خیانت همسران

   

منبع: سایت روانشناسی- مشاوره

در این نوشته با انواع خیانت های زنان و شوهران متاهل و دلایل آن آشنائی پیدا میکنید. آشنائی با دلایل انواع خیانتهای همسران متاهل به افراد این فرصت را می دهد که با اتخاذ تمهیدات لازم از لغزش خود و همسرشان در سراشیبی خیانت اجتناب کنند.

 در جـوامع غربی در %66 ازدواجها پدیده خیانت مشاهده می گردد.

در ازدواجـهـایـی کـه یـکـی از زوجـین دست بهخیانت زدهاحتمال طلاق افزایش یافته است.

خیانتهای جنسی به طلاق کشیده میشود. %75 

 ماهیت خیانت عشقی با خیانت جنسی تفاوتدارد..

زنان و مردان برای خیانت عشقی خود دلایل یکسان اما برای خیانتهای جنسی خود دلایل متفاوتی دارند.

.

25% مردان و 15% زنان جوامع غربی در دوره تاهل و زندگی مشترکشان بیش از 4 رابطه ی جنسی غیر مشروع دارند.

    از افرادی که مرتکب خیانت جنسی شده اند 15% همسر پیشین خود را طلاق داده و با معشوقه خود ازدواج کرد ه اند.

80% افرادی که به قصد ازدواج با معشوقه خود همسر خود را طلاق داده اند پشیمان گشته اند.

بیشتر رابطه های پنهانی معمولا 2-3 سال بطول می انجامد اما برخی ممکن است مادام العمر باشد.

عامل خوشبختی در زندگی زناشوئی احتمال خیانت را منتفی نمی کند.

پر مشغله بودن همسر عامل ناتوان کننده ای برای نداشتن رابطه ی پنهانی وی نمی باشد.

بطور کلی 3 نوع خیانت و یا رابطه پنهانی وجوددارد:

رابطه عشقی -رابطه جنسی -رابطه اینترنتی 

تعریف خیانت عشقی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک پیوند احساسی و جنسی صمیمانه میان یک فرد متاهل با فرد  دیگری که همسر قانونی وی نمیباشد برقرار میگردد. 

تعریف خیانت جنسی: یک رابطه پنهانی میباشد که در آن یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسر قانونی وینمیباشد رابطه جنسی برقرار میکند. در این نوع رابطه عنصر علاقه و یا وابستگی احساسی وجود ندارد.

تعریف خیانت اینترنتی: شامل گفتگو و تبادل تصاویر و مشخصات یک فرد متاهل با فرد دیگری که همسرقانونی وی نمیباشد از طریق اینترنت و چت. محتوای گفتگوها و تبادل تصاویر و مشخصات عموما در رابطه با مسایل جنسی و صمیمانهمیباشد. 

عمده نیازهایی که فرد در یک رابطه نامشروع و پنهانیسعی در تامین آنها دارد به قرار زیر میباشد:مورد نیاز بودن -رفاقت-درک شدن-از سوی فردی دوستداشته شدن-یک ریسک لذت بخش و مفرح-احساس آزادی - استقلال-سرگرمی- برآورده ساختننیازهای جنسی-تقویت اعتماد بنفس-سلطه جویی-تجربه تازه-ماجراجویی-القاء داشتناستحقاق و شایستگی-رقابت-شیطنت-پر کردن خلاء تنهایی-برتری جویی-انتقام جویی-تعلقپذیری-احساس امنیت-مورد پذیرش واقع شدن-هیجان-لذت جویی-احساس جوانی کردن-تنوعطلبی-خود شناسی.

خیانت عشقی: این نوع رابطه پنهانی در ابتدا از یکصحبت کوتاه آغاز شده و به تدریح به یک رابطه عمیق و شدید بدل میگردد. در پایان نیزچیزی جز ندامت و از هم پاشیدن زندگی فرد ثمری در پی ندارد. انگیزه اصلی آن افزایشاعتماد بنفس فرد میباشد اما بطور کاذب. به انواع رابطه عشقی خیانت آمیز توجهکنید:

تفننی، خیانت جنسی خیانت عشقی، رابطه عشقی کورکورانه، رابطه عشقی

رابطه عشقی کورکورانه: در این نوع رابطه پنهانی فردبه نوعی به عشق اعتیاد دارد. وی به احساسی که در هنگام عاشق شدن به وی دست میدهد کههمان افزایش ترشح آمفیتامین در بدنش میباشد اعتیاد دارد. که معمولا فرد را غیرمنطقی و شیفته میگرداند. یک شهوت کورکورانه نسبت به یک فرد میباشد که در آن عشقبصورت وسواسی، غیر واقعی، آتشین و بی پروا نمود پیدا میکند. فرد در این نوع عشق خودرا به مخاطره انداخته و به آب و آتش میزند که به وصال معشوق خود برسد. هنگامی کهمعشوق در کنار فرد عاشق نباشد احساس عذاب میکند و هنگامی که معشوق حضور دارد احساسوجد. این نوع رابطه عشقی میتواند از چند هفته تا چند چندین سال بطول انجامد. اما پساز گذشت زمان هر دو فرد پی میبرند که آنطور که تصور میکردند یکدیگر را نمیشناسند وبا یکدیگر سازگاری و تفاهم ندارند. در این نوع رابطه فرد از همسر و یا شریک پیشینخود معمولا جدا میگردد.

