: «والدین باید به طور متداوم از گام های اساسی برای برخورد با رفتار پرخاشگرانه و خطرناک استفاده کنند که شامل پنج گام است که در زیر خلاصه وار ذکر می کنم.»

رفتار کودکان تان را متوقف کنید، او را مختصری سرزنش کنید و رفتار نامقبول او را نام ببرید:

گاهی اوقات پدر و مادر باید سریعا رفتار و عمل پرخاشگرانه فرزندشان را متوقف کنند مخصوصا در زمانی که ایمنی کودک و دیگران به مخاطره می افتد. والدین باید پس از متوقف کردن رفتار، کودک را به صورت مختصر اما جدی سرزنش کنند و سوءرفتاری که مرتکب شده را نام ببرند. به عنوان مثال: «هرگز نباید دوستت را هل بدهی»

▪ بلافاصله کودک را در محدودیت زمانمند قرار دهید:

بعد از نام بردن رفتار نامقبول کودک، والدین بدون اینکه وارد جر و بحث شده باید کودک شان را در محرومیت زمانمند قرار دهند و دکتر رستمی در پاسخ به اینکه محرومیت زمانمند چیست می گوید: «محرومیت زمانمند یعنی گذاشتن کودک در یک مکان کسل کننده و ملال آور، بلافاصله پس از اینکه رفتار بدی از خود نشان داد تا هنگامی که زمان سنج پایان زمان محرومیت را نشان می دهد و مدت زمان قرار گرفتن کودک در این محرومیت، یک دقیقه به ازای هر سال سن اوست.» والدین بهتر است از این گام مهم چشم پوشی نکنند و هنگامی که کودک در حال گذراندن محرومیت زمانمند است، خود را برای گفت وگو پس از این مرحله آماده و تمرین ذهنی کنند.

▪ با کودک در مورد رفتار پرخاشگرانه یا خطرناکش گفت وگو کنید:

به کودک بعد از سپری شدن زمان محرومیتش دوباره گوشزد کنید که آنچه را انجام داده رفتاری پرخاشگرانه و نامناسب بوده است و از او بخواهند که رفتارش را توصیف کند و جایگزین های بی خطری را در آینده از آنها استفاده کند و زمانی که کودک جایگزین های ایمن و بی خطر رفتار را به والدینش می گوید باید او را تحسین و ایده هایش را تشویق کرد و چنانچه رفتار جایگزین بی خطری به ذهن کودک نرسید باید در یافتن چنین جایگزین هایی به فرزند کمک کرد و اگر کودک با عصبانیت به پدر و مادرش گفت: ولم کنید، باید صحبت کردن با او را به وقت دیگری موکول کرد یا اینکه بار دیگر او را به محرومیت زمانمند بفرستند.

یک پیامد منطقی ملایم یا جریمه رفتاری را برای کودک در نظر بگیرید:

به عنوان مثال چنانچه کودک با بچه بزرگ و قلدر همسایه رفتاری پرخاشگرانه از خود نشان دهد احتمالا با یک پیامد منفی مثل کبود شدن قسمتی از بدن یا چشمان ورم کرده مواجهه می شود و چنانچه از یک اسباب بازی یا شی برای رفتار پرخاشگرانه اش استفاده کرد، والدین باید اسباب بازی یا آن شی را به مدت طولانی توقیف کند. ممکن است فرزندی با دوچرخه اش به سمت بچه های کوچک تر حرکت کند و آنها را بترساند اما مادر می تواند به مدت دو هفته دوچرخه او را توقیف کند که این نوع برخورد نشان می دهد که کودک آن رفتارش را برای همیشه کنار گذاشته است.