رابطه عشقی تفننی: این نوع رابطه پنهانی بر مبنایدوستی، تفاهم و مراقبت دو جانبه از یکدیگر شکل میگیرد. این نوع رابطه به نوعیگریختن از وظایف، مسئولیتها و فشارهای زندگی روزمره و پناه آوردن به یک فرد جدیدمیباشد. در این نوع رابطه دو فرد بطور قابل ملاحظه ای احساساتی میباشند و ممکن استکه با هم رابطه جنسی برقرار کنند و یا هیچگونه رابطه جنسی با یکدیگر نداشته باشند. در این نوع رابطه دو فرد اعتقاد دارند که فرصتی برای خود شناسی، رابطه جنسی، تجربهاندوزی، مشاوره و مورد پذیرش قرار گرفتن در اختیار آنان قرار میدهد. دو فرد در ایننوع رابطه بسیار محرم یکدیگر بوده و رازدار میباشند. میتواند سالها بطول انجامد ویا حتی مادام العمر ادامه یابد. فرد ممکن است از همسر و یا شریک پیشین خود جدانگردد و حتی اعتقاد داشته باشد که رابطه پنهانی وی و برآورده گشتن نیازهای وی ازاین طریق سبب تحکیم زندگی مشترکش میگردد.

رابطه عشقی مقطعی: این نوع رابطه پنهانی در دورانتغییر و تحول و عبور از یک مقطع به مقطع دیگر زندگی فرد به وقوع می پیوندد. میان دوفردی که خواهان تجارب غیر جدی، سرگرم کننده و افزایش دهنده عزت نفس میباشند. بیشتردر هنگام رویدادهای مثبت مانند ارتقاء مقام، ترفیع، پاداش، یافتن شغل جدید توسطهمسر، فرزند دار شدن و یا نقل مکان به یک خانه جدید حادث میگردد. در زمان موفقیت درفرد نوعی احساس شایستگی و کفایت پدید می آید که در فرد توقع یک پاداش ویژه را ایجادمیکند. مانند رابطه برقرار کردن با یک فرد تازه که هم سرگرم کننده باشد و هم زیادسختگیر و مشکل پسند نباشد. این حالت در زمانهای ناخوشایند نیز میتواند به وقوعبپیوندد. زمانی که فرد خواهان فردی است که قادر باشد ناکامی، شکست و ناراحتی وی رادرک کرده و تسلی خاطر و پشتیبان وی باشد. این نوع رابطه کلا زود گذر میباشد و عمرشکوتاه است. شاید کمتر از یک سال و بندرت زندگی مشترک فرد را از هم میگسلد. اینرابطه برای فرد نیازهای امنیت، اختیار داشتن، تعلق پذیری، عاشق و معشوق بودن، موردپذیرش بودن و اعتماد بنفس را تامین میکند.

رابطه عشقی انتقامجویانه: برخی از زنان از مردان وبرخی مردان نیز از زنان نفرت دارند. آنها لذت را در آزار دادن، فریب دادن و بازیدادن دیگران میبینند. آنها دروغگویان ماهری نیز میباشند. آنها قربانیان خود رامعمولا از میان افراد آسیب پذیر، ساده لوح و معصوم شناسایی و انتخاب میکنند. آنهادر ابتدا وعده های خوشایندی به طرف مقابل میدهند اما در انتها چیزی جز ناکامی، رنجشخاطر و تحقیرشدگی برای قربانی باقی نمیگذارند. فرد ابتدای آشنایی خیلی با حیله گریو ظرافت به قربانی نزدیک میگردد. ممکن است خود را فرد بسیار موفق و یا سرشناس معرفیکند و یا آنکه خود را یک قربانی رقت انگیز جا زده و حس ترحم قربانی را بر بینگیزد. اما پس از گذشت زمان بتدریج قربانی را نا امید، تحقیر و مطیع خود میگرداند. پول،وقت، انرژی و اعتماد بنفس قربانی خود را میگیرد. در اینگونه افراد با سلطه جویی وکنترل کردن فرد دیگر نوعی احساس امنیت در فرد پدید می آید. فرد در این رابطه پنهاناز همسر و یا شریک پیشین خود جدا نمیگردد.

خیانتجنسی

/ 5 نظر / 23 بازدید
موسوی

سلام من دچار مشکل هستم می توانید به من کمک کنید؟

ناشناس

سلام من و همسرم 4 ماهه ازدواج کردیم ولی همسرم هنوز معنای تعهد رو درک نکرده وبا دخترا ارتباط داره.نمیتونم دوستامو بیارم خونه چون بهش اعتماد ندارم. جدیدا هم با زن دوستش دوست شده بود ک مچشو گرفت و رابطشون بهم خورد من خیلی دوستش دارم واسه همین بخشیدمش ولی اون بازم ارتباط تلفنی با دخترا داره نمیدونم چکارکنم.ازش میپرسم چرا میگه واس سرگرمی آخه این چه سرگرمیه که داره بخاطرش زندگیشو خراب میکنه.خیلی بهم دروغ گفته جوری ک حتی دیگه قسماشم باورم نمیشه لطفا کمکم کنید بهم بگید چکارکنم؟ مرسی

فاطمه

بنظر من یکی از دلایل ازدواج اجباری و ترس از خانواده نیز میتواند باشد

رازی

می پسندم خوب است