از گوش دادن انعکاسی استفاده کنید:

پس از پایان محرومیت زمانمند، کودک حالتی را دارد که می خواهد با والدینش صحبت کند و والدین باید در این مرحله از گوش دادن انعکاسی استفاده کنند تا کودک بتواند احساساتش را ابراز نماید چرا که کودکی که احساساتش را در قالب کلمات بیان می کند، کنترل بیشتری روی رفتار پرخاشگرانه و تکانشی اش دارد. این متخصص اعصاب و روان برای مهارت های اساسی گوش دادن انعکاسی، پنج رهنمود را بیان می کند: «۱ والدین باید تمامی احساسات کودک خود را بپذیرد و به آنها احترام بگذارد۲ به کودک نشان دهند که به آنچه می گوید گوش می دهند۳ والدین آنچه را که می شنوند و برداشتی که از احساس کودک شان دارند برایشان بازگو کنند ۴ احساسات فرزندشان را نامگذاری کنند. ۵ توصیه ها و پیشنهادات و دیدگاه های جایگزین را به کودک شان بگویند.»

دکتر رضا رستمی در نهایت معتقد است بسیاری از کودکان که در خانه پرخاشگرند در مدرسه نیز چنین رفتاری دارند و والدین برای کاهش این نوع رفتار باید با معلم و اولیای مدرسه هماهنگ باشند.

( www.sharghnewspaper.com

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠

افسردگی والدین بر رفتارهای اجتماعی دوران بزرگسالی کودکان تأثیر بسزایی داشته و می تواند آینده آنها را نابود کند.

به عقیده کارشناسان، افسردگی مادر در دوران کودکی فرزندش، بر رفتارهای اجتماعی وی در دوران بزرگسالی تأثیر دارد، اما در مورد پدران، نتایج تغییر روحیه و افسردگی آنها به سرعت روی کودکان مشخص می شود و رشد روانی آنها را دچار اختلال می کند.

پسرانی که پدرشان مبتلا به افسردگی هستند، دو برابر بیشتر از دختران در دوران پیش از مدرسه دچار اختلالات رفتاری و احساسی می شوند، افسردگی در سنین پایین، علامت افسردگی در دوران بزرگسالی نیست، به همین دلیل است که توجه کمتری به آن می شود، همچنین شناخت این بیماری در کودکان، تا حدی دشوارتر است.

والدین جوان در صورتی که برای بار اول صاحب فرزند می شوند، حتما از مشاوران خانواده جهت تثبیت روحی خود کمک بخواهند تا با حفظ بهداشت روانی خود، به کودکشان نیز بیشتر کمک کنند.



کودک افسرده علائم بزرگسالان را دارا نمی باشد، از این رو افسردگی در کودکان می تواند به صورت عصبانیت، تحریک پذیری و گاهی پرخاشگری خود را بروز دهد، به همین دلیل گاهی این اختلال، درست تشخیص داده نشده و یا با علائم دوران بلوغ اشتباه گرفته می شود.

اختلال در خواب کودک یکی از مهمترین علائم افسردگی در کودکان و نوجوانان است، لذا با بروز افسردگی در بزرگسالان، مشکل کم خوابی و در کودکان و نوجوانان مشکل پرخوابی ایجاد می شود، کودکان افسرده به بیداربودن رغبتی نشان نداده و تا نیمه های روز در خواب هستند.

افسردگی از اختلالات نسبتا شایع در سنین نوجوانی و پیش از نوجوانی است. دراین بیماری حتی ممکن است که شادی و افسردگی با هم همراه باشند و این امر باعث شود که والدین در تشخیص بیماری با افسردگی روبه رو شوند.

افسردگی مادران باردار، عامل مهمی در ایجاد اختلال در رشد جنین است. زنانی که در دوران بارداری دچار افسردگی هستند، نه تنها به جنین خود آسیب می رسانند، بلکه فرزندشان بعد از تولد نیز از رشد روانی و جسمی کندتری نسبت به سایر کودکان برخوردار خواهدشد.

احتمال بروز مشکلات رفتاری و ادراکی در کودکانی که مادرشان دچار افسردگی است، 50 درصد بیشتر از دیگران است، بروز افسردگی در دوران بارداری می تواند در دوران پس از زایمان هم منجر به افسردگی شدید مادر شود و این موضوع احتمال بروز مشکلات در فرزندان را افزایش می دهد، همچنین افسردگی در دوران بارداری به تنهایی می تواند احتمال بروز مشکلات در فرزندان را 34درصد افزایش دهد.

مادرانی که در هنگام بارداری دچار افسردگی هستند، رفتارهای خشونت آمیز 4برابر بیشتر، فرزندشان را در دوران نوجوانی تهدید می کند. این کودکان همچنین با احتمال بیشتری نسبت به دیگر کودکان ممکن است دست به ارتکاب رفتارهای ضداجتماعی زنند.

منبع: کیهان

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩٠

یک فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان با اشاره به اینکه لجبازی در کودک معمولا به صورت بد رفتاری بروز می کند، گفت: ایجاد فضای ارتباطی مثبت بین والدین و کودک بهترین کمک کننده برای برطرف کردن لجبازی است و استفاده از روش‌های تشویقی کلامی به خصوص زمانی که کودک مطیع است توصیه می شود.

دکتر جواد محمودی قرائی در گفت‌وگو با ایسنا، اظهار داشت: لجبازی کودکان به صورت مقابله جویی با منابع قدرت مانند پدر و مادرخود را نشان می دهد به نحوی که معمولا کودکان خواسته والدین را انجام نمی دهند یا به نوعی بر خواسته خود پافشاری کرده و یا عمدا کاری می کنند که می دانند باعث ناراحتی آنها می شود. همچنین در مواردی تلافی جویی می کنند و یا نسبت به والدین از خود پرخاشگری نشان می دهند.

وی با اشاره به اینکه لجبازی کودکان در بعضی از سنین مانند دوسالگی و نوجوانی جزء رشد طبیعی محسوب می شود، افزود: در این شرایط کودک با لجبازی اعلام استقلال و موجودیت می کند ولی در صورتی که شدت آن بیش از حد انتظار باشد، نشان‌دهنده یک اختلال است همچنین لجبازی در سایر سنین و به غیر از دو مقطع سنی یاد شده در صورتی که باعث به هم زدن روابط با والدین شود و یا تنش و استرس زیادی را ایجاد کند به عنوان اختلال در نظر گرفته می شود.

این فوق تخصص روانپزشکی با بیان اینکه والدین درکنار حفظ نقش مدیریتی خود نباید با کودک وارد جنگ قدرت شوند، گفت: والدین باید سعی کنند لجبازی کودک را مدیریت کنند و کنترل اوضاع را به آنها ندهند و شرایط را از قبل پیش بینی کنند و رفتارهای جایگزین پیشنهاد بدهند تا کودک را از موقعیت لجبازی دور کنند و حتی در مواردی می توانند از خود انعطاف نشان دهند و تا حدی به کودک حق تصمیم گیری و انتخاب بدهند.

راه های برخورد با لجبازی، متفاوت است

دکتر محمودی قرائی در ادامه مقابله جویی، بی اعتنایی، پرخاشگری وتلافی جویی را از علائم لجبازی دانست و گفت: اولین اقدام در برابر کودک لجباز، شناسایی علت این رفتار است زیرا لجبازی علل مختلفی دارد و در مواردی ممکن است به دنبال حادثه ای ناگوارمانند از دست دادن یکی از اعضای خانواده در پی یک تصادف شدید ایجاد شود و معمولا کودکان تظاهرات هیجانی و استرس خود را به صورت بد رفتاری از جمله لجبازی نشان می دهند و در این مورد، کودک باید تحت حمایت روانی قرار گیرد.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به دیگرعلل لجبازی اشاره کرد و ادامه داد: اختلال لجبازی در بعضی شرایط به واسطه وجود یک اختلال خلقی و به دنبال تحریک پذیری و افسردگی ایجاد می شود که در این حالت پیدا کردن و درمان اختلال زمینه ای ضروری است، همچنین در حالت دیگر اختلال لجبازی مقابله ای به طور مستقل وجود دارد و در بعضی کودکان که بیش فعالی نقص تمرکز دارند همراه با این اختلال، اختلال لجبازی مقابله جویی و رفتارهای بی اعتنایی نیز دیده می شود که درمان این مورد نیز ضروری است.

این فوق تخصص روانپزشکی کودک و نوجوان تصریح کرد: در صورتی که اختلال لجبازی بدون علل دیگر مطرح باشد، شیوه رفتاری و نحوه فرزندپروی والدین موثر است و می تواند باعث تشدید و یا کاهش علائم شود و در این موارد والدین باید روش‌های فرزند پروری را که می تواند لجبازی را از بین ببرد از منابع مختلف بیاموزند و یا در دوره هایی که در مراکز تخصصی وجود دارد شرکت کنند.

دادن حق انتخاب به کودک، لجبازی را کاهش می دهد

دکتر محمودی قرائی در ادامه گفت: انعطاف پذیری و دادن اختیار به کودک در انتخاب‌هایی که از طرف والدین پذیرفته شده است و باعث بروز مشکل نمی شود به کاهش لجبازی کمک می کند ولی در صورت بروز رفتارهای آسیب زا همراه با لجبازی، والدین باید با قاطعیت رفتار کنند البته منظوراز جدی بودن پرخاشگری و توهین نیست و والدین تنها باید روی کلام خود ایستادگی داشته باشند تا کودک متوجه شود با بد رفتاری چیزی را به دست نمی آورد.

وی با تاکید بر اینکه در مواجهه با لجبازی کودکان تنبیه های بدنی توصیه نمی شود افزود: والدین باید ضمن مدیریت هیجان خود از تشدید رفتارهیجانی کودک جلوگیری کنند و با ایجاد ثبات و آرامش به کودک نشان دهند با سر و صدا کاری درست نمی شود و این احساس را به آنها انتقال دهند که مدیریت اوضاع همچنان در دست آنها است.

عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران با رد تنبیه های محرومیتی و یا در نظر گرفتن پیامد برای رفتار ها ادامه داد: تنها تنبیهی که خفیف است و باعث تشدید لجبازی و مقابله جویی نمی شود و به کودک صدمه نمی زند، در مواردی کمک کننده است.

دکتر محمودی در پایان خاطر نشان کرد: در مواردی که شدت لجبازی خیلی زیاد است و والدین قدرت مدیریت اوضاع را نداشته باشند، مراجعه به روانپزشک و مشورت با آنها کمک کننده است.

منبع: ایسنا

نویسنده: امراله قاضی - چهارشنبه ٥ آبان ۱۳۸٩

 

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم  

امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آن‌ها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرد.

تعریف‌ پرخاشگری‌

پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشئت‌ می‌گیرد. این‌ رفتار را می‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌بندی‌ کرد:

 -  پرخاشگری‌ خصمانه؛ رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزاررساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزاررساندن‌ است. برای‌ مثال، کودکی‌ کودک‌ دیگر را می‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک‌کاری‌ می‌پردازند.

 - پرخاشگری‌ وسیله‌ای؛ رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌دست‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آن‌ها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. برای‌ مثال، کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تایید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد.

ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد.

جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد:

الف) پرخاشگری‌ درونی‌

ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌

چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می‌افکند و دچار خشم‌ فروخورده‌ می‌شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان‌ افسرده‌ در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند. خشم‌ درونی‌ عصبانیت‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می‌آورد.

خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریادکشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب‌کردن‌ اشیا بروز دهد.

 

علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ :


ادامه مطلب ...
مطالب اخیر:
کدهای اضافی کاربر :


نیت کنید و اشاره فرمایید


Online User